همسر قالیباف: فمینیست‌ها در شهرداری تهران جایی ندارند

ماهنامه زنان/ فهیمه خضرحیدری:

تأسیس دفتر امور بانوان در شهرداری تهران، اگرچه دیرهنگام و بی‌سابقه است، با هر معیاری گامی به جلو در توجه مدیران شهری به مسائل زنان به حساب می‌آید؛ حالا این معیار چه معیار اعضای شورای دوم شهر تهران باشد که چندان روی خوشی به تصویب اداره کل امور بانوان شهرداری تهران نشان ندادند و ابتکار قالیباف را در این زمینه غیرضروری و حتی تبلیغاتی خواندند و چه معیار فعالان زن در حوزه‌های اجتماعی که تقاضای توجه به نیمه ‌مغفول‌مانده جامعه را در هر سطح ممکن و از جمله در میدان شهر دنبال می‌کنند. زهرا مشیر، مدیرکل امور بانوان شهرداری پایتخت، اما چندان کاری به تفاوت این معیارها ندارد. در دفتر کار کوچکش در طبقه هفتم ساختمان معروف «بهشت»، پشت میزی مرتب و ساده نشسته و کسی را به اتاقش راه نمی‌دهد. دسترسی به او کار ساده‌ای نیست. خودش می‌گوید: «برای اینکه مدیر اول باید کار کند بعد حرف بزند.» چادرش را دو طرف صورتش محکم گرفته و فقط زمانی اجازه می‌دهد چادر از روی روسری بر شانه‌هایش بیفتد که فلاش‌های پی‌در‌پی و قاب‌بندی‌های معنی‌ساز عکاس مجله به پایان می‌رسد و از ما خداحافظی می‌کند. اینجا میان کاغذها و برنامه‌هایش نشسته و در پنجره بزرگ پشت سرش برج میلاد در آسمان خاکستری شهر تهران قد کشیده است. دستانش پیش از هرچیز دستان زنی است که سال‌ها خانه‌داری کرده ‌است.

چندان روشن نیست و در پایان دو ساعت گفت‌وگو هم روشن‌تر نمی‌شود که پیش از مدیرکل شدن در شهرداری پایتخت در چه زمینه‌ای فعالیت می‌کرده یا اصلاً فعالیتی داشته است یا نه. از عضویت در هیئت علمی می‌گوید اما از گفتن اسم دانشگاهش پرهیز می‌کند. با عباراتی کلی و اشاراتی گذرا خود را تحصیلکرده رشته جامعه‌شناسی و دانشجوی دکتری این رشته معرفی می‌کند و انگشتان مادرانه‌اش را به نشانه کفایت مذاکرات در این‌باره به هم قفل می‌کند؛ بدون حتی تبسمی. با وجود این، صبور و باحوصله است و اگرچه کمتر لبخند می‌زند، در برابر هیچ پرسشی چهره آرام گندمگونش « اخمو» نمی‌شود. با چای گرم و روی‌خوش در خنکای مطبوع اتاقش پرسش‌ها را یک به یک پاسخ می‌دهد و تنها زمانی که رشته صحبت به همسرش، شهردار تهران ـ مردی که در ۱۳۶۲ با خطبه امام خمینی به عقد او درآمد ـ می‌رسد رنگ به چهره‌اش می‌دود که: «انگار سؤالاتتان دارد سخت می‌شودها!»

+ با وجود اینکه دفتر امور بانوان شهرداری تهران پس از روی کار آمدن آقای قالیباف تأسیس شد و فعالیت خود را آغاز کرد، تابه‌حال گزارش‌های محدودی درباره فعالیت‌های این اداره کل داده شده و فعالان حوزه زنان یا حتی ناظران حوزه شهری چیز زیادی نمی‌دانند از اینکه پشت درهای این اتاق چه می‌گذرد. اصلاً این اداره کل چگونه و در چه فرایندی شکل گرفت؟

+ یک سال و اندی پیش یعنی حدوداً چهار ماه پس از آغاز به کار آقای قالیباف در شهرداری تهران، مجموعه امور بانوان هم شکل گرفت.

+و البته شورای شهر تهران هم در آغاز کارتشکیلات شما را تصویب نکرد و اصلاً اعضای شورا خیلی موافق تأسیس اداره کل امور بانوان نبودند و آن را ضروری نمی‌دانستند.

+ بله، درست است. ما مصوبه شورای شهر را نداشتیم و می‌دانید که شهرداری برای اینکه هر تشکیلاتی را به مجموعه خود اضافه کند باید مراحل قانونی را طی کند تا نهایتاً به تصویب برسد. ما هم در این مدت نظام سازمانی خودمان را تهیه کردیم و اواخر آبان‌ سال گذشته بالاخره موفق شدیم مصوبه شورا را هم بگیریم و دیگر به اداره کل تبدیل شویم چون تا قبل از آن ما مجبور بودیم فقط با عنوان مشاورت کار کنیم و می‌توانم بگویم که کار ما در واقع از آبان سال گذشته آغاز شد.

+ بعد از اینکه مصوبه شورا را گرفتید با چه شناختی از زمینه‌ای که قرار بود در آن فعالیت کنید شروع به کار کردید و چقدر شرایط زندگی گروه‌های مختلف زنان پایتخت‌نشین را می‌شناختید؟

+ به‌هرحال اولین حرکت هر مجموعه تازه‌کار شناسایی وضعیت موجود است. ما هم احساس می‌کردیم که زنان در شهر تهران در شرایطی هستند که نیاز به مطالعه، سنجش و برآورد وضع موجود هست و متأسفانه در این زمینه هم کاری صورت نگرفته بود. این شد که در ۱۳۸۴ بیشتر وقت ما صرف بررسی موقعیت زنان در شهر تهران شد و در دو بخش درون‌سازمانی و برون‌سازمانی به مطالعه وضعیت زنان پرداختیم. به این ترتیب قبل از هر کاری ۶۰۰۰ زنی را که در شهرداری تهران شاغل هستند بررسی کردیم و در زمینه ارتقای شغلی این زنان و البته ارتقای توانمندی‌های آنها در تشکیلات شهرداری اقداماتی را آغاز کردیم. کارهای مهمی در این زمینه انجام شد و با جرئت به شما می‌گویم که امروز وضعیت زنان شاغل در شهرداری با گذشته قابل مقایسه نیست و شما می‌توانید از خودشان هم در این باره بپرسید. ما دنبال این هستیم که در شهرداری تهران یک سازمان انسانی به‌وجود بیاوریم برخلاف اکثر سازمان‌ها که در آنها انسان سازمانی داریم و انسان با همه ویژگی‌هایش، چه زن و چه مرد، در سازمان مستحیل است. این نگرش جدیدی بود و باعث شد که ما امروز یک قوه مستحکمه از زنان در درون سازمان داشته باشیم.

+ به‌طور مشخص بفرمایید که مثلاً چه کارهایی انجام دادید که امروز زنان شاغل در شهرداری تهران به قوه مستحکمه تبدیل شدند؟ اصلاً تا چه حد این زنان با شما در ارتباط‌اند و می‌توانند مشکلاتشان را منتقل کنند؟

+ ببینید، ما برای رسیدن به اهدافمان در ۲۲ منطقه شهرداری تهران، ۲۲ مسئول امور بانوان داریم که با نظر بنده و شهردار منطقه انتخاب می‌شوند و این افراد در واقع نمایندگان ما هستند و ارتباط من معمولاً به‌واسطه این افراد انجام می‌شود. البته ما صرفاً دیدگاه حمایتی از بانوان نداریم، اگرچه این دیدگاه هم برایمان مهم است اما این فقط یک بخش از مسئله است و ما توانمندسازی زنان را عمیق‌تر از اینها دنبال می‌کنیم.

+ البته من که هنوز نفهمیده‌ام چگونه و با چه اقدامات و راهکارهای عملی‌ای این کار را می‌کنید، اما در همین بخشِ حمایت و ارتقای شغلی هم می‌خواهم اشاره کنم به اینکه مثلاً آقای قالیباف برای مناطق مختلف شهر تهران شهردار انتخاب می‌کنند و ما ۶۰۰۰ زن شاغل در شهرداری داریم و تعداد قابل ‌تأملی هم زن توانمند خارج از حوزه شهرداری و جالب اینکه قبلاً هم تجربه موفق یک شهردار زن را در تهران داشتیم، اما در هیچ منطقه‌ای از شهر تهران زنِ شهردار انتخاب نمی‌شود. چرا؟

+ خوب شما می‌توانید این را از خودشان بپرسید.

+ از شما می‌پرسم چون هم مدعی هستید که در زمینه ارتقای شغلی زنان در شهرداری گام برداشید و هم مدیرکل امور بانوان شهرداری شما هستید نه آقای قالیباف و طبعاً انتظار می‌رود که شما پیشنهادهایی مثلاً در زمینه شهردار شدن زنان به شهردار تهران بدهید.

+ ما بخشی که باید بیشتر دیده و پرداخته شود. اما نمی‌پسندم که صرفاً نگاه تفکیکی به مسئله داشته باشیم و به‌نظرم اگر بخواهیم این‌طور حرکت کنیم اولین صدمه‌اش را بانوان خواهند دید. اینها بحث‌های عمیق فکری و فرهنگی است و اگر حرکات ما براساس تدبیر نباشد ممکن است به زنان لطمه وارد کند، بنابراین…

+ خوب، با تدبیر عمل کنید تا ضربه‌ای هم به زنان نزنید. این که مشکلی نیست. سؤال من خیلی ساده است. آقای شهردار تعداد زیادی از مردان شاغل در شهرداری را به شهرداری مناطق انتخاب کرده‌اند، یعنی هیچ زن شاغلی در این ۶۰۰۰ نفر نبوده که شایسته ارتقای شغلی تا رده شهردار منطقه باشد؟

+ ببینید، من اگر بخواهم از این دیدگاه که زن شایسته وجود داشته یا نداشته جواب بدهم قضاوت صحیحی نکرده‌ام. من همه ۶۰۰۰ نفر را بررسی نکرده‌ام. حتماً مؤلفه‌هایی وجود داشته. اما عرض کردم باید با تدبیر برخورد کرد. همان‌طور که شما گفتید ما پیش از این یک شهردار زن داشتیم که به‌نسبت هم موفق بودند اما به‌نظر من باید تدبیر بهتری در مورد انتخاب ایشان می‌شد. در بررسی‌ای که من انجام دادم انتخاب شهردار زن برای منطقه ۷ تهران انتخاب مناسبی نبود. منطقه ۷ منطقه نظامی است و پر است از پادگان‌های نظامی و ساکنان آن هم شرایط خاصی دارند، شاید اگر مثلاً برای منطقه ۶ شهردار زن انتخاب می‌کردند تجربه موفق‌تری بود که امروز هم می‌شد گسترشش داد.

+ به این ترتیب در مورد ارتقای شغلی زنان در درون سازمان که کار چندانی از پیش نبرده‌اید، در بیرون از سازمان چه اقداماتی انجام داده‌اید؟

+ در بحث زنان سرپرست خانواده حمایت‌های گسترده‌ای از این گروه کرده‌ایم، از در اختیار گذاشتن بن ماهانه شهروند تا توانمندسازی و کارآفرینی برای ۱۰ هزار زن سرپرست خانواده ساکن پایتخت، البته با توجه به توانایی‌های خودشان. ما ۱۴۰۰زن سرپرست خانواده را در بازارچه‌های خوداشتغالی‌مان ساماندهی کرده‌ایم که یا در این مراکز تولیدات و صنایع دستی خودشان را عرضه می‌کنند یا اگر توانایی کار تولیدی ندارند فقط فروشندگی می‌کنند، چون به‌هرحال خیلی از زنان ما قدرت قرار گرفتن در فرایند توانمندسازی و حرفه‌آموزی را ندارند و ما هم نمی‌توانیم آنها را مجبور کنیم. در این بازارچه‌ها به صورت گردشی دو ماه چرخه تولید و چهارده روز عرضه کالا داریم. این غرفه‌ها را ما رایگان در اختیار زنان سرپرست خانواده می‌گذاریم و در کنار آن امکانات ورزشی و تفریحی هم برای خودشان و فرزندانشان در نظر گرفته‌ایم که به‌تناوب در اختیارشان قرار می‌گیرد. البته مراکز ما هم محدودند و مثلاً خانم‌ها همه درخواست دارند که در بازارچه پارک ملت غرفه بگیرند، اما ما با توجه به بضاعت محدودی که داریم به صورت گردشی و چرخشی می‌توانیم غرفه‌ها را در اختیارشان بگذاریم.

+ البته اقدامات شما در این حوزه قابل‌توجه است اما انتقادی که وجود دارد این است که شما هم ظاهراً، مثل سایر مراکز دولتی امور زنان، بیشتر بر مسئله زنان سرپرست خانواده متمرکز شده‌اید.آیا مشکلات دیگری در حوزه زنان وجود ندارد؟

+ اصلاً این‌طور نیست. فقط ممکن است این بخش نمود بیشتری داشته وگرنه در بخش آسیب‌های اجتماعی به طور جدی فعالیت کرده‌ایم. مثلاً مرکز ترک اعتیاد بانوانی که ما در منطقه ۲۲ تهران افتتاح کرده‌ایم در خاورمیانه نمونه ندارد. این مرکز را با همکاری سازمان غیردولتی «تولدی دوباره» ساخته‌ایم که همه استانداردهای موجود برای تغییر زندگی زنان معتاد در آن فراهم است و حتی مهدکودک هم دارد. زنانی که چنین مشکلی دارند مراجعه می‌کنند و پذیرش می‌شوند.

+ الگوی ترک اعتیاد زنان در این مرکز چیست؟ از همان الگوهای رایج که در مورد مردان معتاد استفاده می‌شود در مورد زنان هم استفاده می‌کنید؟‌

+ من جامعه‌شناسی خوانده‌ام و مطالعاتی هم در زمینه روان‌شناسی داشته‌ام و بر همین اساس تدابیری شده است که در مورد زنان کار خاص زنان انجام شود و حتی، متناسب با فیزیولوژی و روح و روان زنان، الگوی ترک اعتیاد زنانه بازتعریف شود. البته در این زمینه هم ما عدم‌ همراهی‌هایی داشتیم همان‌طور که همراهی‌هایی هم داشتیم و بالاخره توانستیم مرکزی را ایجاد کنیم که درحال‌حاضر ۳۰ زن در این مرکز هستند. البته امکانات و استعداد مرکز بیش از این میزان است و تا حدود ۱۲۰ نفر هم ظرفیت پذیرش دارد. زنان معتاد به مرکز مراجعه می‌کنند. یک هفته دوران پاکی را می‌گذرانند و تا سه ماه در کمپ زنان می‌مانند. بعد از ترک اعتیاد هم حمایتشان می‌کنیم تا دوباره در همان چرخه معیوب قبلی نیفتند و در این مرحله مهارت‌آموزی و کارآفرینی را برای این گروه از زنان دنبال می‌کنیم.

+ برای اجرای این طرح، زنان معتاد ساکن تهران را شناسایی کرده‌اید و آماری از آنها دارید؟

+ نه، آماری نداریم اما به دنبال ایجاد بانک اطلاعاتی زنان شهروند هستیم.

+ بجز اعتیاد، دیگر وارد چه حوزه‌‌ای از مسائل زنان شده‌اید؟

? در هر حوزه‌ای که شما فکرش را بکنید ما وارد شده‌ایم. مثلاً موزه زنان شهید را راه انداخته‌ایم که تابه‌حال وجود نداشت. به‌هرحال ما تعدادی زن ایثارگر و شهید داریم که توجه چندانی به آنها نشده است. البته نمی‌خواهم هیچ دستگاه و مجموعه‌ای را زیر سؤال ببرم، شاید هم واقعاً امکان ورود به این حوزه وجود نداشته است. ما پارسال به مناسبت شهادت حضرت زهرا نخواستیم که صرفاً مراسمی را برگزار کنیم پس بررسی کردیم و موزه زنان شهید را به مناسبت این روز تأسیس کردیم. در محل دائمی موزه شهدا، یک طبقه را به موزه‌ـ‌نمایشگاه زنان شهید اختصاص دادیم که هنوز هم وجود دارد و البته به دنبال آن هستیم که این موقعیت را در موزه محکم‌تر کنیم. در میلاد حضرت زهرا هم پارک بهشت مادران را در منطقه ۳ شهرداری افتتاح کردیم. آقای خسروجردی، هنرمند معروف، هم مجسمه بسیار زیبایی از تلفیق شیشه و برنز، با موضوع زن شهید، طراحی کرده‌اند که به‌زودی رونمایی خواهد شد.

+ فکر می‌کنید مجسمه زن شهید با وجود اینکه حتماً کار زیبایی است پاسخگوی کدام دسته از نیازهای زنان ساکن تهران و حتی خود زنان ایثارگر است؟

+ فراموش نکنید که یکی از مشکلات شهرنشینی امروز این است که فرهنگ ایثار در آن به‌کلی فراموش شده و به‌نظرم ما به این فرهنگ نیاز داریم، فرهنگ ایثار و شهادت که از انسان‌ها می‌خواهد منشأ تأثیر باشند.

+ بله، اما در همین زمینه هم به نظر می‌رسد که شما می‌توانید کاربردی‌تر عمل کنید و مثلاً اگر برای زنانی که شهید شده‌اند موزه تأسیس می‌کنید، برای همسران شهدا هم که مشکلات زیادی دارند برنامه‌ای عملیاتی داشته باشید.

+ در این بخش هم ما وارد شده‌ایم، اما واقعاً بضاعتمان در حدی نیست که همه گروه‌های هدفمان را در همه ابعاد حمایت کنیم. به‌نظر من اولویت با زنان جانبازان است و به دنبال آن هستیم که این زنان بتوانند از امکانات شهرداری تهران برای ورزش استفاده یا در مراسم فرهنگی و اعیاد ما شرکت کنند.

+ برای زنان معلول چطور؟‌ طرح و برنامه‌ای داشته‌اید؟

+ در درون سازمان، زنان معلول را شناسایی کرده‌ایم. ما الان ۳۰ زن نابینا در شهرداری تهران داریم و حدود ۱۵ زن هم با مشکلات جسمانی خاص داریم. برای این زنان در روز «عصای سفید» مراسمی برگزار شد و تلاش کردیم که این زنان را گردهم جمع کنیم، گروه‌های دوستی و حتی علایق بین‌فردی برایشان ایجاد کنیم. خارج از سازمان هم برای زنان سرپرست خانواده که معلولیت دارند انجمنی حمایتی تأسیس کرده‌ایم.

+ با توجه به اینکه شما جامعه‌شناسی هم خوانده‌اید می‌خواهم نظرتان را درباره طراحی مردانه شهر تهران بدانم. در جامعه‌شناسی شهری، تهران شهری مردانه تعریف می‌شود که در طراحی آن توجه چندانی به زنان و حضور آنها در شهر نشده و همه امکانات و فضاهای شهری با معیارهای مردانه تعریف شده است. علاوه بر این، در طراحی شهر هیچ‌یک از گروه‌های خاص مثل معلولان هم در نظر گرفته نشده‌‌اند و معلولان فضایی مناسب برای حرکت در این شهر ندارند. به مشکل زنان معلول در سطح شهر هم توجه کره‌اید؟

+ سؤال خیلی خوبی است، اما اگر قرار باشد جوابی را که واقعاً می‌خواهم به شما بدهم اوضاع بد می‌شود. ببینید، خوب است که شما اهل مطبوعات با این دقت مسائل را می‌بینید، اما واقعیت این است که ما الان برای شهروندانی که دو پای سالم دارند در فضاهای شهری‌مان تعریفی نداریم چه برسد به عزیزانی که چنین مشکلاتی هم دارند. یعنی می‌خواهم بگویم متأسفانه ما اصلاً به این چیزها فکر نمی‌کنیم اصلاً برنامه‌ریزی‌ها به این سمت و سو نمی‌رود. شما ببینید، در سطح شهر فضاهایی وجود دارد برای نشستن در انتظار اتوبوس. من همیشه دقت کرده‌ام زنانی که روی این صندلی‌ها می‌نشینند مشکل دارند و پای آنها به زمین نمی‌رسد. یعنی چیزی به این سادگی طوری طراحی شده که متناسب با میانگین قد زنان ما نیست. از این نمونه‌ها بسیار است. طراحی‌های شهری ما صرفاً براساس فضای موجود انجام شده و نه با این ملاحظات و دقت‌ها که اتفاقاً لازم است. تازه اگر بخواهید عمیق‌تر بشوید، علاوه بر شهر، در خانه‌های ما هم همین وضعیت هست. شما ببینید در هر خانه اختصاصی‌ترین فضا برای خانم خانه آشپزخانه است. در آشپزخانه هم اختصاصی‌ترین فضا برای آنها کابینت‌ است که بیش از همه آنها می‌دانند که چه چیزی در کدام کابینت است. حالا من می‌پرسم آیا اصلاً کابینت در کشور ما براساس فیزیولوژی زنان طراحی شده؟‌ من در این زمینه کار مطالعاتی کرده‌ام. با وجود اینکه از فیزیولوژی ]آناتومی( زن ایران میانگین مشخصی وجود دارد، این دقت و نگاه در طراحی‌ها دیده نمی‌شود و می‌بینید که هیچ‌کس هم اعتراضی نمی‌کند درحالی‌که این فقط یک مبحث فانتزی نیست بلکه کاملاً کاربردی است و حتی به سلامت زنان مربوط می‌شود…

+ حالا شاید هم طراحان، برخلاف تفکر غالب، آشپزخانه و کابینت‌های بلندش را برای مردان طراحی کرده‌اند و ما به‌اشتباه این فضا را به خودمان اختصاص داده‌ایم…

+ کاش این‌طور بود و حداقل پشت این طراحی فکر و فلسفه‌ای در کار بود. درهرحال به‌نظر من این‌طور نیست که شهر صرفاً برای مردان طراحی شده باشد، اما چون طراحان شهری ما مردان‌اند طبیعتاً دیدگاه مردانه خود را هم اعمال می‌کنند.

+ خانم مشیر، تعامل شما با زنان شورای شهر تهران چطور است و زنان شورا اصلاً چقدر به تشکیلات شما روی خوش نشان می‌دهند؟

? ارتباط خوبی داریم، هم در دوره گذشته و هم در دوره جدید. تلاش می‌کنیم از نظر آنها استفاده کنیم.

+ اما من احساس می‌کنم ارتباط خوبی با هم ندارید و در مجموع نگاه مثبتی نسبت به مرکز امور بانوان شهرداری در شورا ندیده‌ام و حتی گاهی حس کرده‌ام که این مرکز را زاید می‌دانند.

+ اینکه آنها چنین رویکردی نسبت به ما داشته باشند بحث دیگری است اما من این‌طور فکر نمی‌کنم. ضمناً این تفکر زاید بودن درباره همه مراکز امور زنان وجود دارد و فقط درباره شهرداری نیست. از یک زاویه دید خاص هم ممکن است درست باشد و خود من هم خیلی علاقه‌مند به دیدگاه تفکیکی و ارزشی در مسائل زنان نیستم. اما به‌هرحال نیمی از جمعیت شهر تهران زنان‌اند و این نیمه اتفاقاً سطح سواد بالاتری هم دارند و نیروی بالقوه‌ای هستند که می‌توانند در خدمت مردم و شهر قرار بگیرند. زنان ما هم نشان داده‌اند که در مقایسه با مردان درصد مشارکت بسیار بالایی دارند. ضمناً به این نکته هم توجه داشته باشید که در شهرداری تهران مخاطب اصلی ما زنان‌اند. از سوی دیگر، شهرداری الان در طول روز سه بار زباله‌های شهر را جمع‌آوری می‌کند. حالا اگر زنان ما در همین زمینه کوچک مشارکت و همکاری بیشتر داشته باشند بسیاری از مشکلات شهر حل می‌شود.

+ شما مدام تأکید می‌کنید که نمی‌خواهید نگاه تفکیکی در مسائل زنان داشته باشید اما آیا تأسیس پارک زنان، موزه زنان یا تاکسی‌سرویس زنان خودش نوعی دامن زدن به تفکیک جنسیتی نیست؟

+ ببینید، بالاخره نیازهایی در این جامعه هست که براساس آن نیازها این خدمات شکل می‌گیرد. به‌هرحال ما در یک کشور اسلامی هستیم با شرایط خاص که ممکن است بر همین اساس تمام گروه‌های زنان نتوانند از همه امکانات شهر استفاده کنند و ما این امکانات را برای پاسخگویی به این گروه از زنان به‌وجود آورده‌ایم نه اینکه بخواهیم تاکسی‌های زنان و مردان را جداسازی کنیم. از طرفی، این اقدامات برای گروه‌هایی از زنان اشتغال هم ایجاد می‌کند.

? خانم مشیر، نکته‌ای که در مورد انتخاب شما به مدیرکلی امور بانوان شهرداری تهران وجود دارد این است که شما تا چه اندازه به خاطر توانایی‌ها و استعدادهایتان برای تصدی این پست انتخاب شده‌اید؟ و آیا اینکه همسر شهردار تهران هستید تنها دلیل انتخاب شما نیست؟

+ من به‌عنوان یک شخص حقیقتاً جایگاه خودم را خیلی بالاتر از این می‌دانم. به‌هرحال توانایی خودم را می‌شناسم. حرف شما را هم که حالا هر کس سر کار آمد همسرش را با خود بیاورد قبول دارم اما اگر شخصی توانمند است و می‌تواند در جایگاه خودش کارهای بزرگی انجام دهد چرا که نه. ‌اما اگر این فرد توانا‌یی‌های لازم را ندارد و فقط به واسطه بودن در کنار یک شخص و استفاده از رانت خاص همسر بودن به این جایگاه راه پیدا کند، مسلماً من هم با این مسئله موافق نیستم. هنگامی هم که من کار خودم را شروع کردم بسیاری از «هد»‌های )رهبران( گروه‌های زنان که از قبل با آنها در ارتباط بودم اعلام نارضایتی کردند که چرا این کار را از طریق همسرم به عهده گرفته‌ام اما من از دوستان خواستم که برای قضاوت فرصت بدهند. اجازه بدهند من کار کنم و بعد کار را رصد کنند و اگر حاصلش خوب بود، قابلیت‌های مرا بپذیرند. این را هم بگویم که من قبلاً جای دیگری شاغل بودم و بیمه هم داشتم، اما از وقتی به اینجا آمده‌ام بیمه‌ام قطع شده، حقوق هم نمی‌گیرم و مزایایی هم ندارم…

+ عجب! پس به این ترتیب که آقای قالیباف دارند در حق شما ظلم می‌کنند و ما باید از گروه‌های فمینیستی بخواهیم که به کمکتان بیایند…

+ )بالاخره می‌خندد( نه، من می‌گویم شما اگر هر کس دیگری را پیدا کردید که هیچ حقوق و مزایایی مطالبه نکند و هیچ چشم‌داشتی نداشته باشد و توانایی کار هم داشته باشد من همین الساعه کار را تحویل می‌دهم. آقای قالیباف هم ظلم نمی‌کنند، ما برای این کار اهداف بزرگ‌تری را برای خودمان تعریف کرده‌ایم که بسیار بزرگ‌تر از اهداف اقتصادی برای من و آقای شهردار بوده است که اگر آن اهداف تحقق یابد، گنج‌های بی‌شماری نصیبمان خواهد کرد. این هدف برای ما رضای خداوند است و به‌نظرم نمره ارزیابی ما هم در این حوزه نمره خوبی است اما هنوز در ابتدای راه هستیم.

+ شما با انتخاب این شغل پردردسرِ بی‌جیره و مواجب و البته همسری که از شما هم پرمشغله‌تر است چطور مسائل خانه را مدیریت می‌کنید؟ احتمالاً بچه‌های شما در طول شبانه‌روز اصلاًَ شما و پدرشان را نمی‌بینند!

+ من دوره‌های مدیریت زمان را گذرانده‌ام و با وجود تعدد وظایفی که دارم آن را اعمال می‌کنم. تمام بار زندگی بر دوش خودم است و در کنار آن تحصیل هم می‌کنم که البته از وقتی که مشغول این کار شدم تحصیلم هم تا حدودی رها شده، اما سعی کرده‌ام که خانواده برایم همیشه همان جایگاه اولیه را داشته باشد. ممکن است نتوانم از نظر کمّی وقت بگذارم اما به لحاظ کیفی سعی می‌کنم حضورم کامل باشد. ممکن است که در طول روز از فرزندانم فقط با یک تلفن یک دقیقه‌ای خبر بگیرم اما همان یک دقیقه هم کیفی است. سه فرزند دارم. پسر بزرگم ۲۲ سال دارد و دانشجوی سال آخر است. پسر دومم ۲۰ ساله و او هم دانشجوست و دخترم هم ۱۶ سال دارد. البته روز ۲۴ ساعت است و من در طول روز تا ۱۳ ساعت کار می‌کنم.

+ فکر کنم به دخترتان از همه سخت‌تر می‌گذرد!

+ طبیعی است، بله. اما اتفاقاً چون دخترخانم است دوست دارم طوری تربیتش کنم که بتواند مستقل و منشأ اثر باشد.

+ آقای قالیباف به‌عنوان همسر شما چقدر در این میان در خانه همکاری دارند؟

+ ایشان اگر واقعاً برسند همکاری می‌کنند. اگر در منزل باشند و مثلاً قرار باشد که من کاری را انجام بدهم با هم انجام می‌دهیم. وقتی مهمان داریم و ایشان در منزل‌اند حتماً ظرف‌ها را می‌شویند. معمولاً چهار صبح از خانه خارج می‌شوند و زودتر از یازده شب نمی‌‌آیند و ما معمولاً سعی می‌کنیم شام را دور هم بخوریم.

+ زندگی با مردانی مثل آقای قالیباف سخت نیست؟‌

+ دیگر سؤالاتتان دارد سخت می‌شود… ببینید در این شرایط شما به‌عنوان یک زن باید از بسیاری از خواسته‌های خودتان بگذرید. من ممکن است که خیلی از خواسته‌های طبیعی‌ام را نتوانم داشته باشم. مثلاً ممکن است که دوست داشته باشم که ایشان در کنار من باشند یا در کنار هم رفت و آمد خانوادگی داشته باشیم اما این هیچ‌وقت برایم میسر نبوده. با وجود این سعی کرده‌ایم که این مسائل را برای خودمان حل کنیم و لذت‌های گروهی را جانشین آن کنیم. همین که ایشان برای مردم کارهایی انجام می‌دهند که منشأ اثر است برای همه ما کافی است. برای خودشان هم سخت است. بالاخره همسر من هم دوست دارد بخوابد اما از جسم و روح خودش توان می‌گذارد، چون ما برای خودمان ایدئولوژی خاصی داریم.

? ایشان تابه‌حال برای بازرسی اینجا آمده‌اند؟ چون معمولاً برای بازرسی سرزده می‌روند؟

+ نه، آخر ضرورتی ندارد. اینجا فقط یک اتاق است و آقای قالیباف هم نمی‌خواهند اتاق را ببینند بلکه عملکرد ما را رصد می‌کنند.

+ پیش از آنکه آقای قالیباف از نیروی انتظامی به شهرداری بیایند و شما هم مدیرکل امور بانوان شهرداری بشوید، در چه زمینه‌ای فعالیت می‌کردید؟

+ بیشتر در زمینه‌های آموزشی و تحقیقاتی کار می‌کردم. از مقطع راهنمایی تا بالا هم تدریس کرده‌ام و الان هم عضو هیئت علمی هستم.

+ درکدام دانشگاه؟

+ اجازه بدهید این برای خودم محفوظ بماند. چون فعلاً درحال‌حاضر در به‌اصطلاح…. چه‌طوری بگویم… عرض کردم خدمتتان که با آمدن در این مجموعه به‌نوعی از سوابق خودم گذشته‌ام…

+ بله، فرمودید. اما اینکه عضو هیئت علمی کدام دانشگاه هستید هم به‌هرحال مهم است…

+ در شرایط فعلی، اسم بردن از دانشگاه من، چون الان نه تدریس می‌کنم و نه تحصیل ممکن است عده‌ای را به خاطر مباحثی که هست به آن دانشگاه بکشاند و اشکالاتی برای من به وجود بیاورد.

+ از تحصیلات که بگذریم، در حوزه اجتماعی چه فعالیت‌هایی از قبل داشتید؟

+ یک مرکز غیردولتی دارم که حمایتی و خیریه است.

+ فعالیت این مرکز در حوزه زنان است؟

+ کلان است، اما با وجود اینکه ما آن را خاص زنان ندیده‌ایم بیشتر با زنان سر و کار داریم. رشته من در دوره کارشناسی پژوهشگری بوده است، اما در یک دوره فاصله‌ای میان تحصیلاتم افتاد، با وجود این کارهای تحقیقاتی و پژوهشی هم داشته‌ام.

+ ارتباطتان با گروه‌های مختلف فعالان زنان چطور است؟

+ خوب است و ما تلاش می‌کنیم با پشتوانه مشورتی گروه‌های کارشناس کارهایمان را پیش ببریم.

+ در اینجا هم مثل بقیه مراکزِ به‌اصطلاح امور بانوان به حضور زنانی که چندان با معیارهای اداره‌های دولتی همسو نیستند روی خوش نشان داده نمی‌شود؟

+ نه ما هیچ‌گونه طبقه‌بندی‌ای در اینجا نداریم. ما شهروند را می‌بینیم و همه تفکرات را در شورای هم‌اندیشی خود راه داده‌ایم. حالا ممکن است تعبیر شما به مسائل سیاسی مربوط باشد…

+ ابداً. اتفاقاً اشاره من به مسائلی است که بی‌جهت آن را سیاسی می‌کنند. مثلاً خانم‌هایی که در مراکز دولتی کار می‌کنند غالباً از واژه فمینیسم می‌ترسند یا از آن سوءتعبیر دارند… مثلاً اگر من بیایم و به شما بگویم فمینیست هستم، طرح مرا برای همکاری قبول می‌کنید؟

+ اگر کسی بیاید، بگوید که من فمینیست هستم، نه! من در بحث زنان، دیدگاه امام را قبول دارم. ایشان زیباترین دیدگاه را در مورد زنان و تعالی آنها دارند. در این دیدگاه، زن نه تحت سیطره مرد است و نه برتر از مرد. دیدگاه‌هایی مثل فمینیسم می‌خواهند زن را از قیومت مرد خارج کند اما به او ظلم مضاعف می‌کند. سیر فمینیسم را اگر بررسی کنید می‌بینید که چیزی را عاید زن نمی‌کند. زن در دیدگاه امام به‌عنوان یک انسان وجود دارد و به‌عنوان یک زن می‌تواند شکل‌دهنده و قوام‌دهنده جامعه باشد. دیدگاه امام اعتدالی و علمی است.

+ با این وصف شما در جایگاه کسی که اتفاقاً جامعه‌شناسی هم خوانده فمینیسم را یک‌سره در بعضی موضع‌گیری‌های افراطی خلاصه می‌کنید و می‌گویید که فمینیست‌ها در مجموعه شما جایی ندارند؟

+ بله.

+ شما از کمپین تغییر قوانین تبعیض‌آمیز اطلاع دارید؟

+ بله، اما نمی‌خواهم وارد این بحث شوم.

+ می‌خواهم بدانم آیا حتی، با توجه به دیدگاه امام، شما هم قائل به تغییر برخی قوانین تبعیض‌آمیز هستید یا نه؟

+ تغییر قوانین را قبول دارم، اما به شما می‌گویم که مشکل ما این حرف‌ها نیست. مشکل قوانین نیست. مشکل در بعضی موارد حتی خود ما زنان هستیم و گاه ناآگاهی‌‌های خودمان را به گردن کی می‌اندازیم؟ اگر قرار است مردان را نقد کنیم باید خودمان را هم نقد کنیم، چرا که تربیت‌کننده این مردان خود ما هستیم. الان زمینه حرکت برای ما فراهم است و به نظرم، بدون توجه به این بحث‌ها فقط باید حرکت و کار کنیم.

+ با مرکز امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری هم در ارتباط هستید؟

+ بله، ارتباط سازمانی داریم و همکاری مثبت است.

+ درحال‌حاضر بودجه شما چقدر است؟

+ نظر شورا این است که ما بودجه ثابت نداشته باشیم و برای هر برنامه بودجه جداگانه بگیریم. ما برنامه می‌بریم و از آن دفاع می‌کنیم و برایش بودجه می‌گیریم.

+ با این تفاسیر، اگر آقای قالیباف رئیس‌جمهور شوند، شما هم ریاست امور بانوان ریاست جمهوری را بر عهده می‌گیرید دیگر؟

+ )می‌خندد[ اگر را کاشتند درنیامد… اما راستش اصلاً به این موضوع فکر نکرده‌ام. نمی‌دانم. هر زمان هر کاری در هر زمینه‌ای باشد که بتوانم انجام دهم آمادگی آن را دارم. امیدوارم خداوند هم توفیق بدهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.