زنان از مردان صلحطلبترند
روزنامه سرمایه -فریده غایب:
به جرات میگویم که زنان_ در مقایسه با مردان صلحطلبتر_ و ظریفبینتر هستند _آن هم به خاطر نوع نگاهشان
«با قرن مضطرب نمیشود حرف زد
با دستانی سفید از دور سلامت میکنم»
این شعر «ری را عباسی» دربارهء صلح است. وقتی مطلع شدم که زنی صلح را در اشعار فارسی جستوجو کرده و صلح برایش کلید واژهای مهم است، به خاطر آوردم که دنیای کنونی صلح را به زن سنجاق کرده است و به عقیدهء خیلیها در دنیای واقعی نیز زنان صلح طلبتر از مردان عمل میکنند.
حتی این زن شاعر نیز بدون درنگ صلح را به زنان نسبت میدهد: «به جرات میگویم که زنان در مقایسه با مردان صلحطلبتر و ظریفبینتر هستند. آن هم به خاطر نوع نگاهشان.»
این شاعر ۴۴ ساله برای گردآوری اشعار صلح به سراغ ۸۰ شاعر ایرانی رفته است. به همین خاطر به راحتی وجود صلحطلبی را در اشعار زنان تاکید میکند و مثال میآورد: «در شعرهای عاشقانه، زنان جهانبینی وسیعتری نسبت به مردان دارند. مردان عاشق ما بیشتر «تنخواه» هستند. جسمیت در شعرشان نمود دارد ولی اگر زنان به عشقهای جسمانی هم اشارهای دارند، نوع نگاه متفاوتی با مردان دارند.»
او دلیل این تفاوت را در مادر بودن میداند و آن را به زمین تشبیه میکند: «صلح یعنی زمین. در زمین همه چیز مهیاست و زمین یعنی مادر.»
به او میگویم که این نگاه ذات گرایانه میتواند به جز صلح پدیدههای منفیای را نیز به ذات زنان نسبت دهد و او پاسخ میدهد: «این نگاه سلیقهای من است.» اما برای این که به ذاتگرایی متهم نشود، میگوید: «هرچند میدانم که نوع شعر با بستر اجتماعی و فرهنگی افراد ارتباط دارد. اگر مردان ما اینگونه شعر میگویند قطعائ برخاسته از شرایطشان است.»
«ری را عباسی» که نام خود را از اساطیر ایران الهام گرفته است شروع کنندهء حرکت شعر صلح در ایران است. او در سال ۱۳۷۸ شعرهایی که محتوای صلحآمیز داشت را در یک کتاب جمعآوری کرد و در سال ۱۳۸۰ کمیسیون ملی یونسکو و در ایران این کتاب را چاپ کرد. همچنین یونسکو قصد دارد بخشهایی از این کتاب را با ترجمهء انگلیسی و زبانهایدیگر به دانشگاههای کشورهای مختلف اهدا کند. چرا که صلح برای همه است.
او در گام دوم حرکت خود در بهمن ماه سال گذشته فراخونی داد تا شاعران اشعار خود را برایش بفرستند و به قول خودش دوست دارد این حرکت یادآور شاعران برای صلح باشد. شاید زبان شاعران متفاوت است اما همگی با هدفی واحد به نام«صلح» شعر میگویند.
مقصود «ری را عباسی» از صلح مثل یک طیف است. لزومائ این صلح به معنی آن نیست که شعری واژهء صلح یا جنگ داشته باشد. به گفتهء او کافی است جوی روان و آرام تو را به یاد صلح و آرامش بیندازد و این یعنی صلح یا تلنگری خیابانی تو را به یاد خشونت و جنگ.
این شاعر زمانی را به یاد میآورد که اشعار صلح آمیز شاعران را به آنها نشان میداد: «وقتی شعرهای صلح را به خود سراینده نشان میدادم، باورشان نمی شد که در شعرهایشان شعر صلحی وجود داشته باشد و جالب بود که نمیدانستند که چگونه شاعری هستند.»
به گفتهء این زن شاعر، شعر صلح در ایران فراموش شده بود: « ما فراموش کرده بودیم که شاعری مثل سعدی شعر بنی آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش زیک گوهرند را گفته است.
ما مرکز شعر صلح در دنیا هستیم ولی دوباره فراموش شده ایم. من میخواهم این فراموشی را به یاد بیاورم.
مثل خیلی چیزها که فراموش شدهاند.»
برای «ری را» که به معنای صدای مرغ پرنده است، شیرین ترین خاطره فروش کتابش در بم است: « وقتی در زلزلهء بم فردی کتابم را به نفع زلزله زدگان به قیمت ۵۰ هزار تومان خرید، خیلی خوشحال شدم یا زمانی که یکی از استادان فلسفه در آلمان خوشحالی خود را از این اقدام پنهان نکرد، بسیار امیدوار شدم.»
این شاعر تاکید میکند که دوست دارد اولین و آخرین حرف، صلح باشد. او در حال حاضر مشغول مطالعهء شعرهایی است که از کشورهای انگلیس و آلمان و دیگر کشورها به او رسیده است. رو به من میگوید: «شعرهای زیادی با زبانهای مختلف خواندهام و به جرات میگویم اشعار ضد جنگ از دل آدمهایی بیرون میآید که جنگ را لمس کردهاند.»
او در پایان می گوید: « این روزها از من زیاد می پرسند که این صلح به جایزهء صلح نوبل شیرین عبادی ارتباطدارد؟ آیا او مرا حمایت میکند؟ میخواهم بگویم که من با ایشان ارتباطی ندارم.»
