برای رها و نسیم

پریسا کاکایی

رها (راحله)! آن جا که می روید مدام با هم باشید، از هم جدا نشوید. رها جان! هوای نسیم را داشته باش. این آخرین جملاتی بودند که توانستم تلفنی به رها بگویم. با نسیم هم صحبت کردم. دل خوش بودم برای دیدن شان در آخرین دقایق حضور در جلوی دادگاه انقلاب اما دیر رسیدم. پروین اردلان و همسر نسیم و بقیه ی کمپینی ها، آرام آرام از پس بدرقه ی آن دو به سوی اوین، می آمدند که زندگی را با انتظار برای دو عزیز دیگرمان شروع کنند. اوین گویا بدون فعالان حقوق زن چشم بر هم نمی گذارد. شاید روشنایی خرد است که بی سابقه و به یک باره تابیدنش را بر بند عمومی زنان آغاز کرده است.

رها را یک سال بیشتر است که می شناسم و نسیم را کمتر. رها مصداق شیطنت های کودکانه است که بی آلایش می دود در پی آینده و تلاش می کند برای به دست آوردن آرامشی که به نظر دور می آید. روزهای خوبی را با هم سپری کرده ایم. هر چه عکس خوب دارم کار اوست که با هنرش مرا در برابر خودم به تصویر کشید. دوستش دارم. از اعماق وجود بسان خواهری کوچک تر دوستش دارم اما این روزها که در اوین به سر می برد اصلا نگرانش نیستم. برای اینکه می دانم همان سادگی و کودکی اش چنان سرشار از تجارب سخت است که از درون محکمش کرده و شاید این ها هیچ نباشد در برابر روزهایی که تنهای تنها آن همه مرارت و ناباوری را پشت سر گذاشته است. روح بی نهایت رها هیچ دلشوره ای باقی نمی گذارد و می دانم وقتی بیاید مطالب و خاطراتش رنگ دیگری بر وبلاگش خواهند زد.

نسیم را وقتی اولین بار دیدم از زیبایی چشم ها و رنگ مو و مدل لباسش نوعی خوشی جوانی در دلم جوانه زد. آرام زنی که آرامشش بخشی از وجودم را به تفکر وا می دارد. هنر در او نمایان است. خوب می داند چه می خواهد و چه تلاشی باید برای خواسته هایش داشته باشد.

این دو، روز پنج شنبه در پارک دانشجو بازداشت شدند. آنها در کنار تئاتر خیابانی در مورد حقوق زن، می خواستند از مردم در رابطه با کمپین امضا جمع کنند. جایی که هم بحث از چند همسری بود و هم ظلم قانونی که بر زنان صورت می گیرد شکلی نمایشی به خود گرفته بود، رها و نسیم هم می خواستند با بیان دوباره ی همین قوانین به مردم بگویند بیایید از راهی مدنی و مسالمت آمیز به قوانین تبعیض آمیز اعتراض کنیم. اما بازداشت شدند، جرم شان تبلیغ علیه نظام و حکم شان بیست میلیون تومان وثیقه است. و سوال اینجاست که آیا آگاهی مردم از حقوق شان به معنای عناد و تبلیغ علیه نظام است؟ آیا حقوق زنان، نوشتن از آن، اعتراض به تبعیض ها تبلیغ علیه نظام است؟ آیا نظام که این چنین همه چیز را علیه خود می بیند به جای مبارزه ی با خواسته های بر حق نمی تواند اندکی در مورد این مطالبات فکر کند و به گفت و گو بنشیند و به جای آنکه زندان هایش را پر و خالی کند قوانین را تجدیدنظر کند؟ تهدید، زندان و ضرب و شتم و مرگ از راه های پاسخ گویی به افزایش آگاهی عمومی ست اما اندکی آرام نشستن و نگرشی دوباره به راه آمده و انعطاف پذیر بودن برای پاسخ گویی مثبت به مطالبات بر حق نیز می تواند راه دیگر باشد. راهی که رو به سوی آینده، زندگی آرام و برابری دارد و نه تبعیض و اعتراض.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.