سنت خون بس در اقوام بختیاری، کرد، لر و عرب
کانون زنان ایرانی-پویه مددی:
Pouyeh.madadi@gmail.com
“م” زنی ۷۰ ساله است. سالها پیش، هنگامی که او ۱۴ سال بیشتر نداشت، برادرش مرد جوانی را از طایفهای دیگر به قتل رساند، و خانواده مقتول در برابر گذشت از قصاص، این شرط را مطرح کردند که “م” به همسری برادر کوچکتر مقتول درآید.
به گفته “م” او در آن خانواده تنها نقش مستخدم خانواده شوهر را داشت، و همه حق داشتند به او دستور بدهند، و او حق هیچ اعتراضی را در برابر آنها نداشت. در واقع وسیلهای بود برای تسکین غم از دست دادن فرزندشان.
شوهرش در برابر چشمان خانواده با او بدرفتاری می کرد، ولی زمانی که تنها بودند سعی میکرد با ابراز محبت آن رفتارها را جبران کند.
“م” تعریف میکند که شوهرش بارها به خاطر رفتارش از او عذرخواهی کرده، ولی به خاطر آداب و رسوم طایفه نمیتوانست از او در برابر خانوادهاش حمایتی کند، وگرنه طرد میشد.
زندگیقبیلهای و قومی آداب و رسوم مخصوص به خود را دارد. در زندگی قومی عرف بر قانون برتری دارد. در میان قوم بختیاری، آداب و رسوم، خواه غلط و خواه درست، در حکم قانون است، و حتی در مواردی ارزش آن از قانون بالاتر است، و سرپیچی از آن باعث طرد شدن فرد میشود.
از جمله قوانینی که متاسفانه هنوز هم در بسیاری از مناطق عشایری زاگرس در میان قبایل بختیاری، لر، کرد ، ترکمن، اعراب خوزستان و … اجرا میشود خون بس است.
یعنی اگر فردی از خانوادهای کشته شود، خانواده مقتول در قبال گذشت از قصاص قاتل، دختری از خانواده مقتول را به عقد برادر و یا یکی از بستگان نزدیک قاتل در میآوردند، و دختر پس از این ازدواج در حکم مایملک خانواده است، و هر چه آنان بگویند مجبور به پذیرش است، و حق هیچ گونه اعتراضی را ندارد. و نیز به هیچ عنوان اجازه ندارد، در صورت نارضایتی، حرفی از طلاق بزند. در فرهنگ بختیاری به آن “خون بست” یا “خون بر”(با ضمه بر روی ب) و در میان اعراب به آن “فصل” میگویند (فتحه روی ف) . خون بس یک ارتباط بین خانواده مقتول، خانواده قاتل و بزرگان است.
در میان اعراب خوزستان چهار زن به عنوان دیه به طایفه مقتول داده می شود. یک زن به خانواده مقتول، و سه زن دیگر به بقیه طایفه تعلق میگیرد.
در عشایر بختیاری و لر در ازای هر مقتول یک زن، به علاوه زمین و مقداری پول پرداخت میشود. در میان اعراب زنی که به عنوان خون بس میرود “فصیله” نام دارد که در نظام عرب جایگاه پستی دارد. وی به جز غذا خوردن حق دیگری ندارد. حق طلاق و شیربها ندارد، و تنها از طرف شوهر برای او مهریهای تعیین میشود. در خون بس ممکن است دختری که به خون بها میدهند حتی یک ساله باشد و متعهد میشوند که وقتی به سن بلوغ رسید، او را به عقد خانواده مقتول درآورند.
در واقع زن بدون اینکه خود جرمی مرتکب شده باشد، مجازات میشود و قربانی جنایت دیگری میشود. آینده تاریک و سیاه او در هیچکدام از جلسات بزرگان به هیچ عنوان مورد توجه نیست. در واقع به او تنها به عنوان کالایی نگریسته میشود که میتواند پایه و اساس جامعه قبیلهای را محکمتر کند. با این ازدواج تمامی زندگی او نابود شده، و به نوعی به حبس خانواده شوهر در میآید که میتوانند با رفتارهای خشونتآمیز خود او را به جرم ناکرده مجازات کنند.
هرچند امروز با توجه به تغییرات اقتصادی-اجتماعی جامعه، سنت خون بس نیز دچار تغییر و تحولاتی شده است، و بزرگان تمام تلاش خود را به کار میبرند تا از ارائه دختر به خانواده مقتول خودداری کرده، و به جای دختر ، دیه شرعی و قانونی مبلغی را به عنوان هزینه جشن عروسی و جهیزیه به خانواده مقتول بپردازند، اما هنوز این رسم منسوخ نشده و حتی اگر قاتل از سوی قانون مورد تعقیب قرار گیرد، تا زمانی که رسم خون بس انجام نشده باشد، احتمال انتقامجویی میان دو طایفه وجود دارد.
با اینکه امروزه مبنا را بر از بین رفتن این عرف نهادهاند و به ندرت به آن توجهی میشود، اما هنوز هستند دخترانی که به جای درس خواندن و داشتن زندگی شاد، باید تن به ازدواج دهند، بدون اینکه هیچ گونه حق انتخابی داشته باشند. در واقع تباهی زندگی آنان تاوان جنایتی ست که یکی از منسوبینشان انجام داده است.

