آرونداتی روی: ایران غزه نیست
ایران غزه نیست. صحنهٔ این جنگ میتواند گسترش یابد و سراسر جهان را در بر گیرد.
ترجمه: هلیا همدانی
کانون زنان ایرانی
آرونداتی روی، نویسنده و کنشگر سیاسی هندی، که با رمان خدای چیزهای کوچک به شهرت جهانی رسید، در دو دهه گذشته با جستارها و سخنرانیهای سیاسیاش به یکی از صریحترین صداهای منتقد امپریالیسم، نظامیگری و بیعدالتی در جهان معاصر بدل شده است.
در جریان مراسم معرفی کتاب جدید خود با عنوان مادر مریم نزد من میآید، سخنانی ایراد کرد که بخشی از آن به وضعیت سیاسی جهان و حملهٔ آمریکا و اسرائیل به ایران اختصاص داشت. آنچه در ادامه میآید ترجمهٔ بخشی از این سخنرانی است:
میدانم که امروز اینجا گرد هم آمدهایم تا دربارهٔ کتابِ من صحبت کنیم. اما چگونه میتوانیم بیآنکه از آن شهرهای زیبا، تهران، اصفهان و بیروت که اکنون در آتش میسوزند حرفی بزنیم، سخن را ادامه دهیم؟ در وفاداری به روح صراحت و بیپروایی مادر مریمِ، من میخواهم از این فرصت استفاده کنم تا چیزی دربارهٔ حملهٔ بیدلیل و غیرقانونی ایالات متحده و اسرائیل به ایران بگویم. این موضوع، البته، ادامهٔ همان نسلکشی آمریکا و اسرائیل در غزه است. اینجا هم همان نسلکشهای قدیمی هستند با همان دستورالعملهای همیشگی: کشتن زنان و کودکان، بمباران بیمارستانها، بمباران گستردهٔ شهرها، و سپس بازیکردن در نقش قربانی.
اما ایران غزه نیست. صحنهٔ این جنگ میتواند گسترش یابد و سراسر جهان را در بر گیرد. ما بر لبهٔ فاجعهای هستهای و فروپاشی اقتصادی ایستادهایم. همان کشوری که هیروشیما و ناگازاکی را بمباران کرد، ممکن است اکنون خود را برای بمباران یکی از کُهنترین تمدنهای جهان آماده کند. فرصتهای دیگری برای به تفصیل سخن گفتن دربارهٔ این موضوع وجود خواهد داشت؛ بنابراین در اینجا فقط میخواهم بهروشنی بگویم که من در کنار ایران ایستادهام—بیهیچ ابهام وتردیدی. هر رژیمی که نیاز به تغییر داشته باشد، از جمله در ایالات متحده، اسرائیل و کشور خود ما، باید به دست مردم تغییر کند، نه به دست یک قدرت امپریالیستی فربه، دروغگو، فریبکار، حریص و غارتگرِ که با بمبهایش و با کمک متحدانش میکوشد جهان را به تسلیم وادارد.
ایران در برابر آنها ایستاده است، در حالی که هند عقب مینشیند. من از اینهمه بیجرأتی و بیبنیادی دولت خود شرمندهام. زمانی ما کشوری فقیر با مردمی بسیار فقیر بودیم، اما غرور داشتیم، شأن داشتیم. امروز کشوری ثروتمندیم با مردمی بسیار فقیر و بیکار که بهجای غذای واقعی، با خوراکی از نفرت، سم و دروغ تغذیه میشوند. ما غرورمان را از دست دادهایم. شأنمان را از دست دادهایم. شجاعتمان را از دست دادهایم—جز در فیلمهایمان!
ما چه مردمی هستیم که دولتمان نمیتواند ایالات متحده را محکوم کند وقتی سران دولتهای دیگر کشورها را میرباید و ترور میکند؟ آیا دوست داریم با ما چنین کاری کنند؟ اینکه نخستوزیر ما فقط چند روز پیش از حمله به ایران به اسرائیل سفر میکند و دست دور گردن بنیامین نتانیاهو میاندازد چه معنایی دارد؟ اینکه دولت ما تنها چند روز پیش از آنکه دیوان عالی آمریکا تعرفههای ترامپ را غیرقانونی اعلام کند، توافق تجاری تحقیرآمیزی را با ایالات متحده امضا میکند که عملاً کشاورزان و صنعت نساجی ما را قربانی میکند، چه معنایی دارد؟ اینکه حالا «اجازه» یافتهایم از روسیه نفت بخریم چه معنایی دارد؟ دیگر برای چه چیزهایی باید اجازه بگیریم؟ برای رفتن به دستشویی؟ برای یک روز مرخصی گرفتن ؟ برای دیدار با مادرانمان؟
هر روز سیاستمداران آمریکایی، از جمله دونالد ترامپ، ما را علناً تحقیر و تمسخر میکنند. و نخستوزیر ما همان خندهٔ مشهور و توخالیاش را سر میدهد و همچنان در آغوشِ نسلکشها باقی میماند. در اوج نسلکشی در غزه، دولت هند هزاران کارگر فقیر هندی را به اسرائیل فرستاد تا جای کارگران فلسطینی اخراجشده را پر کنند. امروز گزارش میشود در حالی که اسرائیلیها به پناهگاهها میروند، آن کارگران هندی اجازهٔ ورود به آن پناهگاهها را ندارند. همهٔ اینها دقیقاً چه معنایی دارد؟ چه کسی ما را به این جایگاه بهشدت تحقیرآمیز، شرمآور و نفرتانگیز در جهان کشانده است؟
برخی از شما شاید به یاد داشته باشید که زمانی دربارهٔ آن اصطلاح پرطمطراق و اغراقآمیز کمونیستیِ چینی—«سگِ دستآموزِ امپریالیسم»— شوخی میکردیم. اما در حال حاضر باید بگویم این تعبیر بهخوبی ما را توصیف میکند. البته بهجز در فیلمهای مسموم و واژگون ما که در آنها قهرمانان فیلمهای اکشنمان با ژستهای اغراقآمیز پیش میروند و جنگهای خیالیِ را پیش میبرند؛ قهرمانانی کودن و عضلانی که با خشونت بیهودهشان عطش سیریناپذیر ما برای خون را تغذیه میکنند.
منبع ترجمه: وبسایت Zeteo

