سال نو در زندان قرچک ورامین، عیدی آزادیت

کانون زنان ایرانی -الهام فردوسی پور:صبح روز بعد که در سالن‌ها باز شد همه به عید دیدنی می‌رفتند و بچه‌های کوچک عیدی جمع می‌کردند. با هر بار دیدنشان آتش می‌گرفتم. چرا؟ به کدام خطا باید عیدی‌هایشان را از زندانیان بگیرند و هیچ تصویری از عید واقعی، سفره هفت‌سین واقعی، عیدی‌های دنیای بیرون نداشتند. و مادرانشان چه غمگین و شرمسار از اینکه معنای سال نو را در زندان به کودکانشان می‌آموزند، در سالن این‌طرف و آن‌طرف می‌رفتند. سارینا که مرا از قبل می‌شناخت همین‌که مرا دید دست مادرش را رها کرد و به طرفم دوید. شیرینی را که در دست داشتم به او دادم. گونه‌اش را بوسیدم نگذاشت لب بازکنم و زودتر از من گفت ایشالا عیدی آزادیت … آتشم زد با حرفش! کودک بیچاره طوطی‌وار تبریک گفتن بزرگ‌ترها را تکرار می‌کرد. البته نمی‌دانم شاید هم می‌دانست که زندانی است.

ادامه

ضرورت تشکیل انجمنی حمایتی برای قربانیان اسید پاشی

یکی از فعالیت‌هایی را که NGO می‌تواند برای قربانیان اسید پاشی انجام دهد، کمک به مسائل روحی آنها می‌داند: «مسائل روحی – روانی چیزی است که فراموش می‌شود. قربانی فکر می‌کند که فقط باید جراحی ترمیمی کند و باید توجه داشت که این جراحی‌ها برای زیبایی نیست بلکه برای تداوم حیات است. خیلی از روانشناسان و روانپزشکان را می‌شناسم که حاضرند داوطلبانه برای این قربانیان کار کنند و جایی لازم است تا این افراد را دور هم جمع کرد. اگر یک قربانی اسیدپاشی کسی مثل خودش را ببیند، راحت‌تر با موضوع کنار می‌‌آید. بعضی‌ها قوی‌ترند و توانسته‌اند کنار بیایند و بعضی‌ها این‌طور نیستند. اگر این افراد کنار هم قرار بگیرند و تبادل اطلاعات و تجربیات کنند، مصایب‌شان تقسیم می‌شود.»

ادامه

روایت زندگی مادران و کودکان در زندان قرچک

کانون زنان ایرانی -الهام فردوسی:در را بست و رفت . بوی خیلی بدی می‌آمد ، همه‌جا کثیف بود . سه اتاق با کف سیمانی، بدون سرویس بهداشتی و حتی پتو . فکر کردم کف راهرو رنگ ریخته‌اند . اما فهمیدم خون بود، نمی‌دانم چند ساعت گذشته بود، هم گرسنه بودم و هم تشنه. از طرفی هم می‌ترسیدم . با مشت و لگد به در می‌کوبیدم و داد می‌زنم . همین‌که ساکت شدم صدای بچه‌ای را شنیدم گفت : اسمت چیه ؟ مانده بودم چه بگویم اول فکر کردم بچه‌ی یکی از مأموران است کفتم اسمم الهامه ، اسم تو چیه ؟ برو به مامانت بگو بیاد . گفت مامانم خوابه و رفت . باز شروع کردم به داد زدن و مشت و لگد به در . از آن طرف یکی با مشت به در زد : هی چته ؟ گفتم : آب میخوام ، می‌ترسم ، اینجا موش داره ، زمین خونیه . آرام‌تر گفت : می دونم، ببین در اینجا روبروی بند ماست . بچه‌ام مریضه به‌زور خوابوندمش . تو رو خدا داد نزن بذار بخوابه .

ادامه

ارائه تصویر غیرواقعی از زنان بزهکار :«مجرم به دنیا آمده و مجرم از دنیا خواهند رفت»

کانون زنان ایرانی-غنچه قوامی:٢١ ساله و ٢٣ ساله هستند. هر دو خواهر متهم به حمل شیشه. ٨ سال پیش با دو برادر ازدواج کرده‌اند. خواهر بزرگ‌تر دختری ۶ ساله دارد و دائم نگران آینده او است. مبادا روزی پای دخترش به‌جایی چون قرچک باز شود. می‌خواهند زبان انگلیسی و کامپیوتر را هم‌زمان یاد بگیرند، اما ساعات دو کلاس تداخل دارد. قرار می‌شود بعدازظهرها، بعد از اتمام ساعات کارآموزی و اشتغال، دربند، برایشان کلاس خصوصی زبان بگذارم. آن‌قدر کلاس‌ها را جدی گرفته‌اند، که من هم سخت‌گیر شده‌ام. هر وقت از جلوی کابینشان رد می‌شوم در حال تمرین و حفظ لغات هستند. یکی از بچه‌ها با خنده تعریف می‌کرد که در صف دستشویی خواهر کوچک‌تر را در حال مرور لغات انگلیسی دیده است. از سرعت پیشرفتشان در کمتر از ده روز به وجد می‌آیم. شوهرانشان به آن‌ها اجازه درس خواندن نمی‌دهند. می‌گویند خارج از زندان هرگز موقعیت آموزش انگلیسی و کامپیوتر را نخواهند داشت. حالا با پشتکاری عجیب فرصت را غنیمت شمرده‌اند.

ادامه

من مریم، از زندان قرچک، هفده سال در زندان هستم…

کانون زنان ایرانی:این مطلب را مریم ربیعی از زندان قرچک ورامین نوشته و به بیرون ارسال کرده است، روایت روزهای زندانش در قرچک.مریم بیش از هفده سال است که در زندان به سر می برد :اول در اوین و بعد در زندان زنان شهرری (قرچک).مریم به قول خودش نمی داند از کجای این هفده سال حبس بگوید. مریم گاهی به زبان محاوره ای نوشته و گاهی غیرمحاوره ای .کانون زنان ایرانی تلاش کرده به نثر مریم وفادار بماند و به همین دلیل این دوگانگی در نثر را نیز حفظ کرده ایم.

ادامه

فمینیسم با واژه ها حرکت می کند / تعریف واژه ها: رضایت جنسی و حمله جنسی

سهیلا وحدتی • این نوشته درباره تعریف دقیق واژه هایی است که اکنون دانشگاه های امریکا تلاش دارند برای مبارزه

ادامه

خشونت کلامی رتبه اول، خشونت جنسی رتبه‌ آخر

ژیلا بنی یعقوب:یکی از بزرگترین و مهمترین پژوهش‌ها در باره خشونت علیه زنان در ایران ، یک طرح ملی است که در سالهای آخر دوران ریاست جمهوری خاتمی و توسط دفتر امور اجتماعی وزارت کشور و مرکز مشارکت امور زنان ریاست جمهوری ، اجرا شد . پژوهشی که تعداد از برجسته‌ترین جامعه شناسان ایرانی از جمله محمود قاضی طباطبایی ، علیرضا محسنی تبریزی و سیدهادی مرجایی مجری آن بودند و استادان به نام دانشگاه‌های ایران همچون شکوه نوابی‌نژاد ، نسرین مصفا ، شهلا معظمی ، شهرام رفیعی فر، مقصود فراستخواه ، احمد رجب‌زاده و …با آن همکاری داشتندد .

همچنین صدها پژوهش‌گر و پرسشگر در قالب این طرح در ۲۸ استان کشور به برسی پدیده خشونت خانگی علیه زنان پرداختند.

پژوهشی که انجام فاز مطالعاتی آن ، تهیه پرسشنامه‌ها ، اجرای مرحله میدانی ، جمع‌‌آوری اطلاعات و تنظیم گزارش نهایی‌اش بیش از سه سال زمان گرفت .

گزارش نهایی این طرح که شامل یافته‌های تکان دهنده‌ای در باره خشونت خانگی علیه زنان در شهرهای مختلف ایران بود ، بالاخره در اواسط سال۱۳۸۳ آماده شد

ادامه

وقتی پشت انسانیت لرزید

کانون زنان ایرانی : یکی از دختران مدد کار، هانیه را به حمام برد. آنچه که این مددکار بر بدن هانیه دید، خبر از فاجعه می‌داد. تمام بدن هانیه کبود بود، آثار طناب بر دست‌ها و پا‌هایش نمایان بود، سینه‌هایش زخم بود؛ هانیه در معرض «تجاوز خشونت آمیز جنسی» قرار گرفته است. آری، آنجا که باید یاور بود و بس، آنجا که باید دستهای زیر خاک مانده را در دست گرفت و حفظ جان کرد، گاهی دستهایی پیدا میشود که رحشیانه چنگ می اندازند و رنج ماندگار بر دلها حک میکنند.

ادامه