سرقت‌علمی از زنان

نویسنده: بورلی ارلس‌

ترجمه: سونیا غفاری

من زمانی علاقه‌مند به نوشتن کتابی دربارهء سهم زنان انسان‌گرا نه‌تنها در جشن اومانیستی بلکه در تمدن مدرن بودم. وقتی من این مساله را با یکی از دوستان اومانیستم که مرد بود در میان گذاشتم، او گفت این کتاب بسیار مختصر خواهد شد. من حرف او را نه‌تنها رد کردم بلکه به تحقیق بیش‌تر در این حوزه پرداختم. اما اول اجازه بدهید ببینیم منظور او از این حرف چه بوده؟

او می‌خواست بگوید زنان سهم بسیار کوچکی در مکتب اصالت انسان داشتند و این‌که باید بسیار جست‌وجو کرد تا یک زن برجسته یافت. علاوه بر این چنین عقیده‌ای مبتنی بر تعدادی فرض نامعمول و عجیب در جنبش‌انسان‌گرایی است که من سه مورد از این فرضیات را ذکر می‌کنم.

اول این‌که باید سهم زنان را در انجام کارهای تئوریک منتشر شده جست‌وجو کرد، خصوصائ آن‌ها‌یی که مورد تایید آکادمیک قرار گرفته‌اند. دوم این‌که باید افراد برجسته را در میان کسانی یافت که دارای موقعیت رهبری در جنبش هستند. مثلائ در کنفرانس‌های برخی سازمان‌های انسان‌‌گرا، افراد به صدر میز که اغلب شبیه کمیتهء مرکزی حزب کمونیست است توجه می‌کنند که البته همه، مردانی با یک گروه سنی مشخص هستند. خوب چه پیامی به این وسیله منتقل می‌شود؟ این اقتداری است که به وسیلهء مردان بالای ۵۰ سال تداوم می‌یابد.

و اما سومین فرض، کمک‌هزینه‌ای است که به وسیلهء سازمان‌های اومانیست به افراد داده می‌شود. نکته این‌جاست که این کمک‌ها معمولائ به مردان اعطا می شود، پس چنین القا می‌کند که سهم مردان در این جنبش بسیار با اهمیت‌تر است. من در این مقاله می‌خواهم این سیستم مردسالارانه را زیر سوال ببرم و تنها در این صورت است که سهم زنان مشخص خواهد شد.

شیوه‌هایی که زنان به وسیلهء آن از تاریخ و فرهنگ به طورکلی و از تاریخ انسان‌گرایی به صورت خاص حذف شده‌اند مختلف است. اولین شیوه سرقت کار زنان است که هم به وسیلهء مردانی اتفاق افتاده که از ایدهء زنان استفاده کرده‌اند و در نهایت آن را به نام خود ثبت کرده‌اند و هم به وسیلهء نویسندگان و ناشرانی که کارهای زنان را به مردان نسبت می‌دهند، در حالی که از خلاف واقع بودن کار خود آگاهند. دورا و برتراند راسل مشترکائ به تالیف کتابی پرداختند به نام Prospect of Industrial Civilization که رونالد کلارک زندگینامه‌نویس، آن را به راسل نسبت می‌دهد و من به شما اطمینان می‌دهم که کلارک هیچ دلیل منطقی برای این کار ندارد.

یکی از مشکلات اصلی که طرفداران استوارت میل دارند این است که میل تاکید فراوانی بر تاثیر «هریت تیلور» در ایده‌ها و نثرش دارد. اما با وجود اعتراف استوارت میل، هیچ نامی از هریت تیلور در کتاب انقیاد زنان چاپ سال ۱۹۸۶ به عنوان یک همکار برده نشده است. در عوض نام مردان تاثیر گذار بر استوارت میل به خوبی ذکر شده، بدتر این که در تجدید چاپ این کتاب در لفافه گفته شده که جان استوارت میل به جنبش زنان روح قدرتمندی دمیده است.

در مقاله‌ای به نام حق رای زنان که به میل نسبت داده شده، نظراتی مطرح می‌شود که در حقیقت از آن تیلور است چرا که بسیار رادیکال‌تر از آن چیزی است که میل معتقد بود. واقعیت این است که تیلور معتقد نبود زنان برای تکمیل کردن مردان باید آموزش ببینند (یعنی در راستای وظایفشان)، اما میل حداقل در مورد زنان متاهل چنین عقیده‌ای داشت.

داستان‌های هریت تیلور و «دورا راسل» نشان می‌دهد، حتی زمانی که نویسندهء واقعی برای همه مشخص است مورخان، منتقدان و منتشران به تغییر و تحریف می‌پردازند. وقتی ما این شیوه را به دیگر شیوه‌های حذف زنان اضافه می‌کنیم، تعجب ندارد که تعدادی از زنان اومانیست را از دست می‌دهیم.

گفتیم اولین شیوه، سرقت بود و حال دومین شیوه که عدم ثبت حضور زنان است. هریت مارتینو در حوزهء اقتصاد سیاسی نویسنده‌ای بسیار با نفوذ و توانا بود، اما غالبائ از او در پاورقی‌ها یاد می‌شود و آنچه دربارهء «ماتیلدا جاسلین گیج» می‌توان گفت این است که در سال ۱۸۹۳ کتاب مهمی به نام زنان، کلیسا و دولت نوشت. اما از او به ندرت در میان زنان اومانیست یاد شده است.

اما به مورد دورا راسل باز می‌گردیم، او در سال ۱۸۹۴ متولد و به سال ۱۹۸۶ از دنیا رفت. او به طور خستگی‌ناپذیری به مدت ۷۰ سال به عنوان یک انسان‌گرا فعالیت کرد. زمانی که از دنیا رفت نیویورک تایمز و لندن تایمز آگهی ترحیمی برای او چاپ کردند. بی‌بی‌سی هم یک مستند تلویزیونی در مورد او به عنوان یکی از شش زن بزرگ قرن ساخت. با این همه او هنوز یکی از افراد برجستهء انسان‌گرا شناخته نمی‌شود. به عنوان مثال از او در منتخبات مارگارت نایت نامی به میان نیامده است. حتی در دایره‌المعارف Unbelief که در سال ۱۹۸۶ به وسیلهء یک انتشارات اومانیستی چاپ شده نیز نامی از او نیست. مدخل زنان این دایره‌المعارف به وسیلهء یک مرد (گوردون استاین) نوشته شده است. آیا هیچ زنی قادر به نوشتن مدخل زنان این دایره‌المعارف نبوده است؟

در مورد دورا راسل سوال این است چطور این زن را روزنامه‌های مهم جهان و خبرگزاری‌ها می‌شناسند اما جنبشی که او در آن فعال بود او را به رسمیت نشناخته است؟ به هر حال مورد دورا نشان می‌دهد مشکلی در ثبت تاریخ و هویت جنبش اومانیستی وجود دارد.

اما به غیر از دو شیوهء قبل، شیوهء دیگری نیز برای حذف زنان از تاریخ وجود دارد و آن به رسمیت نشناختن فردیت زنانی است که با مردان معتبر ازدواج می‌کنند. دورا راسل خود از این واقعیت رنج می‌برد. سه سال قبل «دیوید هندلی» یک استاد فلسفه در دانشگاه واترلو دربارهء یکی از کتاب‌های دورا نقدی نوشت. او هیچ یک از آثار او را نوآورانه نمی‌داند و آن‌ها را در حرکتی شوونیستی و مردسالارانه کار برتراند راسل معرفی می‌کند.

اما گذشته از همهء این‌ها هدف از این مقاله دانستن این نکته بود که توجه به امرسون، هاکسلی، دیویی، راسل، آدلر و دیگر مردان انسان‌گرا کافی نیست بلکه باید به نقش زنانی چون دورا راسل، هریت تیلور، مارتینو، گیج، دوبوار و بسیاری دیگر از این زنان نیز توجه کرد، زنانی که بسیاری از ایده‌ها را شکل دادند و باید نامشان برای نسل‌های آینده محفوظ بماند.

i‌نویسندهء این مقاله دکترای مطالعات مذهبی از دانشگاه ویکتوریای نیوزیلند دارد و اخیرائ در کانزاس به تدریس مشغول بوده و عضو انجمن انسان‌گرایان آمریکاست.

منبع: .Humanist women. Contributors: Beverley Earles-author

.1.2004 :. Issue53 :Magazine Title:The Humanist. Volume

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.