افزایش دو درصدی جمعیت فقیر ایران در دولت احمدی نژاد
روزنامه سرمایه-محمود فراهانی: جمعیت فقیر کشور در دولت نهم از ۳/۱۱ درصد به ۳/۱۳ درصد (معادل دو درصد) افزایش یافته است.
روزی که مسوولان وزارت رفاه و تامین اجتماعی اعلام کردند که برای تلطیف ادبیات فقر از عبارت «خط بقا» به جای «خط فقر» استفاده کنند، تصور نمیکردند که باید با انتقادهای رسانهها و کارشناسان مواجه و در نهایت مجبور شوند همان ادبیات قبلی که براساس آن طبق آمار خط فقر شدید و مطلق بیش از ۱۲ میلیون نفر در کشور را شامل میشود، بپذیرند.
هرچند اغلب آنها موافق انتشار آمار و ارقام مربوط به این گونه آمارها نیستند چراکه معتقدند این عمل مشکلی را حل نمیکند جز اینکه برخی از آمار و ارقام مربوط به خطوط فقر مورد سوءاستفادهء سیاسی برخی رقیبان قرار میگیرد و همچنین اقشار فقیر، فقر خود را در قالب آمار درمییابند.
براساس همین استدلال بود که وزارت رفاه، پس از جابهجایی سه وزیر طی سه سالی که از تاسیس آن میگذرد در نهایت ناچار شد به وسیلهء عبدالرضا مصری، وزیر فعلی، آمار و ارقام مربوط به خط فقر را آن هم تنها به کمیسیون اجتماعی مجلس ارایه دهد.
در واقع این موسیالرضا ثروتی، عضو کمیسیون یادشده بود که تابو را شکست و اطلاعات مربوط به میزان جمعیت و درصد مردم زیر خط فقر را در اختیار رسانهها قرار داد.
البته مسوولان وزارت رفاه از این موضوع ناخرسند شدند اما ثروتی گفت که برای کاهش فقر نیاز به شفافسازی و آمار و ارقام صحیح داریم
نکته اساسی آن بود که آمار و ارقام ارایه شده مربوط به سال ۸۴ بود و به باور مسوولان وزارت رفاه تعیین خطوط فقر به دلیل محدودیت دسترسی به اطلاعات، تنها پس از گذشت دو سال مقدور است. طبیعی است که چنین آمار تقریبا سوختهای در اتخاذ سیاستها و تصمیمات درباره مساله فقر چندان کارآیی نداشته باشد. اما اینکه چرا باید چنین وضعیتی حاکم باشد البته یک سوال اساسی است.
نحوه محاسبه خط فقر
کارشناسان اقتصاد اجتماعی، فقر را تنها محدود به فقر درآمدی نمیدانند، آنها اکنون بیشتر فقر قابلیتی را مورد توجه و معیار قرار میدهند. براساس گزارشی که معاونت هدفمند کردن یارانههای وزارت رفاه در اختیار «سرمایه» قرار داد شاخصهایی که در حال حاضر برای محاسبه خطوط فقر قابلیتی مورد توجه قرار میگیرد شامل امید به زندگی، نرخ مرگ و میر (نوزادان، کودکان و بزرگسالان) درصد کودکان کموزن، متوسط سالهای تحصیلی در دبستان، درآمد سرانه افراد، درآمد سرانه خانوار، نرخ بیکاری، دسترسی به آب سالم، شاخص توسعه انسانی؛ H.D.I (متشکل از سه شاخص طول عمر، میزان باسوادی و سطح زندگی و سوءتغذیه).
البته به این موارد باید میزان آزادی و نابرابری جنسیتی را نیز اضافه کرد. در نهایت میزان فقر یک جامعه را براساس میزان دسترسی به موارد بالا محاسبه میکنند. به گفته جمشید پژویان که مطالعات گستردهای در حوزه فقر دارد هنوز مکانیزمی برای محاسبه این نوع فقر در کشور تدوین نشده است. این صاحبنظر اضافه کرد که وی در حال تدوین چنین الگویی است. به همین دلیل هماکنون در ایران بیشتر خط فقر درآمدی محاسبه میشود بنابر تعریف فقر، حد فاصل جدایی فقرا با غیرفقرا را که میتواند پولی یا غیرپولی باشد، خط فقر میگویند.
معمولا سه نوع خط فقر درآمدی مورد محاسبه قرار میگیرد؛ خط فقر شدید (خشن)، مطلق و نسبی. براساس نظر معاونت هدفمند کردن یارانههای وزارت رفاه خط فقر مطلق عدم دسترسی به استانداردهای مطلق (غیرمقایسهای) است که برای نیازهای اساسی ضروری است و هر ساله بر مبنای قیمتهای همان سال محاسبه میشود. خط فقر شدید وضعیتی است که در آن فرد اگر تمامی درآمد خانوار را صرف تهیه غذا کند قادر به تامین دو هزار کیلو کالری روزانه برای هر فرد بر مبنای سبد مطلوبیت غذایی نیست. پیش از این سازمانهای بینالمللی خط فقر خشن را معادل یک دلار در نظر میگرفتند که اخیرا این رقم معادل دو دلار محاسبه میشود عددی هم که هماکنون وزارت رفاه نیز برای خط فقر شدید در نظر گرفته (البته برای سال ۸۴) تقریبا معادل همان دو دلار است. به طوری که این خط برای مناطق شهری معادل ۶۵ هزار تومان و روستایی ۵۱ هزار و ۴۰۰ تومان است.
روش معمول در محاسبه خط فقر مطلق، تخمین زدن یک سبد غذایی مورد نیاز برای تامین که برای سلامت جسمی خانوار، ضروری است.
پس از تعیین هزینههای این سبد (منطبق با ملاحظات و الگوی مصرف غذایی و غیرغذایی جامعه مورد نظر) مبلغی به عنوان هزینههای غیرغذایی به هزینه سبد غذایی اضافه میشود تا خط فقر مطلق به دست آید. در واقع، خط فقر شدید را میتوان معادل هزینه بخش غذایی در محاسبه خط فقر مطلق دانست. بر اساس گزارش وزارت رفاه، این وزارتخانه برای سه گروه کودکان، زنان باردار و بالغها، سبد غذایی تعریف کرده است اما آمار مربوط به خطوط فقر را بر اساس سبد غذایی بالغها محاسبه میکند. اقدام ۱۶ گانه این سبد و توضیحات مربوط به آن در جدول یک آمده است.
براساس گزارش معاونت هدفمند کردن یارانهها، این سبد براساس استاندارد RDA تعیین میشود. این استاندارد جهانی، تعیین میزان انرژی و پروتیین موردنیاز هر یک از گروههای سنی است که براساس شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورها، این سبد غذایی به صورت بومی طراحی میشود. سبد غذایی مطلوب در ایران برای بالغین ۰۸۰ر۲ کیلوکالری است اما طبق استاندارد جهانی RDA باید ۴۷۰ر۲ کیلوکالری باشد. براین اساس وزارت رفاه، خط فقر شدید و مطلق را براساس ۲۰۰۰ کیلوکالری در روز محاسبه میکند و مبنای محاسبه نیز آمارهای هزینه و بودجه خانوار مرکز آمار ایران و جداول سبدهای غذایی پیشنهادهای وزارت بهداشت است و قیمت اقلام مواد غذایی براساس قیمت خردهفروشی با ارزانترین بستهبندی مورد محاسبه قرار میگیرد که از گزارشهای قیمت خردهفروشی بانک مرکزی استخراج میشوند.
به عبارت دیگر، منابع اطلاعاتی وزارت رفاه برای تعیین خط فقر بانک مرکزی (قیمت خردهفروشی اقلام)، مرکز آمار ایران (آمار هزینه و بودجه خانوار) و وزارت بهداشت و درمان (سبد مطلوب غذایی براساس ۲۰۰۰ کالری) است.
جمعیت زیر خط فقر در ایران
مسوولان وزارت رفاه میگویند، به دلیل اینکه اطلاعات موردنیاز دیرهنگام در اختیار آنها قرار میگیرد، همواره خطوط فقریای را ارایه میدهند که متعلق به دو سال قبل است.
بنابراین، آماری که اکنون از خط فقر شدید و مطلق ارایه میشود، متعلق به سال ۸۴ است.
از سوی دیگر جمشید پژویان اعتقاد دارد: «به دلیل فقدان شبکه منسجم مالیاتی و ابزارهایی از این دست، امکان محاسبه دقیق و حتی تقریبی فقرا در کشور وجود ندارد.» در اثبات ادعای وی میتوان به این نکته اشاره کرد که آمار مورد ارایه وزارت رفاه براساس تعداد افرادی است که از سوی کمیته امداد امام خمینی(ره) کمکهای نقدی و غیرنقدی دریافت میکنند که این افراد در سال ۸۴ و هم اکنون حدود ۹ میلیون نفر است که براساس گفته موسیالرضا ثروتی، به نقل از مسوولان کمیته امداد، سه میلیون نفر دیگر متقاضی دریافت کمکهای کمیته امداد هستند.
به عبارت دیگر میتوان گفت که تعداد فقرای در حال حاضر کشور که عملا مورد قبول دستگاههای اجرایی هم قرار دارد حدود ۱۲ میلیون نفر است. البته نباید از طرح این سوال گذشت که در حالی که بانک مرکزی، برای محاسبه تورم، گزارشهای ماهانه، فصلی و سالانه تهیه و به فواصل کوتاهمدت آنها را منتشر میکند، چگونه ممکن است برای محاسبه خط فقر به دو سال زمان نیاز باشد. این مساله در هر حال قابل نقد است چه اینکه وزارت رفاه در جمعآوری و تحلیل دادهها به روز عمل نمیکند و مراکز آمار دهنده (مرکز آمار و بانک مرکزی) ارقام مورد نیاز یاد شده را دیر در اختیار وزارت رفاه قرار میدهند.
براساس آمار وزارت رفاه در سال ۸۴، هفت میلیون و ۳۰۳ هزار نفر در کشور زیر خط فقر مطلق و یک میلیون و ۹۴۰ هزار نفر نیز زیر خط فقر شدید قرار داشتند. بنابراین مجموع فقرای کشور بیش از ۹ میلیون و ۲۴۲ هزار نفر است. براساس آمار ارایه شده از سوی معاونت هدفمند کردن یارانههای وزارت رفاه، خط فقر شدید و مطلق در مناطق شهری به ترتیب ۶۵ هزار تومان و ۱۶۲ هزار و ۵۰۰ تومان و برای مناطق روستایی ۵۱ هزار و ۴۰۰ و ۱۱۳ هزار تومان است اگر این ارقام را بخواهیم براساس میزان تورم سالهای ۸۵ و ۸۶ پیشبینی کنیم، به شرح زیر خواهد بود تورم سال ۸۵ معادل ۶/۱۳ و نرخ تورم برای سالجاری معادل آخرین نرخ تورم اعلام شده ۴/۱۵ درنظر گرفته شده است.
در همین حال مرور رشد فقر طی سالهای ۸۰ تا ۸۴ نشان میدهد که در سال ۸۴ به جمعیت فقیر مطلق کشور دو درصد اضافه شده است.
نکته آن است که جمعیت خط فقر شدید شهری در سال ۸۴ نسبت به سال ۸۲ از ۸۳۴ هزار نفر به یک میلیون و ۲۷۸ هزار نفر و به میزان ۵۳ درصد افزایش یافته است.
جمعیت زیر خط فقر مطلق اما از ۲۶/۵ میلیون نفر به ۸/۴ میلیون نفر و به میزان یک درصد کاهش یافته است.
در نهایت اینکه به نظر میرسد در دولت نهم جمعیت فقیر کشور در دو روایت تغییر یافته است یکی به روایت کمیته امداد که هماکنون ۱۲ میلیون فقیر در کشور وجود دارند. اما پیشبینی براساس آمار ارایهشده از سوی وزارت رفاه نشان میدهد که طی سالهای ۸۲ تا ۸۴ فقر شدید به طور متوسط ۵/۲۶ درصد افزایش یافته است و بنابراین به نظر میرسد در سال ۸۵ تعداد افراد زیر خط فقر خشن، به بیش از ۶/۱ میلیون نفر افزایش یافته باشند ولی از جمعیت فقیر مطلق کمی کاسته شده باشد اما در عین حال عواملی چون افزایش شدید اجارهبها و تامین مسکن که بیش از ۷۰ تا ۸۵ درصد درآمد افراد دهکهای پایین جامعه را به خود اختصاص میدهد بر تعداد افراد فقیر مطلق جامعه افزوده باشد.
لینک مطلب :
http://www.sarmayeh.net/webfa/default.aspx?IssueType=1&IssueDate=1386/07/14&Page=2#49321

