بیش از ۱۱۵میلیون کودک در سن تحصیل به مدرسه نمیروند
ایرنا : بیش از ۱۱۵میلیون کودک در سنین تحصیلات ابتدایی به مدرسه نمیروند و بیشتر این کودکان اعضای خانوادههای فقیری هستند که اغلب مادران آنها تحصیلات رسمی ندارند.
براساس گزارش توسعه هزاره سال ۲۰۰۵میلادی که از سوی دفتر سازمان ملل متحد در تهران انتشار یافته است، فقدان این توان بالقوه تنها بر کودکان تاثیر نمیگذارد بهطوری که آموزش و پرورش و تحصیل علم به ویژه برای دختران فواید اقتصادی و اجتماعی دارد.
تحصیل و آموزش دختران از آن جهت که آنان مادران فردا هستند و میتوانند در پرورش و تربیت نسل آینده و کاهش میزان زاد و ولد موثر باشند، اهمیت زیادی دارد.
هدف توسعه هزاره تا سال ۲۰۱۵میلادی، تحقق تحصیل ابتدایی برای تمام کودکان جهان است به طوری که آنان بتوانند دوره کامل ابتدایی را تکمیل کنند.
نتایج این گزارش نشان میدهد طی سالهای ۱۹۹۰ – ۹۱تا ۲۰۰۱ – ۲۰۰۲میلادی ثبت نام در دوره ابتدایی در مناطق در حال توسعهاز ۸۰به ۸۳درصد، افزایش یافته است.
کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا و جامعه مشترک المنافع کشورهای مستقل از جمله مناطقی هستند که میزان ثبت نام کودکان در مدارس طی دوره یاد شده در آنها، کاهش یافته است.
با وجود افزایش تعداد کودکان در کشورهای جنوب صحرای افریقا در دورههای مورد بررسی، هنوز ۳۸درصد کودکان در سن تحصیلات ابتدایی نمیتوانند به مدرسه بروند. این کشورهااز جمله مناطقی هستند که فقر و نابرابری در آنها نه تنها کاهش نیافته، بلکه رشد چشمگیری هم داشته است.
طبق این گزارش، از هر ۱۰کودکی که به مدرسه نمیروند هشت کودک در کشور -های جنوب صحرای افریقا و جنوب آسیا، زندگی میکنند.
در گزارش سازمان ملل متحد، بیماری ایدز از مهمترین علل نرفتن کودکان در کشورهای جنوب صحرای افریقا به مدرسه بوده است به طوری که در سال ۱۹۹۹ میلادی حدود یک میلیون کودک براثر این بیماری جان خود را در این کشورها از دست دادهاند.
همچنین بسیاری از والدین این کودکان برای مراقبت از کودکان مبتلای خود به بیماری ایدز و یا براثر فوت برای کسب معاش مدرسه را ترک میکنند.
به دنبال افزایش این بیماری سازمان مللمتحد از این کشورها خواسته است که اطلاعات مربوط به چگونگی مراقبت از جوانان را در برنامههای درسی مدارس خود اضافه کنند.
تحقق آرمانهای توسعه هزاره راه بسیار دشواری به ویژه برای کشورهای فقیر است زیرا ابعاد فقر بسیار گسترده است به طوری که ابعاد آن فقر غذایی تا فقر فرهنگی را در بر میگیرد.
برخی از کارشناسان بر این باورند که میتوان ساختارهای اقتصادی را با برنامهریزی در مدت کوتاهی تغییر داد اما ساختارهای فرهنگی نیاز به زمان بسیار طولانی دارد که آموزش مهمترین رکن این تغییر است.
