عصر جدید فمنیسم در روسیه
زویا خوتکینا ۱
ترجمه از : نیلوفر انسان ،نگار انسان
کانون زنان ایرانی : جنبش زنان در روسیه معاصر به عنوان یک کنش اجتماعی،فرهنگی و سیاسی در سطح گروهها و سازمانهای زنان وجود دارد و هدفش گرد هم آوردن علائق زنان از طبقات مختلف اجتماعی و ایجاد تغییری در نظام روابط جنسیتی این کشور است.وزارت امور قضایی فدراسیون روسیه به شکل رسمی نام ۶۰۰ سازمان زنان را ثبت کرده است.جنبش زنان در روسیه یکی از فعالترین جنبش هااست که شامل ۱۰ تا از فعالترین ان جی اوهای زنان در جهان است.
فمنیسم روسی(به عنوان اساس یک تغییر اجتماعی) شبیه به چیست؟
جنبش زنان در روسیه معاصر به عنوان یک کنش اجتماعی،فرهنگی و سیاسی در سطح گروهها و سازمانهای زنان وجود دارد و هدفش گرد هم آوردن علائق زنان از طبقات مختلف اجتماعی و ایجاد تغییری در نظام روابط جنسیتی این کشور است.وزارت امور قضایی فدراسیون روسیه به شکل رسمی نام ۶۰۰ سازمان زنان را ثبت کرده است.جنبش زنان در روسیه یکی از فعالترین جنبش هااست که شامل ۱۰ تا از فعالترین ان جی اوهای زنان در جهان است.
برای درک اصل جنبش زنان معاصر در روسیه و برای تمییز آن از فمنیسم غربی ، لازم است که حد اقل خلاصه ای از ریشه های تاریخی آن را بررسی کرد.در این بخش من تنها فرضیه های اصلی این مسئله را نشان خواهم داد و به ذکر نمونه ها و حقایق تاریخی اندکی خواهم پرداخت.
فرضیه اول
فمنیسم روسی به عنوان نظریه و جنبش زنان به عنوان شکل پراتیک آن از غرب به روسیه وارد نشده است؛بلکه حتی سنت تاریخی عمیقی در این کشور نیز دارد که به میانه قرن ۱۹ باز می گردد.این بدان معناست که این جنبش بیش از ۱۵۰ سال قدمت دارد نه ۱۵ سالی که برخی از متخصصان غربی و روسی از آن یاد می کنند.روسیه دو موج بزرگ فمنیسم را تجربه کرده است.
. موج اول از میانه قرن ۱۹ تا سال ۱۹۳۰
. و موج دوم از اواخر دهه ۱۹۸۰ تا کنون
موج اول فمنیسم در روسیه(از میانه قرن ۱۹ تا سال ۱۹۳۰)
روزهای آغازین فمنیسم در روسیه پیوند بسیار نزدیکی با جنبش آزادی خواهی و حقوق دهقانان در قرن ۱۹ دارد.مبارزه برای حقوق دهقانان بود که مسائل مربوط به وضعیت و حقوق زنان را به امری واقعی بدل نمود.غربی ها درباره فمنیسم دوره شوروی در روسیه اطلاعات بیشتری دارند،فمنیسمی که با نام الکساندر کولنتای پیوند خورده است.در حالیکه با دوره پیش از انقلاب موج اول فمنیسم در روسیه به اندازه کافی آشنا نیستند.اما امروزه با تکیه بر تلاشهای تاریخدانان فمنیست روسیه مدرن، در گفتمان علمی این حوزه، اسناد و متون نظری چندی از فمنیستهای روسی پیش از انقلاب روسیه نیز وجود دارد.این متون نشان می دهد که جنبش اجتماعی زنان در روسیه آن زمان چقدر قوی و تاثیر گذار بوده و پایه نظری جدی و قوی خود را داشته است.
ذات وسیع جنبش زنان در روسیه به عنوان مثال با تشکیل اولین کنگره زنان پان روسی در سن پترزبورگ به سال ۱۹۰۸ خود را نشان می دهد.کنگره با حضور ۱۰۰۰ مدعو تشکیل شد.برخی حتی تعداد شرکت کنندگان را بیش از این تخمین می زنند.این هزار نفر نماینده سازمانهای زنان از بخش زنان در احزاب سیاسی تا سازمانهای خیریه و پرولتاریایی در این بخش بودند.متن سخنرانی های آنها نشان می دهد که مسائل و مشکلات اصلی ای که در کنگره به بحث گذاشته شدند عبارت بودند از وضع سیاسی و اجتماعی زنان،وضع اقتصادی و مسئله کار دستمزدی زنان،حضور زنان در دولت ، سرنوشت دموکراسی ، زنان در روسیه و غیره…واضح است که برنامه کنگره برگزار شده زنان در ۱۰۰ سال پیش بی ارتباط با امروز هم نیست!
می توان از واقعیت های زیر به بلوغ موج اول فمنیسم در روسیه و بدل شدن آن به یک نظریه پی برد.برای بیش از ۱۰ سال(۱۹۱۷-۱۹۰۷)روسیه شاهد انتشار مجلات فمنیستی بود.مجلاتی از قبیل گازت زنان و انجمن زنان که حاوی مقالات و مطالبی جدی بودند.مطالبی در رابطه با مشکلات زنان کارگر،حضور زنان در دولت،در رابطه با ازدواج،سقط جنین و روسپی گری و نیز مطالبی که جنبه اطلاعاتی داشته و در رابطه با سازمانهای زنان خارجی،سازمانهای سیاسی زنان و سازمانهای استانی مربوط به زنان بودند.این مجلات دارای مقالاتی نظری هم بودند که از آن جمله می توان به مقالاتی از قبیل “چند کلمه درباره فمنیسم” از کالیمانویچ ، “زنان و حقوق برابر” از کوسکوفا و “روسپی گری صورتی از خشونت علیه زنان” از پکروویسکایا و غیره اشاره کرد.
پس از آن نظریه فمنیسم به دوشاخه اصلی و کوچک تر فمنیسم تساوی طلب و فمنیسم تفاوت محور تقسیم شد.شاخه تساوی طلب که مشهور تر و قوی تر بود نبردش ، کسب حقوق برابر با مردان بود که بسیار مناسب زمان خود است.اگر چه جایگاه هواداران فمنیسم تفاوت محور با نظریه مبتی بر”تساوی در عین تفاوت”در سخنرانی های کنگره و انتشارات آنها نشان داده شد.
در اینجا نقل قولی را از سخنرانی ای با عنوان”خود آگاهی زنان،عاملی در استقرار مجدد جامعه ” که توسط اولگا ساپیر ایراد شد می آوریم:”زمان آن فرا رسیده تا دیگر دست از اثبات این ادعا برداریم که زن هم می تواند مثل مرد باشد:نه!پیش از همه زن باید خودش باشد و توانایی های فردی خود را گسترش دهد.”
فرضیه دوم
با توجه به مباحث ذکر شده در بالا فرضیه دوم من این است که حقوق زنان در اتحاد جماهیر شوروی بر خلاف آنچه که توسط برخی از نویسندگان غربی و روسی گفته می شود، حقوق به دست آمده از بالا نبود.در سال ۱۹۱۷ بود که زنان همه این حقوق اجتماعی و سیاسی را گرفتند و برای گرفتن آنها نزدیک به پنجاه سال جنگیده بودند.بلشویک ها که در نتیجه انقلاب اکتبر در سال ۱۹۱۷ قدرت را به دست گرفته بودند،کاملا هوشمندانه از تظاهرات جنبش زنان برای غلبه بر آنها استفاده کردند و حقوق اجتماعی و سیاسی را تمام و کمال به آنها دادند.
الکساندر کولنتای نقش مهمی را در فرایندی بازی کرد که در آن سنتها و نظریه های جنبش زنان روسیه و موج اول فمنیسم ادامه نیافت،فراموش و حتی در دوره اتحاد جماهیر شوروی ممنوع شد.پیش از انقلاب ،او به کارگران زن آموخت که دلبستگی های اجتماعی آنها اشتراک بیشتری با “مردان پرولتر” دارند تا “فمنیستهای بورژوا”(کولنتای،۱۹۰۹).تظاهرات “زنان پرولتر”که به رهبری او بر علیه “فمنیسم بورژوازی”در اوائل قرن ۲۰ در روسیه برگزار شد شباهت زیادی با تظاهرات سیاسی فمنیستهای آفریقایی-آمریکایی بر علیه”فمنیسم سفید زنان طبقه متوسط”داشت که فمنیسم غربی را در دهه ۱۹۸۰ به چالش کشید.
در اوائل دهه ۱۹۲۰ کولنتای هم چنین کوشید تا همه سازمانهای زنان جدا از بخشهای زنان سازمانهای کارگری را منسوخ اعلام کرده و تحریم کند.در آغاز فعالیتهای کولنتای پس از انقلاب ۱۹۱۷ از اتحادیه های کارگری و شوراهای محلی زنان خواست که به ایراد وظیفه در دو زمینه کار و کنش سیاسی بپردازند.چرا که کشور در آغاز راه صنعتی شدن بود و به دستان کارگر نیاز داشت و از طرف دیگر بلشویک ها نیز در حال تقویت قوای خود بودند.در حالیکه بخش زنان تلاش می کرد تا قلمرو فعالیتهای خود را گسترش دهد و نظارت بر بدنه و بودجه دولت را آغاز کند-کارش ممنوع اعلام شد.این به آن معناست که ۷۵ سال پیش مادربزرگان ما اولین قدمها را به سوی بودجه بندی جنسیتی برداشتند.متاسفانه جلوی فعالیتهای آنها گرفته شد در غیر این صورت راه ما برای کار کردن در روزگار خودمان بسیار آسانتر بود.
عصر جدید فمنیسم در روسیه(اواخر ۱۹۸۰ تا کنون)
سازمانهای غیر دولتی زنان به عنوان پدیده ای در زندگی اجتماعی در روسیه در اواخر دهه ۸۰ پدیدار شدند.اکنون نزدیک به ۶۰۰ سازمان زنان در روسیه وجود دارند اما تنها ۵ تا ۱۰ درصد آنها خود را سازمانهای فمنیستی می دانند.چندین سازمان زنان در روسیه وجود دارند که یا از یک شبکه وسیع منطقه ای هستند و یا خودشان با یکدیگر شبکه سازی می کنند.به عنوان مثال مرکز اطلاعات فروم زنان مستقل در حدود ۱۰۰ سازمان را به یکدیگر پیوند داده است.
اوج فعالیت موج دوم فمنیسم در روسیه را می توان اواسط دهه ۹۰(۱۹۹۳ تا ۱۹۹۵) دانست.در این دوره مجلس فدرال روسیه که حزب زنان روسیه نیز در آن حضور داشت شروع به ترویج خواسته های زنان در سطوح بالای قانون گذاری کشور کرد.علاوه بر آن در سال ۱۹۹۵ روسیه در فروم پکن در سال ۱۹۹۵ ۲۷۰ نماینده زن داشت . نمایندگانی از مجلس و سازمانهای غیر دولتی زنان.در حالیکه در اجلاس نایروبی در سال ۱۹۸۵ اتحاد جماهیر شوروی تنها ۱۰ نفر را فرستاده بود که اغلب آنها هم مردان وزارت امور خارجه بودند.پایان دهه ۱
۹۹۰ را نیز می توان فاز شکل دادن نهادی برای مطالعات روابط جنسیتی به عنوان یک جریان علمی و آموزشی دانست.
نتیجه توسعه تحقیقات روسیه حول روابط جنسیتی در اوائل قرن ۲۱ بیشتر آشکار شد.ما¬ شاهد گسترش عمومی در اشاعه این موضوع به سراسر کشور بودیم.هم چنین در کلیه نقاط کشور باارائه رساله های فراوانی حول این موضوع مواجه شدیم و استادان قوی¬ای در این حوزه پرورش یافتند.اینها همه سبب شد که در این زمینه دانشی ایجاد شود و ایده های فمنیستی را در فضای اندیشه روسیه بکارند.
۱-استاد و محقق در مرکز مطالعات جنسیت در مسکو
۲- Women’s Self-Awareness as a Factor in the Restoration of the Society
3- Olga Sapir
4- The Information Centre of The Independent Women’s Forum

