جایزه پروانه طلایی فیلم‌های حقوق بشری عفو بین‌الملل برای شادی صدر، یادداشت شادی صدر در این باره

جایزه‌ی پروانه‌ی طلایی جشنواره‌ی فیلم‌های حقوق بشری سازمان عفو بین‌الملل به شادی صدر که در فیلم “زنان در کفن” حضور دارد تعلق گرفت. “زنان در کفن” فیلمی است مستند، ساخته‏ی محمدرضا کاظمی و فرید حائری‏نژاد. این فیلم به مسائل حقوق بشر و به‏ویژه وضعیت قربانیان قوانین نابرابر در سیستم قضایی ایران نسبت به زنان می‏پردازد که بخش اصلی فیلم مربوط به موضوع سنگسار در ایران است. “زنان در کفن” تلاش‏های چند فعال حقوق زنان در تهران، خصوصاً شادی صدر را دنبال می‏کند. این مستند ۷۳ دقیقه‏ای ماه فوریه‏ی گذشته نیز برنده‏ی جایزه‏ی نهمین دوره‏ی “سینما برای صلح” در برلین شد. شادی صدر در یادداشت وبلاگی خود در مورد برنده شدن جایزه‌ی پروانه‌ی طلایی نوشته است: “جایزه باید به «کمپین قانون بی‌سنگسار» داده می‌شد که من تنها جزیی از آن بودم.. می‌خواهم این مبلغ را تقدیم کنم به پروژه‌ای که بتواند درد و رنج زنان سرزمین‌ام را در یکی از تاریک‌ترین دوران‌ها از نظر نقض حقوق بشر، یعنی دهه ۵۷-۶۷، مستند کند.”

جایزه پروانه طلایی؛ تقدیم به خاطره رنج زنان

یادداشت شادی صدر

دیشب که خسته و خرد و خاکشیر رسیدم خانه، دیدم روی موبایلم که طبق معمول جا گذاشته بودم صد تا پیام و میس کال (راستی فارسی اش چی می شه؟) هست. ای میلم را که باز کردم، معنی آن همه تماس بی پاسخ را فهمیدم: در مراسم اختتامیه جشنواره فیلمهای حقوق بشری عفو بین الملل، هیات داوران این جشنواره، جایزه پروانه طلایی را به دلیل امیدبخش ترین و با ابهت ترین فعالیت، که در فیلم “زنان در کفن” به نمایش گذاشته شده بود، به من اعطا کرده است.

کاندیداهای دیگر، سومالی مام، از کامبوج و ربیعا خدیر، از الجزایر بودند که نه از باب تعارف، که از ته دل می گویم، هر دوی آنها بیش از من مستحق دریافت این جایزه بودند. سومالی مام، فمینیست کامبوجی، زندگی چندین دختر خردسال را از چنگ قاچاقچیان تجارت سکس و پورنوگرافی و فحشا نجات داده است و ربیعا خدیر، مادر فعال سیاسی که سالهاست ناپدید شده، جنبش مادران و دادخواهی را در الجزایر رهبری کرده است. با هر دوی اینها، هفته پیش آشنا شدم، وقتی در دو روز از جشنواره شرکت کرده بودم. اما متاسفانه در مراسم اختتامیه نبودم و اصلا فکرش را هم نمی کردم که این جایزه را به من بدهند. جایزه ای که نه به من، که باید به تک تک فعالان کمپین قانون بی سنگسار، چه آنهایی که زندگی، فعالیتها وتصویرشان در فیلم نمایش داده می شود، به خصوص محبوبه عباسقلی زاده، آسیه امینی و اعضای شبکه وکلای داوطلب و چه آنهایی که به هر دلیل، در آن فیلم نیستند داده می شد. در واقع جایزه باید به “کمپین قانون بی سنگسار” داده می شد که من تنها جزیی از آن بودم. افتخار این جایزه، از آن این کمپین است و اگر روزی، موزه جنبش زنان درست شود، جایزه باید به بخش مربوط به کمپین قانون بی سنگسار منتقل شود.

اما ۵۰۰۰ یورو، وجه نقدی این جایزه را می خواهم تقدیم کنم به “خاطره”. به باور من، ما تاریخ رنج و درد و خشونت را تکرار می کنیم، چون هیچگاه خاطراتمان، مستند نشده، بازگو نشده و درد و رنج قربانیان خشونت، به رسمیت شناخته نشده است. از این رو، می خواهم این مبلغ را تقدیم کنم به پروژه ای که بتواند درد و رنج زنان سرزمینم را در یکی از تاریک ترین دورانها از نظر نقض حقوق بشر، یعنی دهه ۵۷-۶۷ را مستند کند. می دانم که این مبلغ، در مقابل حجم عظیم کاری که باید صورت بگیرد بسیار ناچیز است اما می تواند شروعی باشد برای نوشتن بخشی از تاریخ ما زنان. و امیدوارم که ادای دین و احترامی باشد به همه آنهایی که آزادی، رهایی، جوانی، وطن، خانواده و دوستانشان را در سالهای ۵۷ تا ۶۷، از دست دادند. همه آنهایی که نسل من، هیچگاه نتوانست صدایشان را بشنود و تجربه شان را زیست کند. بنابراین، این مبلغ به گروه یا شخصی داده خواهد شد که پروژه ای را برای مستند کردن خاطرات زنان از تهدید، آزار و اذیت، سرکوب، زندان، شکنجه و تبعید در سالهای ۵۷-۶۷ پیشنهاد کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.