منابع قدرت زنان در ایران-۲

کانون زنان ایرانی-ترجمه نوشین کشاورزنیا:

مشارکت زنان در بازار کار- خصوصاً در جوامع در حال توسعه- معرف منزلت و اصل ضرروی برای رهایی آنان تلقی می شود. این دیدگاه در فرآیند آزادی طولانی مدت زنان، درست خواهد بود. مشاهدات من در ایران نشان می دهد که سهم اشتغال زنان به خودی خود معرف قابل اعتمادی از خودمختاری و قدرت آنان نیست، دست کم این مسأله در میان طبقات فرودست جامعه و همچنین در مورد کارهای یدی که عموماً بعنوان کار پست تلقی می شود صدق می کند. هرچند وجود این خصیصه در کارهای دفتری و در میان طبقات پایین هم چندان بعید به نظر نمی رسد. گزارشات هگلند از روستایی در جنوب ایران حاکی است که اشتغال زنان در خارج از خانه معرف قابل توجهی برای موقعیت پایین اقتصادی و اجتماعی و مایه شرم آن زن و خانواده اش است. به هرحال کار زنان چه در داخل و چه خارج خانه زمانی می تواند بعنوان منبع قدرت از سوی زن بهره برداری شود که واجد این شرایط باشد۱- کار وابستگی سایر اعضا خانواده به زن را به همراه داشته باشد به گونه ای که زن بتواند از این وابستگی به نفع خود بهره برداری کند.۲- زن قادر باشد بر منابعی که در نتیجه کار او حاصل شده نظارت کند ۳- زن در نتیجه کار به مهارتهای دیگری مثل اعتماد به نفس که خود منبع قدرتهای دیگر است دسترسی یابد و ازآنها هوشمندانه استفاده کند.

مذهب به مثابه قدرت

مذهب تا جایی می تواند به توانمندی زنان کمک کند که از توضیحات، معانی و تبیینهای زبان مذهبی برای اقدامات مستقل زنان درقالب طرحها و اندیشه های زیرکانه بهره برداری شود.

حضور زنان در بیرون از خانه برای زیارت قبور در شبهای جمعه، ظاهراً عبادت و اجرای توصیه های مذهبی است در حالیکه نوعی مشارکت و اجتماع مشروع است. علاوه بر این شرکت در مجالس روضه و سفره های مذهبی فرصتی را برای ایجاد شبکه های ارتباطی زنان فراهم می کند.

مورد دیگر سفرهای زیارتی است که میان عامه زنان رواج دارد. زیارت یک امامزاده در نزدیک خانه مانند بازدیدهای خودمانی قوم و خویش شناخته می شود. دراین موارد زنان براحتی درهای خانه را می بندند و به زیارت می روند. این اقدام در ردیف وظایف زنان تلقی می شود و کسی حق اعتراض به آن را ندارد. اما زیارت اماکن مقدس دوردست تر که معمولاً بااهمیت تر است متضمن فراهم شدن شرایطی چون تمکن مالی، جلب حمایت و موافقت مردان خانواده و همراهی آنان در سفر است. بنابراین زنان در اینگونه موارد باید از قدرت مذهب و توجیهات آن بسیار زیرکانه استفاده کنند تا بتوانند شوهر یا پسرانشان را قانع کنند که او را به زیارت ببرند. زنان بیوه که منبع مالی جداگانه ای برای سفر دارند معمولاً بارها برای ادای نذر به سفرهای زیارتی می روند. زن بیوه ای در روستای دهکو که سالها تنها زندگی می کرد قصد داشت برای زیارت به مشهد برود، اما نگران بود که تنها سفر کردن او زشت و ناپسند شمرده شود. در اتوبوسی که عازم مشهد بود با یک روحانی که پسر ۱۸ ساله ای داشت آشنا شد و به عقد صوری او درآمد. بنابراین این زن نظارت بر منبع مالی را با یک رسم تأیید شده مذهبی توأم کرد تا بتواند سفر مخاطره آمیزی داشته باشد. ازدواج موقت که در بسیاری از موارد سبب تحقیر زن می شود در این مورد خاص بعنوان منبع قدرت به کار رفت تا زن به خواسته اش برسد.

حکومت بعنوان منبع قدرت

زنان ایرانی حق رأی دارند. هرچند رأی زنان به آنان نفوذ برابری با مردان در امور سیاسی می دهد، اما هنوز همه زنان، خصوصاً زنان روستایی حق رأی را منبع قدرت نمی دانند. اغلب رأی یک زن رأی دوم شوهر یا پدر تلقی می شود زیرا مرد تعیین می کند او چگونه رأی دهد.

عموماً زنان قانون و دادگاهها را منبع قدرت نمی دانند حتی اگر در موردی خاص قانون هم طرف زن باشد عملاً از آن استفاده نمی شود. دخالت دادگاه در امور فرد به معنای شکست شیوه های غیررسمی، سنتی و آبرومدانه حل و فصل مسائل است و بطور خاص برای زنان گناه و مایه شرمساری شمرده می شود. بنابراین تعداد معدودی از زنانی که از منابع استراتژیک و اقتصادی مطمئن برخوردارند تنها به دادگاه می روند و علیه خویشاوند مرد اقامه دعوی می کنند.

همچنانکه پیشتر ذکر شد از نظر سیاسی دادگاه به زن برای رسیدن به خواسته اش کمک می کند. در این برداشت شخص می تواند ادعا کند که حکومت به تحقق خواست یک زن کمک می کند تا در موقعیت قدرتمندی قرار گیرد به همان اندازه نیز حکومت به زنان کمک می کند تا مدیر مدرسه، پزشک متخصص، عضو منتخب شورای روستا ،شهر و یا گارد انقلابی، کارمند دفتری یا عضو سازمان اطلاعات شوند. در نمونه هاای اخیر زنان موفقی که قدرت اعطاء شده حکومت را علیه دیگر زنان و در جهت برآوردن منافع مردان بکار می برند تقریباً سلطه زنان را هم تأمین می کنند. بنابراین دولت این امکان را برای برخی زنان فراهم می کند که بطور فردی و بدون تحقق آزدی زنان پیشرفت کنند.

مثال پایانی از منبع حکومتی که پتانسیل قدرت زنان را ایجاد می کند برخاسته ازشرایط بحث برانگیز و غیرقابل انتظار یعنی تفکیک جنسیتی اجباری مدارس است. هرچند این وضعیت الگوی محدود کننده اخلاق جنسیتی را که علیه زنان عمل می کند برمی انگیزد اما در مجموع برای تمامی گروههای زنان مفید است. این شرایط محیطی را برا ی زنان جوان به وجود می آورد که از آزار، محدودیت، مبارزه خواهی یا مرعوب شدن توسط معلمان و همکلاسی های مرد به دوراست. در چنین محیطی زنان نسبت به زمانی که مردان حضور دارند آزادانه تر خود را بیان می کنند، فرصت بیشتری برای تمرین رهبری و مهارتهایی ذهنی دارند و اعتماد به نفس خود را در موضوعاتی چون ریاضیات و علوم که گفته می شود در برخی جوامع تحت سیطره مردان است بالا می برند.

پانوشت:

اریکا فریدل انسان شناس آمریکایی که سالها در روستاهای ایران زندگی کرد و عقاید او نیز حاصل مطالعه و مشاهده مستقیم زندگی زنان این مناطق است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.