نارضایتی مدیران زن از ساختارهای سازمانی

سرمایه : نیمی از زنان مدیر از جو سازمان تحت سرپرستی‌شان اظهار نارضایتی دارند.»

این نظر مدیران زن شهر شیراز دربارهء جو حاکم بر سازمان‌های تحت مدیریت‌شان است.

زمینهء نامناسب برای توانمندسازی زنان در ساختارهای مدیریتی و سازمانی از دیگر نتایج تحقیق حبیب احمدی است که در سال ۱۳۸۵ دربارهء سنجش توانمندی مدیریتی زنان شیرازی انجام شده است.

یافته‌های این پژوهش که با روش کمی و کیفی اجرا شده مواردی چون برقراری ارتباط اجتماعی زنان مدیر، اعتماد به نفس آنان، خلاقیت زنان و جو حاکم بر سازمان را سنجیده و نشان می‌دهد که دگرگونی و تحول در ساختار سازمان‌های مدیریتی که زنان در آن شاغلند به کندی انجام می‌گیرد.

۱۷۲ نفر از زنان شاغل در آموزش و پرورش و دانشگاه علوم پزشکی شیراز که مشاغل مدیریتی را تجربه کرده بودند به پرسش‌ها پاسخ دادند.

۴/۹۲ درصد این زنان تحصیلات کارشناسی و بالاتر داشتند و ۷۵ درصد آنان نیز متاهل بودند.

بیش‌تر پاسخگویان سطوح مدیریتی پایین (مدیریت مدارس)، میانی (مدیر مراکز تربیت معلم و روسای بخش‌های دانشگاه) را تجربه کرده بودند و درصد اندکی هم سابقهء‌مدیریت ارشد و (ریاست بیمارستان و رییس دانشکده) را در کارنامهء خود داشتند.

بررسی برقراری ارتباط اجتماعی مدیران زن یکی از موارد مورد پژوهش بود. نمرهء پاسخگویان نشان داد که توانمندی مدیران زن در برقراری ارتباط اجتماعی بالا بوده است. بررسی اعتماد به نفس زنان مدیر نیز که یکی از شاخص‌های سنجش توانمندی مدیریتی زنان است حاکی از آن است که پاسخگویان از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند.

«تا چه حد مشکل یا مساله را می‌توانید به وضوح تعریف کنید و یا تا چه حد بیش‌تر از یک راه‌حل برای حل مشکلات استفاده می‌کنید؟»

این‌ها گویه‌هایی بود که به وسیلهء آن محقق سعی کرده بود میزان خلاقیت مدیران زن را بررسی کند که براساس یافته‌های پژوهش که از نمرهء ۳۱ تا ۶۷ در نوسان بود این مساله در حد متوسط ارزیابی شد.

چگونگی جو حاکم بر سازمان یکی دیگر از موارد مورد پژوهش بود که براساس سوالاتی چون قوانین مناسب و عادلانهء سازمان، انتخاب کارکنان و توزیع مناسب آن‌ها براساس تخصص و شایستگی سنجیده شد. نتایج حاصل حاکی از آن بود که نگرش پاسخگویان نسبت به جو حاکم بر سازمان‌شان در حد متوسط بوده است همچنین مشخص شد جو سازمانی تنها بر میزان خلاقیت زنان تاثیر معنادار دارد به این معنا که بهبود جو سازمانی موجب افزایش خلاقیت زنان می‌شود. بخش کیفی این پژوهش معطوف به تعبیر و تفسیر زنان مورد مطالعه از تجربیات مدیریتی و ارتباط آن با توانمندی زنان شد. یافته‌های این بخش نیز نشان داد که پاسخگویان سطوح علمی-تحصیلی بالا، اعتماد به نفس بالا، مسوولیت‌پذیری، آشنایی با اصول مدیریت، رفتار سازمانی، تخصصی، تجربهء مدیریتی، توانایی کنترل سازمان و خلاقیت، مدیریت تصمیم‌گیری و برقراری ارتباط مناسب با افراد سازمان را از مهم‌ترین ویژگی‌های مدیریتی زنان دانسته‌اند. همچنین پاسخگویان راه‌های رسیدن به این ویژگی‌ها را آموزش، تجربهء کافی، تلاش مستمر، امکانات رفاهی مالی، گزینش مدیران برحسب شایسته‌سالاری، استقلال در کارها، مدیریت مشارکتی، برگزاری دوره‌های ضمن خدمت و استفاده از الگوهای اثربخش مدیریتی عنوان کرده‌اند. پاسخگویان ملاک ارزیابی مدیر توانمند را نیز عملکردهای شغلی، اخلاق، وجدان کاری، تعهد سازمانی، دقت و سرعت در تصمیم‌گیری، تفکر خلاق، انضباط کاری، دارا بودن برنامه‌ای سازمان یافته، جلب رضایت کارکنان و انتقادپذیری عنوان کرده‌اند.

مصاحبه‌شوندگان در رابطه با چگونگی انتقال تجربیات مدیریتی هم بر این باور بودند که برگزاری همایش، برپایی میزگرد در محیط کار، تشکیل جلسات با مدیران موفق و بهره‌گیری از تجربیات آنان، برپایی دوره‌های آموزش مدیریت علمی و ثبت تجربیات مدیران موفق و اطلاع‌رسانی منظم در انتقال تجربیات موفق موثر خواهد بود.

شیوه‌های مساله‌یابی و حل مساله که از شاخص‌های توانمندی زنان محسوب می‌شود محور دیگر مصاحبه‌های عمیق با این زنان بود. پاسخگویان در این باره گفتند که تفکر خلاق در مساله‌یابی، تشکیل جلسات گفت‌وگو، ارزیابی راه‌حل‌ها، انتخاب بهترین راه‌حل‌ها، دوره‌های آموزشی، حل مساله و تلاش در جهت نهادینه کردن فرهنگ سازمانی در ایجاد تفکر خلاق موثر خواهد بود.

در نهایت، نتایج این پژوهش نشان داد که زنان شاغل در سازمان‌های آموزشی از توانمندی مدیریتی بسیار بالایی برخوردار بوده و جو حاکم بر سازمان نیز بر خلاقیت آنان به عنوان یکی از مهم‌ترین ابعاد توانمندی‌شان تاثیر مثبت دارد. یافته‌ها بیانگر آن بود که در برقراری روابط اجتماعی پاسخگویان بالاتر از حد متوسط در خلاقیت نیز در حد بالا هستند که همهء این‌ها نشان‌دهندهء توانمندی مدیریتی بالای زنان است و این درحالی است که تنها نگرش نیمی از پاسخگویان نسبت به جو حاکم بر سازمان تحت مدیریت‌شان مثبت بوده است.

پژوهشگر در پایان نتیجه می‌گیرد از آن‌جا که یافته‌های پژوهش دلالت بر توانمندی مدیریتی نسبتا بالای زنان (از دید خودشان) دارد، تجدیدنظر در توزیع عادلانهء سمت‌های مدیریتی، بین زنان و مردان ضروری و اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌آید. همچنین یافته‌های حاصل از مصاحبهء عمیق با زنان شاغل نیز دلالت بر حساسیت زنان نسبت به مدیریت سازمان‌ها دارد. آن‌ها خواهان برخورداری مدیران زن از منابع کمی و کیفی و ارتقای مهارت‌هایشان در جهت اختیارات بیش‌تر برای مشارکت زنان در عرصهء مدیریتی هستند. نهادمند کردن حل خلاقانهء مساله و زیرمجموعه‌های سازمانی تحت مدیریت زنان، جلب مشارکت سازمانی مدیران زن در فرآیند مساله‌یابی، تقویت اعتمادبه نفس، آموزش تمرین و ممارست مدیران زن به منظور ورود معتبر به واقعیت‌های سازمانی در جهت مساله‌یابی و حل مساله، سازماندهی تجربیات مدیران زن و ایجاد گسترش ارتباط ذهنی کارکنان سازمانی از پیشنهادات این پژوهش در جهت توانمندسازی بیش‌تر زنان مدیر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.