نوآوری های روشنفکران عرب در حوزه زنان

کانون زنان ایرانی-مهرزاد غنی پور:«به گفته محمد شحرور، روشنفکر عرب، جنبه های نابرابری زن و مرد در بسیاری از موارد از جمله شهادت، دیه، قضاوت و غیره از طریق زبانشناسی قابل حل است. وی به زبان مذکر قرآن اشاره می کند و می گوید زبان عربی زبانی است که گرایش غالب آن مذکر است و هر واژه مذکر یک مفهوم مؤنث را در دل خود دارد. اگر با این شیوه به آیات قرآن نگاه کنیم موارد نابرابری قابل رفع است ».

این را شهریار نیازی عضو هیات علمی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، چند روز پیش در انجمن زنان پژوهشگر تاریخ گفت.

وی که موضوع بحث خود را «رویکردهای جنسیتی روشنفکران عرب» انتخاب کرده بود، درباره شکل گیری جریانهای روشنفکری دینی معاصر جهان عرب گفت: «پس از دوره نهضت، با ورود ناپلئون به مصر و ورود انگلیس به اردن و عراق، اروپاییها در جهان عرب نفوذ کردند و تلاش کردند تمدن خود را به دنیای عرب صادر کنند. پس از آن چالشها و واکنشهای متفاوتی در مقابل این جریانها به ویژه در مسائل زنان به وجود آمد.”

وی در ادامه افزود:”در مقابل جنبش سلفی و تفکر سنتگرا در جهان عرب جنبشهای نوسلفی و نوگراییهایی در جهان اسلام از جمله جنبش اخوانالمسلمین به وجود آمد که ناگزیر شدند انعطافهای جدی در مسائل دینی و نیز در حوزه زنان از خود نشان بدهند. اما در مقابل دیدگاههای آنها که برای جامعه امروز هنوز قانع کننده نیست،جریانهای اصلاح طلبانه معاصری در جهان عرب شکل گرفته که همه در حوزه روشنفکری دینی قرار می گیرند و علاقمند به حل تعارضات دینی هستند. از جمله این افراد نوال سعداوی، فاطمه مرنیسی، نصرحامد ابوزید، محمد شحرور را می توان نام برد که رویکردهایی تاریخگرایانه، زیباییشناسانه و زبانشناسانه ارائه داده اند.”

نیازی در ابتدا به شرح دوران جنبش سلفی و نوسلفی در جهان عرب پرداخت و گفت: «قبل از دوره نهضت، جنبش سلفی وجود داشت که محمدعبدالوهاب از طلایه داران این جنبش است. سلفیها در مورد مسائل زنان اعتقاد به حضور زن در حوزه عمومی ندارند و آن را منع کرده و آن را مترادف با زنا می دانند. آنها به برخی از آیات قرآن استناد می کنند .مثلاً از آیه ۳۳ سوره احزاب نتیجه می گیرند که چون به زنان پیامبر که پاک و مطهر بوده اند گفته می شود به صحنه اجتماع نروند پس دیگر زنان مؤمن نیز باید در خانه هایشان بنشینند. اما پس از دوره نهضت دیده شد که زنان کار می کنند، تحصیل می کنند و به خارج می روند. بدین ترتیب جریان نوسلفیها به وجود آمد و جنبش فکری اخوانالمسلمین ناگزیر شد در مسائل زنان از خود انعطاف جدی نشان دهد.”

وی این انعطاف را به دو صورت بیان کرد:”یکی اینکه از احادیث جنبه هایی را بیرون بکشند که ورود زنان به حوزه های عمومی را جایز می داند. دومین شکل آن در پیش گرفتن استدلالهای عقلانی برای دفاع از مسائل زنان بود. شیخ محمد غزاالی که از جمله این افراد است .او استدلال می کند که در حوزه معنویت و ایمان زن و مرد برابرند اما در حوزه مسائل اجتماعی به خاطر تفاوتهای بیولوژیک وظایف و حقوق آنها با هم فرق می کند. آنها استدلالهای قوی برای دفاع از برابری زن و مرد ندارند، لذا از توجیهات عقلانی استفاده می کنند. مثلاً مسأله ارث را اینطور توجیه می کنند که مردان نفقه می دهند. اما این توجیهات برای جامعه مدرن امروز قانع کننده نیست و به مطالبات زنان امروز پاسخ نمیدهد.»

رویکردهای اصلاحی روشنفکران عرب

نیازی از میان رویکردهایی که برای حل نابرابریهای زنان و مردان در مسائل اجتماعی توسط روشنفکران عرب ارائه شده به رویکرد زبانشناسی اشاره می کند و می گوید:«این رویکرد به بررسی برداشت فقها می پردازد که پایه استنباطهای فقهی و تمام اصول فقه را مبتنی بر یک منطق کلامی، صوری و ارسطویی می داند که لزوم تداوم استفاده از این منطق را برای زبان قرآن مورد تردید قرار می دهند. این رویکرد معتقد است که آیات قرآن را باید از دید زبانشناسانه نگاه کرد و به زمینه اجتماعی و لایه های مختلف زبانشناسی توجه کرد.”

به گفته او دکتر محمد شحرور از افرادی است که از طریق زبانشناسی و بازنگری در بحثهای زبانی وارد اسلام می شود. وی با تکنیکهای زبانشناسی متن را تحلیل می کند و می گوید زبان قرآن زبان گفتاری است و تحلیل خاص خودش را دارد. او در کتاب فقه المرأه به بررسی مسائل زنان پرداخته و در مورد برخی مسائل مانند ارث به نتایج عجیبی رسیده است. برای مثال در مسأله ارث می گوید محاسبات قدما بر اساس حساب جبری بوده و این محاسبات هنگامی که اندازه خانواده بزرگ می شود دیگر درست عمل نمی کند. وی با تئوری مجموعه ها محاسبات ارث را انجام می دهد و نتیجه کاملاً متفاوت می شود، سهم زنان دو سوم و سهم مردان یک سوم بدست میآید.

وی میگوید جنبه های نابرابری زن و مرد در بسیاری از موارد از جمله شهادت، دیه، قضاوت و غیره از طریق زبانشناسی قابل حل است. وی به زبان مذکر قرآن اشاره می کند و می گوید زبان عربی زبانی است که گرایش غالب آن مذکر است و هر واژه مذکر یک مفهوم مؤنث را در دل خود دارد. اگر با این شیوه به آیات قرآن نگاه کنیم موارد نابرابری قابل رفع است. برای مثال” اذا عزم الطلاق” یعنی وقتی هر یک از دوطرف عزم طلاق کردند. به این معنا که هر دو حق دارند نسبت به طلاق خودشان اقدام کنند. این یافته های زبانی، فقه را دستخوش تغییر می کند و این گروه از روشنفکران، از جمله جمالالبنا و شحرور،کتابهای فقه جدیدی دارند که شامل فقه زنان نیز میشوند.»

یکی دیگر از رویکردهای مهم روشنفکران دینی عرب رویکرد تاریخگراست . رویکرد تاریخگرا در حوزه متفکران اسلامی ظهور کرده است. نوال سعداوی، فاطمه مرنیسی و نصرحامد ابوالزید از نمایندگان برجسته این گروه هستند. آنها معتقدند استدلالهای فقهی کارآمد نیستند به همین خاطر رویکرد تاریخی را مطرح میکنند.

نیازی درباره این دسته از متفکرین می گوید:” آنها بسیاری از آیات قرآن را محصول شرایط زمانی-مکانی می دانند که این آیات در ظرف تاریخ قرار می گیرند. فاطمه مرنیسی می گوید آیات مربوط به زنان پیامبر مخاطب زمان و مکان خودش را دارد، پس نباید آن را تعمیم داد. ممکن است جنبه عبرت گرفتن یا تربیتی داشته باشد ولی نمی توانید از آن قانون کلی درآورید. مرنیسی که دیدگاه جامعه شناسی تاریخی دارد و تاریخ را با نگاه طبقاتی میبیند می گوید پیامبر در دوران جاهلیت که زنان در آن محلی از اعراب نداشتند توانست در روابط زن و مرد انقلابی ایجاد کند که این تحول در آن دوره تاریخ و برای مردم کوچ نشین جزیرهالعرب تحول روبه جلویی بوده است. اما مرنیسی معتقد است که اسلام در دوران فئودالیته بخشی از حقوق زنان را احیا کرد ولی این کفایت نمی کند و در جامعه صنعتی فعلی باید کل حقوق زنان را به آنها برگردانیم. نصرحامد ابوالزید نیز همین نظر را تئوریزه میک ند و می گوید احکام ارث محصول دوره زمینداری است که در آن ارزش فرزند پسر بیش از فرزند دختر است.»

«روشنفکران عرب رویکردهای دیگری را نیز برای حل تعارضات دین با مسائل دنیای جدید ارائه دادهاند».

این استاد دانشگاه با گفتن این مطلب می افزاید:«رویکرد دیگر نگاه ادبی و زیباییشناسانه به قرآن است. در مصر احمد خلفالله دانشجوی دکتری رسالهای درباره قصص قرآن ارائه می دهد که در آن مدعی است قصه های قرآن روایت گونه هستند. شخصیتهای این قصه ها گزینش شده اند و فقط بخشی از حرفهایشان مطرح شده است. پس قرار نیست با گزارش کاملی از زندگی شخصیتها و یک مستند تاریخی روبرو شویم و باید بیشتر به تکنیکهای قصه گویی درآنها توجه داشته باشیم. به همین ترتیب برخی از مفسرین ما از جمله زمخشری هم قرآن را با جنبه های ادبی نگاه کرده اند. آنها معتقدند وقتی با یک زبان ادبی روبرو هستیم، بنای آن بر زیباییشناسی، لذتبخشی و تعلیم است. این رویکرد معتقد است که میتوان از اعجاز و تکنیکهای بلاغی بدیع قرآن به وجد آمد و لذت برد و به دنبال استخراج احکام اجتماعی، سیاسی و اقتصادی از این متون نبود».

وی رویکرد دیگر را معادل نظریه عبدالکریم سروش می داند. بنابراین رویکرد، اساس اسلام اخلاق و معنویت فردی است که در درون افراد اتفاق می افتد و آنچه را که در بیرون اتفاق می افتد باید تحویل علوم داد.

بنابراین دیدگاه، اسلام و قرآن نگاه نومینالیستی یا اسمگرایانه دارند و ما حق نداریم از این واژگان استفاده بیرونی کنیم. در عین حال ضرورتی ندارد که دین را درگیر سیاست، جامعه شناسی و اقتصاد کنیم. زیرا علم مربوط به اینها در بیرون وجود دارد. از حامد ابوالزید میپرسند «پس دیگر چه چیزی از دین باقی میماند؟» وی میگوید همین که عدالتی از آن باقی بماند کافی است و همین که از دین، آخرت، توحید و ایمانش را داشته باشیم کفایت میکند.

سنت، پناهگاه مردم خاورمیانه

نیازی علت بازگشت به سنت، و به ویژه بنیادگرایی سنتی، در خاورمیانه را فضای تحت فشار آن می داند. او می گوید: «مردم خاورمیانه به لحاظ معرفتی سنت را در مقابل مدرنیته انتخاب نکرده اند. بلکه آنها این مکانیزم دفاعی را به خاطر نگرانی از شکسته شدن حریم و کیانشان و تهدید هویتشان برگزیده اند. با وجود جریانات اصلاح گرایانه و روشنفکری دینی در دنیای عرب هنوز جوامع اسلامی بین سنت و مدرنیته سنت را انتخاب می کنند. او به گفته های دکتر رضوان سید، درباره آینده جنبشهای اسلامی اشاره می کند و می گوید: «جریانهای نوسنتگرای جهان اسلام دوباره به سمت احیا کردن جنبش سلفی پیش می روند». میبینیم که رادیکالیزم در حال اوج گرفتن است و کسانی چون بن لادن که رادیکال حرف می زنند محبوب می شوند. البته این سیر بازگشت را بیشتر در خاورمیانه میتوان دید و این به خاطر فضای به شدت تحت فشار خاورمیانه است.»

او درباره ریشه های تمایل به سنت در خاورمیانه، به کتاب «دموکراسی و اسلام» نوشته فاطمه مرنیسی اشاره می کند و علت این بازگشت را وحشتزدگی مردم جهان اسلام می داند: «مردم از شکستن مرزها، برداشته شدن دیوار برلین، تجاوز نظامهای ماهوارهای به حریم انسانی احساس بی دفاعی می کنند. مردم خاورمیانه از ظهور چهره پرخاشگر انسان در اسرائیل که به کشتار مردم رو آورده و هر نوع توهینی به آنها را جایز می دانند و حضور توپ و تانکهای آمریکایی در افغانستان و عراق و مشاهده حکومت های جهان عرب که به مماشات و وازدگی رسیده اند، احساس بی پناهی می کنند و هر ندایی که به آنها بگوید من از شما در مقابل این موج دفاع میکنم، مورد استقبال مردم واقع می شود. اگر در ترکیه، مصر و اردن موج اسلام گرایی به این صورت در حال رشد کردن است، واکنش طبیعی مردم در مقابل تهدید از دست دادن هویتشان است». مرنیسی می گوید این یک اتفاق معرفتی نیست بلکه این روحیات مبارزه جویی و این اقدامات انتحاری مکانیزمهای دفاعی حریم ساز در مقابل جریان های تهاجمی و دخالت هایی که در سرنوشت هر روز آنها اتفاق می افتد، است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.