فرضیه ای برای مطالعه مطبوعات زنان ایران ،سخنرانی دکتر هادی خانیکی

کانون زنان ایرانی: انجمن پژوهشگران زن تاریخ این بار در جلسه ماهانه خود میزبان دکتر هادی خانیکی استاد دانشگاه بود که با موضوع فرضیه ای برای مطالعه مطبوعات زنان ایران سخنرانی کرد.

خانیکی در این جلسه به بررسی و سیر تاریخ مطبوعات ایران و ارائه فرضیه ای برای مطالعه مطبو عات ایران به ویژه مطبوعات زنان پرداخت.

او سخنرانی خود را با این سئوال آغاز کرد: آیا اساساً تفاوتی در فهم مطبوعات زنان نسبت به فهم مطبوعات عمومی یا مردان وجود دارد یا همه از یک منشاء واحد سرچشمه می گیرند و آن منشا واحد برای بررسی مطبوعات چیست؟

وی همچنین تاکید کرد که نقش زنان و مطبوعات زنان در تاریخ مساله مهمی است که گاه جلوه هایی از این نقش آفرینی و تاثیر آن در مطبوعات نادیده گرفته می شود.

او برای بررسی تاریخ مطبوعات زنان به ویژه بررسی تطبیقی آن برخی از منبع را منشا خوبی برای مطالعه عنوان کرد: ” قبل از مشروطه یکی از منابع مهم و تاثیر گذار برای فهم فضای فرهنگی زنان رساله معروف معایب الرجال است که توسط بی بی خانم استرآبادی نوشته شده، این خانم این رساله را در پاسخ به کتاب تادیب انسوان نوشته، خانم استرآبادی در کتابش به دفاع از زنان پرداخته و مطالب زن ستیزانه معایب الرجال را پاسخ گفته است.

استر آبادی در این کتاب به زنان می گوید: خواهران گوش به پند و اندرزهای نویسندگان تادیب النسوان و افرادی از این قبیل ندهید این مربیان زنان که خود را نادره دوران می دانند بهتر است که به اصلاح صفات خود برآیند آنان می دانند که این نصایح برای تادیب ما نیست و برای اثبات ظالم بر مظلوم است و خداوند تعالی مردان را عاشق و معشوق با زنان خلق کرده و نه ظالم و مظلوم.

خاکینی این نکته را در این برهه تاریخی جالب می داند و می گوید: این خانم در واکنش به تادیب النسوان نگاهش را به رابطه زن و مرد می دوزد و این رابطه را رابطه عاشق و معشوق می داند و نه ظالم بر مظلوم و با این دلیل این کتاب را نقد می کند.

او در این کتاب اساس نقد را بر تغییر رابطه زن و مرد یا ضعیفه بودن زن می گذارد و خواستار یک تحول اجتماعی و فرهنگی عمیق در این نگاه می شود.

خانیکی با بیان اینکه این نگاه قبل از جنبش مشورطه رخ داده گفت: من می خواهم بدانم به چه میزان جنبش مشروطه توانسته این چنین دیدگاه هایی را تغییر دهد و نتیجه تاثیر گذاری جنبش مشروطه بر این نگاه” تادیب النسوانی ” و ” معایب الرجالی” چیست.

بنابراین او بروز و ظهور این مساله را در حوزه مطبوعات و روند تحول فرهنگی این حوزه و تاثیر آن بر زنان بررسی کرد. به ویژه این تحول را در نگاه نسبت به زن قبل از جنبش مشروطه و بعد از آن مورد توجه قرار داد:” در نخستین شماره نشریه ایران که در عهد محمد شاه قاجار و دیگر نشریه های آن دوران منتشر می شد از بانوان معمولاًٌ با تعابیر اعیال، ضعیفه،اناث، اناثیه و واژه هایی با بار معنایی یاد شده است.

همچنین در بخش اخبار داخلی روزنامه های عهد ناصری کمتر از زنان نام برده می شود و وقتی هم از زنان شاه و مهد علیا یاد می شود با یک نگاه تحقیر آمیز همراه است.

در این دوران زنان در مطبوعات بیشتر در مسائل خاصی چون شب زفاف زایمان و حوادث و یا ازدواج و تهیه جهیزیه مطرح اند.

به اعتقاد خانیکی در ۶۰ سال اول روزنامه نگاری ایران هرگز خبر قابل اعتنایی از زنان دیده نمی شود مگر در اخبار خارجی. گویی زنان تنها خارج از ایران دیده می شوند و در داخل ایران چندان توجهی به آنان نمی شود:” ۷۶ سال بعد از انتشار نخستین نشریه ایران کاغذ اخبار اولین نشریه اختصاصی زنان با نام دانش و با مدیریت خانم کحال منتشر می شود. روزنامه ای که سر لوحه خود را امور اخلاقی ترویج علم خانه داری، بچه داری و شوهرداری قرار می دهد.

به طور کلی از پولتیک و سیاست کشور سخن نمی راند.

تهران، اصفهان، مشهد و بندر انزلی به ترتیب اولین شهرهای کشورند که صاحب نشریه هایی برای زنان می شوند.

خانیکی همچنین با تقسیم نشریات زنان در دوره قاجار می گوید: نشریات زنان را در این دوره به دو قسمت می توان تقسیم کرد .نخست نشریاتی که برای زنان تنها شان بچه داری و خانه داری قائل اند و دیگر نشریاتی که شان سیاسی و اجتماعی نیز برای بانوان قائل شده اند.

نخستین نشریه گروه دوم زبان زنان است که به مدیریت صدیقه دولت آبادی در اصفهان منتشر می شود. زبان زنان نوعی مناقشه قلمی با مردان را در این دوره به نمایش می گذارد و گزارش هایی با موضوع استبداد و آزادی ارائه می دهد تا جایی که رئیس نظمیه آن دوره به خانم دولت آبادی می گوید شما صد سال زود به دنیا آمده اید که او در پاسخ می گوید من صد سال دیر به دنیا آمده ام و اگر صد سال زودتر به دنیا می آمدم نمی گذاشتم زنان اینگونه خوار و ضعیف و در زنجیر اسارت مردان باشند.

خانیکی در ادامه می گوید: مطبوعات زنان ۱۶ سال اول عمر خود را در دوره قاجار سپری می کنند پس از آن دوره پهلوی اول آغاز و آزادی به کلی از مطبوعات رخت بر می بندد، داستان گرایی، مذهب ستیزی و سطحی نگری از ویژگی های قابل مشاهده مطبوعات زنان در این دوره است.

در این دوره همچنین سه گفتمان غالب در مطبوعات زنان قابل مشاهده است. اول گفتمانی که دوری از سیاست را پیشه خود ساخته و تکیه را بر آموزش و اصلاح نقش زنان در خانواده گذاشته و گفتمان دیگر که خواهان شان اجتماعی برای زنان است و دیگری گفتمان تجدد گرایی آمرانه که ریشه های تجدد را سطحی می نگرد و نوعی ستیزه جویی با مولفه های مذهبی و فرهنگی را در جامعه رواج می دهد. این گفتمان وابسته به نهادهای حکومتی است.

به نظر خانیکی ۱۶ سال سوم روزنامه نگاری زنان از شهریور ۱۳۲۰ آغاز می شود و تا انتشار اولین شماره مجله اطلاعات بانوان نیز ادامه می یابد. این دوره که تا سالی ۳۲ به طول می انجامد ویژگی های خاص خود را دارد. در این دوره نشریه های اجتماعی و فرهنگی که سر دبیران زن دارند پا به عرصه می گذارند. جنگ های قلمی در این دوره جدی است و نشریات حزبی زنان در این دوره شکل می گیرند. چهارمین دوره روزنامه نگاری زنان هم با انتشار مجله اطلاعات بانوان شروع می شود. بعد از انتشار این مجله، مجلاتی مانند زن روز هم متولد می شوند و رقابت های دو موسسه کیهان و اطلاعات در غالب این دو نشریه به صورت جدی دیده می شود.

تا این دوره و از آغاز انتشار نشریه زنان ایران حدود ۱۶ عنوان نشریه اختصاصی زنان انتشار می یابد که ده مورد آن در عهد قاجار و هفت مورد دیگر در عصر پهلوی انتشار می یابند.

خانیکی با اشاره به اینکه حدود ۵۰ عنوان نشریه اختصاصی زنان نیز در عهد پهلوی دوم انتشار می یابد اضافه می کند:به عبارت دیگر ۷۰ عنوان نشریه اختصاصی زنان ظرف ۷۰ سال یعنی تا سال ۱۳۵۷ منشر می شود.

خانیکی با این که موضوع سخنرانی خود را حول مطبوعات بعد از انقلاب نمی داند اما با این حال آماری در این باره هم ارائه می دهد: از سال ۱۳۵۷ تا ۸۲، هفتاد دو عنوان نشریه برای زنان منتشر شده که از نظر تعداد با عناوین نشریه های منتشر شده قبل از انقلاب برابری می کند. مهم ترین این نشریات نیز در همین هشت سال اخیر منشر شده اند یعنی ۳۶ عنوان نشریه. در این دوران با انتشار اولین روزنامه زنان و تاسیس تشکل روزنامه نگاران زن مواجهیم. همچنین افزایش تعداد خبرنگاران، مدیران و سردبیران زن در مطبوعات از دیگر نشانه های این دوره است.

خانیکی پس از ارائه این آمار دو نشریه مهم دیگر در حوزه زنان در دو دهه بیست و سی هجری شمسی را به لحاظ اهمیت تاریخی و ارائه فرضیه های خود قابل مطالعه می داند: نشریه زن امروز در دهه۲۰ و نشریه حقوق زنان در دهه ۳۰ هجری شمسی از نشریات مهم و تاثیرگذار زنان اند.

نشریه زن امروز با سه ویژگی عمده نگاه تخصصی به حوزه زنان و به عنوان روزنامه ای حزبی به نام حزب زنان ایران پا به عرصه می گذارد و نسبت بین مطبوعات و نهادهای مدنی در ایران را برقرار می کند. شاخص سوم این نشریه نیز دیگاه متعادلش نسبت به مسائل زنان است.

در این دوره تجربه جدیدی از آزادی شکل می گیرد. فضای فعالیت فرهنگی مطبوعات زنان در این دوره نه تنها از فضای اجتماعی و فرهنگی مردان عقب تر نیست بلکه با تاملها و باز اندیشی های بیشتر همراه است و با وجود پس افتادگی های فرهنگی و زمینه های نا مساعد فعالیتی معقول دارد.

اما نشریه تخصصی حقوق زنان در دهه سی بر خلاف زن امروز وارد مسائل سیاسی می شود. روش جدیدی را برای طرح مسائل زنان جامعه به کار می گیرد. این نشریه به مقایسه وضعیت زنان ایران و کشورهای پیشرفته و معرفی زنان موفق در کشورهای دیگر می پردازد و با تغییر نگرش سعی می کند دنیایی دیگر بیافریند. ویژگی دیگر این نشریه نیز نگاه کلان به مسائل زنان است.

خانیکی با توجه به این قیاس ها در پایان سخنان خود چهار فرضیه اساسی را برای مطالعه مطبوعات ایران مبنا قرار می دهدچهار فرضیه ای که با کمک آنها و تبیین شاخص های کمی بسیاری از مباحث در عرصه مطبوعات ایران قابل سنجش است.

فرضیه اول که او به آن اشاره می کند: ارتباط نحوه توزیع قدرت و توسعه مطبوعات است بدین معنا که هر گاه قدرت سیاسی در کشور توزیع شده است مطبوعات هم توسعه یافته تر و هر گاه قدرت سیاسی متمرکز تر یا خود کامه تر است ساخت مطبوعات نیز توسعه نایافته تر است.

فرضیه دوم به تبیین نسبت مطبوعات و جامعه باز می گردد یعنی هر چه جامعه مدنی در ایران قوی تر مطبوعات نیز توسعه یافته ترند و بالعکس.

خانیکی دو متغییر جامعه مدنی و ساخت قدرت و حکومت را دو متغییر اصلی و مستقل دانست که می توانند با دو متغییر دیگر تشدید و یا کاهش یابند.

او این دو متغییر را مقدمه اعلام دو فرضیه دیگرش قرار می دهد.

فرهنگ سیاسی نخبگان یکی از آن متغییر هاست. یعنی فرهنگی سیاسی نخبگان نقش تضعیف یا تشدید کننده در روند توسعه مطبوعات دارد. بدین معنا که فرهنگ سیاسی مشارکت گریز و رقابت ستیز موجب توسعه نیافتگی مطبوعات می شود. فرضیه چهارم یا نهایی نیز به فقدان یا ضعف ساز و کارهای حل اختلاف مربوط است که توسعه نیافتگی مطبوعات ایران را تشدید می کند بدین معنا که دموکراسی تنها یک بینش نیست بلکه یک جهان زیست است و. با وجود آن و نهادهای حل اختلاف مطبوعات نیز روبه توسعه گام خواهند نهاد.

وی این چهار فرضیه را در مطالعه مسائل تاریخ مطبوعات ایران و نگاه به مقاطع مختلف تاریخی مطبوعات ایران موثر قلمداد کرد.

ترانه بنی‌یعقوب

[email protected]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.