زنان طفلکی نمی‌دانند ساعت ۱۸ چه بلاها سرشان می‌آید!

واقعاً این زنان کی می خواهند صلاح و مصلحت خود شان را متوجه شوند؟ بجای این که بنشینند در محیط امن خانه تابستان سرما و زمستان گرما بخورند، هی می روند خیابان.

بجای اینکه بنشینند و پایشان را دراز کنند و نان گرم و تازه ای را که آقایان طفلکی با هزار زحمت و مشقت بدست می آورند، نوش جان کنند، هی بهانه می گیرند و می خواهند بروند سرکار.

بجای اینکه از تفریحات سالم خانگی استفاده کنند و قصه بخوانند و قصه بگویند و پدر تلفن را در آورند و غیبت کنند و جوکهای خوشمزه تعریف کنند، بی خودی هی می خوانند و می خوانند و می روند دانشگاه در حالی که از قدیم گفته اند دانشگاه مال مردها ست،زایشگاه مال زنها!اصلاً این زایشگاه عیبش چیست با هزار ناله و فغان وارد می شوی بعد با یک گل پسر قند عسل در آغوش خندان بر می گردی خانه .

دانشگاه چه دارد؟ چندمیز و نیمکت درب و داغون و استادان اخمو و غذای بی رمق با چاشنی کافور و تلفن کارتی که باید یک ساعت در صف باشی تا بتوانی دو کلام حرف بزنی بعد هم که می یایی بیرون همه چپ چپ نگاهت می کنند و آنقدر هول می شوی که کلاسور از دستت می افتد بعد یکهو یک همشاگردی مذکر حس تعارفش گل می کند و بعد هم که مفسده می شود دیگر.

اصلاً دانشگاه از اول تا آخرش مفسده دارد. سر کلاس، تو راهرو، تو بوفه و رستوران، کتابخانه، آزمایشگاه ، تو ی ِصف تلفن، اصلاً همه جا با این آدمها که همه شان مریضند. اصلاً برای مرضشان می آیند دانشگاه، آدم سالم که خودش را قاطی مریض ها نمی کند، می نشینید خانه و از بیماری های واگیر مصون می ماند.

حالا رفتی دانشگاه، آخرش می شوی خانم دکتر یا خانم مهندس این تازه اول مکافات است.

شوهر گیرت نمی آید باز بر می گردی خانه. گیریم رفتی سرکار، کسی تحویلت نمی گیرد بالاخره ضعیفه ای! اگر هم تحویلت بگیرند منظور دارند می فهمی تو اداره ما همه مریضند.

کار که نمی کنند کار مردم را که راه نمی اندازند. خوب مفسده پیش می آید دیگر به خصوص یک ساعت های معینی که ساعات اوج مفسده است.

همین ساعت هجده می دانی یعنی چه ؟ خب نمی دانی دیگر اگر می دانستی که این همه سال ساعت هجده در اداره و ماموریت اداری نمی ماندی .بر می گشتی سر وظایف مادری و کد بانو گری و نفقه گیری و تمکین و بعد هم پز موقعیت خود را به تمام زنان عالم می دادی که مصلحت خود را نمی دانند و الکی الکی گول احزاب سیاسی را می خورند و بی خودی وکیل و وزیر و نخست وزیر و رئیس جمهور می شوند.

مثل همین خانم مرکل آن طفلکی ها نمی دانند ساعت هجده چه بلا ها سر زنان می آورد هیچ کس هم به آنها نمی گوید ولی ما شانس داشته ایم و مسئولین دلسوز به ما هشدار دادند دلشان برای زنان طفلکی شان خیلی سوخته و برای بچه های طفلکی تر و مردان که نان تازه می آورند و ممکن است بیات شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.