بیوه‌زنان روآندایی آینده متفاوتی را با سبد می‌بافند

شرکت مکیز در جشن سیاهپوستان (جشن یک ماهه‌ای که هر ساله به افتخار سیاهپوستان آمریکایی در ماه فوریه در آمریکا برگزار می‌شود)، دومین محمولهء‌سبدهایش را به بازار عرضه کرد، سبدهایی که توسط زنان روآندایی که بسیاری از آن‌ها در نسل‌کشی این کشور بیوه شده‌اند، بافته شده است. بعضی از این زنان سبدباف می‌گویند که این کسب و کار به آن‌ها کمک کرده تا بتوانند با وجود ایدز به زندگی ادامه بدهند.

مکیز بار اول توانست کل محمولهء چند هزار تایی سبدهای «صلح» را در تعطیلات کریسمس به فروش برساند، سبدهایی که از برگ‌های پاپیروس و موز ساخته شده‌اند.

این شرکت، همزمان با جشن سیاهپوستان در ماه فوریه، دومین محمولهء سبدها را از طریق فروشگاه‌های زنجیره‌ای به بازار عرضه کرد و امکان فروش اینترنتی آن‌ها را نیز فراهم کرد.

مدیران فروشگاه مکیز معتقدند که همزمان شدن عرضهء این سبدها با جشن سیاهپوستان در آمریکا فرصت خوبی را فراهم کرده است، چرا که سبدها را زنان سیاهپوست روآندایی بافته‌اند که بسیاری از آن‌ها طی نسل‌کشی معروف روآندا که یک دهه قبل در این کشور آفریقایی پایان یافت، بیوه شدند.

رانی تافت، مدیر بازاریابی مکیز می‌گوید: «من فکر می‌کنم فروش سبدهای روآندایی ایدهء بکری است ما به خاطر وضع زنانی که این سبدها را بافته‌اند، حاضر به خرید آن‌ها شدیم، اما واقعیت این است که این سبدها سود زیادی را هم عاید ما کرده است.»

زنجیرهء بازاریابی این کالا به زنی به نام ژانت اینکوبانا برمی‌گردد که در یک مغازهء کوچک اما پرکار در کیگالی، پایتخت روآندا، کار می‌کند; جایی که کشتار دسته جمعی یک دههء قبل، هزاران زن را بیوه کرد.

اینکوبانا-مادر مجردی که پیش از شروع جنگ با گروهی به صورت دسته جمعی کشور را ترک کرد-خودش بیوه نیست. او پس از بازگشت به کیگالی، ابتدا به عنوان هتلدار مشغول به کار شد. سپس سبدهای سنتی برای او جالب شد. او که خودش هنرمند بود، مجذوب زیبایی این سبدها شد و به این فکر افتاد که از طریق این سبدهای زیبا می‌توان به زنان سبدباف کمک کرد.او می‌گوید: «بسیاری از مردان ما طی جنگ کشته شدند و این زنان مورد تجاوز و حملهء دشمن قرار گرفتند. ‌آن‌ها مجبور شدند روی پای خودشان بایستند. به طوری که بسیاری از آن‌ها برای تامین معاش خود به سبدبافی روی آوردند.»

صنایع دستی به بازار می‌آیند

این سبدها که از قدیم به طور سنتی در روآندا بافته ‌شدند، بیش‌تر کاربرد تزیینی داشتند، اما بعد از جنگ، صدها تن از زنان روآندایی که شوهرانشان را در جنگ از دست داده بودند، گردهم آمدند تا با بافتن این سبدها امرار معاش کنند. این زنان سبدهایشان را برای بازارهای محلی تولید می‌کردند و انتظار درآمدی تنها به اندازهء چند دلار در ماه را داشتند، اما چند سال پیش، اینکوبانا که خویشاوندانی در واشنگتن دی سی داشت، ایدهء فروش سبدها در نمایشگاه‌های صنایع دستی آمریکا به ذهنش خطور کرد. او در سال ۲۰۰۱ صدها سبد به نمایشگاه صنایع دستی در واشنگتن آورد و در عرض چند ساعت تمام آن‌ها را به فروش رساند.

اینکوبانا پس از چند سال فروش سبد در فروشگاه‌های صنایع دستی آمریکا، برای افزایش تولید سبدها، زنان روآندایی را برای یادگیری روش‌های سنتی بافت، سازمان‌دهی کرد.

اینکوبانا در سال ۲۰۰۳ با ویلا شلیت، یک فعال آمریکایی در حقوق زنان آشنا شد که به روآندا آمده بود و مجذوب زیبایی این سبدها شده بود.

شلیت فکر کمک به بیوه زنانی که این سبدها را بافته بودند، به ذهنش خطور کرد-بیوه زنانی که بسیاری از آن‌ها از تجربهء تلخ جنگ یا اثرات ایدز رنج می‌بردند-و سعی کرد از ارتباطاتش در نیویورک استفاده کند. او در سال ۲۰۰۴ پیشنهاد صادرات این سبدها را به آمریکا با شرکت مکیز مطرح کرد.

الگوی بازسازی پس از جنگ

این اولین باری بود که یک فروشگاه زنجیره‌ای بزرگ در آمریکا، وارد فروش صنایع دستی زنان جنگ‌زده می‌شد. شلیت می‌گوید: «دوست دارم پروژه‌های مشابهی را برای زنان دیگر کشورهایی که جنگ را پشت سر گذاشته‌اند، انجام بدهم.»

او می‌گوید: «دادن این حجم از پول به زنان روستایی که کاری ریشه‌ای است به ندرت اتفاق می‌افتد. زنان این پول را با دقت خرج کرده و آن را صرف زیرساخت‌‌های اجتماعی می‌کنند، آن‌ها این پول را صرف غذا، آموزش، پوشاک و بیمهء درمانی کرده و مابقی را پس‌انداز می‌کنند.»

روآندا نزدیک به ۹۸ میلیون دلار در سال از صادرات قهوه و چای به دست می‌آورد. هر چند که آمارهای رسمی مربوط به صادرات سبدها هنوز موجود نیست، اما رییس‌جمهوری‌روآندا، پاول کاگامه معتقد است که این سبدها از محصولات بالقوه برای صادرات در کشوری هستند که به تدریج کمک‌های پس از جنگ به آن کم شده و روانهء کشورهای دیگر شده است. در حالی که در سال ۱۹۹۴ این کمک‌های بین‌المللی به روآندا،۶۶۰ میلیون دلار بود،در سال ۲۰۰۴ به ۴۲۵ میلیون دلار کاهش یافت.

کاگامه در سفر اخیرش به آمریکا گفت: «کمک وابستگی می‌آورد، اما فعالیت تجاری به سود همه بوده و با ارزش است چرا که در فعالیت تجاری از مهارت، دانش و توانمندی افراد استفاده می‌شود.»

اکنون بیش از ۱۵۰۰ زن روآندایی به بافت این سبدها مشغولند. بسیاری از آن‌ها بیوه هستند، اما همهء‌این زنان بیوه شوهرانشان را در جنگ از دست نداده‌اند. بعضی از آن‌ها فرزندانشان را به تنهایی بزرگ می‌کنند چرا که شوهرانشان را به خاطر ابتلا به ایدز از دست داده‌اند; بیماری‌ای که از جمعیت کم‌تر از ۹ میلیون نفری روآندا، ۲۵۰ هزار نفر را مبتلا کرده است.

زنان سبدباف، سبدهای بزرگ‌تر را _۲۰ دلار و سبدهای کوچک‌تر را پنج دلار می‌فروشند و از آن‌جا که این زنان، ماهانه شش سبد بزرگ می‌بافند، ۱۲۰ دلار درآمد خواهند داشت که این درآمد بسیار بالاتر از میانگین درآمد سرانهء ماهانه ۲۰ دلار است. درآمد حاصل از سبدها برای زنان یک پیشرفت بزرگ محسوب می‌شود چرا که بسیاری از آن‌ها تا پیش از آن هیچ درآمدی نداشتند. آن‌ها فقط به کارهای خانه مشغول بوده و شوهرانشان کار می‌کردند.

اینکوبانا، به عنوان عرضه‌کننده، ۳۵ درصد روی قیمت سبدها می‌کشد، شلیت نیز به عنوان واردکننده، ۳۵ درصد دیگر بر روی قیمت‌ها می‌کشد، درصدی که به خاطر حمل و نقل به قیمت سبدها اضافه کرده است. مکیز نیز قیمت هر سبد را دو برابر کرده و هر سبد بزرگ را به قیمت ۷۵ دلار می‌فروشد. به گفتهء شلیت، مکیز پس از کسر کردن هزینه‌های بازاریابی و خرده‌فروشی سه دلار برای هر سبد سود می‌کند.

چالش‌های حاد

گرچه سبدها نقطهء روشنی در سامان‌دهی مجدد روآندا به حساب می‌آیند، اما زنان این کشور هنوز در شرایط حادی به سر می‌برند. بر اساس گزارش یونیسف، نرخ مرگ و میر مادران در روآندا از بالاترین نرخ‌ها در جهان است. بسیاری از زنان روآندایی با ایدز دست و پنجه نرم می‌کنندو امید به زندگی که در سال ۱۹۹۰، ۴۵ سال بوده، در سال ۲۰۰۳، به ۳۹ سال کاهش یافته است.

در عین حال بسیاری از زنان سبدباف در گروه‌هایی سازمان‌دهی شده و در آن گروه‌ها حساب بانکی‌ای دارند که هفته‌ای حداقل ۴۰ سنت در آن می‌ریزند.

در واقع، اینکوبانا با ایجاد این اتحادیهء صنایع دستی، از محل پس‌اندازهای گروه به این زنان وام‌های بدون بهره می‌دهد.

در میان این بافنده‌های زن، زنانی که مبتلا به ایدز هستند از مزایای این کسب و کار، بیش‌تر احساس رضایت می‌کنند. آن‌ها اکنون می‌توانند تغذیهء مناسبی داشته باشند، بسیاری از آن‌ها می‌گویند که درمان ضدویروسی‌شان را بهتر می‌توانند تحمل کنند و احساس می‌کنند که قدرت بدنی بیش‌تری پیدا کرده‌اند. آن‌ها چون محل درآمد پیدا کرده‌اند، نزد همسایه‌های خود کم‌تر احساس بدنامی می‌کنند.

اودیت موکانتا گاندا، مادر ۴۰ سالهء مبتلا به ایدز که پنج فرزند دارد و در ایالت گیتامارا زندگی می‌کند، می‌گوید، بافتن سبدها به او این انگیزه را می‌دهد که صبح‌ها از رختخواب برخیزد.

موکانتا گاندا می‌گوید: «احساس می‌کنم دوباره به اجتماع بازگشته‌ام. قبلا فکر می‌کردم خیلی زنده نمی‌مانم، اما اکنون وقتی نمی‌بافم، یک نفر به سراغم می‌آید و پیگیر این قضیه می‌شود. من اکنون برنامه‌هایی برای زندگی دارم. می‌خواهم مطمئن شوم که تمام فرزندانم درس خواهند خواند. من هر روز روحیه‌ام بهتر می‌شود.»

ترجمه: مهرزاد غنی‌پور،روزنامه سرمایه

منبع انگلیسی:WOMENSENEWS.ORG

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.