ستاره فرمانفرییان، فریده ماشینی و هاله سحابی

کانون زنان ایرانی- فریده غائب: ” این سه زن” عنوان بزرگداشتی برای سه بانوی تلاشگر برابری، ستاره فرمانفرماییان،فریده ماشینی و هاله سحابی است که طیف های مختلف فکری جنبش زنان ایران گرد هم آمدند تا یاد و خاطره آنها را در آستانه سالگرد ۲۲ خرداد،روز همبستگی زنان ایران پاس بدارند.

ستاره فرمانفرماییان ،مادر مددکاری اجتماعی ایران و فریده ماشینی از فعالان جنبش زنان ایران چند روز پیش و خرداد امسال از دنیا رفتند و خرداد سال پیش نیز هاله سحابی از میان ما رفت.سه زن از سه نسل متفاوت و از سه جایگاه متفاوت که فصل مشترکی با هم دارند و آن تلاششان برای برابری است.

به روال سال های اخیر، این مراسم نیز در فضایی خصوصی برگزار شد با این وجود می توانستی چهره ها و گروههای مختلف جنبش زنان ایران و نیز خانواده های زندانیان سایسی را ببینی.

ابتدا مینو مرتاضی از فعالان جنبش زنان و دوست دیرین هاله سحابی به عنوان گرداننده برنامه سخنانش را اینگونه آغاز می کند:” برنامه امروز به بهانه سالگرد شهادت هاله نازنیمان کلید زده شده بود اما با از دنیا رفتن دوست خوبمان فریده ماشینی که خود سال گذشته در مراسم هاله حضور داشت ؛ یاد او را نیز گرامی می داریم و یقین داریم که آنها همچون عاشقان در آسمان پاینده اند. این جلسه بزرگداشت و یابود و تذکر به نامیرایی اندیشه و شوق رهایی است.”

آسیه شامخی: نگاه هاله را هرگز از یاد نمی برم

آسیه شامخی، دختر جوان هاله سحابی با نوشته ای در دست پشت تریبون می رود تا درباره مادر بگوید.این دختر ۲۴ ساله شعری را برای مادرش آماده کرده است با نام کنه نگاه :” نگاهی داشت به وسعت بی کرانه ها. پرسشگر و کنجکاو. صاف و ساده همچون آینه که هر گاه در آن نگاه می کردی؛ باطن خود را در آن می دیدی. با نگاهش با تو صحبت می کرد و به حرف هایت گوش می داد. با نگاهش به تو اطمینان خاطر می داد و تو را به آرامش دعوت می کرد. در نگاهش شیطنت های کودکی بود و پختگی های بزرگسالی، شور و نشاط جوانی و دلسوزی مادرانه. در نگاهش همه چیز دیده می شد. او نگران بود نه برای خود که برای دیگران.همه نگران خود هستند و او نگران دیگران.همه از غم خود می گریند و او از غم دیگران.همه به آینده خود می اندیشند و او به آینده دیگران.سایرین همه چیز را برای خود می خواهند و او همه چیز را برای دیگران می خواست.آن نگاه را هیچ گاه از یاد نمی برم حتی اگر برای همیشه درگیر پلک های بسته باشد.نمی دانم چرا آن زمان حس نمی کردم که نگاه او انقدر متفاوت است ولی حالا می دانم چرا. چون در نگاهش خدا را دیده بودم. حال حس می کنم او هاله ای بود از نور خدا روی زمین.”

خرداد از زبان پروین فهیمی

پروین فهیمی ،مادر سهراب اعرابی نیز از خرداد پر حادثه می گوید. خردادی که حوادث تلخ و بزرگ کشور در این ماه رقم خورده است. خردادی که حتی فرزند او را به کام مرگ فرو برد . او در این مراسم به عنوان دومین سخنران نیز شخنانش را با شعری آغاز می کند:”من آن ابرم که می خواهد ببارد / دل تنگم هوای گریه دارد/ دل تنگم غریبی این در و دشت /نمی دانم کجا سر می گذارد.”

او اتفاقات ماه خرداد را یادآور می شود:” ماه خرداد برای تک تک ما یادآور اتفاقات ناگوار و نیز روزهای بزرگی همچون دوم خرداد و ۲۵ خرداد است. درگذشت مهندس سحابی،شهادت هاله سحابی و هدی صابر و همچنین روزهای طاقت فرسا برای ما مادرانی که فرزندان عزیزمان را از دست داده ایم. به همین خاطر خرداد را ماه خونین می نامم. در این ماه مردم ما با امید به آینده ای روشن با شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سعی کردند تا همگی در سرنوشت کشورشان سهیم باشند اما با دخالت نیروهای سرکوبگر مواجه شدند.اعتراض ها نیز باعث کشته شدن و زندانی شدن بسیاری شد. و اینک با گذشت سه سال هنوز شاهد زندانی بودن افراد بی گناهی هستیم. و نیز شاهد حبس و حصر خانم زهرا رهنورد و میرحسین موسوی و مهدی کروبی هستیم.”

وی در ادامه از هاله سحابی یاد می کند. از زنی که از سال ۸۶ در گروه مادران صلح با او آشنا شده بود. زنی که برای حقوق شهروندی تلاش می کرد و در تمامی راهپیمایی ها شرکت می کرد. زنی که از هرگونه خشونتی دوری می کرد و دردهای مردم را می شناخت. زنی ساده با افکاری صلح جویانه.

او می گوید:” بعد از اتفاقاتی که برای فرزندم افتاد هاله نیز کنار من بود و مرا آرام می کرد. هاله عزیز قبل از رفتن به زندان مرتب به من سر می زد. چندین بار مرا به خانه رساند و در راه در حالی که صبور و آرام رانندگی می کرد؛ از من درباره خصوصیات و اندیشه سهراب می پرسید تا من دلم را خالی کنم.و به می گفت ظلم پایدار نخواهد ماند و خون این جوانان پایمال نخواهد شد. بارها به من می گفت مرا مثل خواهر خود بدان. خیلی انسان بود. به دیدار خانواده های کشته شدگان و آسیبدیدگان می رفت و با آنها همدردی می کرد.”

وی در ادامه به شبی اشاره می کند که برای همیشه در ذهن پروین فهیمی حک شده است:” خاکسپاری پیکر هاله در حالی که نیروهای امنیتی گورستان را محاصره کرده بودند.پیکرش توسط دوستانش شسته شد و ساعت ۱۰ شب در حالی او را به خاک می سپردیم که ماموران از ما فیلم و عکس می گرفتند و نیز از میان دالانی که ماموران ایجاد کرده بودند عبور کردیم. و هنوز برایم قابل توجیه نیست که چطور او را اینگونه و مظلومانه به شهادت رساندند و شبانه به خاک سپردند؟ اما اینگونه مردن برای هاله شیرین است. نامش در تاریخ زنان آزادیخواه به ثبت رسید و یادش گرامی.”

وی همچینین از فریده ماشینی به عنوان یار سبز یاد می کند و می گوید:” او زنی متدین بود که در تمامی روزهای سبز در کنار خانواده های کشته شدگان و زندانیان سیاسی بود و با تفسیر آیه های قرآن روحیه مقاومت را یادآوری می کرد. ”

او همچنین از تلاش های ستاره فرمانفرمائیان در راه مددکاری قدرانی می کند.و از خانم رهنورد یاد می کند که جایش در میان زنان تلاشگر برای برابری خالی است.

مینو مرتاضی قبل از اینکه سومین سخنران را دعوت کند می گوید:” ما حق داریم سوگواری کنیم.ما حق داریم که در عرصه عمومی سوگواری کنیم. این حق ماست.شایسته ما نیست که برای برگزاری مراسمی در خانه های کوچک مان افراد را چهره به چهره و پنهانی دعوت کنیم. اما چه کنیم؟ ما این را هم تحمل می کنیم تا بمانیم برای روزهای دیگر. تا سبز و خرم بمانیم.ما حق داریم با یکدیگر دوست باشیم.

تصویر

مهندس شیوا، یکی از دوستان نزدیک و همکلاسی فریده ماشینی که اتفاقا مدت زمانی نیز همکلاسی هاله سحابی بود پشت تریبون می آید . او از روش مداراگر فریده ماشینی سخن می گوید و از تجربیات سفر با او که چگونه دربرابر واکنش هایی که به حجابش می شد خیلی آرام و نطقی پاسخ می داد و چگونه پذیرا و شنونده هر نوع اندیشه ای بود.

او می گوید:” هاله و فریده هر دو دارای صفات مشترک و تکثر وجودی خیر هستند.هاله هم هر جا بود انگار نور می پاشید و هر حا بود نشاط و شادابی بود. مواقعی می شد که من در اوج درگیری های سیاسی مواضعی مخالف هاله داشتم اما متانت او باعث می شد که اختلاف نظرهای سیاسی ما به چیزی فراتر از گفتگو ختم شود. ”

او همین تجربه و صفات مداراگرایانه فریده ماشینی سخت می گوید و او را بانوی چراغ به دست می نامد.

تصویر

شهلا فروزانفر از مادران صلح است که برای هاله شعری سروده است. قبل از خواندن شعرش می گوید:” خوشحالم که در مراسم بزرگداشت سه فعال زن حضور دارم. خصوصیات مشترک این سه زن ادب، سخت کوشی و دوست انسان می دانم.”

کلیپی از زندگی هاله پخش می شود. هاله از دوران کودکی اش و کنار خانواده ، هاله در دوران جوانی و فعالیت های سیاسی و اجتماعی اش و هاله در زمان ازدواج و بچه دار شدن…

هاله های دیگری از این سرزمین ستم دیده به پا خواهد خواست

زهره تنکابنی از دیگر اعضای گروه مادران صلح میز می گوید:”جامعه ما همواره در برهه هایی که احساس خطر کرده، انسان های مصلحی را آفریده که در سکوت جامعه گم هستند اما به موقع چون دری گرانبها بپامی خیزند و به یاری مردم می شتابند.”

او سپس از بسیاری از افراد مصلح در طول تاریخ نام می برد از جمله از «سید خاتون» ملکه آل بویه یاد می کند که با تدبیر خود ترکان را به عقب نشینی از سرزمین خود واداشت و یا از ستارخان نام می برد که از میان مردم آذربایجان علیه استبداد برخاست.

او در ادامه می گوید: “باید امیدوار و مطمئن بود که همیشه هاله های بسیار دیگری از این سرزمین ستم دیده به پا خواهد خواست و پیروزی از آن مردم است.”

مصائب امروز و برکت هایش

فخرالسادات محتشمی پور که همسرش از انتخابات سال ۸۸ در زندان به سر می برد در این مراسم به عنوان دوست دیرین فریده ماشینی و هم حزبی اش سخن می گوید: “سال گذشته فریده ماشینی در چنین روزهایی از هاله سحابی سخن می گفت و امسال خود فریده به هاله پیوست و معلوم نیست در سال آینده کدام یکی از ما به جمع آنها بپیوندیم؟”

او سپس می گوید:” برخی از مصائب امروز ما شاید از همان خرداد سال ۱۳۸۸ شروع شد ولی باید برای هر واقعه ای خوبی هایش را هم در نظر بگیریم چرا که برکت همین واقعه آن بود که ما همدیگر را به رغم اختلاف نظرهای مختلف دوباره پیدا کردیم. ”

وی سپس از فعالیت های گسترده فریده ماشینی در حوزه های مختلف از جمله در حوزه مسائل زنان و نیز شکل دادن و همبستگی خانواده های سیاسی اشاره کرد.

فخرالسادات محتشمی پور، فریده ماشینی را شاگرد منیره گرجی اولین و تنها زن نماینده مجلس خبرگان که زنی خودساخته بود نامید.

تصویر

سه زنی که ورای فرهنگ مسلط عمل کردند

نوشین احمدی خراسانی از دیگر سخنرانان این مراسم، سخنان خود را چنین آغاز می کند:” در آستانه سالگرد ۲۲ خرداد دور هم جمع شده ایم تا یاد و خاطره سه تن از زنان کشورمان (یعنی ستاره فرمانفرماییان، فریده ماشینی و هاله سحابی) را که در همین خردادماه از میان ما رفته اند زنده نگه داریم. هر چند در همین خردادماه جنبش زنان شاهد به زندان رفتن زنانی دیگری از جمع خود بود، از جمله نرگس محمدی از فعالان حقوق زنان و حقوق بشر و نیز منیژه نجم عراقی از مترجمان باسابقه جنبش زنان. همچنین امروز که داشتم به این مراسم می آمدم خبر تاسف آور درگذشت سیما کوبان از نویسندگان و هنرمندان نام آشنای ایرانی را شنیدم که او نیز بر اثر سرطان در فرانسه درگذشت.”

تصویر

او سپس ادامه می دهد: ” اما این مراسم که حول بزرگداشت سه زن متفاوت و از تبار گوناگون برگزار می شود خواه ناخواه پرسش هایی را پیش روی کنشگران جنبش زنان قرار می دهد. از جمله این که این سه زن «چه جایگاه مشترکی» در جنبش زنان دارند؟» و در ادامه در پاسخ به این پرسش می گوید: “این سه زن هر کدام در سیستم و نظام هایی فعالیت می کردند که «دیگری» را بر نمی تافت و مخالف خود را تحمل نمی کرد. اما ویژگی مشترک این سه زن آن بود که هر سه در برابر فرهنگ عدم پذیرش دیگری، شجاعانه قد برافراشتند و در حد توان و ظرفیت شان، صادقانه سعی کردند تا ورای این فرهنگ مسلط، عمل کنند.”

وی در انتهای سخنان خودمی گوید: “امروز می خواهم بر دستان پرتلاش ستاره فرمانفرماییان که مدرسه مددکاری و تنظیم خانواده را برای جامعه زنان کشورمان به ارمغان آورد، بر پیشانی اندیشمند فریده ماشینی که خود حجاب اش را عزیز می داشت اما برای زنان دیگر، حق انتخاب پوشش آزادانه قائل بود، و بر گونه های هاله سحابی که متن قرآن اش را برابری طلبانه تفسیر کرد بوسه بزنم و به احترام شان برخیزم.”

لی لی فرهاد پور، روزنامه نگار و از مادران صلح در این مراسم از خاطرات اش در مورد هاله سحابی و فریده ماشینی می گوید.

او در مورد فریده ماشینی اینگونه یاد می کند:”ما در یک کنفرانسی در پاریس همسفر بودیم. همه جور آدمی در این سفر بود. در پانل هایی که آدم های مختلف از چپ چپ تا سلطنت طلب تا روحانی از قم بود… پاریس بودیم و قطعا در آنجا دموکراسی وجود داشت. در آنجا همه هر فریاد و اعتراضی داشتند بر سر آدم هایی مانند فریده ماشینی فرو می ریختند. آقای روحانی که از قم آمده بود ماشینی را تکفیر می کرد. در حالی که برخی دیگر او را عامل جمهوری اسلامی می دانستند و برخی از چپ های لیبرال شده به فریده ماشینی می گفتند که همین حجاب تو نشانه عقب ماندگی توست… خلاصه همه او را تکفیر می کردند. ولی فریده ماشینی در آن برنامه همه این بحث ها و اتهامات را تحمل می کرد و من خودم شاهد این موضوع بودم.”

فیروزه صابر،رییس انجمن زنان کارآفرین که خرداد سال گذشته برادر روزنامه نگارش هدی صابر را در زندان از دست داد ؛ پشت میز تریبون می آید.

او سخنان خود را «به یاد هاله»، «به یاد فریده ماشینی» و «به یاد و احترام ستاره فرمانفرماییان» آغاز می کند:”همین دور هم جمع شدن ما برای یاد این سه زن، نشان می دهد که همانطور که این سه نفر زیست پربرکتی داشتند، نبود و فقدان شان هم نیز پربرکت است و همین جمع شدن ما برکت این سه زن است.”

به اعتقاد او زیست اجتماعی ما زنان از گروه های گوناگون باید در میان ما تمرین و تکرار شود.
او سپس از نشست های همگرایی طرح مطالبات در انتخابات یاد می کند:” در آن نشست ها فریده ماشینی نشان می داد که چقدر تحمل دیگران و پذیرش دیدگاه های فکری مخالف را دارد. ”

فیروزه صابر در ادامه از خصوصیات چندوجهی هاله سحابی سخن می گوید:” در آن شلوغی ها و تظاهرات های خردادماه ۱۳۸۸، یادم می آید که هاله یک موتور سوار نیروی انتظامی را به گوشه ای کشانده و مشغول بحث با اوست. ما ابتدا فکر کردیم که آن نیروی انتظامی دارد هاله را با خودش می برد ولی هاله گفت شما بروید ما داریم با هم بحث می کنیم. در واقع هاله داشت با آن نیروی انتظامی بحث می کرد که خشونت شما درست نیست. اما در همان روزها ما می دیدیم که هاله نه تنها با نیروهای انتظامی صحبت می کند ولی در عین حال با جوانان در همان تظاهرات ها صحبت می کرد و به آنها هم یادآوری می کرد که خشونت درست نیست.”

تصویر

زنانی که در عرصه نتوانستن، توانستند

نیره توکلی،جامعه شناس و استاد دانشگاه یکی دیگر از سخنرانان این مراسم است. می گوید:” این زنانی که در عرصه نتوانستن، توانستند. در کشوری که در آن هنوز بحث بر سر آن است که زنان به لحاظ عقلی با مردان برابر هستند یا نه، در چنین جامعه ای، این زنان توانستند. در واقع در چنین جامعه ای ما زنان توانسته ایم صدایمان را به جهان برسانیم. آن هم با پیوستاری که صدیقه دولت آبادی و خیلی از زنان دیگر شروع می شود و تا ستاره فرمانفرماییان ادامه می یابد و تا امروز به مهرانگیز کار و شیرین عبادی و بسیاری دیگر می رسد. زنانی که هم زندگی و هم مرگ شان تاثیرگذار بوده است.”

او سپس گفت: «اگر عکس های سال های ۱۳۳۲ را و حتی سال ۱۳۵۷ را نگاه کنیم می بینیم که مردان دور زنان حلقه می زدند تا به ما آسیبی نرسد اما امروز در همین وقایع اخیر می دیدیم که هر جا جوانی کتک می خورد، حتا پلیسی کتک می خورد، این زنان بودند که می آمدند وسط میدان تا مردان را از خشونت حفظ کنند و نجات شان بدهند.”

در ادامه نیره توکلی سروده اش را به هاله تقدیم می کند:”گفتند از تو بگویم/ از آواز نا تمامت/ و نا تمامی آوازهای ناتمام/ از عشق که نشد به تمامی ترانه اش کنی/ از نقاشی های روی شیشه ترشی/ در و دیوار/ شیشه های آشپزخانه/ دیگ و کتری و گیسوی بافته دخترانت/همزادهای بی همزاد بی پناه/از عروسک زینب/از عروسک مریم/ از پیشانی سحر در پاییز بهارستان/ و زخمی که برداشته بودی/از شوخی/ از لبخند/ از سهم تو که دریغ شد/فقط همین را بگویم؟/ بگویم که انسان کوچکی با قامت و شناسنامه تو/ چقدر حرف و چقدر درد و دریغ/ بگویم چه ساده و چه به سادگی مردی؟/تا آواز ناتمام تو را در گور، موریانه ها زمزمه کنند؟/ حالا بگویم که اینجا ایستاده ام جای تو خالی است؟/ اینجا جای تو خالی نیست/مابقی این حرف ها را با موریانه ها نگفته ام/دلم نیامده یا نتوانسته ام/آنها خود خوب می دانند آوازهای ناتمام را چگونه زمزمه کنند/که آب از آب تکان نخورد/آب از آب که تکان بخورد/ یادم باشد که بگویم/چقدر جای تو خالی است/اینجا که ایستاده ام جای تو خالی نیست/خوش نمی گذرد/دوستان به جای شما نیست/خوش نمی گذرد/ تاخیر یا شکست من؟/ تو تاخیرم را می فهمی/ من مرگ تو را نمی فهمم/تو خسته ای و خوب می دانی که تاخیر من تاخیر نیست/صبوری است/ من که چشم های کودکانه ام را هنوز باز نگه داشته ام/به ماه نگاه می کنم که شاهد تو بود/ و باور دارم که در شبی دیگر که تو دوباره نمی میری/آن را در دست های من خواهند گذاشت/موریانه ها غلط می کنند که آواز تو را زمزمه کنند…

مینو مرتاضی نیز سخنانش را با عنوان “قاصدان پر قصه بی گفتگو” می خواند.
او در انتهای سخنان خود می گوید: «فصل مشترک سرنوشت این سه زن این است که هریک چون شهرزاد قاصد پر قصه روزگارخویش بودند. با این تفاوت که در نمایش زندگی شان بی هیچ تردید و تاسفی به جای زن خیالباف، ایفای نقش اصلی را به زن واقع گرا سپردند. یادشان گرامی و روح شان شاد باد.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.