جایگاه زن در عرب جاهلی
کانون زنان ایرانی_مهرزاد غنیپور:بنابر اشعار جاهلیت و روایات متعدد، زن در دوران جاهلیت عرب سمبل زیبایی و آرامشدهندگی بوده و اعراب به این جنبه توجه داشتهاند.
این را محمد جعفری هرندی مدرس حقوق و فقه اسلامی چند روز پیش در جلسه” بررسی نگاه اجتماعی اعراب به زن” در انجمن زنان پژوهشگر تاریخ میگوید و می افزاید: «برخلاف آنچه تصور میشود، عربها مردمان عاقلی بودهاند. آنها زمانی که میخواهند محمد را از سر راه خود بردارند با یکدیگر رایزنی میکنند و برای متشنج نشدن جامعه کم آسیبترین راه را پیدا می کنند. شخص پیامبر نیز همیشه پیش از وحی از عقل خود استفاده میکرد. ”
به گفته وی از آنجا که عرب جاهلی ارتباط چندانی با ملتهای دیگر نداشته، جاهلیت تاریخ روشنی ندارد و در بررسی نگاه عرب به زن با توجه به تعلق عرب ناچاریم به منابعی چون قرآن، شعر جاهلیت، سنت پیامبر و روایات رجوع کنیم.
هرندی در ادامه میگوید: «با بررسی ادبیات عرب در مییابیم که سه چیز در نزد عرب جاهلی ارامش بخش بوده: سنگ، آسمان شب و زن.
سنگ از این جهت که عرب در سرزمینی زندگی میکند که هیچگونه گلی نمیرویید و سایبانی برای عرب وجود نداشت به همین خاطر هم عرب جاهلی بتپرست شد.
دومین منبع آرامش او آسمان شب است که در اشعار عرب نیز همچنان که میبینیم توصیف زیادی از آسمان،ستاره و ماه شده است و سومین مایه آرامش روحی عرب نیز زن بوده است.»
به گفته این استاد دانشگاه: «در فرهنگ ایران شاعر، زن خوب فرمانبر پارسا را زنی میداند که مرد درویش را پادشاه میکند. در این طرز تلقی زن نقش اقتصادی دارد و عاملی برای ثروتمند کرد مرد محسوب میشود اما در ادبیات عرب کمتر دیده میشود که زن به عنوان یک عامل اقتصادی مطرح شده باشد.»
وی درباره این تناقض که عربها زنان خود را زنده به گور میکردند، میگوید: «این قضیه عمومیت نداشته و عرب آرامشدهندگیای که در طبیعت زن نهاده شده را هیچگاه فراموش نکرده است.در بررسی قرآن نیز میبینیم که قرآن هیچگاه به مسلمانان توصیه نمیکند که لواط نکنید زیرا اعراب همیشه توجهشان به زن معطوف بوده و لواط در میان آنها وجود نداشته است.”
وی در ادامه میگوید: «پیامبر که با زبان اعراب با آنها سخن میگوید اعلام میکند که من سه چیز را دوست دارم عطر، زن و نماز.
از طرف دیگر یکی از وعدههایی که برای مبارزه در راه دین به اعراب داده میشد این بود که حورالعین نصیب شما میشود از اینجا میتوان فهمید که عرب جاهلی زیبایی و لطافت زن را درک کرده است.»
هرندی درباره مسایل اجتماعی زن در دوران جاهلی میگوید: «اسلام اعراب را از سه عمل که در میان آنها رواج داشته منع میکند: زنا که در میان زنان برده رواج داشته، استبدال یا جابهجا کردن همسران و دوست گرفتن.
در جامعه جاهلیت نیز نسبت به روسپی گری نظر خوبی وجود نداشته و این عمل تنها در میان کنیزکها و زنان برده رایج بوده است. همچنانکه وقتی پیامبر مکه را فتح میکند از شرطهای بیعت را زنا نکردن را مطرح میکند که عایشه اعتراض میکند و میگوید ،مگر زن ازاد چنین عملی را انجام میدهد؟
استبدال نیز در جامعه عرب به این معنا بوده که هر یک به نفع دیگری از زن خود دست برمیداشته و این رسم که از جامعه رم به میان عرب آمده رسمی خجسته و پسندیده و بسیار متعارف بوده است.»
هرندی در ادامه میگوید: «در این زمینه نقل شده که حصین بدون در زدن نزد پیامبر میرسد در حالی که عایشه در کنار پیامبر بوده است. او وقتی عایشه را میبیند رو به پیامبر میپرسد این زن زیبا کیست؟ آیا حاضر است به نفع تو از زیباترین مخلوقات (زنش) دست بردارد که رسول خدا در پاسخ میگوید خداوند استبدال را حرام و ممنوع کرده است.»
نقل دیگری هم درباره استبدال آمده به طوری که عایشه به عروه (یکی از ناقلین) میگوید: «ازدواج در جاهلیت به چهار شکل انجام میشد. یک نوع در این ازدواجها همان ازدواج به صورت امروزی با تعیین مهریه بوده است. در نوع دوم مرد متأهل زنش را نزد مرد نجیبزادهای میفرستاد تا با او آمیزش کند. در این مدت شوهر کاملاً جدا از زن زندگی میکرد تا از بارداری زن با نطفه آن نجیبزاده مطمئن میشد و شوهر پس از اطمینان از بارداری همسرش در صورت تمایل بار دیگر با زنش آمیزش میکرد. این نوع زناشویی ناشی از اشتیاق شوهر به داشتن فرزند نجیبزاده بود که به آن نکاح الاستبدال میگویند.
در نوع سوم ازدواج نیز مردانی با یک زن آمیزش میکردند و زن پس از به دنیا آمدن بچه تعیین میکرد که این بچه چه کسی است که اگر زنی دارای نطفه از مردی بود به غلط به مرد دیگری نسبت میداد به این بهتان گفته میشد که در قرآن هم این واژه آمده است.
عدهای از جامعهشناسان و مورخان عرب نیز در مواجهه با علایم تأنیث در اسامی عرب مخصوصاً اسمهایی با پیشوند بنی و یک اسم مؤنث معتقدند که در قسمتی از عربستان (بیشتر مدینه و نه در مکه) چند شوهری متعارف بوده است که اسلام این را نیز مذموم دانسته است.
در نوع چهارم ازدواج یک گروه کمتر از ۱۰ مرد با یک زن ملاقات و آمیزش میکردند و اگر زن باردار میشد و کودکی به دنیا میآورد پس از گذشت چند شب از تولد طفل آن زن از مردان دعوت میکرد که به نزدش بیایند و هیچ یک از مردان حق سرپیچی نداشت. در اینجا زن به هر کدام از مردان که میخواست خطاب میکرد که این کودک توست که در این زمینه در قرآن هم آمده که بهتان نیاورید و کودک را به دروغ به کس دیگری نسبت ندهید.
سپس بچه را به آن مرد میداد و با او زندگی میکرد، آن مرد هم حق امتناع نداشت و در آخرین نوع ازدواج در جاهلیت نیز بسیار از مردان با یک زن آمیزش میکردند.
این زنان پرچمی به در خانههای خود نصب میکردند و هر شخصی میتوانست به داخل خانههای آنها برود پس از اینکه زن باردار میشد و کودک او به دنیا میآمد مردان را جمع میکردند اما دیگر زن حق شهادت در مورد اینکه بچه مربوط به کدامیک میشود را نداشت و از قیافهشناس استفاده میکردند و در نهایت هم طفل به پدرش داده میشد و او حق هیچگونه سرپیچی نداشت.
به گفته عایشه وقتی پیامبر رسالت خود را آغاز کرد تمام این آداب مذموم دوره جاهلیت را منسوخ و ممنوع کرد و تنها نوع اول ازدواج که امروزه رایج است را مجاز دانست.»
هرندی در رابطه با شأن نزول آیه مربوط به استفادهه زنان از جلباب که به چادر تعبیر شده میگوید: «در تاریخ و تفسیر آمده که شبها کنیزکان در نخلستانها به عمل فحشا مشغول بودند و جوانان مدینه نیز برای این کار به نخلستانها میرفتند. در اوایل شب که هنوز رفت و آمد زیاد بود گاهی اوقات این مردان به اشتباه متعرض زنان آزاده میشدند که خداوند آیه جلباب را نازل کرد تا زنان آزاده با کنیزان به واسطه این پوشش از هم شناخته شوند.»
