زنان و کودکان۸۰ درصد قربانیان قاچاق انسان در جهان
سرمایه: براساس برآوردهای سازمان ملل متحد ۸۰ درصد کسانی که قاچاق میشوند زنان و کودکان هستند.
این را انور صمدیراد، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی دیروز در پانل تخصصی سازمان دفاع از قربانیان خشونت میگوید.
او که با موضوع قاچاق زنان و کودکان سخن میگفت،قربانیان اصلی قاچاق انسان را زنان و کودکان عنوان میکند.زنان و کودکانی که برای بهرهکشی جنسی مورد سوءاستفاده قرار میگیرند.
این نشست اولین جلسه از مجموع سلسله پانلهایی بود که سعی میکند راههای جلوگیری از قاچاق انسان را بررسی کند.
به گفتهء او «سالانه ۶۰۰ تا ۸۰۰ هزار نفر در سطح جهان قاچاق میشوند که ۸۰ درصد این تعداد را زنان وکودکان تشکیل میدهند.»
صمدیراد با تاسف این آمار را عنوان میکند: «متاسفانه حدود نیمی از این ۸۰ درصد را افراد زیر ۱۸ سال تشکیل میدهند و این موضوع ابعاد این فاجعه را نشان میدهد.»
البته این استاد دانشگاه در سخنانش تاکید میکند که در اولین جلسهء پانل تخصصی قاچاق زنان و کودکان قصد ندارد تحلیلی از وضعیت قاچاق زنان و کودکان در ایران ارایه دهد: «هر چند کشور ما هم به دلایل مختلف از جمله موقعیت سوقالجیشی، وسعت و جمعیت جوان درگیر این موضوع هست و اگر به راهکارهای حل این موضوع توجه نکنیم این معضل در کشورمان افزایش خواهد یافت.»
او مسالهء قاچاق انسان را که معمولاً از اقشار محروم و نیازمند قربانی میگیرد، به صورت امری مافیایی و سازمان یافته عنوان میکند: «اعضای باندهای مافیایی امروزه از قاچاق مواد مخدر و قمارخانهها به سمت قاچاق انسان تغییر مسیر داده و افرادی با عقدههای وحشتناک و سادیسمی نیز با پرداخت پولهای کلان خواهان به دست آوردن کالاهای آن شدهاند.»
صمدیراد تاکید میکند که عمده اعضای این باندهای وحشتناک در اروپا و آمریکا به سر میبرند و سه دستهء اصلی را تشکیل میدهند: «کسانی که زنان و دختران را شکار میکنند، افرادی که آنها را قاچاق میکنند و دستهء سوم نیز افرادی هستند که قوادی این گروه را بر عهده میگیرند.»او وقتی به این بخش از سخنانش رسید در حالیکه سرش را با تاسف تکان میداد،سوالی را طرح کرد:«اما آیا تمام زنان و دخترانی که قاچاق میشوند اساساً روسپیاند یا اینکه این زنان قربانیاند و به روسپیگری کشیده میشوند؟»او جواب این سوال را پس از چند لحظه مکث، اینگونه میدهد:«در واقعیت پاسخ به این پرسش منفی است. قاچاق زنان و آنها را در اختیار باندهای مافیایی نهادن و روسپی کردن آنان با روسپیگری حرفهای زمین تا آسمان تفاوت دارد.بیشتر این افراد قربانیان این باندهای مافیایی هستند.»
این استاد دانشگاه در سخنانش به نتیجهء کنفرانس مطبوعاتی مطالعات جبههء مقابله با قاچاق زنان و لابی زنان اروپایی استناد میکند که هدفشان یافتن زمینههای مشترک برای مقابله با قاچاق انسان بوده است:«در این کنفرانس زنان شرکت کننده به این نتیجه رسیدند که روسپیگری به مثابه خشونت علیه زنان است وبیشترزنان به یکباره و بهدلخواه روسپیگری را انتخاب نمیکنند و آنچه برخی فمینیستهای افراطی بر آن تاکید میکنند که نباید جلوی انتخاب آزادانهء افراد برای کارشان را گرفت نوعی سوءاستفاده از افکار و نظریههای علمی است. آنها تاکید کردند که سالانه ۲۰ هزار زن و کودک به کشورهای اروپای غربی قاچاق میشوند و نیم میلیون زن روسپی در ۱۲ کشور اتحادیهء اروپا حضور دارند که بیشتر آنان نیز از مناطقی چون روسیه و اروپای شرقی به این مناطق قاچاق شدهاند. از آن جمله ۱۵ درصد از مجموع روسپیهایی را که در مناطقی معروف به رد لایت استریتها (چراغ قرمزها) مشغول به روسپیگری هستند، روسها تشکیل میدهند.»
صمدیراد در این بخش از صحبتهایش ناگهان نکتهای را به خاطر میآورد: «متاسفانه سوءاستفادهکنندگان از زنان و کودکان از هر فرصتی ولو فرهنگی – اجتماعی و ورزشی برای سوءاستفاده بهره میبرند. مگر در همین جام جهانی گذشته ۴۰۰ هزار زن روسپی برای تامین خواستههای سودطلبان و رفاه مردان از اروپای شرقی و روسیه و دیگر نقاط به آلمان منتقل نشدند.»
به گفتهء او، قربانیان اصلی این ماجرا از کشورهای اروپای جنوب شرقی همچون آلبانی، بوسنی، بلغارستان، کرواسی، رومانی، مونتهنگرو، اکراین و… هستند. آنها معمولاً با مدارک جعلی وبا رضایت خویش قاچاق میشوند به همین دلیل برخورد پلیس نیز با این باندها دشوار میشود، حتی برخی از این افراد از ترس باندهای تبهکار جرات ابراز اجباری بودن روسپیگری و قاچاقشان را پیدا نمیکنند.»
تولید دانش و زمینه برای ارتقای سطح دانش سازمانهای دولتی و غیردولتی مختلف درگیر در این موضوع یکی از راهکارهایی است که صمدی برای مقابله با پدیدهء قاچاق زنان و کودکان ارایه میدهد: «برخی کشورها بیشتر پذیرندهء این اجناس و برخی صادرکنندهء آن هستند و تعدادی هم در معرض هر دو پدیده قرار دارند.بنابراین هدف کلی در این راستا باید پیشگیری از قاچاق زنان و کودکان باشد.همچنین شناسایی عامل اصلی روسپیگری و بهکارگیری بهترین روش علمی برای مبارزه با این پدیده الزامی است.»
به عقیدهء او، مقابله با متقاضیان این معضل بیش از هر چیز در نابودی آن مؤثر است چون معمولاً در بررسی این پدیده به متقاضیان توجهی نمیشود.در حالیکه اگر برای اجناس قاچاق متقاضی نباشد عرضه هم کنترل خواهد شد.»
صمدیراد تاکید میکند: «تا زمانی که تقاضا در عرصهء روسپیگری آزاد و پذیرفته باشد و این پدیده جرم محسوب نشود، مبارزه با آن نیز داستانی بیش نخواهد بود.»
او با مثالی دیگر سخنانش را ادامه میدهد: «خیلی از دولتها به دلیل مالیاتها و سودهای کلانی که از تجارت سکس نصیبشان میشود، حق برابری و حقوق بشر را و اینکه هر فرد بالغ با رضایت خویش قادر است هر حرفهای را داشته باشد، بهانه قرار میدهند تا این موضوع را قانونی جلوه دهند در حالیکه این سخنان بازی با کلمات به ظاهر علمی است.»
او میگوید: «از این افراد باید سوال کرد که وقتی این بحث را مطرح میکنند میتوانند تصور کنند که نزدیکان خودشان این تجربه را داشته باشند یا فقط شعار میدهند. پدیدهء روسپیگری به جز رنج و بدبختی چیز دیگری برای قربانیاش به ارمغان نخواهد آورد.»
او آگاهی بخشی را یکی دیگر از راهکارهای حل این مساله میداند: «آگاهسازی زنان و دختران جوان از عواقب این مساله یکی دیگر از راهکارهای مبارزه با این معضل است.»
از دید او «بیشتر زنان درگیر با پدیدهء قاچاق زنانی هستند که در مناطق محروم اقتصادی و یا مناطقی که دچار چالشهای سیاسی شدهاند، زندگی میکنند. زنان و دخترانی که از تحصیلات محروم و یا عضو طبقات محروم جامعهاند بنابراین ناآگاهی، فقر و نابرابری مطلق دست قوادان و قاچاقچیان را باز میکند.»
به عقیدهء صمدیراد، فقر به وجود آورنده و حفاظت کنندهء قاچاق انسان است.صمدیراد در پایان نقش دولتها را در مبارزه با این معضل مهم ارزیابی میکند:«دولتها باید حفظ امنیت شهروندان را جدی بگیرند.اما هیچ دولتی تنها و بدون دخالت NGO ها و کمک افراد محقق و دانشگاهی موفق به این کار نخواهد شد.اگر در این سیاستها عزم و آگاهی عمومی و ملی نباشد دولتها موفقیت چندانی نخواهند یافت.»
به عقیدهء این استاد دانشگاه«آگاهی دادن و رسیدگی بیشتر به تحصیلات و کار دختران و مبارزه با متقاضیان پدیدهء روسپیگری همه و همه در حل این معضل مؤثر خواهد بود.»
