چرا علیه زنان خشونت می کنند

کانون زنان ایرانی-پویه مددی :

زن ۳۲ ساله است و محکوم به معاونت در قتل همسرش، در پایان پرسشنامه دردنامه‌ای نوشته از همسرش: دو سال تمام با مردی هم‌خانه بودم ، بدون هیچ حرفی و کلامی با انواع خشونت ها.بارها این جمله را با تاکید نوشته که پشیمان نیستم از کشتنش.

دیگری علت قتل را اینطور نوشته:عدم حمایت خانواده و اینکه شوهرش بعد از آن همه آزار و اذیت رضایت به طلاق نمی داد.

عبارت خشونت علیه زنان به معنای هر عمل خشونت آمیز مبتنی بر جنسیت که سبب بروز یا سبب احتمال بروز آسیب های روانی، جسمانی، رنج و آزار علیه زنان از جمله تهدید به انجام چنین اعمالی، محرومیت اجباری یا اختیاری در شرایط خاص، از آزادی در زندگی عمومی یا در زندگی خصوصی می شود.( رئیسی سرتشنیزی، ۱۳۸۱ :۴۹)

در پژوهشی که در اصفهان صورت گرفت ، ۹۰ درصد از نمونه ۳۰۰ نفر ی مردان همسر آزار دیپلم و پا یین تر از آن بودند (نصر، ۱۳۷۹ ). خشن بودن جنس مرد به عنوان الگو ی مطلوبی در بسیاری از جوامع پذیرفته شده است . در یک بررسی روشن شد که از هر چهار زن و شوهر ، یکی عقیده دارد که شوهر می تواند دلیل موجهی برای زدن زن داشته باشد و نسبت کمتری معتقدند عکس آن نیز درست است. (گیدنز، ۱۳۸۷ :۴)

همسرآزاری یا خشونت خانوادگی در مورد زنان در اشکال مختلف جسمی و روانی دارای عمری به قدمت تاریخ بشری است. واقعیتی تلخ و انکار ناپذیری که زندگی و کرامت انسانی زنان را خدشه دار و صدمات غیرقابل جبرانی به آنان وارد می کند . خشونت مردانه ، ابزاری بر ای کنترل رفتار جنس مؤنث و ایجاد تبعیت و اعتقاد به برتری ذاتی جنس مرد و ارز ش هایی که وابستگی زنان است و سبب می شود مردان حقوق تملک جویانه بر زنان کسب کنند، نیز نوعی تبیین جنسیتی برای ابراز خشونت مردان علیه زنان است به همین خاطر، وقتی زن استقلال بیشتری پیدا کند و بخواهد بر علایق خود اصرار ورزد، قدرت مرد تضعیف شده و تضاد و درگیری و به دنبال آن ، خشونت نسبت به زن بروز می کند. (مرتوس، ۱۳۸۲: ۲۳۱) (مولاوردی، ۱۳۸۵ ، ۹۳ -۴۱)

بدیهی است که زن آزاری پدیده ای مرضی بوده و باید آن را از اختلافات خانوادگی که ممکن است در خانواده های بسیاری وجود داشته باشند، تفکیک کرد اگر چه حاد شدن یک اختلاف خانوادگی گاه می تواند منجر به آزرده شدن طرف ضعیف اختلاف- که اغلب زن خانواده است- بشود، ولی این امر معمولا مقطعی و موقتی است. حال آنکه قربانیان زن آزاری به صورت مزمن و دائمی مورد اذیت و آزارهای بی دلیل شوهران قرار گرفته و یا شوهرانشان به هر بهانه کوچکی آن ها را مورد ضرب و جرح قرار می دهند. این آزارهای به حدی است که گاهی اوقات باعث پناه بردن زن به مراجع قانونی می شود. البته گاهی زن آزاری به حد دلخراش است که قربانی آن را باید در بیمارستان یا در تالار تشریح معاینه نمود. (نازپرور، بشیر؛۱۳۸۱ )

در میان انواع خشونت ها اعم از خانوادگی، اجتماعی و دولتی، خشونت های خانوادگی یک آسیب جدی اجتماعی است که به وجود پیشرفت های فرهنگی و فکری همچنان در جامعه خودنمایی می کند.خشونت خانوادگی، خشونتی است که در محیط خصوصی به وقوع می پیوندد و عموما در میان افرادی رخ می دهد که به سبب صمیمیت، ارتباط خونی یا قانونی، به یکدیگر پیوند خورده اند.و بیشترین میزان آن علیه زنان و کودکان اعمال می شود. این واقعیت که زنان، آسیب دیده ی خشونت مردان هستند،تا دهه ی هفتاد پوشیده مانده بود( ابوت و والاس، ۱۳۸۸، ۲۳۹

تحقیقات نشان می دهد مردانی که نسبت به زنان خود اعمال خشونت می کنند تاریخچه‌ای از جرایم خشونت در خارج از چهارچوب ازدواج نیز داشته اند و در ۹۰ درصد موارد دچار اختلال در شخصیت اجتماعی هستند. این مردان را میتوان از لحاظ شخصیت به دو گروه تقسیم بندی کرد:

گروه نخست : مردانی که از لحاظ عاطفی سرد هستند، طالب نظم و قاعده، ستیزه جو و هیجان پذیر می باشند، زود عصبی می شوند، همسر خود را تحقیر میکنند و یا در برابر او به شیوه ای دفاعی عمل می کنند، بدین معنی که برای جلوگیری از خشم همسرشان آن ها خود زودتر مبادرت به خشونت می کنند.

گروه دوم : مردانی هستند با وابستگی عاطفی شدید، که خواهان در اختیار داشتن همسر خود در همه ی زمان ها و شرایط هستند . بنابراین قدرت و خودمختاری را مقوله یی مربوط به حقوق انسانی است از همسر خود سلب میکنند.آنها خرده گیر و در برقراری ارتبطا ناپایدار و بی ثبات هستند. اگر احساس کنند که همسر قصد جدایی دارد با تعقیب ایذایی و ایجاد مزاحمت و تهدید به قتل واکنش نشان می دهند. ترس شدید دارند که همسرشان آنها را ترک کنند. ( رحمتیان ، لیندا ، آبان ۸۱ )

چرا زنان قربانی، چنین وضعیت دردناکی را تحمل می کنند؟ به دلایل زیر زنان قربانی خشونت در خانواده، چنین شرایطی را می پذیرند:

ترس از خطرات جسمانی بیشتر

فقدان مهارت شغلی

محدودیت های فرهنگی

ترس از تنهایی

شیوه ی انطباق زنان با چنین خشونت هایی، به شکل افسردگی، استرس حاد یا فشار روانی حاد است. ( رحمتیان ، لیندا ، آبان۸۱ )

خشونت خانگی زمانی میان زوج‌ها آغاز میشود که یکی از آ نها، احساسِ نیاز می‌کند تا بر دیگری اعمال کنترل کند. بر طبق نظریه تیتل، هنگامی که توازن کنترل در رابطه از بین رفت، خشونت از جانب یک طرف و تسلیم یا فرما نبرداری از جانب طرف دیگر اتفاق می‌افتد.

در مورد علت نیاز به کنترل، دلایل متنوعی وجود دارد. روانشناسان اغلب آن را به اعتماد به نفس پایین، حسادت، ناتوانی در مهار خشم و هیجانات شدید و یا موقعیت پایینتر مرد نسبت به زن از لحاظ وضعیت اقتصادی اجتماعی و تحصیلاتی، ربط می دهند، اما جامعه شناسان این مطلب را از چشم انداز وسیعتری مینگرند و بحث برتری مردانه را مطرح می کنند. در واقع، مردان با توجه به موقعیت برتری که در اجتماع و در خانواده دارند، تلاش م یکنند که این برتری موقعیت خود را حفظ و استمرار بخشند و از سوی دیگر برای نیل بدین هدف از ابزارهایی مانند کنترل زنان استفاده می کنند از طرف دیگر رفتارهای جنسیتی، مشاهده، یادگیری و بازتولید می شود. این یادگیری نه فقط از طریق خانواده فرد که از طریق سایر نهادهای جامعه مثل رسانه ها نیز صورت می گیرد. تصویری که از زن در تلویزیون به نمایش درمی آید اغلب منفعل، صبور و مطیع است حال آن که مرد همواره قوی، قدرتمند و فرمانده است .(صادقی و کریمی، ۱۳۸۴ )

خشونت نقطه آغازین هر گونه سلطه طلبی است که با این مقدمه شروع می شود: « من حق کنترل تو را دارم » قتل، نقطه نهایی آن سلطه طلبی است، به گونه ای که قاتل اذعان می کند او این حق را دارد که تو را زنده بگذارد یا بکشد که این ، معنای نهایی کنترل دیگران است . این امر حتی اگر شما فرمان بردار هم باشی، باز هم برقرار است، زیرا تمایل به کنترل دیگران از اعتقاد خشن به این امر ناشی شده است که فرمان برداری آرام نمی گیرد. ترس، حس آسیب پذیری این رفتار را تشدید می کند؛ رفتاری که از حق مجروح سازی دیگران و کشتن آنها برخاسته است و بدبختی را برای مجرم و قربانی به ارمغان می آورد. (سولنیت، ربکا)

شاید یکی از مهم‌ترین مواردی که می تواند به زنان در برابر خشونت‌های خانگی محافظت کند، وجود خانه‌های امن و حمایت‌های قانونی آنها‌ست . متاسفانه مراجعی که با امور خشونت در جامعه مواجه هستند در این هنگام رویارویی با خشونت علیه زنان؛ آن را به حساب جرایم خانوادگی گذاشته و نسبت به آن توجهی از خود نشان نمی‌دهند.در واقع خانواده به عنوان ارگانی کوچکی از یک جامعه می‌تواند تمام بحران‌های جاری در جامعه را در مقیاس کوچک‌تر، نشان دهند. پس شایسته است با پیشگیری از خشونت در خانواده بتوان از جرم‌ هایی همچون قتل ، آسیب های عمده جسمانی و… جلوگیری کرد.

منابع :

رئیسی سرتشنیزی، امرالله ، ۱۳۸۱، خشونت علیه زنان و عوامل موثر بر آن ( مطالعه موردی شهرستان شهرکرد فصلنامه پژوهش زنان، شماره ۳

مرتوس، جولی ، آموزش حقوق انسانی زنان و دختران ، ترجمه فریبرز مجیدی ، تهران: دنیای مادر. ۱۳۸۲
مولاوردی، شهین دخت ( ۱۳۸۵ )، کالبدشکافی خشونت علیه زنان، تهران نشر دانش نگار

نازپرور، بشیر، ۱۳۸۱، همسرآزاری ، فصلنامه ی زن در توسعه و سیاست (پژوهش زنان) ، شماره ۳ دوره ۱
آبوت، پاملا و والاس، کلر ( ۱۳۸۸ ). جامعه شناسی زنان. ترجمه منیژه نجم عراقی. تهران: نشر نی

رحمتیان ، لیندا، سرپرست رسیدگی به مسایل سوء رفتارهای خانوادگی و خشونت نسبت به زنان در ایالت فلوریدای آمریکا، ترجمه اکرم خمسه عضو هیات علمی پژوهشکده ی زنان، سخنرانی ارائه شده در پژوهشکده زنان، دانشگاه الزهرا، آبان ماه ۸۱

صادقی، سهیلا و کریمی، شیوا ( ۱۳۸۴ )، کلیشه های جنسیتی سریال های تلویزیونی ایرانی سال ۱۳۸۳ ، فصلنامه پژوهش زنان، سال سوم، شماره ۱۳ ، پاییز ۱۳۸۴

سولنیت، ربکا ؛ جنگ علیه زنان، طولانی ترین جنگ: هر دقیقه، یک تجاوز؛ هر ساله، هزاران قتل؛ مترجم جواد طاهری، سیاحت غرب شماره ۱۱۹ و ۱۱۸

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.