نشست مادران صلح علیه جنگ و خشونت در غزه

کانون زنان ایرانی -فریده غائب : جمعی از مادران صلح ایران برای بررسی ابعاد جنگ و خشونتی که در غزه می گذرد عصر سه شنبه ۱۷ دی ماه گرد هم آمدند و با محکوم کردن جنایت هایی که بر زنان و کودکان در غزه وارد می شود؛ خواستار توقف هرچه سریعتر جنگ و محاصره غزه شدند . این گروه هفته گذشته نیز با حضور در دفتر برخی از روزنامه ها و همچنین خبرگزاری ایسنا بیانیه ای در محکومیت این اقدام برای انتشار ارائه داده بودند که بر اساس گزارش سایت مادران صلح این بیانیه تنها در دو روزنامه سرمایه و اعتماد ملی انعکاس داشت.

بیش از دوازده روز است که غزه در محاصره جنگ و خون و خشونت قرار گرفته است و هر روز رسانه ها از کشته و زخمی شدن کودکان و زنان این منطقه خبر می دهند. مادران صلح در جلسه ای آنچه را که بر فلسطینی های این منطقه می گذرد مورد بررسی قرار دادند.

ناهید توسلی یکی از مادران صلح با اشاره به تز هانتیگتون از تلاش امریکا برای ابرقدرت بودن می گوید: ” من قضیه را کلان‌تر از حمله اسراییل به غزه می دانم. پس از فروپاشی شوروی ، امریکا در یک روند جابه جایی تاریخی می خواهد ابرقدرت باشد. او برای رسیدن به دیگر سوی جهان، چین، که یکی از سرمایه‌های بزرگ جهان شده‌است و بی‌شک در درازمدت رقیبی خطرناک برای امریکا، برای حفط این اقتدار می خواهد به آن سوی جهان نقب بزند. برای این منظور باید از روی کشورهایی نظیر ایران، عراق و افغانستان و…. مانند پلی عبورکند. درحال حاضرامریکا در عراق و افغانستان و اسرائیل پایگاه‌های خود را ایجاد کرده است.
سفارت امریکا در بغداد که چند روز پیش افتتاح شد بزرگ‌ترین سفارت‌خانه امریکا در جهان است! آیا غیر از این است که بنیادگرایی و طالبان محصول و دست‌پخت امریکا در برابر خطر اشغال کشورهای دیگر منطقه توسط شوروی سابق، پس از حمله شوروی به افغانستان بود؟ این اسلام بنیادگرا از کجای تاریخ نشات گرفت و بیرون آمد؟ چرا تاکنون خبری از آن نبود؟»

زهره تنکابنی یکی دیگر از مادران صلح مختصری از چگونگی شکل گیری تز صیهونیسم توسط هرتزل در قرن نوزدهم را بیان کرد و اینکه چگونه بعد از جنگ دوم جهانی دولت انگلیس که تحت تاثیر صیهونیست هائی چون روتچفیلد بود سرزمین فلسطین را بعنوان محل سکونت یهودیان تمامی جهان وبویژه اروپا تاسیس کرد.بعد از جنگ ۱۹۴۸ اعراب واسرائیل سازمان ملل با قطعنامه ای سرزمین فلسطین را رسماً به دو قسمت تقسیم کرد.یک سوم آن را به پایتختی سهم فلسطینیان قرار داد که اسرائیل تن به اجرای این قطعنامه نداد.بعد از جنگ ۱۹۶۷ اعراب واسراییل قطعنامه ۲۴۲ مقرر داشت که سرزمین های اشغالی در این جنگ یعنی کرانه باختری که از اردن گرفته شده و باریکه غزه که از مصر منتزع شده بود باید به دولت فلسطینی مسترد شود.اما دوباره اسراییل از اجرای این قطعنامه هم تا کنون طفره رفت.

زهره تنکابنی سپس شمه ای از سیاست یاسر عرفات را که مبنی بر مذاکره ومقاومت بود یادآور شده وگفت :” مقاومت حق هر کسی است که مورد تجاوز وظلم قرار می گیرد.وی حماس را بدلیل جدا کردن غزه از کرانه باختری آنهم با کشتار همرزمان دیروزش نکوهش کرد اما معتقد بود که این جنگ از ذات صیهونیسم بر می خیزد ودر این کشتار وحشیانه فقط باید اسراییل محکوم شود.”

در ادامه مینو مرتاضی با طرح این سوال که چه باید کرد؟ می گوید:”مشکل کنونی ما این است که اطلاعات دقیقی نداریم و در سطح برداشت باقی می مانیم و نمی توانیم به سطح تحلیل برسیم. که این برداشت ها روی رفتارهای ما تاثیر می گذارد.”

شهلا فروزانفر از دیگر مادران صلح جنگ کنونی را نتیجه سیاست ها و درگیری ها ی حماس و دولت اسراییل می داند و می گوید: آنچه در اینجا مطرح نیست جان کودکان و زنانی که هر روز تکه تکه می شوند. »

سوسن شعبانی نیز می گوید:”ما به عنوان مادران صلح باید در برابر این جنگ موضع گیری کنیم.»

یکی دیگر از مادران صلح از واکنش ایرانیان در برابر جنگ اسراییل و فلسطین می گوید:” فضای ضد اسراییلی در ایران آنقدر تکرار شده که تنفر ایجاد کرده است.در حالی که باید اطلاعاتمان دقیق باشد . نیروهای مترقی در کشورمان باید کاری کنند که مردم از این اخبار خسته نشوند و قبول کنند که مردم فلسطین تحت ظلم هستند.”

و یکی دیگر از مادران صلح تاکید می کند که باید درباره اینکه چرا علی رغم اعلام آتش بس سازمان ملل حماس این آتش بس را شکست، و اینکه چرا حماس مناطق شهری را مرکز نظامی خود قرار داده نیز موضع گیری کنیم؟”

اما مینو مرتاضی در پاسخ می گوید:” سوال من این است که واقعا حماس مانع ادامه یافتن صلح است و یا این اسراییل است که این جنگ را افروخته است؟انها که حماس را به جرم بنیاد گرایی محکوم می کنند ایا نمی بینند که دولت اسراییل ماهیتی بنیاد گرا دارد .او به بهانه دست یابی به ارض موعود بین یهودیان ومسلمانان بومی فلسطینی جدایی ودشمنی برقرار کرده وسالهاست با کشتار و تحقیر مردم فلسطین نا امنی و خشونت را در منطقه نهادینه کرده است.به نظر من دولت اسراییل صلح نمی خواهد و هر بار که بحث صلح وضرورت ان جدی می شود اسراییل با کمک متحدان پر قدرتش چون امریکا وبرخی دولتهای اروپایی با استفاده از امکانات وسیعی که در اختیار دارند با تحریم و محاصره و حمله و تبلیغات رسانه ای برقراری صلح در فلسطین رابه عقب می اندازند.کمترین ضرری که به تعویق انداختن دائمی صلح برای فلسطین و منطقه داردبیشثرین ضرر هم هست .به نظر من این ضرر چیزی جز رشد نظامی گری و اقتدار گرایی در نظامات و ساختارهای سیاسی منطقه وافزایش حس تحقیر وتنفر بین ملتها ومردم منطقه نیست.”

لیلی فرهادپور عضو کمیته روابط عمومی مادران صلح می گوید:” از بس در میان اخبار جنگ غزه نام ایران آورده می شود تنم می لرزد. حماس هر چه که باشد موضوع داخلی فلسطینی هاست مساله این است که دولت جنگ طلب اسراییل حق ندارد به این بهانه این گونه بر سر فلسطینی ها بلا بیاورد . من سوالم این است که اگر فردا به بهانه های شبیه به همین اسراییل به ایران حمله کند چه می شود؟”

شهلا فرجاد هم معتقد است الان کمک به مردمی که در غزه کشته می شوند مهم است.در این که اسراییل با حمایت امریکا این جنگ را راه انداخته شکی نیست اما نجات جان مردم مهم تر است.

ناهید توسلی مدیرمسئول نشریه نافه و فعال حوزه زنان در جواب این سوال که آیا حل شدن مسئله غزه به معنای تمام شدن جنگ است؟ می گوید: “فلسطین و اسراییل بهانه‌های اسحله فروشی امریکا و انگلیس هستند، به ویژه در حال حاضر که وضع اقتصادی امریکا و اروپا و جهان این‌گونه نابسامان شده‌است امریکا بهترین بهانه را برای فروش تسلیحات نظامی خود دارد. ما درجهان تاوان جنگ‌افروزی و زیاده‌خواهی امپریالیسمی را می‌پردازیم که در راس آن امریکای واقعا جهان‌خوار و آدم‌خوار قرار دارد. بنابراین کشورهای به قول خودشان شمال! برای فروش تسلیحات خود جنگ افروزی می کنند. این جنگ تمام شود جنگ دیگری…. اساسا امپریالیسم برای بقای اقتدار جهان‌خوارگی‌اش باید سر مردم جهان را به چیزی گرم کند و برای او چه چیز بهتر از جنگ، جنایت و آدم‌کشی. این‌جاست که مادران صلح باید فرهنگ‌سازیِ “صلح” کنند. صلح را هم، مانند هر پدیده دیگری چون آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، حقوق زنان و کودکان، حقوق شخصی و خصوصی افراد، هم باید بیاموزیم و هم باید بیاموزانیم.”

یکی دیگر از مادران صلح در پاسخ به صحبت می گوید” اینها حماس را تحریم کردند و او را به نقطه ای رساندند که نتواند کاری انجام دهد.اسراییل همیشه از صلح حرف می زند اما در عمل کاری برای ایجاد صلح نمی کند.”

شادی صدر ، فعال جنبش زنان و عضو گروه میدان نیز این سوال را مطرح می کند که به نظر می رسد دربرابر بحران غزه به این دلیل که امکان شنیده شدن نظرات مختلف و صداهای الترناتیو وجود ندارد و در واقع وقتی فقط یک صدا باید از داخل ایران شنیده شود، آیا سکوت معنا دار روشنفکران ایرانی بهترین کاری نیست که می توانند انجام دهند؟

هاله سحابی به این نکته اشاره می کند که در حال حاضر در تمام دنیا علیه اسراییل تظاهرات می شود و نه حماس. او می گوید: ” نوار غزه منطقه فقیر نشین و متراکمی است که دو بار در محاصره قرار گرفته است.در محاصره اخیر مردم نمی توانستند برای کار به جای دیگری بروند و در گرسنگی دست و پا می زدند .پرتاب موشک از سوی حماس واقعه ای یک شبه نیست بلکه چیزی بود که حاصل درگیری ها و فشارهایی بود که از قبل از سوی اسراییل انجام می شد”

به گفته او درست است که اسراییل فرزند نامشروع استکبار است. ولی بهتر است به جای شعار محو اسراییل بگوییم که اسراییل باید قطعنامه های سازمان ملل را اجرا کند.

الهه رستمی، استاد دانشگاه سوآس لندن به عنوان میهمان در این جمع می گوید:”غزه جای کوچکی است که مردمانش از گرسنگی در آستانه مرگند و این حق آنهاست که از حقوق خود دفاع کنند.”

او در جواب کسانی که حماس را محکوم می کنند می گوید:”اینطور نیست که مردم فلسطین زیر فشار های حماس دارند له می شوند .مردم فلسطین با گرایش های فکری مختلف طرفدار حماس هستند..”

و همچنین در برابر حفظ حقوق اسراییل واکنش نشان می دهد:” به نظر من دولت اسراییل به عنوان یک دولت صیهونیستی نباید وجود داشته باشد. ما باید مسئله کلیمی ها را از صیهونیست ها جداکنیم . ضد کلیمی بودن یک مسئله غربی است وگرنه از دید تاریخی سالهاست که کلیمی ها و مسلمانان در کنار هم زندگی می کنند و این مسیحیان بودند که با کلیمی ها ضدیت داشتند ..”

این استاد دانشگاه در برابر این حرف که جنگ فلسطین برای ایرانی ها خسته کننده است، می گوید:”اتفاقا به نظر من اکثریت مردم ایران طرفدار فلسطین هستند .”

لیلی فرهادپور با مطرح کردن این که آیا مقاومت محکوم است می گوید:”در همه جا روشنفکران و مدافعان حقوق بشر در حمایت از ساکنان نوار غزه و مخالفت با اسراییل به خیابان ها می روند و هیچ یک حماس را محکوم نمی کنند. چون باید بین عملیات مقاومت مردم فلسطین و عملیات جنگ طلبانه اسراییل تفکیک قایل شویم. ”

وی تاکید می کند: ” ما باید از میان هیاهوی تبلیغاتی رسانه های غربی و جبهه گیری ها یمان در مورد یکسونگری رسانه های داخلی به واقعیت توجه کنیم . اگر فقط به خاطر آنکه حرفمان فراتر از حرف دولت باشد پای حماس را وسط بکشیم همان چیزی است که رسانه های امپریالیستی تبلیغ می کنند. حرف فراتر از موضع گیری دولتی لزوما نفی این موضع گیری نیست. بلکه باید بگوییم موضع گیری همه جانبه علیه اسراییل باید از طرف مردم اعلام شود نه از طرف دولتی ها که خود ارتشی که یک نیروی نظامی است در خدمت دارد و موضع گیری آنها بهانه ای برای رسانه های امپریالیسیتی شود تا ایران را جنگ طلب نشان دهند.”

وی تاکید می کند :” این بسیار غلط و ساده انگارانه است که برای آنکه حرفمان شبیه موضع گیری دولتی نباشد فکر کنیم که باید حماس را هم محکوم کرد. “

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.