کاکتوس زنان
کانون زنان ایرانی:«ما به لغو امتیاز مجله زنان اعتراض داریم.» با ورود به سالن انجمن صنفی روزنامهنگاران، این جمله با خطوطی تیره نوشته شده و زیر آن هم امضای معترضان دیده میشود.
ظهر امروز جمعی از روزنامهنگاران، فعالان حقوق زنان و وکلا در انجمن صنفی روزنامهنگاران جمع شدند و به لغو امتیاز ماهنامه زنان اعتراض کردند.
دوشنبه گذشته، هشتم بهمنماه خبر لغو امتیاز مجله زنان در خبرگزاری فارس منتشر شد. این خبرگزاری به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد که ماهنامه زنان به مدیرمسوولی شهلا شرکت در جلسه امروز هیات نظارت بر مطبوعات به دلیل درج مطالب و اخبار به گونهای که موجب سلب امنیت روانی جامعه میشد، لغو مجوز شد.
کامبیز نوروزی، حقوقدان بر غیرقانونی بودن لغو امتیاز مجله زنان تاکید میکند:«هنوز خانم شهلا شرکت ابلاغی مبنی بر لغو امتیاز مجله زنان دریافت نکرده است بنابراین با این پرسش حقوقی مواجهیم که علت لغو امتیاز مجله زنان چیست؟ در مورد لغو امتیاز مجله زنان دو خبر منتشر شده اما با استنادهای کاملا متفاوت.»
فریده غیرت، وکیل مدافع مجله زنان هم با تایید سخنان همکارش تاکید میکند که هنوز هیچگونه ابلاغیهای برای مدیرمسوول این مجله ارسال نشده است:«خبر رسید که هفته گذشته مجله ما لغو امتیاز شده و اولین سوال من از مدیرمسوول مجله زنان این است که از چه طریقی این خبر را فهمیده است؟و به نظر من دیدن این خبر یکی از خبرگزاریها فاقد ارزش و اعتبار است. اگر این حکم ابلاغ نشود ارزش قانونی ندارد.»
به گفته غیرت، لغو امتیاز یک نشریه خارج از صلاحیت هیات نظارت بر مطبوعات است و حداقل کاری که برای یک نشریه خاطی میتوان کرد این است که به او اخطار دهند و دست بالا دو ماه از فعالیتاش منع کنند. وکیل مدافع مجله زنان ادامه میدهد: «تا زمانی که امتیاز مجله زنان ابلاغ رسمی نشود ما هم اقدام قانونی نخواهیم کرد. در صورت ابلاغ ما هم در صدد پاسخگویی خواهیم بود.»
علی مزروعی، رییس انجمن صنفی روزنامهنگاران که در طول سخنانش چندین بار از واژه «نمیدانم» استفاده میکند در واکنش به لغو امتیاز مجله ۱۶ ساله زنان هم میگوید: «نمیدانم چه میشود کرد؟»
مزروعی می گوید:”خیلی سخت است دریباره اتفاقات اخیر که بر مطبوعات افتاده حرف بزنم.در کشور ما مشکل قانون نیست بلکه سلیقه و برداشت شخصی و حاکمیت نگاه هایی است که روز به روز ابعادش وسیع تر و بدتر می شود.”
در بیشتر کشورهای دنیا نظام امتیازدهی و مجوز برای انتشار از بین رفته و نظام ثبتی آن را گرفته است اما ایران همانند تاجیکستان هنوز از سیستم مجوز تبعیت میکند.
مزروعی با اشاره به این نکته تجربه پاکستان را بیان میکند: «در زمان حکومت نظامی ضیاءالحق در کراچی پنج هزار نشریه منتشر میشد، در این حکومت نظامی هیچ مانعی برای ثبت یک نشریه وجود نداشت و مطبوعات هم هرچه میخواستند درباره حکومت نظامی مینوشتند. مثلا روزنامه جنگ در آن زمان به تنهایی یک میلیون و ۲۰۰ هزار نسخه تیراژ داشت.»
او که زمانی نماینده اصفهان در مجلس ششم بود در ادامه سخنانش، خاطرات مجلس ششم و جریانات هیات نظارت بر مطبوعات را مرور میکند: «در مدت حضورم دیدم که چقدر مجوز گرفتن دردسر دارد اما تا حالا سابقه نداشته که در هیات نظارت بر مطبوعات به استناد اینکه کسی شرایط گرفتن مجوز را از دست داده، مجوز فعلیاش را لغو کنند. نمیدانم چه میشود کرد؟»
پایمردیهای زنانه
اولین هدیه شیرین عبادی، حقوقدان به مجله زنان یک کاکتوس بود؛ گلی که مظهر جان سختی است. ۱۶ سال پیش وقتی شهلا شرکت از او و چندین حقوقدان دیگر دعوت کرد تا از راهنماییهای حقوقیشان استفاده کند شیرین عبادی برایش کاکتوس برد.
در این جلسه شیرین عبادی به پشت تریبون میرود و خاطرات آن روزگار را به یاد میآورد: «خوشحالم که مجله زنان مثل گل کاکتوس عمل کرد، بسیار جان سخت و در برابر تمام مشکلات ایستاد.»
او از تاثیر مجله زنان در پیشبرد حقوق زنان ایران میگوید: «آرین گلشنی همان دختر بچهای که به خاطر شکنجه نامادری در خانه پدری جانش را از دست داد. مطرح کردن این موضوع در مجله زنان منجر به اصلاح قانون حضانت شد.»
او همچنین تغییر قانون نفقه و دیدگاه برخی از مراجع را درباره ارث و دیه نتیجه تلاش و قلمزدن فعالان این مجله میداند.
او با تاکید می گوید که ایران نمی توان ادعای دمکراسی داسته باشد:”در جامعه ای که ارزش زن نصف مردان است و شهادت دو زن معادل شهادت یک مرد است نمی توان انتظار دمکراسی را داشت.”
پایمردیهای زنانه اصطلاحی است که شیرین عبادی با بیانش میگوید: «این تاریخ است که در مورد یکایک ما به قضاوت مینشیند و میدانم که تاریخ از مجله زنان نیز به نیکی یاد خواهد کرد.»
آسیه امینی، روزنامهنگار هم شعری به روزهای دوشنبه مجله زنان تقدیم میکند. دوشنبههایی که اعضای تحریریه در کنار هم مینشستند و جز بیان سوژههایشان، تمرین دموکراسی هم میکردند.در حالی که به گفته این روزنامه نگار در هیچ یک از روزنامه ها دمکراسی وجود نداشته است.
مژده دقیقی هم از دیگر اعضای تحریریه این مجله خاطراتش را میگوید؛ از شکلگیری ذهنهای جوان و پخته شدن قلمها.
فاطمه صادقی، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسایل زنان هم، نسلهای گوناگون زنان ایران را در این مجله روایت میکند: «مجله زنان روایت دغدغهها، امیدها و آرزوهای سه نسل بوده است در فضایی گرم و پرجنب و جوش و با طراوت. مجله زنان بیش از یک نشریه بود، سلول پرجنب و جوش جامعه مدنی که همه نسلها را گردهم میآورد.»
شادی صدر، حقوقدان نیز از بی عدالتی آشکار علیه مجله زنان خشمگین است :”همین احساس خشم وادارمان کرد که کاری بکنیم .مجله زنان با شعار جوشش آگاهی آغاز به کار کرد امروز می توانیم بگوییم که این چشمه آگاهی جوشیده است.”
اومجله زنان را «نهاد و نماد» مینامد: «زنان یک نهاد است چرا که افکار مختلف را جمع کرده و بازتاب اندیشههای گوناگون و نیز نماد همبستگی بود.»
الهه کولایی، استاد دانشگاه نیز میگوید: «مجله زنان در تاریخ مبارزات زنان ایران به ثبت رسید. این تلاش ۱۶ ساله به تکثیر آگاهی زنان منجر شد.»
و شهلا شرکت، مدیرمسوول مجله زنان که این مجله را فرزند ۱۶ ساله خود میدانست، آخرین سخنرانی است که پشت تریبون میرود. او با یادآوری تلاشهای زندهیاد احمد بورقانی در معاونت مطبوعاتی، نوشته بورقانی را در صدمین شماره مجله زنان میخواند و سپس میگوید: «شاید حکمتی باشد میان فرمان خاموشی زنان و مرگ احمد بورقانی.»
نشست اعتراض به لغو امتیاز مجله زنان تمام میشود و دختران تحریریه مجله زنان که همگی روسری سفید به سر کردهاند با چشمانی اشکبار یکدیگر را در آغوش میگیرند. آنها گیاهی را که نماد صلح و رویش دوباره است روی لباسها و روسریهایشان چسباندهاند و امیدوارند به رویشی دوباره.
عکس :حسن سربخشیان

