مادران بسلان و پیغمبر دروغین روس
کانون زنان ایرانی:”آتینا دوغان”در هواپیما به زن بغل دستیاش که میخواست با او سر صحبت را باز کند توجهی نکرد. درد و بیچارگی و خشم در وجودش موج میزد. آن موقع چیز دیگری حس نمیکرد. یک سال پس از حادثه گروگانگیری و هجوم ماموران به مدرسهای در بسلان، آتینا جزو چند زنی بود که در کاخ کرملین با «ولادیمیر پوتین»، نخست وزیر روسیه، دیدار کرده بودند.
مادرانی با ذهنهای آکنده از پرسشهای بی جواب که زجر کشیدن مانوسترین حس زندگیشان شده است. پوتین در آن ملاقات گفته بود: «متاسفانه هیچ دولتی نمیتواند شهروندانش را به طور کامل در برابر تروریسم محافظت کند»؛ حرفی که شاید درست باشد، اما چنین بیان عریانی از واقعیت برای مادران داغدیده بسلانی بسیار ناگوار بود.
آتینا دوغان – اهل اوستیای شمالی – که با یک مرد ترک ازدواج کرده، مثل دیگر مادران بسلانی چهره خندان دخترش را از یاد نبرده. او بیش از یک سال است که با درد از دست دادن «آلانا»، دختر نه سالهاش زندگی میکند.
آتینا غرق در افکار خود بود که مسافر بغل دستیاش کتابی به او داد. آتینا بیتوجه کتاب را گرفت و بدون اینکه حتی به جلد آن نیز نگاهی بیاندازد، کتاب را داخل کیف گذاشت. بعد از رسیدن به بسلان و خوردن شام، آتینا به یاد کتاب افتاد.
محتوای کتاب دینی بود و نویسنده آن «گریگوری گرابووی» (Grigory Grabovoy)؛ مردی که آتینا هیچ شناختی از او نداشت و نمیدانست نشریههای روسیه درباره این مرد که مدعی پیامبری است از تعبیر «شارلاتان» استفاده میکنند.
گرابووی رهبری طریقتی را در روسیه در دست گرفته که با نام خود او شناخته میشود. آتینا بعد از کمی سردرگمی کتاب را به دوستانش در «کمیته مادران بسلان» نشان داد؛ کمیتهای که پس از حادثه سوم سپتامبر ۲۰۰۴ به منظور کشف حقیقت توسط مادران داغدار بسلانی به راه افتاده. این مادران بیش از یک سال است که در پی یافتن پاسخ پرسشهای خود به جستجو پرداختهاند؛ سوالهایی از قبیل: «چرا عملیات نجات، در حالیکه گروگانگیرها بیش از یکهزار نفر را به گروگان گرفته بودند، با شکست مواجه شد؟ مقتولان این گروگانگیری – که با مرگ ۳۳۴ نفر خاتمه یافت – با اسلحه تروریستها کشته شدند یا با گلوله ماموران امنیتی؟ چرا با وجود آنهمه گروگان تانکها به طرف مدرسه شلیک کردند؟ آیا کسی از تروریستها موفق به فرار شد؟
تروریستها چطور توانسته بودند خودشان را به راحتی به بسلان برسانند؟» و پرسشهای دیگری از این دست که بیپاسخ ماندن آنها درد مادران بسلانی را عمیق تر میکند. بیجواب ماندن سوالها، بیتوجهی دولت روسیه و خاطره زنده کودکان، خشم و ناچاری مادران بسلان را به سمت عصیان سوق میدهد.
اعضای کمیته مادران بسلان در چنان شرایط روحیای بودند که آتینا کتاب گرابووی را برایشان برد. زنها کتاب را نگاه کردند. در پایان کتاب نشانی و شماره تلفن نویسنده چاپ شده بود. کسی چه میداند شاید گرابووی میتوانست به آنها کمک کند… . زنان بسلانی با گرابووی تماس گرفتند و وی آنها را به مسکو دعوت کرد. جمعی از مادران بسلانی به منظور جلب توجه نکردن، در گروههای کوچک روانه مسکو شدند.
در مسکو پیغمبر دروغین روس برای قانع کردن زنان ادعای بزرگی مطرح کرد: «اگر بخواهید میتوانم بچههایتان را زنده کنم». پس از این دیدار زنان به بسلان برگشتند و خبر ادعای گرابووی دهان به دهان چرخید؛ ادعایی که وی در ازای انجام آن مبلغ ۳۵ هزار روبل هزینه طلب میکرد. گرابووی همه مادران بسلانی داغدیده از حادثه سوم سپتامبر را به مسکو دعوت کرده بود و این آخرین امید مادران به حساب می آمد….
حدود ۱۴ روز پیش اکثر مادران داغدیده بسلانی در سالن کنفرانس هتل «کوسموس» (cosmos) که گرابووی آن را اجاره کرده بود با وی دیدار میکنند و پیامبر دروغین به تشریح تواناییهای فراطبیعی خود و نحوه زنده کردن کودکان میپردازد. در همین حین وی متوجه حضور یک روزنامهنگار در سالن میشود. گرابووی خبرنگار روزنامه ایزوستیا، «دیمیتری سوکولوف» را به گوشهای میبرد و در ازای نوشتن «یک خبر خوب» به او ۲۵ هزار دلار رشوه پیشنهاد میدهد که این پیشنهاد با پاسخ منفی خبرنگار مواجه میشود. اما رد کردن رشوه پایان نقش آفرینی این روزنامهنگار نیست: روز بعد خبر مربوط به سو استفاده این پیغمبر دروغین از زنان زجرکشیده بسلانی در صفحه نخست ایزوستیا نقش میبندد و دادستانی کل نیز رسیدگی به موضوع را در دستور کار خود قرار میدهد. البته اکنون پرونده باز شده توسط دادستانی به مسیری جز بسته شدن منتهی نشده است؛ چرا که هیچ یک از آن زنان حاضر نشدهاند از گرابووی شکایت کنند…
«مارینا پاک» زن دیگری که فرزندش را در جریان گروگانگیری از دست داده، اما به دیدار گرابووی نرفته، میگوید: «کدام مادری است که نخواهد به کودکش برسد؟ یک سال از آن ماجرا گذشته. ما هرگز کودکانمان را نخواهیم دید و حالا تازه داریم میفهمیم باید بار دردمان را به تنهایی تحمل کنیم. این مادرها هم از سر ناچاری به مسکو رفته بودند. لطفا آنها را متهم به جهالت نکنید…»
منبع: B.B.C.TURKISH
ترجمه : آیدین فرنگی
پیشنهاد می کنم کلمه Beslan را در بخش تصاویر گوگل جستجو کنید تا عکس های این فاجعه را ببینید
