خشونت جنگ امپریالیستی در ایران با هیچ خشونت دیگری قابل قیاس نیست

سارا احسان

ترجمه: کانون زنان ایرانی



ترجمه سخنرانی سارا احسان در تظاهرات ضد جنگ و ضد نظامی‌گری در کارلسروهه، کلیسای پتر و پاول، برگزار کننده: «نشست آزاد علیه جنگ و نظامی‌گری»


​من در اینجا از جانب خودم صحبت می‌کنم و نه به نام هیچ سازمان، گروه یا به نام «مردم ایران». در تاریخ ۲۸ فوریه، دومین جنگ تجاوزکارانه و مغایر با قوانین بین‌المللی علیه ایران، توسط رژیم ترامپ و رژیم آپارتاید آغاز شد. من در سخنرانی خود، برخلاف آنچه در مباحث آلمانی رایج است، از واژه‌ی «رژیم ملاها» استفاده نخواهم کرد، بلکه از «حکومت اسلام‌گرا در ایران» سخن می‌گویم که ستون‌های آن سپاه پاسداران است و حاکمیت روحانیون اسلامی بر آن تکیه دارد.
​ما مخالفان جنگ در خارج از کشور (دیاسپورا)، در تنگنای بزرگی گرفتار شده‌ایم: عزیزان و دوستان ما در حال حاضر توسط حملات آمریکا و اسرائیل با خطر مرگ مواجه اند، و در عین حال، تنها کسانی که در جنگ از آن‌ها محافظت می‌کنند، ارتش ایران و سپاه پاسداران اند که هر دو تحت فرمان رهبر وقت، مجتبی خامنه‌ای قرار دارند. از سوی دیگر، ما سال‌هاست که منتقد حکومتی هستیم که با هرگونه نقدِ بر حق در خیابان‌ها، با مشت آهنین با مردم خود برخورد کرده است. با این حال، خشونتِ جنگِ امپریالیستی در ایران بی‌سابقه بوده و با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست.
​آخرین وضعیت اعلام شده توسط هلال احمر – اصلی‌ترین نهاد بشردوستانه در ایران – به شرح زیر است:
«در حالی که خصومت‌ها در ایران همچنان رو به گسترش است، این غیرنظامیان هستند که بیشترین آسیب را از خشونت‌ها می‌بینند؛ حملاتی به ۳۰ استان از مجموع ۳۱ استان ایران گزارش شده است.
​در کمتر از یک ماه، بیش از ۲,۰۰۰ نفر از جمله زنان و کودکان کشته و دست‌کم ۲۱,۰۰۰ نفر مجروح شده‌اند. بسیاری از خانواده‌ها مجبور به فرار از خانه‌های خود شده‌اند؛ تخمین زده می‌شود که ۳ درصد از جمعیت حدوداً ۹۲ میلیونی ایران اکنون در داخل کشور آواره شده‌اند (معادل ۲.۵ میلیون نفر).
​خانه‌ها، محلات و خدمات حیاتی نابود شده‌اند که این امر فشار بر بیمارستان‌ها، پناهگاه‌های اضطراری و زیرساخت‌های اساسی را به‌طور فزاینده‌ای افزایش داده است. هجده مرکز هلال احمر ایران مورد اصابت قرار گرفته و نزدیک به ۱۰۰ آمبولانس آسیب دیده یا منهدم شده‌اند. همچنین سه تن از کارکنان هلال احمر ایران کشته شده‌اند.
​فدراسیون بین‌المللی جمعیت‌های صلیب سرخ و هلال احمر (IFRC) مستقر در ژنو، بزرگترین شبکه بشردوستانه جهان است. این نهاد با افزایش منابع حیاتی برای تداوم اقدامات امدادی، از جمعیت هلال احمر ایران حمایت می‌کند. درخواست فوری برای اهدای کمک‌های مالی وجود دارد. برای حمایت‌های بشردوستانه‌ی فوری، به ۴۰ میلیون فرانک سوئیس نیاز است. خدمات پایه برای حداکثر ۶۰ میلیون نفر در خطر قرار دارد.»
اکنون به موضوع ایرانیان خارج از کشور (دیاسپورا) می‌پردازم؛ نشریه «ایران ژورنال» در این باره نوشت: «سلطنت‌طلبان نیز مانند نیروهای چپ و لیبرال در فضای سیاسی ایران، یک واحد منسجم را تشکیل نمی‌دهند. آن‌ها به چندین حزب و سازمان تقسیم شده‌اند. از جمله: حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات)، حزب ایران نوین (فرشگرد سابق) و انجمن پادشاهی ایران. وجه اشتراک همه‌ی آن‌ها حمایت از رضا پهلوی، فرزند شاه و دیکتاتور سابق است. آن‌ها به دلیل مواضع صهیونیستی، طرفداری از آمریکا و حمایت از جنگ، و همچنین داشتن رویکرد ناسیونالیسمِ پان‌فارسیست و اسلام‌ستیزی، از بقیه متمایز هستند. اغلب آن‌ها با پرچم‌های اسرائیل، آمریکا و پرچم سلطنت‌طلبان (شیر و خورشید و شمشیر، با تاج یا بدون تاج) دیده می‌شوند. رفتار آن‌ها به‌شدت تهاجمی، تهدیدآمیز، توهین‌آمیز، نژادپرستانه، اسلام‌هراسانه و آکنده از نفرت نسبت به هر کسی است که با آن‌ها مخالفت کند. علاوه بر موارد متعدد خشونت علیه منتقدان، پیش از این یک مورد بازداشت به اتهام قتل یکی از منتقدان به نام مسعود مسجودی در کانادا نیز رخ داده است.» ایران ژورنال می‌نویسد: «”مشروطه‌خواهان” امروزی خود را دمکرات می‌نامند، اما دقیقاً مانند سایر سلطنت‌طلبان برای بازگشت رضا پهلوی مبارزه می‌کنند.»
​تعداد زیادی از سیاستمداران آلمانی-ایرانی، سلبریتی‌ها و متأسفانه گروه‌های «زن، زندگی، آزادی» به‌طور علنی از رضا پهلوی در آلمان و سراسر جهان تحت عنوان چهره‌ای پیشرو برای یک «دولت انتقالی» حمایت کرده‌اند. متأسفانه در ماه ژانویه در ایران نیز افراد زیادی فریب این هیاهو را خوردند و پس از روزها اعتراض مسالمت‌آمیز علیه گرانی، به فراخوان مایک پمپئو (رئیس سابق سیا و وزیر امور خارجه در دولت ترامپ) پاسخ دادند؛ کسی که گفته بود: «سال نو بر همه ایرانیانی که در خیابان‌ها هستند و همچنین بر تک‌تک ماموران موساد که در کنار آن‌ها قدم می‌زنند مبارک باد.» و همچنین سخنگوی موساد که گفت: «ما در کنار شما هستیم. نه فقط از راه دور و با کلمات؛ ما در آنجا (در صحنه) نیز در کنار شما هستیم.» همزمان فراخوانی از سوی رضا پهلوی برای آمدن مردم به خیابان‌ها صادر شد که به حمام خون با بیش از سه هزار کشته ختم گردید. رسانه‌های ایرانی خارج از کشور از این رخداد سوءاستفاده کرده و آمار ساختگیِ بیش از ۴۰,۰۰۰ کشته را ارائه دادند. باید چنین سناریویی را در آلمان تصور کرد که سرویس‌های اطلاعاتی خارجی در جریان یک اعتراض مسالمت‌آمیز، اعلام «حمایت علنی» کنند.
​اخیراً «کنگره آزادی ایران» (IFC) نیز در لندن تشکیل شده است؛ ائتلافی از نیروهای اپوزیسیون ایرانی که توسط شرکت‌های روابط عمومی طرفدار اسرائیل و «مجمع خاورمیانه» (Middle East Forum) حمایت می‌شود تا جبهه‌ای متحد علیه حکومت ایران تشکیل دهند. سازمان شبه‌نظامی و قدیمی مجاهدین خلق (MEK) نیز احتمالاً توسط سرویس‌های اطلاعاتی خارجی و معاملات مبهم مالی تأمین می‌شود و به این ترتیب، تمامی نیروهای اپوزیسیون فاسد شده‌اند. اپوزیسیون چپ‌گرای پراکنده در خارج از کشور نیز به‌شدت دچار انشقاق است و سازماندهی خوبی ندارد. از این رو، آینده ایران توسط مردمی رقم خواهد خورد که در ایران زندگی می‌کنند و دهه‌هاست که در عرصه‌های سیاسی یا جامعه مدنی فعال هستند. مردم ایران می‌توانند خودشان سخن بگویند و نیازی به سخنگویان جعلیِ خارج‌نشین و کارشناسان و رهبران خودخوانده‌ی ایران ندارند.
​تحریم‌ها اقتصاد کشور را به‌شدت تحت فشار قرار داده بودند، با این حال دولت تاکنون موفق شده بود از طریق تولید داخلی، نیازهای مردم را در چارچوبی مشخص برطرف کند. اما پس از حملات اخیر به مراکز تولیدی دارو، فولاد و صنایع نفت و گاز، مشخص نیست که تامین مایحتاج جمعیت چگونه می‌تواند ادامه یابد.
ایران علیرغم تمام تصویرسازی‌های یک‌جانبه در رسانه‌ها، کشوری است بی‌نهایت پهناور، زیبا و ستودنی. مردم در میان مقاومت، نبرد برای بقا و اراده برای زندگی و شکوفایی در نوسان هستند و این همان چیزی است که امروز در مرکز توجه قرار دارد. آن‌ها باید در جبهه‌های متعددی بجنگند؛ دو دشمن خارجی که با شعار «تغییر رژیم» شروع کردند اما اکنون می‌خواهند ایران را «به عصر حجر بازگردانند». همسایگان فاسدی که از روی خودخواهی، خاک خود را برای ایجاد پایگاه‌های نظامی در اختیار ایالات متحده قرار داده‌اند. در کنار این‌ها، تورم افسارگسیخته ناشی از تحریم‌ها، اصلاحات متوقف شده، بازداشت‌ها و اعدام‌ها نیز وجود دارد.
​آرزوی من این است که دولت ایران پس از پایان این جنگ، سرانجام موفق به آغاز اصلاحات شود و حقوق بیشتری برای مردم قائل شود، اما این امر تنها در صورتی ممکن است که تحریم‌ها و بمباران‌ها متوقف شوند! دولت ایران فرصت‌های بسیاری را از دست داده است، اما در این جنگ به عنوان یک قدرت منطقه‌ای و جهانی مقتدر ظاهر شده و خواه ناخواه همچنان بر سرنوشت مردم خود حاکم خواهد بود. این جنگ کاملاً بی‌معنا بوده و هست.
​به همین دلیل:
این جنگ دیوانه‌وار را متوقف کنید!
نابود باد تحریم‌هایی که به مردم عادی آسیب می‌زنند و آن‌ها را به کشتن می‌دهند!
زنده باد فلسطین!
فلسطین، قلب و روحِ آزادی است!
​مردم آلمان اگر می‌خواهند خود را از این وضعیتِ «تحت‌الامرِ» ایالات متحده و اسرائیل بودن رها کنند، باید از خواب خرگوشی بیدار شوند!
دولت آلمان باید این جنگ تجاوزکارانه و مغایر با قوانین بین‌المللی را محکوم کند و روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود را با کشورهای متجاوز تغییر دهد!
​زنده باد زندگی، آزادی و صلح!


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.