زنان مسلمان و تداوم مبارزه برای شهروندی، نمایندگی و عاملیت سیاسی در هند

زنان مسلمان اغلب به موقعیت قربانی تنزل داده می‌شوند؛ موقعیتی که به‌صورت ذات‌انگارانه تثبیت شده است.

سازمان‌یابی و اعمال عاملیت سیاسی در شرایط معاصر هند جریان دارد

در حالی که اعتراضات دانشجویی در فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی به‌طور گسترده در صدر اخبار رسانه‌های بین‌المللی قرار داشت، مبارزهٔ هجده‌روزهٔ دانشجویان در هند بازتابی به‌مراتب محدودتر و پراکنده‌تر در رسانه‌های جریان اصلی جهانی یافت. این نابرابری در میزان توجه رسانه‌ای، پرسشی مهم دربارهٔ جغرافیای تولید خبر و ارزش‌گذاری بر مقاومت‌های دانشجویی مطرح می‌کند. در حالی که برخی مبارزات دانشجویی به‌سرعت به رویدادهایی جهانی تبدیل می‌شوند، مبارزات دانشجویان مسلمان در هند، با وجود رویارویی مستقیم با محدودیت‌های سازمان‌یابی، کنترل نهادی و تبعیض، کمتر به مرکز توجه عمومی راه می یابد. نوشتن دربارهٔ این مبارزه تلاشی است برای جبران این غیبت، برای دیدن مبارزه‌ای که نه فقط بر سر انتخابات اتحادیه، بلکه بر سر حق دانشجویان برای حضور، سازمان‌یابی و اعمال عاملیت سیاسی در شرایط معاصر هند جریان دارد.


آزاده ثبوت

کانون زنان ایرانی



در سال ۲۰۱۹، دانشگاه جامعه ملیه اسلامیه و محلهٔ مجاور آن، شاهین‌باغ، به کانون‌های محوری مقاومت علیه قانون اصلاح شهروندی[۱] و پروژهٔ سیاسی هندوتوا در دولت نارندرا مودی تبدیل شدند؛ قانونی که مسلمانان را بر اساس تعلق دینی از سازوکار تسهیل‌شدهٔ کسب شهروندی محروم می‌کرد و در پیوند با طرح ثبت ملی شهروندان [۲]، نگرانی عمیقی دربارهٔ سلب یا مشروط ‌سازی حق شهروندی مسلمانان هندوستان برمی‌انگیخت. سازوکاری که به‌طور نامتناسبی بر کسانی تأثیر می‌گذارد که پیشاپیش با حاشیه‌نشینی اقتصادی و اجتماعی، بی‌سوادی و بی‌خانمانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در نتیجه نه‌تنها مسلمانان، بلکه گروه‌هایی را که در طول تاریخ با محرومیت مواجه بوده‌اند، از جمله دالیت‌ها و آدیواسی‌ها، به حاشیه می‌راند.

این مقاومت در شرایطی شکل گرفت که سرکوب دولتی طولانی‌مدت و واکنش‌های خصمانه علیه جامعهٔ مسلمان در هند به‌طور فزاینده‌ای شدت گرفته بود. عامل فوری آغاز اعتراض، خشونت پلیس علیه دانشجویان دانشگاه جامعه ملیه اسلامیه بود؛ نزدیک‌ترین دانشگاه به شاهین‌باغ که شمار زیادی از دانشجویان آن در همین محله زندگی می‌کردند. هنگامی که خشونت پلیس در شب ۱۵ دسامبر آغاز شد، زنان مسلمان به‌سرعت بسیج شدند تا سدی حفاظتی در برابر نیروهای امنیتی مسلح ایجاد کنند.  

ویژگی متمایز این مقاومت، حضور و رهبری زنان از نسل‌های مختلف بود؛ به‌ویژه  زنان میانسال و سالمندی که رسانه‌ها و مردم آنان را با عنوان دادی‌ها  (مادر بزرگ ها) [۳] می‌شناختند. اکثریت زنان معترض، ساکن شاهین‌باغ بودند؛ محله‌ای در جنوب شرقی دهلی که جمعیت آن عمدتاً به طبقات کارگر و پایین‌متوسط تعلق داشت.

پژوهش  دیپا چوپرا[۴]بر پایهٔ مصاحبه‌ها، مشاهدات میدانی و منابع منتشرشده نشان می‌دهد که این جنبش یکی از طولانی‌ترین اعتراضات بین‌نسلی زنان در هند پس از استقلال بود و در روزهای پرجمعیت، حدود دو هزار زن در آن حضور داشتند. این اعتراضات مبارزه‌ای برای به‌رسمیت‌شناختن حق تعلق، شهروندی، کرامت و حضور سیاسی مسلمانان در برابر پروژهٔ هندوتوا برای بازتعریف ملت هند بر مبنای اکثریت‌گرایی هندو بود.  به باور آمریتا باسو، اگرچه جنبش‌های زنان در جریان استقلال نقش مهمی در ملت‌سازی ایفا کرده بودند شاهین‌باغ مفاهیم مربوط به معنای شهروندبودن را از نو مطالبه و بازپس گرفت. [۵]

در ۹ اکتبر ۲۰۲۶، اعتراضات دانشجویان زن دانشگاه علیگر، بُعد دیگری از مبارزه برای شهروندی و نمایندگی سیاسی را آشکار کرد؛ اعتراضاتی که از مطالبهٔ حق مشارکت و نمایندگی زنان در ساختارهای دانشگاهی فراتر رفت و به جنبشی گسترده‌تر برای احیای اتحادیهٔ مرکزی دانشجویان پیوند خورد. این مطالبهٔ زنان، ریشه در مناقشه‌ای دست‌کم چهارده‌ساله بر سر جایگاه آنان در ساختارهای نمایندگی دانشگاه داشت. به این ترتیب، آنچه ابتدا به‌صورت اعتراض به سازمان‌دهی نهادی و فضایی زنان در دانشگاه مطرح شده بود، به مطالبه‌ای جمعی برای بازپس‌گیری حق سازمان‌یابی مستقل و احیای اتحادیهٔ مرکزی دانشجویان تبدیل شد.

صدوششمین سالگرد تأسیس دانشگاه جامعه ملیه اسلامیه در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۶، به لحظهٔ مهم دیگری در این مبارزه تبدیل شد. دانشجویان، با وجود قفل بودن دروازه‌ها، ساخت دیوار در ورودی‌ها و انتقال کلاس‌ها به فضای آنلاین، در محوطهٔ چمن گلستان غالب گرد هم آمدند. دانشجویان اعتصاب‌کننده  به‌جای آنکه اجازه دهند این سالگرد صرفاً به‌عنوان مراسمی رسمی و نهادی برگزار شود، آن را به فرصتی برای تأکید بر جایگاه خود در دانشگاه و حق سازمان‌دهی جمعی تبدیل کردند.

تاریخ جنبش دانشجویی در دانشگاه جامعه ملیه اسلامیه با مبارزه‌ای طولانی برای دستیابی به نمایندگی مستقل دانشجویان و حق سازمان‌یابی همراه بوده است. پس از برگزاری نخستین انتخابات اتحادیهٔ دانشجویی در سال ۱۹۸۱،  انتخابات در سال ۱۹۹۰ و بار دیگر در فاصلهٔ سال‌های ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۷، در پی اختلاف بر سر حدود اختیارات اتحادیه و مداخلهٔ آن در امور دانشگاه، از جمله پذیرش دانشجو و مسائل خوابگاهی، متوقف شد. در سال‌های بعد دانشجویان بارها از طریق سازمان‌دهی و پیگیری قضایی برای احیای انتخابات تلاش کردند، اما به احیای اتحادیه منجر نشد و در سال ۲۰۲۲ دادگاه عالی دهلی، پس از اعلام دانشگاه مبنی بر انحلال اتحادیه و منتفی‌بودن موضوع انتخابات، دادخواست مربوط به احیای انتخابات را مختومه کرد.

 آنچه در هفته های گذشته شاهد آن بوده ایم –  حضور دائمی نیروهای پلیس و سیم‌های خاردار، محدودیت تجمعات و اقدامات انضباطی علیه دانشجویان معترض – پدیده‌ای تازه نیست بلکه در بستر گسترده‌تری از اکثریت‌گرایی ضد‌مسلمان، مناقشه بر سر شهروندی و به‌حاشیه‌راندن سیاسی جوامع مسلمان شکل می‌گیرد.  این در حالی است که دانشگاه نه‌تنها در دفاع از دانشجویان خود در برابر سرکوب بیرونی ناکام ماند، بلکه به‌تدریج خود به ابزاری برای اعمال همان سرکوب تبدیل شد. بازداشت رهبران شاخهٔ اتحادیهٔ ملی دانشجویان هند در دانشگاه جامعه ملیه، زیشان خان و محمد فیضان، شرایط قهری‌ای را که این جنبش در آن شکل گرفته بود، بیش از پیش آشکار کرد. تصمیم مدیریت دانشگاه برای انتقال کلاس‌ها به فضای آنلاین،  شیوه های دیگری از کنترل دانشجویان را عیان کرد. اقدامی که با هدف دور کردن دانشجویان از محوطهٔ دانشگاه و تضعیف شرایط لازم برای سازمان‌دهی و کنش جمعی انجام می شد.

با وجود سرکوب ها، دانشجویان به مدت هجده روز به اعتراضات خود ادامه دادند و برخی به اعتصاب غذا پیوستند. اتحادیهٔ ملی دانشجویان هند[۶]، دانشجویان وابسته به تشکل‌های سیاسی مختلف از جمله فدراسیون دانشجویان هند، فدراسیون دانشجویان مسلمان[۷] و جنبش فراترنتی[۸]  

همگی در بسیج و بازنمایی عمومی این جنبش حضور داشتند.  بخشی از قدرت جنبش در همین اصرار جمعی نهفته بود که حق نمایندگی و سازمان‌دهی به تمام بدنهٔ دانشجویی تعلق دارد.  

در هند زنان مسلمان متعلق به فقیرترین بخش‌های جامعه و معمولاً به‌عنوان افرادی نامرئی و فاقد صدا بازنمایی شده‌اند با این حال آنها نخستین گروهی بودند که اعتراضات اخیر را در دانشگاه ها ساماندهی کردند. این نخستین باری نبود که بسیاری از این زنان در اعتراضات شرکت می‌کردند. حنینا و نوشین پیش‌تر در اعتراض ۱۰ اکتبر حزب «مردم سوسک[۹]»در مخالفت با بی‌نظمی‌ها و تخلفات در فرایند بازبینی ویژه و فشردهٔ فهرست‌های انتخاباتی[۱۰]  شرکت کرده بودند.

 ریدا نوشاد خان، دانشجوی سال آخر کارشناسی ارشد رشتهٔ مدیریت دولتی از شهر لکهنو که برای احیای اتحادیهٔ دانشجویی دست به اعتصاب غذا زده بود می گوید: «نزدیک به دو دهه، ما را از ابتدایی‌ترین حق دموکراتیک‌مان، یعنی داشتن اتحادیهٔ دانشجویی منتخب، محروم کرده بودند. نشستن در اعتصاب غذا تصمیمی ناشی از هیجان یا شتاب‌زدگی نبود، بلکه ضرورتی ناگزیر بود. او دربارهٔ مشارکت زنان در اعتراضات با اظهار کرد: «این مشارکت نه‌فقط ضروری، بلکه دگرگون‌کننده است. زنان نگاه مردسالارانه به مقاومت را درهم می‌شکنند… وقتی یک زن قدم پیش می‌گذارد، عاملیت سیاسی را برای زنانی که پس از او می‌آیند به امری عادی و پذیرفته‌شده تبدیل می‌کند.


درهجدهمین روز اعتصاب غذا، پس از مذاکراتی که با میانجی‌گری هریس بیران، نمایندهٔ حزب اتحادیهٔ مسلمانان هند[۱۱]میان دانشجویان معترض و مسئولان دانشگاه انجام شد، دانشگاه دستور رسمی‌ای صادر کرد که نقشهٔ راه احیای اتحادیهٔ دانشجویی را مشخص می‌کرد. این دستور همچنین تمامی اخطارهای جاری برای ارائهٔ توضیحات، اقدامات انضباطی، اخراج‌های موقت از دانشگاه، تعلیق‌ها و ممنوعیت‌های ورود به محوطهٔ دانشگاه را که در ارتباط با مشارکت در اعتراضات صادر شده بودند، لغو کرد. از دانشجویان نیز خواسته شد به اعتراض و اعتصاب غذای خود پایان دهند.


 نوشین فاروق[۱۲]، از رهبران جنبش فراترنتی، این مناسبت را رویدادی توصیف می کند که نسل‌های مختلف دانشجویان جامعه ملیه، گذشته، حال و آینده، آن را به‌عنوان روزی به یاد خواهند آورد که دانشجویان پس از بیست سال اتحادیهٔ خود را بازپس گرفتند.  این اعتراضات همچنین اهمیت کنش جمعی زنان مسلمان را در به چالش کشیدن روایت‌های مسلط در گفتمان فمینیستی جنوب آسیا برجسته می‌سازد.   غزاله جمیل[۱۳]  روشنفکر و از مصلحان اجتماعی برجسته که پژوهش دانشگاهی و فعالیت‌های اجتماعی او تأثیر قابل‌توجهی بر بافت اجتماعی هند داشته است دربارهٔ موقعیت زنان مسلمان در هند معاصر، می‌نویسد:

«زنان مسلمان اغلب به موقعیت قربانی تنزل داده می‌شوند؛ موقعیتی که به‌صورت ذات‌انگارانه تثبیت شده است، به‌گونه‌ای که آنچه آنان می‌اندیشند و انجام می‌دهند هرگز به‌عنوان عاملیت به رسمیت شناخته نمی‌شود. چنین زنانی تنها زمانی به کانون‌های قابل مشاهدهٔ منازعهٔ سیاسی تبدیل می‌شوند که دولت حاکم از آنان به‌عنوان ابزاری برای تثبیت کلیشه‌های خاص و پیشبرد اصلاحات اخلاقی ـ حقوقی علیه «دیگری‌های» مسلمان استفاده کند.»

در نوامبر ۲۰۲۶، انتخاب دو زن به جایگاه‌های رهبری در دانشگاه‌های علیگر و جامعه ملیه اسلامیه، فصل تازه‌ای در مبارزات دانشجویی برای نمایندگی سیاسی، حق سازمان‌یابی و مشارکت دموکراتیک گشود. در پنجم نوامبر، نشرا نعیم، دانشجوی حقوق و عضو کمیتهٔ اجرایی ملی جنبش فراترنتی، در انتخاباتی که پس از هشت سال وقفه برگزار شد، با کسب ۷۰۹۱ رأی به‌عنوان نخستین زن در تاریخ ۱۴۲سالهٔ اتحادیهٔ دانشجویی دانشگاه علیگر به مقام نایب‌رئیسی انتخاب شد؛ انتخاباتی که در پی اعتراضات دانشجویان برای احیای اتحادیه برگزار شده بود. هم‌زمان، مانتاشا در یازدهمین کنفرانس شاخهٔ دانشگاهی انجمن دانشجویان سراسر هند (AISA) در جامعه ملیه اسلامیه، به ریاست این تشکل انتخاب شد. این تحولات را می‌توان در امتداد تاریخ مبارزات زنان مسلمان، از شاهین‌باغ تا جنبش‌های دانشجویی معاصر، برای بازپس‌گیری عاملیت سیاسی و به چالش کشیدن مناسبات مردسالارانه و محدودیت‌های نهادی مشارکت زنان فهمید. مبارزاتی که در آن زنان نه صرفاً مشارکت‌کنندگان اعتراضات، بلکه سازمان‌دهندگان، نمایندگان و تولیدکنندگان سیاست جمعی هستند.

نشرا نعیم و پیروزی تاریخی زنان دانشگاه علیگر


اعتراضات دانشجویی در دانشگاه علیگر و جامعه ملیه اسلامیه در اکتبر ۲۰۲۶، دریچه‌ای مهم برای بررسی مبارزات معاصر علیه اقتدارگرایی در هند فراهم می‌کند؛ نهاد های آموزشی که در دوران مبارزه با استعمار بریتانیا در خط مقدم  یک جنبش سیاسی تاریخی  قرار داشتند و تاریخ آن‌ها عمیقاً با رهایی آموزشی مسلمانان در هند پیوند خورده است. در عین حال، هر دوی این دانشگاه ها  جوامع دانشجویی متنوعی را دربرمی‌گیرند و  نیمی از جمعیت آنها را  دانشجویان غیر مسلمان تشکیل می دهند. از این رو، نمی‌توان این مبارزات را صرفاً جنبش‌هایی مختص دانشجویان مسلمان تلقی کرد.

 کاویتا پنجابی[۱۴] استاد ادبیات تطبیقی در دانشگاه جاداوپور در کلکته، می‌نویسد:

«یک جمهوری زمانی واقعاً به بلوغ می‌رسد که زنان آن نیز آن را از آنِ خود بدانند… هنگامی که میلیون‌ها زن شروع می‌کنند به تأکید بر اینکه دولت موضوع جمهور، یعنی امر عمومی، است و نه ملک خصوصی حاکمانی که دربارهٔ آن فرمان صادر کنند… آن زمان نقطهٔ عطفی در تاریخ ملت رقم می‌خورد. هنگامی که زنان با قدرتی که امروز شاهد آن هستیم فضاهای عمومی شهرهای کوچک و بزرگ سراسر کشور را در اختیار می‌گیرند، نیروی آنان را نباید دست‌کم گرفت.»


[۱] (Citizenship Amendment Act – CAA)

[2] (National Register of Citizens – NRC)

[3] Dadis

[4] https://www.tandfonline.com/doi/full/10.1080/13552074.2021.1981698

[5] https://doi.org/10.1215/15366936-1.1.68

[6] NSUI

[7] Fraternity Movement

[8]Muslim Students Federation

[9] Cockroach Janta Party

[10][10] (Special Intensive Revision – SIR)

[11] Indian Union Muslim League

[12] Nausheen Farooq

[13] Ghazala Jamil

[14] Kavita Panjabi

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.