دنا؛ تقابلِ زیبایی و زشتیِ مطلق

آزاده فراهانی*

کانون زنان ایرانی

در اعماقِ تاریکِ اقیانوس هند، قصه‌ی ناوچه‌ای نهفته است که از جنسِ اراده بود. «دنا»، نه یک کشتی، که یک رویای ملی بود؛ ساخته شده با دست‌های ایرانی، قطعه به قطعه، پیچ به پیچ، تا به دنیا بگوید ما در تنهاییِ تحریم‌ها ماندیم و ساختیم. دنا یک کشتی تماماً ایرانی که با لبخندی بر لب و بی‌سلاح، به سوی هند می‌رفت تا پیام صلح و دوستی را به موج‌ها بسپارد.

و چهره‌های آن جوانان… امان از آن قد و بالا و چهره‌هایی چنان زیبا که انگار تمامِ نورِ ماه را در چشم‌هایشان جمع کرده بودند. جوانانی که در اوج جوانی و شکوه، چنان درخشان بودند که حتی تاریکیِ اقیانوس هند هم نتوانست درخششِ پاکی‌شان را ببلعد. آن‌ها نه تنها کشتیبان، که زیباترین گل‌های گلستانِ ایران بودند که در دورترین نقطه از وطن، برای سرزمینشان سینه سپر کردند.

تضادی تکان‌دهنده میانِ زیباییِ مطلقِ آن جوانان و زشتیِ مطلقِ یک جنایت وجود دارد. تصور کنید، در حالی که پیکرهای این جوانانِ رعنا در آغوشِ سردِ آب غرق می‌شد، دونالد ترامپ در کنفرانس خبری با کمالِ وقاحت خندید و گفت: «می‌توانستیم اسیرشان کنیم، ولی برای فان و تفریح زدیم!»

خنده‌ی ترامپ، لرزه‌ی زمین بود بر پیکرِ انسانیت. خنده‌ی او، تلاشی برای کوچک کردنِ شکوهی است که در آن لحظه، از تمامِ دنیا بلندتر بود.

اما تاریخ بازی ظالمان را به یاد نمی‌آورد؛ تاریخ بازگشت این پیکرهای شریف به خاک وطن و اتصال ابدی آن‌ها به ریشه‌های این درخت کهن را به حافظه می‌سپارد.

و امروز باید بنویسیم، باید هر کدام نگهبان این حافظه باشیم و به نسل‌های بعد بگوییم: ما فرزندان دورانی بودیم که زیباترین جوانانمان را در اقیانوس‌های دور از دست دادیم، اما هرگز در برابر خنده‌های توخالی جنایتکاران و دیوانه‌ترین‌های دنیا زانو نزدیم. دنا، سندِ پیروزیِ زیبایی و پاکی بر زشتی و جنون است.

*شاعر ساکن تهران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.