از زنان در مقابل تهدیدات طالبان حفاظت کنید

همزمان با تشدید حملات گروه طالبان در کشور و نشر گزارش‌ها در مورد بدرفتاری جنگ‌جویان این گروه با زنان در مناطق تحت تصرف‌شان، مجلس نمایندگان از سازمان ملل متحد خواسته است که از زنان افغان در مقابل تهدیدات طالبان حفاظت کند.

ادامه

اعظم!یادداشتی از محمد راعی فرد

بسیاری اززنانی که توسط همسرانشان ستم دیده وآزاردیده اند شکایاتشان را پس از مطرح شدن پس گرفته ومی گیرند…چرا که عرف جامعه به انان فهمانده که باید تحمل کنند ودم برنیاورند…شاید زنان بایدبه این نتیجه برسند که باید کاری کنند وحق بستانند..هرچند نسلها زمان ببرد.

ادامه

پرستو یاری: اگر صلح بیاید،ترانه ها خواهیم خواند

وضعیت فعلی زنان را در دو بعد مثبت و منفی می توان مورد تحلیل قرار داد؛ بعد مثبت آن سهیم شدن زنان در ساختارها، سطوح رهبری و ساختارهای پروسه صلح است که بسیار امیدوارکننده اما ناکافی است،‌ توقع زنان این است که حضور پررنگ تری داشته باشند در حال حاضر ما زنان را در سطح تحصیلات عالی، مسایل جاری اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و هم چنان افرادی را که به روابط ملی و بین المللی دسترسی دارند با خود داریم.

ادامه

خاکِ سستِ زن‌بودگی در افغانستان

«آخر هر روایتی باید دلیلِ راوی معلوم باشد و من دلیلی ندارم جز قبرها، رجعت مدام به قبرها، به تنها شانِ بازمانده یک قوم.» روایتی که سرانجام به ایستادن کنار مزار پدر ختم می‌شود. در انتها درست همانجایی می‌ایستد که در ابتدای کار بود. این بار به جای چشم در چشم شدن با پدر، چشم بر سنگ قبر می‌دوزد. سستی هویت را کنار پدر روایت می‌کند:«خاک را مشت می‌کنم که بی‌مکث از لابه‌لای انگشتانم سر می‌خورد. سست …سست … انگار ذره‌ای وطن هم حاضر نیست در شیار لاغر انگشتانم بماند تا برای خودم نگهش دارم، تا بنویسمش.»

ادامه

قانون مااین است، اول مرگ بعدزندگی

وقتی اتوبوس لکنته خبرنگاران وهمکاران جان مان را به دلیل کوربودن چشم مدیریت و کربودن گوش عربده کشان و یقه درانان حرفه ای سیاسی کار که نان در قاتق دین میزنند در مسلخ مرگ می کشانند ، آنگاه امواج سونامی تسلیت وپیگیری آقایانی که حتی الفبای قانون ومدیریت را هم نمی دانند جامعه را در خود غرق میکند وجالب که همگی هم دستور پیگیری می دهند

ادامه

کارگران زن فلسطینی در شهرک های اسرائیلی، حقوق پایمال شده

تنها نگرانی کارگران زن فلسطینی از دست دادن شغل نیست. نگرانی های دیگری نیز وجود دارد که عموما به آنها پرداخته نمی‌شود. مثل لیز خوردن و صدمه دیدن در حین کار که ممکن است منجر به معلولیت‌های دائمی شود. از دیگر حوادث محل کار می‌توان به برخورد با کابل برق، آتش سوزی و عدم تعبیه در خروج مناسب هنگام آتش‌سوزی در کارخانه ها اشاره کرد. زنان کارگر از اقدامات انتقام جویی شهرک نشینان نیز هراس دارند. یکی از این زنان می‌گوید که بشدت از آتش‌سوزی عمدی می‌ترسد بویژه در محیط کاری که امکان خروج اضطراری در آن فراهم نیست. نگرانی دیگر کارگران زن شاغل در مناطق شهرک‌نشین، نگاه جامعه فلسطینی به آنهاست. مردان حاضر به ازدواج با آنها نیستند زیرا با سوظن به زنانی که در این مناطق کار می‌کنند نگاه می‌شود.

ادامه

هاله و جنبش سبز، ژیلا بنی‌یعقوب

اتهام هاله حضور در تظاهرات جنبش سبز بود.او تقریبا در هرتظاهرات اعتراضی مردم بعداز حوادث انتخابات ۸۸ حاضر بود، با یک پلاکارد ثابت در دست : «شاه هم حرف مردم را دیر شنید.»برخی اوقات به جز پلاکارد گل رزی هم در دست داشت، به نشانه صلح و تاکید بر مسالمت آمیز بودن حرکت اعتراضی خودش و مردمی که عاشقشان بود.

ادامه

کسی در من تنهاست، رمانی از فاطمه جابری فرد

رُمان کسی در من تنهاست، صرفا یک داستان زنانه نیست بلکه به انسان فراتر از جنسیت نگاه می­کند اما از آنجا که پنج شخصیت اصلی آن زن هستند، دنیا را از زاویه دید زنان می­بیند. این داستان به شکل چرخشی به روایت احوالات هر یک از این پنج زن می­پردازد. به بطن زندگی تک­تک آنها سفر می­کند و دنیا را از نگاه آنها به نظاره می­نشیند.

ادامه

هاله سحابی در زندان،عاطفه نبوی

عاطفه نبوی:در همان زمان کوتاه به درستی دریافته بود که ملال و روزمرگی در روزهای تکراری زندان بزرگترین چالش پیش روی زندانی است و از هیچ تلاشی برای خنداندن و سرگرم کردن بچه‌ها و ترک انداختن بر دیوار این ملال فروگذار نمی‌کرد. انصافا هم خوب از پس آن برمی‌آمد. استعداد تئاتر و نمایش داشت و اکثر تبلیغات تلویزیونی قبل از انقلاب را از بر بود. با تمام ادا و اطوار هایش. یک نقش ثابت هم داشت در نمایش‌های گاه و بیگاه‌مان، «مادر احمدی نژاد» پسرش روی دستش مانده بود و هیچ جوره نمی‌توانست آبش کند. فی البداهه داستان‌هایی می‌تراشید و در قالب همان مادر احمدی نژاد، درشت بار فرزند ناخلفش می‌کرد.
حبس در حضور هاله سبک‌تر می‌گذشت. انگار بی آنکه بفهمی بخشی از بار تو را برمی‌داشت و این کار را چنان با جان و دل و سرخوشانه می‌کرد که گویی او آنجاست که فقط آن کار را بکند و بس.

ادامه