الگوهای مدیریت درآمد در خانواده ،درآمد خانواده دست شماست یا همسرتان
سرمایه – نوشین کشاورز نیا: در سالهای اخیر پژوهشگران نسبت به بررسی مسالهء اقتصاد درونی خانواده و نحوهء ادارهء امور مالی زوجها، تمایل زیادی پیدا کردهاند. رشد تحقیقات در این حوزه از سویی بر متون جامعهشناسی دربارهء قدرت زوجین، پرتو جدیدی افکنده و از سوی دیگر این فرض ابتدایی برخی اقتصاددانان را که خانواده واحد اقتصادی غیرمسالهدار است، را به چالش کشانده است. بررسیها نشان میدهد که، نظارت بر پول و نحوهء استفاده از آن یکی از ابعاد مهم قدرت خانگی است و بسیاری از کشمکشها و نابرابریهای جنسیتی نیز با این عامل رابطهء مستقیم دارند. از این رو تحقیق دربارهء اتفاقاتی که بر درآمد یا پول وارد شده زوجین به خانواده رخ میدهد حائز اهمیت است. برخی از محققان براساس مطالعات انجام شده سعی کردهاند سنخ شناسیهایی از سیستم تخصیص پول در خانواده ارایه دهند. از جمله این نمونهها سنخ شناسی معروف و کلاسیک «پاول» است که هنوز هم، معیار مناسبی برای تحقیقات جدید است. پاول بر اساس اینکه زوجین حوزههای جداگانه و یا مشترکی از مسوولیت مدیریت پول خانواده را داشته باشند، پنج سیستم را طبقهبندی میکند. چهار سیستم نخست بر اساس قلمروهای جداگانهء مسوولیت در قبال پول خانواده طرحریزی شده و یک سیستم هم مبتنی بر حوزههای مشترک مسوولیتپذیری است. چهار سیستم نخست عبارتند از: پرداخت تمامیدستمزد به زن، پرداخت تمامی دستمزد به مرد، تخصیص مقرری برای خانهداری و مدیریت مستقل.
در سیستم پرداخت همهء دستمزد به زن، زن عهدهدار ادارهء تمام خرجهای خانواده است، زیرا شوهر همهء پول را به او واگذار میکند و خود مسوولیتی در قبال تنظیم بودجه و هماهنگی دخل وخرج خانواده ندارد. «آن اکلی» در تحقیقی مرتبط با این موضوع دریافته است، بیشتر زنانی که زندگی خود را با این سیستم اداره میکنند، از این مساله که همیشه باید نگران پرداخت صورت حسابهای زندگی و جور کردن دخل و خرج باشند، ناراحتند. در حالی که شوهران هیچ گونه نگرانی از این بابت ندارند. نکتهء جالب توجه این است که این سیستم اغلب در خانوادههای کارگران غیرمتخصص و کسانی که درآمد پایین دارند، اجرا میشود. تحقیقات نشان میدهد که علاوه بر درآمد پایین، مشخصهء دیگر خانوادههایی که سیستم مورد نظر را به کار میبرند، تقسیم کار دقیق و غیر قابل انعطاف زوجین است. به این معنا که نقشهای زنانه و مردانه دقیقاً و بر اساس کلیشههای رایج انجام میشود. در این چارچوب زنان موظفند، وظایف سنتی خانهداری و مراقبت از کودکان را انجام دهند، درحالی که مردان عموماً نانآور و رییس خانوادهاند. در این سیستم، زنان هیچ پول شخصی که جدای از مخارج جمعی خانواده باشد دریافت نمیکنند و تمامی پول اضافی یا پسانداز شده نیز صرف مخارج همگانی خانواده میشود.
در سیستم مقابل یعنی پرداخت تمامیدستمزد به مرد، شوهر مسوولیت کامل مدیریت امور مالی خانواده را بر عهده دارد و طبیعی است که زنان نه مسوولیتی در این زمینه دارند و نه اختیاری. به این ترتیب در اینجا نیز ساختار و روابط سلسله مراتبی قدرت دیده میشود. بدین معنا که مردان در نوک هرم قدرت خانواده جای میگیرند. شاهد دیگر برای اثبات این امر آن است که ردپای این سیستم در مطالعات مربوط به همسر آزاری دیده شده است. چنانچه پاول نشان داده یک پنجم از زنان خشونت دیدهء ساکن خانههای امن گفتهاند که، ادارهء امور مالی خانوادههایشان به این صورت بوده است.
در سیستم تخصیص مقرری برای خانهداری، شوهر مقدار مشخصی از پول را بابت مخارج خانه به همسرش میدهد، در حالیکه بقیهء پول تحت کنترل او باقی میماند. پول به صورت هفتگی و یا ماهانه پرداخت میشود. به طور معمول در این خانوادهها مرد حرف آخر را دربارهء میزان تخصیص پول خانهداری میزند. در این سیستم معمولاً مازاد درآمد شوهر صرف هزینههای جمعی خانواده نمیشود، بلکه به عنوان پول توجیبی او تلقی میشود و صرف مخارج شخصی نظیر خرید سیگار، هزینهء تفریح با دوستان، خرید کتاب و مجله، پرداختن به علایق شخصی مثل تهیهء کلکسیونهای مختلف و… میشود. مطالعات نشان میدهد در پی افزایش دستمزد درخواست افزایش مقرری جهت مخارج جمعی خانواده هم بالا میرود. شاید به همین دلیل اغلب مردان این گروه تمایل دارند که به جای ارتقای دستمزد، کمک هزینههای مختلف دریافت کنند، زیرا در این صورت امکان پرداختن به مخارج شخصی بیشتر فراهم میشود. طبیعی است که در این سیستم آن دسته از زنانی که واجد درآمدی از آن خود نیستند، به غیر از پول خانهداری دریافتی دیگری از طرف شوهر و برای هزینههای شخصی ندارند. این سیستم به طور سنتی در خانوادهء کارگرانی که دستمزد نسبتاً بالاتری دریافت میکنند و زوجهای طبقهء متوسط که زنان غیرشاغل دارند معمول است.
در سیستم مدیریت مستقل، هر یک از زوجین درآمد مستقل دارند و هیچکدام به تمامی پول وارد شده به خانواده دسترسی کامل ندارند، در واقع هر زوجی مسوول بخش خاصی از هزینههاست. البته ممکن است مسوولیتها در طول زمان تغییر کند، اما اصل حفظ پول جداگانه در خانواده همچنان باقی میماند. این سیستم نوعاً در خانوادههایی که دستمزد دوگانه دارند اجرا میشود.
در سیستم مبتنی بر حوزههای مشترک تصمیمگیری یعنی سیستم اشتراکی، مسوولیتها اصولاً تفکیک شده نیستند. زن و شوهر تقریباً به یک میزان و به تمامی پول وارد شده به خانه دسترسی دارند و هر دو آموختهاند که، برای اداره و صرف هزینههای جمعی مسوول باشند. این سیستم در تمامیسطح درآمدی خصوصاً زمانی که زنان شاغلند دیده شده است. هر چند سازوکار و نحوهء عملکرد روزانهء این سیستم تا حدودی مبهم است و هنوز مشخص نشده است که فرآیند حل تضادهای احتمالی دربارهء امور مالی چگونه صورت میگیرد، اما در مجموع خانوادههایی که با این سیستم اداره میشوند، روابط برابرتری از قدرت دارند و زوجین معمولاً از حساب بانکی مشترکی برخوردارند.
به این ترتیب در خانوادههایی با درآمد محدود، زن مسوولیت بیشتری برای ادارهء هزینههای خانواده و جور کردن دخل و خرج دارد. شوهر هیچگاه به اندازهء زن فقر و محرومیت را تجربه نمیکند. در این خانواده نابرابری و تبعیض بیشتر مشهود است، اما در سطح درآمدهای بالاتر از آنجا که زن و شوهر در منافع بیشتری سهیمند، برابری هم بالاتر است. البته همانطور که در گونه شناسی فوق مطرح شد، در این سطح هم برابری زوجین تا حد زیادی منوط به نوع سیستم اقتصاد خانواده است. در سیستم تخصیص مقرری خانهداری به زن، درآمد خانواده نسبتاً بالا است، اما چون شوهر مقداری از پول را صرف هزینههای شخصی میکند و زن از این حیث بهرهای نمیبرد، برابری موجود در سیستم اشتراکی هم امکانپذیر نمیشود. در نهایت ضمن آن که الگوی بهم پیوسته و مشخصی از رابطهء طبقه و نابرابری جنسیتی وجود دارد، نقش سیستم ادارهء امور مالی خانواده بسیار با اهمیت خواهد بود.
منابع:
)۱۹۷۴-Oakly,A.(
The sociology of
:Houswork. London
Marttin Robertson
),”patterns1980-Pahl,J.(
of money
management withen
marriage” journal
.35-313of social policy;
