گروهی از زنان مانع پیشرفت همجنسان خود می شوند، گفتگو باقهرمان زن کاراته آمریکا

کانون زنان ایرانی_سونیا غفاری: فاطمه عربشاهی، متولد ۱۳۳۷ در تهران . زن ورزشکاری که در کارنامه خود موفقیتهای زیادی به ثبت رسانده است. می گوید از ۱۰ سالگی ورزش کاراته را شروع کرده و اکنون در سن ۴۷ سالگی نه تنها خود بر سکوهای قهرمانی می ایستد بلکه در مقام یک مربی به قهرمانی شاگردانش نیز افتخار می کند.

تا قبل از انقلاب در باشگاههای تهران بارها مقام اول را بدست آورده وبعد از انقلاب نیز از سال ۱۹۸۶ به بعد در دانشگاههای ملی، پلی تکنیک و امیرکبیر تدریس کرده است.

در سال ۱۹۹۴ در مسابقات دوستانه ژاپن- اوکیناوا مقام نخست را کسب کرد و یک سال بعد مقام نمایندگی کاراته ایشین ریو در آسیا را از طرف دولت آمریکا بدست آورد.

در سال ۱۹۹۷ نشان اخلاق ورزشی دریافت کرد. در سال ۱۹۹۹ هم جایزه سال Master Shima Buko از طرف آمریکا به او اهدا شد . در سالهای بعد نیز در مسابقات جهانی مدالهای طلا، برنز و مقام چهارمی کسب کرد و سال ۲۰۰۳ کتابی تحت عنوان آموزش مبانی کاراته از طریق مقایسه با علم فیزیک و برابری فنون از فرمول های فیزیکی را نوشت. تا اینکه در سال ۲۰۰۴ به عنوان یکی از پنج زن سال کاراته آمریکا برگزیده شد و یک سال بعد مقام نخست در کاتا بدست آوردم. سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ هم مقام اول در کاتا، کوبودو و مقام دوم در شیتو ریو کسب کرد.

ا در ایران به عنوان یک زن ورزشکار با چه موانعی روبرو بودید ؟

به نظرمن زنان چه در ایران و چه در کشورهای جهان سوم و آسیایی در جایی نگاه داشته شده اند که این سئوال شما شوخی به نظر می رسد. نسبت به سیاست کشور در مورد ورزش زنان انتقادی ندارم .چرا که در دوره های قبل هم زنان موجوداتی قلم خورده از تاریخ بوده اند و در نتیجه امروز هم چندان فرقی نمی کند .

وقتی خواستم بعد از انقلاب ورزش کاراته را به صورت تخصصی برای زنان ادامه دهم انسان وارسته و بسیار صادقی فرمودند که خانم عربشاهی شما ورزش زنان و کاراته را جدی گرفته اید ، سیاست ورزش زنان بر این استوار است که چیزی بنام ورزش برای زنان وجود داشته باشد ، اما نه آن چنان که مد نظر شماست .

خوب به نظر شما من دیگر چه حرفی برای گفتن می توانم داشته باشم ؟ بسیار هم خوشحال شدم که هنوز افراد صادقی وجود دارند که اینگونه آزادنه همهء سئوالات را پاسخ دهند . در نتیجه تصمیم شخصی گرفتم . پس من مانع خاصی ندارم چون قضیه شخصی است. گرچه ملیتم ایرانی است و در هر کجا که مقامی بدست آورم خوشبختانه بنام کشورم تمام می شود و از نظر روحی و روانی در آن لحظه احساس آرامش می کنم و یا وقتی پرچم کشورم در این سالهای تنهایی بارها و بارها برافراشته شد و می شود شاید صورتم کمی با اشک تر شود اما به هر حال افتخار می کنم که یک زن ورزشکار ایرانی هستم .

اینجا اضافه کنم که نه من از فدراسیون ایران چیزی طلب کردم و نه آنان هزینه های سفرم را پرداختند. در مورد مشکلات تمرینی و نیازهای روحی هم هرگز کمکی نداشتم ، اما تشویق دوستانم و محبت شاگردانم را هرگز فراموش نخواهم کرد.

زنان کاراته کا درمقایسه با مردان فعا ل در این رشته چه وضعیتی دارند؟

اگر امکانات برای زنان برابر با مردان باشد میتوانم بگویم هیج تفاوتی بین آنها نمی بینم. اما اگر منظور مورد ایران است که باید بگویم با توجه به اینکه ۷۰ درصد مسائل زندگی از تربیت فرزندان و خانه داری و گرم نگاه داشتن کانون خانواده به عهده زنان است وضعیت زنان در مقایسه با مردان اگر بهتر نباشد کمتر از آنان نیست. طبق خواسته خودشان ورزش زنان هرگز یک مسئله جدی نبوده. امیدوارم این روزها ورزش زنان جدی گرفته شود و من اطلاع چندانی ندارم.

حضور زنان ایرانی و موفقیت های آنها در مقایسه با زنان کشورهای دیگر آسیا چگونه است و در سطح جهانی آنان را چگونه ارزیابی می کنید ؟

من در رشته کاراته فعالیت می کنم اما در بسیاری از رشته های ورزشی دیگر زنان ایرانی شرکت می کنند و تا کنون هم موفقیت های زیادی بدست آورد ه اند . همه زنان چه ایرانی و چه آسیایی در مرحلهء اول تلاش خود را بر باور توانایی خود گذاشته اند.

در سطح جهانی هم، زنان چه جهان سومی وچه کشورهای پیشرفته، همگی با هم تلاش کرده اند ، قطعا آنانی که زودتر تلاش خود را در جهت احیای زن شروع کردند امروزه وضعیت بهتری دارند اما شنیدن این واقعیت دلیل بر این نیست که رقابت منفی بین ما زنان در گیرد . بهر حال هر کدام از ما زنان به موفقیت برسد فرقی نمی کند و جای تبریک و امیدواری دارد به طور طبیعی و از روی اجبار زنان ایرانی ، آسیایی و جهان سومی تلاش بیشتری می کنند شاید ما با صد درصد انرژی و آنان با ۴۰ درصد انرژی پا به میدان می گذارند.

خانم عربشاهی چقدر بخاطر موفقیت های خود در ایران مورد تشویق قرار گرفتید ؟

معمولا موفقیت های بدست آمده اول در خارج از ایران به چاپ رسیده بعدا در ایران . و معمولا شاگردان و دانشجویان عریزم همیشه مرا تشویق کردند و تمام هزینه های درج اخبار در زمینه موفقیتهایم را این دوستان عزیز پرداخت کردند . اما اینکه هیئت بانوان و یا فدراسیون بانوان مرا تشویق کرده باشند هیچ چیز به یاد ندارم.

در این ۲۵ سال چیزی نداشتم . ولی به یاد دارم در همین چند سال گذشته جهت امتحان گرفتن از اساتید کاراته بانوان ایران ، فدراسیون ورزشی بانوان ازیکی از آقایان استاد کاراته اروپا دعوت کرد که به ایران بیاید و فدارسیون کاراته بانوان هم از من هم تقاضا کرد حتما در این امتحان شرکت کنم ، در حالی که خودم دارنده دان ۶ بودم و در اصل طبق گفته مسئولین آنها نسبت به مدارکی که از خارج از ایران دریافت می شود مشکوک هستند در نتیجه بهتر میدانند کسانی که اعلام می کنند مدارک کاراته در خارج از ایران دارند ، باید به تایید دولت ایران هم برسد ، درحالیکه من مدارکم را از فدراسیون کاراته ژاپن و آمریکا دریافت کردم. این حرکت از این زوایه برایم قابل توجیه بود و هست اما نه در مورد کسی که هر ساله قهرمانی جهان را بدست آورده چون شما تحت هیج شرایطی نمی توانید قهرمانی جهان را بخرید یا جعل کنید . بهر حالت من مجبور شدم که در آن امتحان هم شرکت کنم و استاد ی که از اروپا آمده بود نیز مدرک دان ۵ مرا تایید کرد.

اما چرا از من نمی پرسید که چرا فدراسیون ورزش بانوان که همگی زن هم هستند از امثال من حمایت بعمل نمی آورند ؟ و حتی تمایلی هم به دیده شدن امثال من ندارند ؟ و در سطح کلی تر چرا ما زنان قدرت پذیرفتن سایر زنان را نداریم ؟ مگر همگی در تاریخ مان اشتراک نداریم ؟ مگر همگی جهت استقلال زن و برابری و عدالت در حقوق مساوی با مردان تلاش نمی کنیم ؟ چگونه است که زنان در مقابل زنان قرار می گیرند ؟ و علت روانی این حرکت چیست ؟

من فقط گروهی از مردان را عامل تضعیف زنان نمی دانم . اگرما زنان رنج و درد ها و حرف های مشترک یکدیگر را بپذیریم , می توانیم با یکی کردن اهدافمان از موقعیت یکدیگر لذت ببریم.اما بطور مشخص اهداف بخصوصی در سر نداریم نه به دنبال برتری زنان می گردیم و نه برتری مردان .تنها چیزی که در نظر هر زن از هر نقطه جهان است برابری در حقوق با مردان است.

پاسخ مشخص است که چرا که حتی گروهی از فدراسیون بانوان از زنان پیشرو در امر ورزش حمایت نمی کنند ، شاید می پذیرند که ضعیف باشند تا مسئول . و آنانی که می خواهند سرنوشت خود را بدست گیرند و مسئولانه به مانند یک فرد انسانی آزادانه در زمینه های ورزشی و تخصصی عمل کنند ، در اصل می خواهند خود را باور کنند.

متاسفانه در شرایط نیاز، گروهی از زنان مانع پیشرفت همجنسان خود می شوند ، به نظر من ذکر این نکته لازم به نظر می رسد که خود باوری نه قدرت مذهب را کاهش می دهد و نه زن را به عرضه خود می کشاند و ایستادن زنان در مقابل یکدیگر ، از خود بر خود زدن است و این رنج بزرگی است. و جای بسی شگفت است که گاهی تلاش مردان روشن بین بر جهت موفقیت زنان بیش از گروهی از زنان است .

اما من انتظاری ندارم. انتظار غلط است، میدانم، اما بعلت انسان بودنم هنوز در من انتظار حضور دارد و به مرحله خاص تصوف و عرفان نرسیده ام که بگویم هیج انتظاری ندارم . لیکن تنها انتظارم اینست که ما زنان در هر کجای جهان که هستیم، باشیم اما حامی یکدیگر باشیم و در مقابل هم اینگونه بیرحمانه قرار گرفتن چه سودی جز به عقب نگداشته شدن خواهد داشت ؟

به نظر شما ورزش چه تاثیری بر اعتماد به نفس و دیگر جنبه های زندگی زنان می گذارد؟

تاثیر ورزش بر زندگی و اعتماد به نفس ۱۰۰ در صد است. فکر میکنم که آغاز زندگی بالغ هر کسی از دیدن خود شروع شود . آنجا که دیگر نه مجموعه ای از پند واندرز والد است و نه مجموعه ای از آرزوهای کودک . شروع راه یافتن و تصمیم گیری برای حال و آینده است.

ورزش هم یکی از عواملی است که میتواند نقش موثری در این شدن و رشد داشته باشد .چرا که دیدن توانایی فیزیکی می تواند در دیدن توانایی روحی و روانی نفوذ کند و از طریق این نفوذ اعتماد به نفس بیش از پیش تقویت می شود.

هر انسانی در گام اول نیازمند باور است نیازمند به ایستادن روی دوپای فکر خود . آنجا که با دست خود خط بطلان بر توهین زن بنام ضعیفه را بر کشیم.

و اینکار جز از دست زنان از جای دیگری بر نمی آید .چون مسئله شخصی و تاریخی ما زنان است . ورزش مانند تحصیلات زنان و یا هر هرچیز دیگر به خود باوری کمک می کند گرچه خود باوری در برتری فیزیکی گنجانده نمی شود ، بطور مثال حیوانات از نظر فیزیکی بسیار برتر از انسان است اما آیا این برتری فیزیکی دلیل بر شعور و قدرت فکر خواهد بود ؟ خیر .خود باوری کشف خود را به دنبال دارد و این خود یعنی پیروزی بشر که هیچ ربطی به زن و مرد بودن ندارد.

پذیرش این واقعیت که توانایی مردان در بخشهایی و توانایی زنان در بخشهایی بویژه وجود دارد هرگز نشان دهنده قدرت یا ضعف نوعی بر نوعی نبوده و نخواهد بود و صرفا ویژگی های نوع انسانی است و بس.

از برنامه ها و مسابقه های آینده تان بگویید.

ترجیح می دهم چیزی نگویم ولی در پیش است و هرگز هم نگران نیستم چرا که خواستن توانستن است و همیشه برد وباخت لازم و ملزوم یکدیگرند.

مهمترین و اساسی ترین گام برای حضور پر رنگ تر زنان در ورزش چیست؟ و ما اکنون چقدر با این حضور فاصله داریم؟

مهم ترین مسئله جدی گرفتن زنان است. که درمرحله اول توسط خود زنان باید مطرح شود و در بقیه بخش ها بهرحال جوامع خواهند پذیرفت منتهی اگر ما زنان خود را به دست فراموشی و قسمت و سرنوشت نسپاریم .

قسمت و سرنوشت مسائل مذهبی و با ارزشی هستند که حتی قسمت مهمی از هستی و جهان است لیکن کم کاری و بی حوصلگی و خود فراموشی و قلم خوردن و یا قلم زدن خود نبایدتحت عنوان مسئله قسمت و سرنوشت توجیه شود .و اینکه چقدر فاصله داریم ؟ از لحظه ای که تصمیم به احیای خود و آغاز خود گرفته شود دیگر هیچ فاصله ای نیست . فاصله به اندازهء یک فکر است نه بیشتر . و به اندازه ء یک تصمیم است نه بیشتر .

خانم عربشاهی از بحث ورزش که بگذریم فکر می کنم برای خوانندگان این مصاحبه خیلی جالب باشد بدانند شما در تئاتری به نام دست های خالی هم نمایشنامه نویس، و هم کارگردان و بازیگر بودید. لطفا کمی هم از این تئاتر برای ما بگویید؟

در این تئاتر مساله زنان مدنظر بود و بازیگران نیز همه زن بودند. در این تئاتر زبان حرکات بدن به کار برده شد و دیالوگ در این تئاتر بسیار کم بود.

این تئاتر در تهران و گوتنبرگ سوئد( ۲۰۰۱) اجرا شد و روزنامه های کشورهایی مانند ژاپن و آلمان از این نمایش گزارش تهیه کردند. حتی دولت ژاپن از طریق کانال تلویزیونی NHK مستندی از این نمایش تهیه و پخش کرد. اکنون هم نمایشنامه ای را با نام شاید فردا نوشتم که البته هنوز به مرحله اجرا در نیامده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.