نخوانده پای قرارداد ازدواج را امضا نکنید!
زنستان
کمیته حقوقی مرکز فرهنگی زنان
ازدواج یک قرارداد است که حقوق و تکالیفی را بر دوش مردو زن قرار میدهد، اما رسومات حاکم بر جامعه باعث شده ما کمتر به این مسئله توجه کنیم.همه اوایل ازدواج توجهشان به حاشیههای ازدواج است. خواستگاری و مراسم عروسی و جهیزیه و …. هیچ کس توجه نمیکند که پای یک قرارداد و عقد را دارند امضا میکنند و باید ببینند این قرارداد چه تعهداتی را بر دوششان میگذارد.
متاسفانه در کشور ما بیشتر مردم عادت دارند نخوانده پای قراردادها را امضا کنند. این مساله در ازدواج بیشتر هم اتفاق میافتد و بیشتر اوقات دختر و پسری که میروند برای ازدواج همان موقع که سند ازدواجشان میخواهد امضا شود،سند نکاحیه را که شرایط در آن نوشته شده برای اولین بار میبینند و امضا میکنند و آن موقع هم زیاد از مفاد سند ازدواج سر درنمیآورند، چون از طرفی اصطلاحات فنی و حقوقی است و از طرف دیگر آن موقع دو طرف در حال و هوای دیگری هستند و هر دوتا طرف مقابل را فرشته میبینند و اصلا فکر این را نمیکنند که ممکن است اتفاقی بیافتد و همین جوری بندها را پشت سر هم امضا میکنند.
بعضیها که آگاه به موضوع هستند هم (که معمولا این آگاهی از طرف مردها است) افرادیاند که یک تجربه ازدواجی داشتهاند یا اینکه در خانوادهشان به خاطر این بندها مشکلی پیش آمده و حالا حواسشان هست که امضا نکنند یا بکنند. ولی عموما همه زیر این بندها را امضا میکنند و وقتی مشکلات کم کم خودشان را نشان میدهند،تازه آن موقع است که میفهمند با ازدواج یکسری مسئولیتهایی در قبال هم داشتهاند و قانونگذار اینها را به آنها تکلیف کرده است. حالا چه عادلانه و چه غیر عادلانه. این اختیارات وسیع آقایان و حقوق کم خانمها. هرچه هست قانونگذار اینها را قرار داده و طرفی هم که اینها به نفعش هست به بهترین وجه از آن استفاده میکند.
ازدواج یک قرار داد حقوقی است
ما در مباحث حقوقی، دو نوع قرارداد عقد داریم. لازم و جایز. عقد معین و لازم قراردادی است که طرفین وقتی آن را امضا میکنند به راحتی نمیتوانند فسخش کنند و باید حقوق و تعهداتی را که با آن عقد عهده دار میشوند انجام دهند و شرایط فسخ و انحلالش هم مخصوص به خودش است. اما عقد جایز عقدی است که هر کدام از طرفین هر وقت خواستند میتوانند فسخش کنند.مثل عقد وکالت.
عقد ازدواج از جمله عقدهای معین و لازم در قانون مدنی است و به خاطر اینکه این عقد ارتباط با خانواده و تولد فرزند دارد، قانونگذار یک حمایتهای خاص و شرایط خاصی را برای طرفینش قرار داده است. در این عقد لازم معین، ایجاب کننده زن است. یعنی زن اعلام می کند که من میخواهم ازدواج کنم و مرد قبول کنند است.ولی در جامعه ما چون مردها معمولا به خواستگاری میروند فکر می کنیم که ایجاب کننده مرد است.
صیغه محرمیت نداریم
عقدازدواج دو نوع دارد. دائم و موقت. عقد دائم عقدی است که جز با طلاق یا فوت طرفین از بین نمیرود و عقد موقت عقدی است که بعد از مدتی که برایش معین شده، عقد خود به خود منحل میشود.
اما یک سری افراد چون میخواهند محرمیت بین دختر و پسر به وجود بیاورند و آنها به هم نامحرم نباشند و رفت و آمد پسر به خانواده دختر راحت باشد یا دختر در دوران نامزدی بتواند حجابش را جلوی پسر بردارد و روی این مسائل حساسیت دارند، یک عقد موقتی به صورت صیغه ۶ ماه یا ۳ ماهه (بستگی به زمانی که میخواهند عقد دائم را بخوانند و عروسی کنند) جاری میکنند و متاسفانه در کشور ما این طور عنوان شده که این فقط عقد محرمیت است و مثلا برای اینکه دختر فقط بتواند روسریاش را بردارد. اما این عقد، یک عقد نکاح موقت است که مرد و زن میتوانند رابطه جنسی برقرار کنند و اصلا زن و شوهر هستند فقط در یک مدت معین و تمام مسائلی که برای عقد دائم جاری است که زن و شوهر میتوانند با هم نزدیکی کنند و رابطه داشته باشند ، اینجا هم همینطور است.
خانواده ها باید این مساله را بدانند و با علم به این مساله اگر خواستند عقد موقت را در دوران نامزدی جاری کنند. اینکه بعضی خانوادهها هم شرط میگذارند که در این دوران نزدیکی نشود، کاملا اشتباه است و اصلا نمیتوان این شرط ها را گذاشت چون بر خلاف مقتضای عقد بوده و باطل است. بر فرض هم که شرط گذاشتند و دختر و پسر نزدیکی کردند، هیچ جرمی را مرتکب نشدهاند. چون اصلا یک نوع ازدواج است. مثل همانی که مردهای متاهل انجام میدهند.منتها اینجا برای اینکه حواس دختر و پسر به آن مسائل متوجه نشود اسمش را مصلحتا گذاشتند یک چیز من درآوردی به نام «صیغه محرمیت».
یک اشتباه دیگری که در این عقدهای موقت انجام میشود معمولا شب نامزدی مهریه را هم تعیین میکنند و مثلا میگویند مهریه این خانم ۳۰۰ سکه طلا است.بلافاصله هم به قول خودشان یک صیغه محرمیت میخوانند.
حالا اگر بعد از ۳ ماه آن آقا منصرف بشود و بگوید من این دختر را نمیخواهم. میگویند خب حالا باید ۳۰۰ سکه طلا را بدهی. در حالی که اینطور نیست. معمولا برای عقد موقت چون حتما باید مهریه هم تعیین شود آن شخص عاقد یک چیز خیلی کوچکی را به عنوان مهریه قرار میدهد. مثلا یک سکه طلا یا همان انگشتری را که آن شب دست خانم کردهاند.این میشود مهریه خانم در مدت ۳ ماه و ۶ ماه موقت. ولی این اشتباه در بین خانوادهها پیش میآید که مهریه عقد موقت هم همان ۳۰۰ سکه است.در صورتیکه اصلا عقلایی نیست که برای یک مدت کوتاه چنین مهریه سنگینی قرار داده شود.
نکته دیگری که در عقد موقت باید به آن توجه شود این است که در عقد موقت بذل مدت و فسخ عقد با مرد است و زن به هیچ وجه نمیتواند فسخش کند، مگر آنکه زن شرط کند که بذل مدت با زن باشد و بر هر وقت که خواست بگوید این مدت را بذل کند و عقد را فسخ کند. عقد موقت طبق قانون حتما باید مهریه هم داشته باشد و یکی دیگر از شرایطش این است که نفقه زن بر مرد واجب نیست. مگر آنکه زن شرط کند که نفقه من بر عهده شوهرم است.
مساله دیگر هم این است که ارث از هم نمیبرند. اما اگر بچهای به دنیا بیایید، بچه از پدر و مادر ارث میبرد و پدر موظف است نفقهاش را پرداخت کند و برایش شناسنامه بگیرد و مثل بچهای است که از عقد دائم حاصل شده است.اما بعضیاز آقایان متاسفانه وقتی میخواهند زنگ تفریحی داشته باشند میروند سراغ یک خانمی و بعد که او حامله شد، به خانم حق سکوت میدهند. مثلا یک سرویس طلا به زن میدهند و میگویند اگر خانواده من بفهمند زندگیام از هم میپاشد و بیا بچه را به نام تو شناسنامه بگیریم که این یک ظلم در حق بچه است.این کار را نباید زن ها بکنند و زن ها نباید زیر بار این بروند و اگر هم زیر بار رفتهاند هر زمان میتوانند برای اثبات نسب به دادگاه مراجعه کنند.
چون وقتی به نام خانوادگی زن شناسنامه بگیرند فقط اسم کوچک مرد در شناسنامه بچه میآید و با فامیلی مادر. در شناسنامه پدر هم وارد نمیشود و آن بچه از پدر ارث نمیبرد و نفقهای هم از طرف پدر ندارد.و واین واقعا ظلم در حق بچه است. خانمهایی ها هم که حالا به خاطر هر شرایطی زیر بار عقد موقت میروند، توجه داشته باشند که یک نسخه از عقد موقت را پیش خودشان نگه دارند چون خیلی پیش میاید که مرد حاشا میکند ومیگوید اصلا چنین چیزی وجود نداردو زن دارد به من تهمت میزند. یا اینکه مرد منکر نمیشه. ولی ازدواجی شده و بچه ای به دنیا آمده. حالا مرد فوت کرده و خانواده مرد میگویند کی گفته این بچه، فرزند این آقا است و برای اینکه بچه ارث نبرد نسبش را حاشا میکنند و اگر عقدنامه ای هم پیدا کنند از بین میبرند و تا آزمایش ژنتیکی شود و نسب بچهها ثابت شود خیلی زمان میبرد.
اجازه پدر فقط برای باکره ها!
مبحث دیگر در عقد ازدواج اجازه پدر است.رضایت پدر چه در عقد دائم و چه موقت وقتی دختر باکره است نیاز است. حالا این دختر باکره بالغ باشد یا نه؟ رشید باشد یا نه؟حتی اگر شصت ساله هم باشد نیاز است. این طبق قانون ما است و البته یک چیز عقلایی و منطقی هم پشت این مساله نیست و دو سال پیش هم آقای مرعشی معاون دادگستری گفت که در مورد زنان رشید باید این شرط را برداریم.
با این وجود اگر دختری بدون اطلاع پدر و بدون اجازهاش صیغه عقد را جاری کرد،از نظر شرعی آن عقد باطل نیست، و تنها مشکلش نافذ نبودن آن است. چون اگر پدر بفهمد و تایید کند آن ازدواج را ادادمه پیدا می کند اما اگر تایید نکرد باطل است و از آن لحظه از بین می رود ولی آن رابطهای هم که داشتهاند گناه نیست.
اگر هم پدر نفهمد چون علم نداشته هیچ مسالهای پیش نمیآید. البته از نظر شرعی، ولی از لحاظ قانونی آن نافذ و غیر نافذ بودنش همیشه مطرح است.همه اینها البته برای وقتی است که دختر باکره باشد چه ۱۸ ساله و چه ۶۰ ساله، اما اگر دختر باکره نباشد طبق یک وحدت رویهای که در کشور ما است میتواند بدون اجازه پدر ازدواج کند.کافی است که بروند به دفتر ازدواج و به سردفتردار بگویند که باکره نیستند، آن وقت میروند پزشک قانونی و بعد از آزمایش نامه ای می آورند که باکره نیستند و آنجا هم اصلا از کسی نمیپرسند که چرا باکره نیستند. این برگه را که برای سردفتر دارها بیاورند آنها هم ازدواج را ثبت میکنند و اذن پدر دیگر لازم نیست
