تاریخ توسط دو جنس ساخته شده است ،سخنرانی دکتر سیمین فصیحی
کانون زنان ایرانی: عصر روز چهارشنبه ۵ آبان ماه سال جاری جلسه سخنرانی تاریخ نگاری جنسیتی در ایران و جهان توسط دکتر سیمین فصیحی استاد دانشگاه الزهرا در انجمن پژوهشگران تاریخ و با حضور جمعی از استادان تاریخ، علاقمندان به مباحث تاریخی و زنان برگزار شد.
در این جلسه فصیحی روند تاریخ نگاری زنان در جهان به ویژه روند شکل گیری آن و چگونگی توجه به تاریخ نگاری زنان در ایران را بررسی کرد.
وی می گوید: در قرن نوزدهم اولین بار علم تاریخ در جهان طرح شد در آن زمان وظیفه مورخ شرح وقایع بدون هیچ پیشداوری و ذهنیت بی طرفانه در برخورد با مسائل تاریخی بود. اما با توجه به تحولات بعدی این دیدگاه نقد و تاریخ نگاری همراه با تفسیر مورخ مورد توجه قرار گرفت.
به همین منظور و در قرن بیستم جهان تاریخ نگاری” تاریخ اجتماعی” و توجه به عوامل اجتماعی را در ساخت تاریخ مورد توجه قرار داد بعد از این تحولات و در سال ۱۹۶۶ برای اولین بار اصطلاح ” تاریخ نگاری از پایین ” نیز ذیل تاریخ نگاری اجتماعی مطرح و تاریخ نگاری اقشار فراموش شده، محروم و افراد معمولی مورد توجه قرار گرفت.
در این دوره همچنین رویکردبازنگرش گر در تاریخ که اقلیت های مذهبی، نژادی را مورد مطالعه قرار می دادند و همچنین رویکرد مارکسیستی طرح شدند.
در همین زمان تاریخ نگاری زنان نیز در حوزه تاریخ اجتماعی و به عنوان اقشار فراموش شده و محروم مورد توجه جدی قرارگرفت .
فصیحی در اینجا با اشاره به ویژگی ها و رویکرد تاریخ نگاری زنان بحثش را با یک سئوال آغاز کرد: “اگر تاریخ شرح تجربه بشر است چرا تاریخ زنان تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است ؟ و زنان در تاریخ به فراموشی سپرده شده اند؟. تاریخ مجموعه ای از هویت ملی، فرهنگی و حافظه جمعی یک ملت است و اگر چیزی در این میان از قلم بیفتد تاریخ تحریف شده و به فراموشی جمعی کمک خواهد کرد. در حوزه تاریخ نگاری زنان این فراموشی جمعی موجب نادیده گرفته زنان شده است
در این مرحله مورخان تلاش می کنند تا این غفلت تاریخی را جبران کنند. در آغاز راه این موخان زن بودند که به نوشتن تاریخ زنان همت گماردند.
به گفته فصیحی نوشتن تاریخ زندگی زنان نامدار و فعالیت های زندگی زنان معمولی فعالیت ها و مبارزه های آنان شروع این تاریخ نگاری جنسیتی بود.
نشان دادن نقش زنان در تاریخ و اینکه زنان در تاریخ همواره تحت انقیاد و ستم بوده اند نیز کار اصلی این دوره از تاریخ نگاری زنان بود.
در این زمان تاریخ سنتی به منظور بهبود وضعیت زنان بازنگری و مورد چالش قرار گرفت.
در این دوره مکتب آنال و رویکردهای مارکسیستی نیز زنان را به عنوان یک قشر محروم از حقوق اجتماعی مطالعه میکردند. یعنی مارکسیسم به شکل یک مدل نظری برای توضیح ستم و استثمار به زنان در طول تاریخ مطرح و مورخان فمنیسم نیز از همین زاویه به مساله زنان نگریستند.
فصیحی در ادامه تاکید کرد: اما با این همه بسیاری از مورخان دریافتند که حتی رویکرد مارکسیستی و دیگر نظریه های اجتماعی جهت گیر یشان مردانه است و به تجارب زنان به اندازه مردان بها نداده اند.
بنابراین مورخان زن مارکسیسم را نقد کردند و رویکرد جدیدی آفریدند. در همین دوره توجه به کار زنان هم مطرح شد و اینکه کار زنان نسبت به کار مردان ارزش کمتری دارد و دستمزد کمتری به آن اختصاص می یابد. اما نسبت به آن و به ویژه کار بی مزد زنان تاکنون توجهی نشده و مارکسیسم هم توجیه و راه حلی در این باره ارائه نمی دهد.
مورخان زن به رویکرد جدیدی احتیاج داشتند تا منشا ستم و نابرابری را بشناسند و اینکه چرا فعالیت های زنان در تاریخ مورد غفلت واقع شده و اگر زنان تاریخ را می نوشتند تاریخ به شکلی در می آمد.
تاریخ سنتی توسط مردان نوشته شده و تنها تلاش و فعالیت های مردان در آن ثبت شده است. با این اعتقاد که تاریخ توسط مردان نگاشته شده و مضامین و مناسبات انقیاد زنان را به وجود آورده است..
زنان با این رویکرد جنسیتی به تاریخ چنین مناسباتی را هم ریخته و رویکرد جدیدی را نسبت به مساله جنسیت زنان طرح کردند. اینکه عمل تاریخی توسط دو جنس ساخته شده است.
فصیحی می گوید: اولین مورخان زن ژان کلی و ناتالی زمون دیویس مساله” جنسیت” را در تاریخ طرح کردند و آن را در کنار مذهب، نژاد و طبقه قرار دادند. آنها تاریخ سنتی را کور جنس دیده و آن را زیر سئوال برده و به نقش زنان در تاریخ و نظر آنان نسبت به استبداد و هنجارهای اجتماعی رایج توجه کردند.
مورخان زن همچنین سه مفهوم نظری اساسی در تاریخ نگاری سنتی را به نقد کشیدند.
اولین دوگانگی که آنها طرح کردند دوگانگی طبیعت و فرهنگ بود اینکه تمام فعالیت های زنان در طول تاریخ امری طبیعی تلقی شده و فعالیت های مردان امور فرهنگی اجتماعی و همواره، ارزش این فعالیت بیشتر از امر طبیعی بود. آنها این مفهوم را به چالش کشیدند.
در این دوره فعالیت های اجتماعی زنان نیز طرح و از فعالیت های طبیعی مجزا شد و زمینه ی رشد زنان در جامعه فراهم شد.
چارچوب نظری دوم دوگانگی ” کار و خانواده” بود که این دوگانگی در تفکر سنتی نقد و مورخان زن در اینجا مساله کار بی مزد و اوقات فراغت زنان را طرح کردند. این نیز افق جدیدی را برای مورخان گشود و زمینه ای را برای مبارزه های زنان و کسب حقوق برابر آنان با مردان فراهم کرد.
در همین کند و کاوهای تاریخی زنان گام های اولیه حقوق برابر و آزادی را برداشتند.
سومین دوگانگی که در تاریخ نگاری سنتی وجود داشت و فصیحی به آن اشاره کرد دو گانگی بین فضای عمومی و خصوصی است” در تاریخ نگاری سنتی فضای عمومی با مردان و فضای خصوصی با زنان تعریف می شد و چون این دو فضا هم سطح و هم ارزش با یکدیگر نبودند و زمینه های انقیاد زنان را فراهم می ساختند توسط مورخان زن به چالش کشیده شدند.
نتیجه این بحث نیز بروز نهادهای اجتماعی زنان بود حتی در امریکا دریافتند که بسیاری از نهادهای فعلی حاصل حوزه های خصوصی زنان است مثل بنیاد های خیریه زنان و در ذیل این رویکرد حقوق شهروندی، حقوق سیاسی زنان شکل گرفت.
این مورخان نتیجه گرفتند که زنان نه تنها در تاریخ نقش داشته بلکه کارهای بزرگی کرده اما این کارها از قلم افتاده اند. با این تاکید افق تازه ای در تاریخ گشوده و تجربه کل تاریخ بشر که تجربه دو جنس بود مورد توجه قرار گرفت.
فصیحی با اشاره به تاریخ نگاری زنان در ایران نیز می گوید: در تاریخ نگاری ما هم دوگانگی ها باید شناخته و به چالش کشیده شوند و زنان به عنوان موضوع تاریخ مطرح شوند. اینکه زنان از ابتدای تاریخ چه کرده و چه آثاری از خود به جا گذاشته اند این دوگانگی ها به خوبی از عصر مشروطه قابل رویت اند. در ً سال های ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۰ که دوره مشروطه اول است آثار زنان و ذهن و زبان زنانه قابل مشاهده است.
وی به روزنامه ایران نو در عصر مشروطه اشاره کرد در این روزنامه مقالات و آثار زیادی از زنان دیده می شود که تاریخ نگاران زن می توانند آنها را بررسی و دوگانگی های تاریخی زنان ایرانی را روشن سازند.
وی در پایان این سخنرانی اظهار امیدواری کرد که تجربه زنان در ساخت تاریخ ایران لحاظ شود و دانشگاه ها نیز درس تاریخ زنان را به عنوان یک واحد اصلی در نظر بگیرند.
