مسألهء حقوق زنان در حوزههای علمیه مورد بررسی است
سرمایه_ «گرچه در گذشته برخی از روحانیون و مراجع به موضوع زنان بیتوجه بودند، اما اکنون مسالهء حقوق زنان مسالهای است که در حوزههای علمیه هم مورد بررسی است.»
این را محمد بستهنگار، نویسنده و پژوهشگر چند روز پیش در دوازدهمین نشست هماندیشی موسسهء اسلامی زنان که با موضوع «سیر حقوق زن در دوران معاصر» برگزار شد، میگوید. او با اشاره به نقش زنان در صدر اسلام میگوید: «زنان در زمان پیامبر خیمههایی را به عنوان درمانگاه برای مداوای مجروحین جنگی تاسیس کرده بودند و زمانی که در جنگ احد عدهای از اصحاب پا به فرار گذاشتند، چند نفر از زنان از پیامبر حفاظت کردند. همچنین در جنگ خیبر زنی به نام امیه بر اثر فداکاریهایی که در جنگ از خود نشان میدهد، از پیامبر نشان میگیرد: «بستهنگار معتقد است که این وضعیت تا بعد از وفات پیامبر هم ادامه دارد به طوری که در زمان عمر، یک زن مقام ریاست شهرداری در آن زمان را به عهده میگیرد. با این حال او معتقد است که از زمان حکومت بنیامیه و بنیعباس یعنی زمانی که مردم از صحنهء سیاست کنار گذاشته میشوند و نظام پادشاهی حاکم میشود حقوق زنان پایمال میشود.
او با این مقدمه به دوران قبل از قیام مشروطیت برمیگردد و میگوید: «در آن زمان نیز زنان در مبارزات اجتماعی همراه مردان بودهاند به طوری که در جنبش تنباکو و صدور فتوای تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی، زنان ناصرالدین شاه نیز از کشیدن قلیان خودداری کردند.»
به گفتهء این نویسنده در دوران قیام مشروطیت و زمانی که علما در مساجد به سخنرانی میپرداختند یامردم تظاهرات خیابانی به راه میانداختند، زنان هم نقش عمدهای در این تظاهرات داشتند به طوری که گفته میشود زن نیرومندی به نام زن حیدرخان تبریزی، زنان آزادیخواه را گرد خود جمع کرده بود. این زنان زمانی که علما در مسجد به بالای منبر میرفتند، چوب و چماقهای خود را در زیر چادرهایشان آماده نگه میداشتند تا اگر طرفداران استبداد قصد بلوا داشتند، آنها را سرکوب کنند.این پژوهشگر همچنین از زمانی میگوید که علما در صحن عبدالعظیم متحصن شده و نیروهای استبداد با عدهای تفنگچی برای پراکنده کردن آنها وارد صحن میشوند. در این زمان، زنان به بالای پشتبامها رفته و منتظر میشوند تا در صورت اقدام نیروها، آنها را سنگباران کنند.
بستهنگار همچنین از زمانی میگوید که مظفرالدین شاه با کالسکهء خود در شهر عبور میکند و یکی از زنان نامهای به دست او میدهد و او را تهدید میکند که اگر بخواهد تنها به فکر عیش خود و بر باد دادن خزانه باشد و مجلسی از منتخبان ملت برای اجرای عدالت تاسیس نکند، زنان او را خواهند کشت. او همچنین دربارهء نقش زنان در زمان تاسیس بانک ملی میگوید: «زمانی که سیدجمالالدین واعظ در یکی از مساجد تهران در حال سخنرانی بود، زنی به پا میخیزد و میپرسد که چرا دولت ایران استقراض خارجی داشته باشد و این زن رختشور میگوید من به سهم خود یک تومان میدهم. به همین ترتیب زنان زیورآلات و اندوختههای خود را برای خرید سهام این بانک آماده میکنند حتی زنانی در این دوره هستند که چند فقره از اسباب منزل خود را میفروشند تا در خرید سهم مشارکت کنند.»
بستهنگار در ادامه میگوید: «متاسفانه با وجود همهء این فعالیتها از سوی زنان، زمانی که در سال ۱۳۲۴ در نظامنامهء انتخاباتی شرایط انتخابکنندگان و انتخاب شوندگان نوشته میشود، زنان در کنار اطفال و اتباع بیگانه قرار میگیرند و از حق انتخاب نمایندگان مجلس محروم میشوند.»
بستهنگار معتقد است که زنان در دوران استبداد صغیر نیز نقش عمدهای علیه استبداد محمدعلی شاه داشتند به طوری که عمهء جهانگیرخان صوراسرافیل از آزادیخواهانی است که در زمان شدت استبداد، زمانی که جرات اجتماع کردن وجود نداشته است خانهء خود را مامن آزادیخواهان کرده بود. این پژوهشگر میگوید: «در زمان فداکاریهای باقرخان و ستارخان در تبریز نیز حتی دستهء ۶۰ نفری از زنان، چادر به سر و تفنگ به دست محافظت یکی از سنگرهای تبریز را به عهده داشتند و در یکی از زد و خوردها میان نیروهای استبدادی و مشروطهخواهان، جسد ۲۰ زن مشروطهخواه در خیابان پیدا شد.»به گفتهء این محقق کمیتهای از زنان در تبریز با زنان ایرانی در استامبول در تماس بودند تا فریاد مظلومیت مردم ایران را به گوش جهانیان برسانند.
بستهنگار میگوید: «پس از پایان استبداد صغیر و بازگشت مشروطیت، انجمنهای ملی زنان تشکیل میشوند که هدف آنها مبارزه علیه دخالت بیگانگان در امور داخلی کشور، دفاع از استقلال کشور، مخالفت با وام گرفتن از بیگانگان، جلوگیری از خرید کالاهای خارجی و تبلیغ مصرف کالاهای داخلی است.»به گفتهء این محقق زمانی که در مجلس دوم، روسیه اولتیماتوم میدهد که اگر مورگان شوستر از ایران خارج نشود، ایران را اشغال میکند، عدهای از زنان مسلح به سمت مجلس میروند و میگویند اگر وکلای مجلس در انجام وظیفهء خود تردید کنند، مردان و فرزندان خود را میکشیم. آنها سپس به سمت تلگرافخانه میروند تا اعتراض خود را نسبت به دخالت روسیه به تمام کشورهای جهان مخابره کنند. بستهنگار ادامه میدهد:«پنج سال بعد وقتی در سال ۱۳۲۹ نظامنامهء انتخاباتی دوباره تجدیدنظر میشود، زنان بدون توجه به نقشی که داشتند دوباره از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن محروم میشوند. در همین دوره از مجلس تدوین قوانین مدنی و قوانین مجزا و سپس مسالهء حقوق زنان مطرح میشود.»او میگوید: «با اینکه مرحوم مدرس یک روحانی فوقالعاده روشنفکر بود، اما با حق رای زنان مخالفت کرد زیرا معتقد بود که زنان تحت قیمومیت مردان هستند.»
بستهنگار در حالی که از مدرس انتقاد میکند، اما تصویب قانون جزا توسط او را یکی از اقدامات بسیار مثبت میداند: «در این قانون تفاوتی میان مرد و زن وجود نداشت و اگر مردی زنی را به قتل میرساند، به شرطی که نصف دیه زن را میپرداخت، قصاص میشد و این قانون تا زمان انقلاب نیز ادامه یافت.» بستهنگار در ادامه میگوید:«اگرچه در دوران رضاشاه به کشف حجاب و شرکت بانوان در مجالس اهمیت زیادی داده میشد، اما به لحاظ حقوقی هیچ تغییری در قوانین داده نشد.» به گفتهء بستهنگار پس از شهریور ۱۳۲۰ مسالهء نهضت ملی ایران به وجود میآید و زنان نقش اساسی در این نهضت بازی میکنند.
او از زنی رختشور میگوید که نزد استاندار خوزستان میآید و عنوان میکند که همسرش در جنگ جهانی دوم فوت شده و او حاضر است یک جفت گوشواره یادگاری شوهرش را در زمانی که فعالیت نهضت ملی ایران علیه انگلیس به اوج رسیده و دولت با بیپولی دست و پنجه نرم میکند، تقدیم دولت کند. بستهنگار سپس به دورهء نخستوزیری مصدق اشاره کرده و میگوید: «بلافاصله پس از آنکه مصدق به حکومت میرسد، فداییان اسلام از مصدق میخواهند که حکومت اسلامی را ایجاد کند، مشروبفروشیها را ببندد، حجاب را در سراسر کشور اجباری و کارمندان زن را از ادارات دولتی اخراج کند. نواب صفوی به صراحت معتقد بود که مهمترین کار برای زنان همان مدیریت خانواده و تربیت نسل بشر است، اما مصدق پاسخ میدهد که من انتخاب شدهام تا دو وظیفه را به انجام برسانم: «ملی کردن صنت نفت و اصلاح قانون انتخابات» و عنوان میکند دولت ملی که بعدا میآید به این مسایل شما رسیدگی خواهد کرد.»
بستهنگار میگوید: «با فشاری که به مصدق وارد میشود او در منزل متحصن میشود، اما این فشارها به آیتالله کاشانی هم از سوی گروهی از مردم وارد میشود به طوری که آنها خواهان اخراج زنان از ادارات دولتی بودند در حالی که کاشانی پاسخ میدهد که اگر زنان شاغل از ادارات اخراج شوند دولت بودجهای ندارد که به خانوادههای آنها کمک کند و در صورتی که آنها نتوانند مخارج زندگی خود را تامین کنند راهی باقی نمیماند…»
این محقق میگوید: «با این حال نیروهای ملی دیگری هم بودند که اعتقاد داشتند زنان برتر از مقاممادری جایی نخواهند داشت و این تنها راه انحرافناپذیر زنان است.»
بستهنگار ادامه میدهد: «در چنین شرایطی پس از ۳۰ تیر، مصدق قانون جدید انتخابات را آذر ماه در روزنامهء اطلاعات منتشر میکند و اتباع خارجه، مهجوران و نسوان را از حق انتخاب محروم میکند و قانون جدید را در معرض افکار عمومی میگذارد تا نقایص آن برطرف شود.»
به گفتهء این محقق دو واکنش به این قانون جدید صورت میگیرد: «ابتدا واکنش روشنفکران به ویژه زنان روشنفکر با این مضمون که چرا زنان را از حق رای محروم کردهاید در حالی که زنان در مسالهء ملی کردن صنعت نفت دوشادوش مردان حتی در بعضی موارد پیشتر از آنها بودهاند، چرا اکنون آنها از حقوق اجتماعی خود محروم شدهاند.»
بستهنگار میگوید: «یک هفته پس از انتشار قانون انتخابات، دانشجویان دختر دانشگاه مشغول جمعآوری امضا برای تایید حق رای زنان میشوند و صد هزار امضا جمع میکنند. همچنین هیات دبیران سازمان دانشجویان دانشگاه تهران قطعنامهای را صادر میکند که زنان باید حق شرکت در انتخابات را داشته باشند.»
این محقق در ادامه دربارهء مخالفان نیز میگوید: «اصناف و علما نیز توماری با امضای ۴۰۰ نفر تهیه و مخالفت و تنفر خود را با شرکت زنان در امور انتخاباتی اعلام کردند. همچنین بازرگانان و کسبه توماری دیگر برای آیتالله کاشانی فرستاده و نه تنها با شرکت زنان در انتخابات مخالفت کردند بلکه خواستار اخراج زنان از ادارات نیز شدند.»
بستهنگار ادامه میدهد: «همهء اینها باعث شد مصدق قانون انتخابات را مسکوت بگذارد اما از راههای دیگر به دفاع از حقوق زنان بپردازد به طوری که وی شروع به ایجاد نهادهای مدنی در جامعه کرده و در روستاها، شوراهای محلی در قالب هیاتهای پنج نفره تاسیس میکند که سه نفر از اعضای این هیات میتوانستند مرد یا زن باشند. وی همچنین موضوع انجمنهای شهر را مطرح کرد در حالی که قید مرد یا زن بودن برای اعضای آن وجود نداشت، شهرداری را که انجمن شهر باید انتخاب میکرد، میتوانست مرد یا زن باشد. او در زمانی که اخراج زنان از ادارات خواسته میشد، قانون استخدام کشوری را تصویب کرد که آن هم قید مرد یا زن بودن نداشت.»به گفتهء این پژوهشگر، تصویب قانون بیمههای اجتماعی، حق بیکاری و بازنشستگی نیز برای اولین بار توسط مصدق مطرح شد که در آن به کارگران زن باردار در صورت داشتن یک سال سابقه، مرخصی با حقوق داده میشد.
این نویسنده سپس به سال ۴۱ زمانی که انجمن اسلامی دانشجویان در دانشسرای عالی جشن تولدی برای امام حسین(ع)، ترتیب داده و دانشجویان دختر و پسر در آن حضور داشتند اشاره میکند: «دختران در قسمتی مجزا قرار داشتند و روسریهایی آماده شده بود تا اگر فردی بدون روسری وارد شد، از آنها استفاده کند. مطهری نیز به این جلسه دعوت شده و در آن حضور داشت. هر چند که پس از گذشت دو ماه سروصداهایی مبنی بر اختلاط دختران و پسران در این مراسم به راه افتاد اما مطهری با مراجع صحبت و آنها را مجاب کرد.»بستهنگار در اینجا میگوید: «به این ترتیب برای اولین بار زنان هم در چنین مراسمی توانستند حضور پیدا کنند که تا قبل از آن متداول نبود.»
