اطلاع‌رسانی با زنان آغاز می‌شود

گروه پژوهشگران ژنتیک مولکولی دانشگاه هاروارد به گروه ویلسون معروف شده، در مطالعات جامعی در حوزه انسان‌شناسی ژنتیک به این نتیجه رسیدند که پس از خلقت، زن حدود ۱۵۰ هزار سال زودتر از جنس مذکر به عقل و خرد یا به عبارت دیگر، انسان اندیشه‌ورز (هموسپین) رسید که بدان «میتوکوندرایی» یا « حوای آفریقایی» گفتند ( مطالعات این گروه در قاره‌های آسیا، آفریقا و اروپا نشان از آن دارد که تکامل جنس مادینه در آفریقا زودتر به وقوع پیوسته است.

نظریه فوق بحث اشکال و فازهای ورود به نظام‌های خانواده را در بعد اجتماعی بیش‌تر به قطعیت علمی نزدیک و به نظریه‌ « مادر‌تباری» و مدیریت تولید راکه تا عصر جدید استفاده از سنگ‌ها به عنوان ابزار تولید مسجل می‌نماید. بر اساس این نظریه سمبل (نماد)‌سازی‌ها که یکی از اشکال مهم اطلاع‌رسانی است با زنان آغاز می‌َشود. در چنین شرایطی انسان در تقابل با طبیعت قرار داشت و بر مبنای اصل مصونیت‌گرایی از یک سو خود را با طبیعت سازگار می کرد و از سوی دیگر با ابزار‌ها سعی در تغییر و به کار‌گیری طبیعت داشت، شیوه‌های اطلاع‌رسانی را از طبیعت آموخت ، صوت و استفاده از انواع صداها اعم از پرندگان و سایر حیوانات در جهت اطلاع‌رسانی، دود و طبل و در نهایت نشانه‌گذاری و حکاکی بر دیواره‌های غار.

باستان‌شناسانان بر این باورند که سکه و مهر بیانگر سلطه مالکیت خصوصی و مدیریت تولید است و این در شرایطی است زبان به تکامل رسیده و انسان خود را از طبیعت باز‌شناخته و به «خود» یا هویت انسان اجتماعی رسیده است، زبان اگر یکی از ابزار تکامل‌یافته اطلاع رسانی محسوب می‌شد،‌خط با تلفیقی از اشکال و نشانه‌ها به کمک زبان آمد، نقش‌ها و تصاویر به تدریج از شکل رئال که باز‌خوردواقعیت‌های پیرامون بود، با خیال آمیخته شد و هنر را خلق کرد. رنگ‌های طبیعی نقش‌ها را ظرافت بخشید و بین خط و تصویر تفکیک و نوشته‌ها جایگزین عمده سایر اشکال اطلا‌رسانی شد.

زن به لحاظ پرورش و همزیستی طولانی با کودک بنیان تکامل زبان را به عنوان نیاز حیاتی مبادله اطلاعات به عهده داشت،‌کلام برای تقویت «هوش عاطفی » از مادر شکلی موزون یافت و ترانه‌های لالایی در تلفیق بوی مادرانه که از آب آمینه حس را تحریک و خوگرفتگی، طبقه‌بندی حواس یا ادارک و استدلال را سازمان‌دهی کرد.

با ورود به عصر برده‌داری، زن از شمایل «ایزد بانوان» خارج ، همراه مردان به بردگی کشیده شد، اما با شیوه تقسیم کار سنتی، یعنی تولید برای دیگران و شیئی بودگی در قالب بردگی جنسی.

به حاشیه رفتن زن، زبان و ذهن را با رفتارهای مبتنی بر ستیزه‌خویی آمیخته و جنگ و خشونت در دو هدف یعنی تملیک و تملک انسان و زمین خلاصه شد، اطلاع‌رسانی با خلق چرخ و به کار بردن چهار پا (اسب) و ساخت راه‌های مواصلاتی وارد فاز جدیدی شد، این بار همه چیز در خدمت تجارت بود و تاریخ را به عنوان «ذخیره اطلاعات پیشینیان» به تحریف نشستند، خبر و تبلیغ چنان به هم آمیخته شد که امکان تصویر واقعی‌اشان در مناسبات حلقه مفقودی به نظر می‌رسید، زن در اروپای عصرانگیزاسیون (تفتیش عقاید) هنجارهای کلیسا را مورد تردید قرار داد، تا جایی که پس از اجازه دادن ژان پل دوم پاپ سابق وایتکان در برسی اسناد تاریخی، مشخص شد، زبان زنان در اعتراض به وضعیت موجود (قرون وسطی) یازده میلیون دادگاه تفتیش عقاید برایشن تشکیل که بخشی از آنان سوزانده شدند.

اولین اعلامیه حقوق بشر انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه و ورود زنان به دنیای «قلم» اروپا را وارد فاز جدیدی از اطلاع‌رسانی کرد که مری ویلستون کرافت را با کتاب «استیفا حقوق زنان» می‌توان به عنوان نماد زن در رویکرد به تحلیل واقعیت‌های موجود و اطلاع‌رسانی جنسیتی نام برد.

در ایران عصر مشروطه، کتاب «معایب الرجال» با نواسترآبادی و متعاقب آن نشریات تخصصی جنسیتی از یک سو و مشارکت در نشریات «مردان» عصر مشروطه (ایران نو، صوراسرافیل، قانو، جعل‌المتین به تدریج زن را به حوزه ژورنالیسم کشاند، کودتای رضاخان دوره فترتی ایجاد کرد که به تدریج نشریات و سازمان‌های جنسیتی به حاشیه رانده شد، لیکن دوران اشغال ایران به هنگام جنگ دوم جهانی و از هم پاشیده شدن ارگان سرکوب رضاخان و برکنار ی او از سلطنت توسط متفقین که آزادی‌های سیاسی را در دو دهه ۱۳۲۰ ارمغان آورده بود نتوانست تشکیلات و نشریات جنسیتی را بسان دوران مشروطه احیا کند، پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲، کنترل سیاسی و اقتصادی از یک سو و ورود زنان به حوزه تخصصی‌های پیچیده صرفاً شمایلی کلیشه‌ای از حضور زنان در قالب نشریات دولتی (مثل زن روز و اطلاعات بانوان) و سازمان دولت ساخته «ملی زنان» ایجاد کرده لیکن با وجود محدودیت‌ها زن در حوزه ژورنالیسم، به تدریج پایگاه فرهنگی – اجتماعی خود را تحکیم کرد اما با وقوع انقلاب اسلامی سال ۵۷ تا پایان جنگ تحمیلی، زن در حوزه رسانه‌ها عمدتاً با نگرش ایدئولوژیک فعالیت می‌کرد، از سال ۱۳۶۸ تا مقطع دوم خرداد ۷۶ زن با نوعی سازگاری بومی تمام توان خود را در تغییر شیوه‌های اطلاع‌رسانی، تحلیل‌ها و گزارشات به کار برد و تا حدود زیادی موفقیت کسب نمود (نشریاتی نظیر ماهنامه زنان، جامعه سالم و حضور خبرنگاران زن در اجلاسیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، کنفرانس ۱۹۹۵ زنان در پکن).

اما آشکار شدن تناقضات جامعه که منجر به دوران «اصلاحات» گردید بیش‌ترین سهم را زنان به عهده داشتند، تشکیل N.G.O جنسیتی، ترجمه آثار فمینیستی، شعر، ادبیات، فیلمنامه و فیلم، روزنامه ماهنامه‌های جدید، تمام سرویس‌های رسانه‌ای را متحول نموده تا جایی که «دموکراسی» جنسیتی در هراس از این جنبش خودجوش در کنار باز تولید هنجارهای مردانه در اشکال نوین، بخشی از حقوق اجتماعی را ناگزیر به رسمیت شناخت.

زن در عرصه رسانه‌ای شنیداری و دیداری وارد مرحله نوینی شده که نادیده انگاشتن نیمی از جامعه «اهل قلم» در به حاشیه کشیده شدن دموکراسی، آزادی و حقوق اساسی بشر آثار و پیامدهای منفی خود را بروز خواهد داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.