بازنمایی نقشهای جنسیتی در رسانههای جمعی
سرمایه:رضوان روح بخش، دانشجوی مطالعات زنان
از گذشته تا امروز مراحل زندگی انسان براساس معیارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به دورههای متفاوتی تقسیم شده است. عصر آهن، دوران صنعتی شدن و امروزه پس از سالها عصر اطلاعات. امروزه اطلاعات و تکنولوژیهای اطلاعاتی در زندگی انسان نقشی حیاتی ایفا میکنند. عمدهترین وسایل تکثیر و توزیع اطلاعات در جامعه، رسانههای جمعی شامل: رادیو، تلویزیون، روزنامه و اینترنت و… است.
به نظر میرسد امروزه در جامعهء ما رادیو و تلویزیون بیشترین تعداد مخاطبان را به خود اختصاص میدهد. براساس تئوریهای ارتباطاتی بازتاب ( reflex ) و شکلدهی ( shaping ) این دو رسانه به ویژه تلویزیون در بحث اطلاعرسانی اقدام به بازتاب وضع موجود جامعه به مخاطبان از سویی و القای سیاستهای گردانندگان خود به مخاطبان از سویی دیگر مینماید. در این میان چگونگی بازنمایی نقشهای جنسیتی در این دو رسانه جالب توجه است. نقشهایی که از هریک از دو جنس در این رسانهها پخش میشود تا حد زیادی متفاوت است. از یک سو چون آینهای است که وضعیت جامعه را بازتاب میدهد و از سوی دیگر این پیام را به مخاطبان خود میدهد که نقشهای جنسیتی در جامعه اینگونه مطلوبند و به نوعی سبب بازتولید نقشهای تعریف شده در جامعه میشود.
در بسیاری از برنامههای تلویزیونی (فیلم، سریال و پیامهای بازرگانی) عمدهترین عرصهء حضور زن آشپزخانه است. زن سریالها عمدتائ همسر مادر است و مشغول رسیدگی به کارهای خانه، امور فرزندان و همسر است و نوعی روزمرگی در کارهای او دیده میشود. وی چون ماشین مکانیکی عمدتائ میپزد، میشوید، جارو میزند، مرتب میکند و هنگامی که در نقش انسانی نمود مییابد محبت، فداکاری، حسادت، چشم و همچشمی، پر حرفی، فضولی و… از عمدهترین ویژگیهایی است که از او به نمایش میآید.
در برخی از سریالهای تلویزیونی (معصومیت از دست رفته، او یک فرشته بود) او موجودی فریبکار، شیطانصفت و شیاد است که حتی به همنوع خویش نیز رحم نمیکند و یا در برخی موارد در نقش انسانی خوشباور و نادان (مثل فیلم شوکران) به نمایش در میآید.
در پیامهای بازرگانی رادیو و تلویزیون در هنگام تبلیغ لوازم خانگی و مواد شوینده و اقلام غذایی است که صدا و تصویر زن وجود دارد. در هنگام پخش تبلیغات مربوط به اتومبیل، کامپیوتر و اقلام صنعتی و تجاری تصویر مرد است. روی هم رفته زن کمتر در نقش مثبت و کلیدی ظاهر می شود. عمدتائ نقشهایی چون استاد دانشگاه، پزشک، مهندس، وکیل، مدیرعامل که ربطی به جنسیت فرد ندارد، به مرد داده میشود و چنین به ذهن القا میکند که اینها مشاغلی مردانه هستند و زن جایش در منزل است.
زن خوب زن خانهدار است. زنی که کمتر در عرصهء اجتماع ظاهر میشود و اگر حضور اجتماعی یابد زندگی خانوادگی وی صدمه میبیند. (مثل فیلم طوطیا)
اکثر برنامههای رادیو و تلویزیون ایران را میتوان با نظریهء ساختی- کارکردی پارستر تحلیل کرد به این صورت که کارکردهایی را که برای زن و مرد درنظر میگیرد به همان شکل از رسانهها پخش میشود. حتی اگر به فیلمهایی که با دیدی انتقادی به وضعیت زنان ساخته شده نیز توجه شود، در اکثر آنها زن انسانی ناتوان، مجبور، عاجز و آسیبپذیر است که تلاش او برای رهایی و پیشرفت در جامعهای مردسالار راه به جایی نمیبرد و با بنبست مواجه میشود. (عروس آتش، واکنش پنجم) و درموارد معدودی است که او با تلاش میتواند حقانیت خود را اثبات نموده و پیروز شود (من ترانه ۱۵ سال دارم.)
همهء مواردی که در بالا ذکر شد تنها به رادیو و تلویزیون ایران ختم نمیشود بلکه کمابیش در سایر کشورها نیز چنین است. در بسیاری از تبلیغات تلویزیونی و فیلمهای سینمایی به ویژه سینمای هالیوود زن ابژهء جنسی نیز میشود و تصویر حرکات چهره و جسم او فروش فیلمها و مخاطبان برنامههایی را که در آنها به نمایش گذاشته میشود، بالا میبرد. در بسیاری از فیلمهای سینمایی (مالنا و گیلدا) زن قربانی زیباییاش میشود و یا در تبلیغات تجاری حضور زن آرایش شده و اندامی سکسی و شهوتانگیز فروش محصول را بالا میبرد که همگی از رسانههای جمعی پخش میشود.
به زعم فمینیستهای رادیکال دوربین مرد است زیرا دنیا را از چشم مردان و ترجیحات و خواستههای آنان میبیند مانند سایر عرصهها خالی از تجربیات زندگی زنان است. زن در این برنامهها تنها ابزار و وسیله است. خود او برای خودش غایب است، حضور ندارد و برای دیگران است که زندگی میکند نه برای خودش. او محدود و اسیر است حتی در دنیای ساختگی عکس و تصویر و صدا نیز باید در خدمت دیگری باشد. به جای این که عواملی که سبب آسیب رساندن به او میشود، کنترل شوند اوست که باید یا پای از خانه برون نگذارد و یا اگر میگذارد حتمائ در کنار یک مرد باشد. زن مستقل به معنای زن آسیب پذیر است. گویی زن همانند زندگی روزمره در برابر دوربین نیز خویشتن خویش را از یاد برده است.
او تحت انواع اعمال جراحی زیبایی قرار میگیرد تا در جلوی دوربین مطلوبتر به نظر برسد. او از حق خودش میگذرد چرا که جامعه از او میخواهد و مطلوب میداند. چرا؟ به راستی چه میشود اگر دوربین و میکروفون نگاهی فراجنسیتی داشته باشند؟ چرا زنان در نقشهای مدیریتی و مشاغل رده بالا در برنامهها بازنمایی نشوند؟ چرا برنامههای رسانههای جمعی در جهت توانمندسازی زنان نباشد؟ چرا راههای قویتر شدن و زندگی زنان موفق به نمایش گذاشته نشود؟ چرا سوگیری برنامهها در جهت کنترل و کاهش آسیبهای اجتماعی که از سوی جامعهء مردسالار بر آنها اعمال میشود تولید نشود. چرا مردهای شبهای تهران، سارا، دو زن، قرمز و… توسط قانون و جامعه آن سوی دوربین مجازات نشوند تا زنان این فیلمها نفسی آسودهتر بکشند. حداکثر سریالهای تلویزیونی ما به جای نمایش حقوق تضییع شدهء اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زنان آنها را مکار و شیطان صفت، خوش باور و ساده لوح، حراف و کم عقل، ترسو و ناتوان نشان میدهد.
به نظر میرسد اگر جهتگیری برنامهها به سوی توانمندسازی، تقویت، رشد و پرورش استعدادهای نهفتهء آنها باشد و فرصتهای اجتماعی نیز در اختیار آنها قرار گیرد با دیدن ارگانیتی به جامعه، نیمهء فلج بدن جامعه نیز به کار خواهد افتاد و به جای این که خود را روی زمین بکشد برمیخیزد و راه میرود و حتی میدود و مسیر سعادت و خوشبختی را بسی سریعتر میتواند طی کند.
