امروز سالگرد بمباران شیمیایی حلبچه است

اعتماد – معاهداتی که در سایه فراموشی گم شد

بمباران شیمیایی حلبچه در حالی صورت گرفت که دولت عراق، پروتکل ۱۹۲۵ ژنو مبنی بر منع استفاده از سلاح‌های شیمیایی را پذیرفته و امضا کرده بود؛ گرچه از زمان امضای این پروتکل تا سال ۱۹۸۸ میلادی، با استفاده از جنگ‌افزارهای شیمیایی و میکروبی برای سرکوب کردهای مخالف دولت بعث و نیروهای نظامی و غیرنظامی ایران در جنگ تحمیلی پنج بار این تعهد را زیر پا گذاشت و بیشترین حجم نقض تعهد عراق، در طول هشت سال جنگ علیه ایران آشکار است.

بنابر اسناد موجود، دولت عراق از اواخر دی‌ماه ۱۳۵۹ تا مردادماه ۱۳۶۷ بیش از ۳۰۰ بار به حمله شیمیایی علیه نظامیان و غیرنظامیان ایرانی متوسل شد و از عوامل اعصاب، تاول‌زا، سیانور و خردل استفاده کرد. حتی در بعضی حملات، چندین عامل شیمیایی همزمان مورد استفاده قرار می‌گرفت.

تجربه‌های نخستین صدام در استفاده از گازهای شیمیایی با قدرت کم، مشوق عراق در استفاده گسترده‌تر از عوامل شیمیایی قوی‌تر بود. چنان‌که بعد از سال ۱۳۶۱ و پس از انعقاد قرارداد با شرکت آلمانی «دری رایج» برای خرید وسایل فنی شیمیایی، خرید گاز اعصاب از آلمان فدرال، امریکا و انگلستان و خرید ۵۰۰ هزار کیلوگرم «تایدی گلایکول» (برای تولید عوامل غیراعصاب) از بلژیک در دستور کار قرار گرفت.

بنا به استناد گزارش‌هایی که از سوی سازمان ملل متحد و انجمن‌های دفاع از قربانیان سلاح‌های شیمیایی ایران و جهان مورد تایید قرار گرفته، کشورهای امریکا، هلند، انگلیس، آلمان، بلژیک، ایتالیا، فرانسه، اتریش، سویس، اسپانیا، ژاپن، کره‌جنوبی، چین، آرژانتین، برزیل، مصر، اردن، روسیه و اوکراین، دولت عراق را در تامین مواد شیمیایی برای ساخت سلاح شیمیایی یاری کردند.

همچنین انتشار علنی گزارش ۱۲ هزار صفحه‌یی عراق درباره تسلیحات این کشور در فاصله سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۸، تایید می‌کند که طی سال‌هایی که دولت وقت عراق با ایران در جنگ بوده، ۴۴۵ شرکت از ۶۰ کشور، تجهیزات مورد نیاز عراق برای تولید سلاح‌های شیمیایی یا سایر ادوات جنگی را تامین کرده‌اند که یک‌سوم از این تعداد، آلمانی، ۲۴ شرکت، انگلیسی، بیش از ۲۰ شرکت، امریکایی و باقی، ژاپنی، هلندی، سوئدی، بلژیکی، اسپانیایی و فرانسوی بوده‌اند.

هرچند پروتکل‌های بین‌المللی همچون کنوانسیون بروکسل – ۱۸۷۴، موافقتنامه‌های لاهه – ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷، پروتکل ژنو – ۱۹۲۵ و کنوانسیون منع سلاح‌های بیولوژیک-۱۹۷۲ (BWC) تولید، استفاده و صدور هر نوع سلاح شیمیایی را ممنوع می‌کرد، اما منع صدور مواد اولیه برای تهیه و ساخت سلاح شیمیایی در هیچ یک از این معاهدات تصریح نشده بود و از همین مفر، دولت عراق موفق شد مواد اولیه مورد نیاز برای تولید عوامل شیمیایی را از کشورهای دور و نزدیک خریداری کرده و از مبادی مجاز آنها را وارد کند.

«عبدالرزاق السامرایی» که از افسران متخصص نیروی هوایی رژیم بعث عراق بوده در گفت‌وگویی که در سال ۲۰۰۳ با یک شبکه تلویزیونی داشت. تایید می‌کند که «در سال ۱۹۷۹ و پس از عقد قرارداد با شرکت آلمانی» karlkolb ، توضیحات لازم برای تولید گازهای سمی از جمله گاز تابون (Tabun)، موستارد (Mustard) و عوامل اعصاب در اختیار دولت عراق قرار گرفت و خرید بیش از ۱۰هزار و ۷۵۵ کلاهک شیمیایی – بمب، گلوله توپ و موشک – و ایجاد ذخایری از مواد شیمیایی در مقیاس ۵ هزار تن برای تولید «بوتولین» و «انتراکس» هم از نتایج آتی این توافق بود.»

سامرایی تایید می‌کند که «توافق و همیاری‌ها در تولید مواد و عوامل شیمیایی، دولت وقت عراق را به آنجا رساند که در نیمه دهه ۸۰ میلادی، بیش از ۳۰ هزار تن مواد گازی و مایع سمی از جمله گاز خردل، خردل فسفری و گوگردی و گازهای اعصاب مانند سارین، تابون، سومان، هیدروژن سیانید و گازهای تاول‌زا در زرادخانه‌های عراق انبار شده بود.

دولت وقت عراق تا نیمه دهه ۸۰ میلادی، هر ماه می‌توانست حدود ۱۰ الی ۷۰ تن از انواع عوامل خردل، تابون و سارین را تولید کند.» وقتی خبر دستگیری «فرانس فان آنرات»، تبعه هلندی بر خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت، کمی بیشتر از یک سال از دستگیری صدام حسین توسط نظامیان امریکایی می‌گذشت.

زمستان سال ۱۳۸۳ دادستانی هلند این تبعه هلندی را به اتهام مشارکت با عراق در تامین مواد شیمیایی برای تولید سلاح شیمیایی در صحن دادگاه فراخواند و در حالی که صفحات پرونده اتهامات «آنرات» را ورق می‌زد و اظهارات ۵۵ نفر از مصدومان سردشت، اشنویه، آلوت، زرده، خرمشهر و آبادان، اظهارات تعدادی از افسران عراقی فعال در تولید سلاح‌های شیمیایی، اظهارات شرکت‌های فروشنده مواد اولیه به عراق و مسوولان گمرکاتی که مواد شیمیایی از آنها منتقل شده بود و صورتجلسه مورخ ۲۷ سپتامبر ۱۹۸۷ با حضور شخص صدام حسین و افسران ارشد ارتش بعث عراق برای طراحی حملات شیمیایی به ایران را مرور می‌کرد، روز ۲۳ دسامبر ۲۰۰۵ با حکم صادره از بخش جنایی دادگاه لاهه، آنرات را به ۱۵ سال حبس محکوم کرد.

«نریمان علی» عضو موزه شهدای حلبچه و رییس روابط بین‌الملل شهردارهای صلح در عراق یکی از آسیب‌دیدگان حلبچه است که در زمان بمباران شیمیایی حلبچه، یک کودک ۸ ساله و محصل کلاس دوم ابتدایی بوده است.

«آن روز حدود صد نفر از اعضای خانواده و همسایگان بودیم که در یک زیرزمین پناه گرفته بودیم. ناگهان بویی مثل بوی عطر شنیدیم اما بلافاصله این بو به بوی مشمئز‌کننده‌یی مثل بوی گوگرد و کبریت سوخته تبدیل شد. یکی از برادرانم به زیرزمین آمد و گفت که باید فرار کنیم چون عراق بمب شیمیایی زده است. از زیر زمین که بیرون آمدیم، پیرمردی را دیدم که به سختی نفس می‌کشید و چند لحظه بعد شهید شد. حدود ساعت پنج بعدازظهر ما از جاده مرزی حلبچه به طرف ایران فرار کردیم و به اردوگاه «سریاس» پناه بردیم. البته من مجروح نیستم اما پدر و برادرم بر اثر ابتلا به سرطان ناشی از مواجهه با گاز خردل و بمباران شیمیایی حلبچه شهید شدند.»

نریمان علی با «اعتماد» درباره امروز حلبچه، قربانیان و بازماندگان و موزه‌یی که یاد قربانیان و روز ۲۵ اسفند سال ۱۳۶۶ را زنده نگاه داشته سخن گفته است؛ موزه‌یی که عکس‌های قدیمی شهر و پیش از بمباران، مجسمه‌های نمادینی که فاجعه حلبچه را زنده نگاه داشته، عکس‌ها و اسامی قربانیان و شهدای حلبچه و مدارک و اسناد این فاجعه را به نمایش گذاشته است.

موزه حلبچه چه زمانی افتتاح شد؟

سال ۲۰۰۱ شروع به ساخت کردیم و سال ۲۰۰۳ افتتاح شد که کالین پاول؛ وزیر امور خارجه امریکا برای افتتاح موزه آمد.

در زمان ساخت موزه، صدام هنوز زنده بود.

زمان افتتاح موزه اعدام شده بود اما بله، سال ۲۰۰۱ هنوز زنده بود.

صدام با ساخت موزه مخالفت نکرد؟ سال ۲۰۰۱ هنوز رییس‌جمهوری عراق بود.

از سال ۹۱ حکومت اقلیم کردستان با پارلمان جداگانه‌یی فعال بود و از عراق هم جدا شد.

یعنی در آن زمان از توابع عراق محسوب نمی‌شدید؟

از نظر بین‌المللی بله ولی در قسمت شمالی، از عراق جدا بودیم و خودمختاری خودمان را داشتیم.

امروز دولت عراق چه کمکی برای مجروحان و بازماندگان حلبچه می‌دهد؟

ما از حکومت جدید عراق هم تقاضای کمک کردیم و همین طور، از کمپانی‌هایی که تجهیزات شیمیایی به صدام فروخته بودند هم به‌طور قانونی کمک خواسته‌ایم و آنها باید برای مداوای مجروحان و بازسازی شهر به ما کمک کنند.

چه پاسخی برای این درخواست گرفته‌اید؟

هنوز منتظر رای قانونی هستیم.

اما شنیده می‌شود که بازماندگان حلبچه موفق شده‌اند غرامت‌هایی دریافت کنند. آیا در مجامع بین‌المللی طرح شکایتی در این مورد داشته‌اید؟

شکایت را به لاهه و سایر مراجع قضایی بین‌المللی ارائه کرده‌ایم اما هنوز نتیجه محاکمات و قرار قطعی در این باره اعلام نشده است.

بازماندگان امروز فاجعه حلبچه چند نفر هستند؟

۱۰ هزار نفر از مجروحان، دچار عوارض خفیف و ۴۰۰ نفر هم دچار مصدومیت شدید هستند. تمام این مجروحان با هر درصد ضایعه فقط کمک‌های بهداشتی و درمانی می‌گیرند اما قرار است دولت، به زودی برای آن ۴۰۰ نفری که مصدومیت خیلی شدیدی دارند، حقوق ماهانه‌یی در نظر بگیرد. طبق آماری که موجود است، شمار قربانیان بیش از ۵ هزار نفر است و در زمان بمباران هم بیش از هزار نفر زخمی و باقی اهالی شهر هم آواره ایران شدند. اگر کمک ایران نبود شمار قربانیان در همان زمان به ۲۰ هزار نفر می‌رسید. امروز هم عده زیادی از مجروحان، مشکلات شدید پوستی، چشمی و ریوی دارند. البته حکومت کردستان عراق این مجروحان را برای مداوا به ایران می‌فرستد اما می‌دانید که ضایعات ناشی از سلاح‌های شیمیایی در هیچ نقطه دنیا علاج خاصی ندارد. امروز بیماری سرطان در حلبچه، آماری ۱۰ برابر سایر شهرهای عراق دارد.

آیا در شهر حلبچه مرکز درمانی مجهزی برای مداوای مجروحان شیمیایی وجود دارد؟

از یک سال قبل قرار بوده بیمارستانی برای مجروحان شیمیایی درست شود.

دولت عراق برای ساخت این بیمارستان هم کمکی نمی‌کند؟

دولت عراق به ما کمک نمی‌کند. اما حکومت اقلیم کردستان، مجروحان بازمانده را برای مداوا به ایران اعزام می‌کند.

مجروحان شیمیایی توان مالی برای مداوای خود دارند؟

خیر و از حکومت اقلیم هم تقاضا کرده‌اند که رقم جداگانه‌یی برای خرید دارو به آنها پرداخت شود.

داروها را چگونه تامین می‌کنید؟

معمولا از ایران می‌آید. البته مجروحان باید هر ماه به ایران بیایند و پزشکان معالج، داروی جدید تجویز کنند.

بنفشه سام‌گیس

etemaad۹۰-۱۲-۲۵/۲۷۹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.