در نشست جنبش زنان ایران -احزاب مطرح شد؛جنبش زنان ایران سیاست گریز است

کانون زنان ایرانی:جنبش زنان ایران سیاست گریز است و سعی دارد خود را از سیاست دور نگه دارد.»

این نتیجه‌ای است که فریده ماشینی پژوهشگر و فعال امور زنان از بحث‌اش درباره‌ارتباط «احزاب و جنبش زنان» در انجمن جامعه‌شناسی می‌گیرد.

او با تحلیلی از رابطه احزاب سیاسی و جنبش زنان سابقه فعالیت احزاب را در ایران بررسی می‌کند و با اشاره به وضعیت حضور زنان جهان در احزاب در مورد میزان توجه زنان ایرانی به استفاده از این پتانسیل می‌گوید: «به دلایل مختلف و متعدد، جنبش زنان ایران سیاست گریز و از مباحث سیاسی فاصله گرفته است.»

به عقیده ماشینی ذهنیت غالب در ایران ذهنیتی است که کار سیاسی را کاری ناشایست می‌داند پس اگر کسی می‌خواهد در جنبش زنان فعال باشد باید هویت سیاسی نداشته باشد. زنان فعال در احزاب معمولاً با انگ‌ها و عباراتی چون زیر بلیت مردان قرار گرفتن و قدرت‌طلب بودن مورد خطاب قرار می‌گیرند.

او این دیدگاه‌ها را موجب آن می‌داند تا در نهایت جنبش زنان از قابلیت احزاب سیاسی به عنوان یک پتانسیل غافل بماند و هرگز درباره آن بحث و بررسی مشخصی صورت نگیرد.

حضور زنان در احزاب سیاسی جهان«تحقیقات نشان می‌دهد که در کشورهای پیشرفته هم حضور زنان در احزاب سیاسی چندان چشمگیر نیست و فقط ۷/۱۵ درصد جمعیت پارلمان‌های جهان را زنان تشکیل می‌دهند.»

ماشینی با اشاره به این مطلب نمونه‌هایی از این مشارکت‌را برمی‌شمارد: «در فرانسه زنان به طور جدی با ساختار مردانه احزاب سیاسی‌شان مشکل دارند. بحث جدی که در این کشور وجود دارد آن است که در فرانسه مردان زنان را در سیاست جدی نمی‌گیرند و هنوز هم در این کشور زنان سیاستمدار بیش‌تری به لحاظ زیبایی، خوش‌اندامی و دلبری مورد توجه واقع می‌شوند. در این کشور با اعتراضات جدی زنان احزاب هم تغییراتی را ایجاد کرده‌اند.»

او در ادامه سخنانش به وضعیت زنان انگلیسی، آلمانی و آمریکایی اشاره می‌کند و این که وضعیت حضور زنان در احزاب این کشورها هم چندان چشمگیر نیست و فقط چند سالی است که پیشرفت‌هایی در این زمینه رخ داده است.

اما او وضعیت کشور سوئد را در این باره نادر می‌داند: «کشوری که در آن ۵۴ درصد از وزرا و بیش از ۵۰ درصد از نمایندگان مجلس را زنان تشکیل می‌دهند، اما با این همه وضعیت زنان در احزاب این کشور هم چندان مناسب نیست چنان که خانم گوردون شیمن رییس سابق حزب چپگرای سوئد به عنوان یکی از ناراضیان مردسالاری در این کشور به همراه دو زن دیگر قصد دارند حزب زنان را در سوئد تاسیس کنند.

به گفته ماشینی خانم شیمن دو موضوع جنجالی را در این کشور طرح کرده است: «او از دولت سوئد خواسته تا از مردان مالیات مردانگی بگیرد و نکته دوم آن‌که به عقیده شیمن در هر مرد سوئدی یک طالبان وجود دارد. او دلایل پرداخت مالیات مردانگی را این‌گونه ارزیابی می‌کند: «۸۱ درصد بزهکاری‌ها، ۷۵ درصد تصادف‌ها و ۳۹ درصد هزینه بیکاری از آن مردان است پس از آن‌جا که مردان بیش‌ترین هزینه‌ها را به دولت‌ها تحمیل می‌کنند باید مالیات مردانگی هم بپردازند. او همچنین اشاره می‌کند که در کشورهایی مثل سوئد شاید زنان را سنگسار نکنند اما با این همه مردان فرادست و زنان فرودست و تحت ستم هستند.

سابقه فعالیت احزاب در ایران

به گفته ماشینی بحث احزاب در ایران از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۵ به طوری جدی مطرح شد و زنانی چون تربیت، دولت‌آبادی، سیاح و فیروز اولین حزب زنان ایران را تاسیس کردند.

فقط تمرکز این حزب بی‌سوادی زنان بود این زنان معتقد بودند که با ریشه‌کنی بی‌سوادی بسیاری از مشکلات زنان حل می‌شود.

او ادامه می‌دهد: «مقارن با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تقریباً همه احزاب سیاسی به صورت پنهانی یا نیمه‌پنهانی درآمدند حزب زنان نیز از این وضعیت متاثر و نیمه تعطیل شد.»

به گفته ‌او از این زمان تا وقوع انقلاب بحث احزاب به صورت جدی دنبال نشد.

مشارکت مدنی و سیاسی زنان در ایران

«طبق نتایج تحقیقات، سطح مشارکت مدنی در ایران بسیار پایین و در میان زنان بسیار ضعیف‌تر است. ۹۲ درصد زنان ایرانی مشارکت پایین دارند، اما در این میان مشارکت‌های مذهبی – خیریه‌ای زنان بالاترین سطح مشارکت آنان را تشکیل می‌دهد.»

ماشینی با اشاره به نتایج این تحقیق ادامه می‌دهد:‌«۲۵ درصد زنان مشارکت بالای سیاسی دارند، ۳۰/۴۳ درصد در سطح متوسط و ۲۴ درصد هم مشارکت پایین سیاسی دارند.»

همچنین طبق نتایج یک تحقیق ملی ۷۷ درصد زنان آگاهی‌شان پایین و همچنین رضایت سیاسی ۴۴ درصد زنان پایین و ۳۶ درصد متوسط است.

اما در این تحقیق ملی ۵۵ درصد زنان بسیار علاقه‌مند و ۲۵ درصد تا حدودی علاقه‌مند به آن هستند که سیاستمداران زن در امور مربوط به سیاست به کار گرفته شوند همان زنانی که علاقه چندانی به مسایل سیاسی ندارند.

وقتی از این زنان پرسیده می‌شود که چقدر به اثر بخشی فعالیت‌های زنان معتقدند نیمی از آنان گفتند به اثر بخشی فعالیت زنان معتقدند.

اما در دو سطح مشارکت سیاسی عام و خاص نتایج تحقیق‌ها نشان می‌دهد که با افزایش سطح تحصیلات مشارکت‌های عام سیاسی (همچون شرکت در تظاهرات و جلسات عمومی و…) کاهش می‌یابد، اما سطح مشارکت‌های سیاسی خاص که مشارکت‌های خود انگیخته، هدفمند و آگاه در احزاب سیاسی را در برمی‌گیرد با بالا رفتن سطح تحصیلات مشارکت زنان افزایش می‌یابد.»

اما درباره مجالس ایران و توجه به موضوع زنان ماشینی می‌گوید: «در اولین دوره مجلس ۶۱ طرح و لایحه در حوزه مسایل زنان، در دوره دوم ۳۱ طرح، دوره چهارم هشت، پنجم ۱۲، ششم ۵۳ طرح و لایحه به مسایل زنان اختصاص داده شد.

او در ادامه به تشکیلات خانه احزاب ایران هم اشاره می‌کند و وضعیت حضور زنان را در احزاب مورد بررسی قرار می‌دهد: «خانه احزاب ایران با ۱۶۲ عضو، ۲۵۴ عضو مجمع عمومی دارد که ۱۰ عضو آن زن هستند. ۳۰ نفر عضو شورای مرکزی آنند و تنها یک زن در این شورا عضویت دارد.»

او ساختار این تشکیلات را بسیار مردانه می‌داند همان طور که ساختار احزاب ایران را این گونه ارزیابی می‌کند: «دفتر تحکیم وحدت به عنوان یکی از اعضای این تشکل ساختاری کاملاً مردانه دارد ساختاری که به تازگی با ایجاد یک کمیته مسایل زنان سعی به توجه در این حوزه دارد و در بسیاری دیگر نیز نه موسس زنی وجود دارد و نه در شورای مرکزی زنی حضور دارد.

حزب کارگزاران و حزب اعتماد ملی یک زن و یک موسس زن از مجموع موسسانشان دارند و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز با ساختار به شدت مردانه اصولاً کاری با مساله زنان ندارد.

او در این بخش از سخنانش با تمرکز بیش‌تری درباره حزب مشارکت سخن می‌گوید، حزبی که به عقیده او بیش از سایر احزاب به بحث زنان توجه داشته است: «پنج زن عضو شورای مرکزی این حزب‌اند و یک زن نیز قائم مقام هیات اجرایی آن است و همچنین مصوب کردن تخصیص سهمیه ۳۰ درصدی زنان در ارگان حزب که توسط کنگره آن به تصویب رسیده نشان دهنده توجه این حزب به فعالیت‌های زنان است.»

او در پایان توجه به نسبت جنبش زنان و احزاب سیاسی را در پیگیری برخی از مطالبات جنبش زنان موثر ارزیابی می‌کند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.