آیا اعتراف نتیجه ی گفت و گو و دیالوگ زندانی با بازجو است یا خیر؟
منبع : وبلاگ پرسه در بزرگراه
نویسنده :خالد توکلی
در ماههای اخیر در مورد اعترافات تلویزیونی زندانیان سیاسی، بحثهای متفاوتی ارائه شده است. برخی با استناد به آنها، خواهان مجازات متهمان و عده ای دیگر از افراد شده اند که علیه آنها اعتراف صورت گرفته است. برخی دیگر اعتراف در زندان و در شرایط غیر معمول را فاقد وجاهت قانونی دانسته و آن را بی اعتبار می دانند.
من از زاویه ای دیگر به اعتراف نظر می اندازم و در پی پاسخ به این پرسش بر خواهم آمد که آیا اعتراف نتیجه ی گفت و گو و دیالوگ زندانی با بازجو است یا خیر؟ اصولاً برخورد میان بازجو و زندانی حتی اگر همراه با شکنجه و آزار و اذیت روحی و جسمی نباشد، از جنس گفت و گوست؟
– گفت و گو و دیالوگ در هر وضعیتی امکان پذیر نیست. حداقل بایستی شرایط برابر برای طرفین فراهم شود و استدلال مبنای قبول یا رد فکر و نظر باشد. شرایط برابر در دستیابی به اطلاعات، امنیت و امکانات زندگی از لوازم اولیه برای گفت و گو است.
– گفت و گو میان دو هویت امکان پذیر نیست. هویتها با هم گلاویز می شوند و به جنگ با یکدیگر مشغول می گردند. اما حقیقتها دیالوگ را پیشه می کنند. پایان درگیری هویتها، حذف و تسلیم دیگری است اما در رویارویی حقیقتها، حقیقت تازه ای متولد می شود و حوزه ی فکر و نظر گسترش می یابد. در اعترافات افکار ابطال نمی گردند بلکه فرد از هویت قبلی خود دست می شوید و به انکار آن می پردازد. در واقع اعتراف نشان می دهد که هویتی اسیر هویتی دیگر شده است. در میان مردم نیز رایج است اگر قدرت مقاومت بالا باشد، فرد اعتراف نمی کند، نمی گویند اگر استدلال قوی تری داشت، حاضر به اعتراف نمی شد.
– در اعترافات ظهور و بروز فکر و ترکیب نظری جدیدی به چشم نمی خورد، یک طرف پیروز میدان و دیگری شکست خورده است. یک طرف کاملاً مواضع خود را بر حق می داند و بر آن پای می فشارد و دیگری تمام آنچه را در گذشته بدان اعتقاد داشته رها کرده و دگرگون شده است. در حقیقت اعتراف شاید ناشی و در نتیجه ی ندامت یا اجبار باشد اما قطعاً نتیجه ی اقناع نیست که مبتنی بر استدلال و نیازمند آن است
