زنان در فضاهای کاری مردانه امنیت ندارند

«اگر فضاهای اشتغال شهری به طور کـامـل مـردانـه شوند، نوعی فضاهای آسیب‌پذیر با رواج بزهکاری شکل خواهند گرفت که در آن امنیت خاطری برای حضور زن باقی نخواهد ماند.»

این را قمر فلاح، جامعه‌شناس شهری و عضو گروه مطالعات زنان انجمن جامعه‌شناسی ایران در جلسهء اعضای کمیسیون جبههء مشارکت ‌گفت. او که موضوع بحث خود را «زن و شهر» انتخاب کرده بود، در این جلسه مسایل شهری زنان را مورد بررسی قرار داد.

او در ابتدا فضاهای شهری را به فضاهای مسکونی، فضاهای کار و اشتغال، فضاهای عمومی و شبکهء حمل و نقل تقسیم کرد و سپس به بررسی مسایل زنان در هر یک از این فضاها پرداخت.فلاح به بررسی تحول فضاهای کار و اشتغال در ایران پرداخته و می‌گوید: «در گذشته فضای کاری و تجاری کشور را راستهء ‌بازارها تشکیل می‌دادندکه زنان یا در این فضاها حضور نداشتند و یا فقط برای خریدهای جزیی به این مکان‌ها می‌رفتند. اما امروزه با پراکنده شدن فضاهای تولید، توزیع و مصرف در سطح شهر، زنان ناچارند برای کار، خرید یا دریافت خدمات در نقاط مختلفی از شهر حضور پیدا کنند.»

او مسالهء اصلی را امنیت حضور زنان در این فضاها دانسته و می‌گوید: «اگر فضاهای کار و اشتغال به طور یکدست مردانه شود، به دلیل عدم حضور زنان، فضاهای آسیب‌پذیری با رواج بزهکاری در آن‌ها پدید خواهد آمد که زن برای حضور در این مکان‌ها امنیت خاطر نخواهد داشت.»

او از زمانی می‌گوید که همراه با دو زن دیـگـر به چشمه‌علی در حوالی شاه عبدالعظیم رفته بود; چشمه‌ای که قدمت آن به دورهء ساسانی برمی‌گردد و منظرهء فرح‌بخشی به این منطقه داده است:«وقتی از ماشین پیاده شدیم با نگاه‌‌های تیزی از جانب مردان مواجه شدیم طوری که مجبور شدیم همان‌جا دوباره سوار ماشین شویم.

وقتی جریان را از پیرمرد مغازه‌داری پرسیدیم گفت این‌جا محلهء کبوتربازها و افراد بزهکار است و هیچ زنی به آن منطقه نمی‌رود.» او خاطرات کودکی خود را به یاد می‌آورد که شب‌های پنجشنبه و جمعه همراه مادر و خاله‌اش با ماشین دودی به ابن‌بابویه می‌رفت: «رفتن به این مکان از لذت‌های زندگی شهری و تفریحگاه ما بود، اما حالا به مکانی پرخطر، ناامن و محله‌ای برای بزهکاران تبدیل شده است.»فلاح به نتایج تحقیقی که در شهر تهران انجام شد اشاره می‌کند: «۱۲ درصد زنان در تهران شاغلند، اما این زنان ابزارهای اشتغال را ندارند.»

به عقیدهء فلاح وقتی زنان وارد فضاهای اشتغال می‌شوند به امکانات خاصی نیاز دارند. از جمله مهدکودکی برای نگه‌داری فرزند یا وسیلهء نقلیه‌ای برای رفتن به محل کار، اما هیچ کدام از این دو موجود نیست.

او از نتایج دیگر این تحقیق می‌گوید: «بیش‌تر فضاهای شمال شهر و مناطق مرکزی شهر مواجه با حضور زنان در این نوع کارهای رسمی است. از آن‌جا که ادارات بیش‌تر در جاهای مرغوب شهر قرار دارند، رفت و آمد زنان بیش‌تر در این نواحی است، اما در جنوب شهر، زنان بیش‌تر در کارگاه‌ها و کـارهـای غیـررسمـی مشغـولند.»این جامعه‌شناس در ادامه به جایگاه زنان در فضاهای عمومی پرداخته و می‌گوید: ‌«این فضاهای عمومی به دو بخش تقسیم می‌شوند; فضاهایی که خدمات پایه و نخستین و فضاهایی که زندگی جمعی را ارایه می‌دهند.»

او فضاهایی مثل مدارس، مراکز درمانی، خانه‌های بهداشت و بیمارستان‌ها را از فضاهایی می‌داند که خدمات پایه‌ای را ارایه می‌دهند و به توسعهء منابع انسانی اختصاص دارند.او معتقد است که استقرار این نوع خدمات بیش‌تر به جمعیت بستگی دارد و هر چه جمعیت بیش‌تر باشد، تعدد و تنوع این خدمات بیش‌تر خواهد بود. «یکی از مسایل مناطق حاشیه‌ای کمبود این نوع مراکز است. به ویژه این که این نوع خدمات ابتدا به مردها اختصاص داده می‌شود و سپس به زنان به طوری که در این مناطق احداث مدرسه برای پسران ارجحیت بیش‌تری دارد تا دختران.»

او از روستایی در ۵۰ کیلومتری کهنوج می‌گوید که چون در آن منطقه مدرسه‌ای برای دختران ایجاد نشده بود، همهء زنان این منطقه بی‌سواد بودند و افرادی هم که توانایی مالی بیش‌تری داشتند با تقبل هزینه‌های بالاتر برای تحصیل به جیرفت یا کرمان می‌رفتند:«پسری برای ادامهء تحصیل در مدرسهء راهنمایی به کرمان رفته بود و خواهر کم سن و سال او با بافت و فروش قالی خرج تحصیل برادر را تامین می‌کرد.»

به عقیدهء این جامعه‌شناس،«این نوع خـدمات بر پایهء تفکر پدرسالارانه و مردسالارانه ابتدا به مردان و سپس به زنان داده مـی‌شود. حتی در مورد کیفیت خدمات هم این موضوع صادق است، به طوری که بهترین معلم‌ها به سبب سابقهء بیش‌تر مرد در مدارس پسرانه تدریس می‌کنند.»

فلاح به مقایسهء هرم سنی در مناطق مختلف شهر تهران پرداخته و می‌گوید: «هرم سنی منطقهء یک از هرم سنی در کشور سوئد شکیل‌تر است. در قاعدهء هر هرم تعداد کودکان کم بود و به سمت بالای هرم تعداد جوانان بیش‌تر می‌شود و بالاتر از آن تعداد کم‌افراد مسن را نشان می‌داد.

اما در منطقهء ۱۵ و ۱۹، هرم سنی به صورت مثلثی با قاعدهء گسترده بود که از جمعیت زیاد کودکان در این مناطق حکایت دارد.»او نتیجه می‌گیرد که نیازهای اجتماعی این دو گروه نمی‌تواند یکسان باشد. در عین حال براساس بررسی انجام شده توزیع خدمات متناسب با نیاز جامعه نبوده، به طوری که اکثر مراکز خدماتی در مراکز شهر قرار دارند و زنی که در جنوب تهران زندگی می‌کند برای دریافت خدمات آموزشی، درمانی و… با طی مسافت زیادی باید به مرکز شهر بیاید.

فلاح به بخش دوم فضاهای عمومی یعنی فضاهایی که زندگی جمعی را ارایه می‌دهند نیز اشاره کرده و می‌گوید: «این فضاها شامل فـضاهای فرهنگی، مذهبی، ورزشی، سیاحتی، پذیرایی و فضاهای سبز هستند که هر چقدر تعداد این مراکز بیش‌تر و کیفیت آن‌ها بالاتر باشد حس تعلق به مکان و آرامش و ایمنی شهروندان بیش‌تر خواهد بود.»به عقیدهء فلاح این فضاها می‌توانند خلاقیت را در شهروندان به وجود آورند، حق تعلق به مکان و مشارکت‌پذیری آن‌ها را محقق کنند. زنان نیز می‌توانند در این مکان‌ها نقش موثری داشته باشند و به تعاملات و ارتباطات اجتماعی و فرهنگی بپردازند.

او مشارکت‌پذیری و آموزش زنان در حفظ و نگهداری این فضاهای شهری را مهم می‌داند و از محله‌هایی در خیابان فدائیان اسلام مثال می‌آورد که در آن زنان در حفظ فضاهای شهری کوشا هستند:«در این مناطق فضای خانه‌ها کوچک است به همین خاطر روابطی که باید در خانه انجام شود به کوچه‌ها کشیده شده، زنان در کوچه‌ها مـی‌نشینند و با همسایه‌ها صحبت می‌کنند. در نظافت کوچه دخالت دارند و هر صبح باغچه‌ها را آبیاری می‌کنند. چرا که فضا را متعلق به خودشان می‌دانند، پس در نگهداری فضا همکاری دارند.»

فلاح نکتهء دیگری را اضافه می‌کند: «توسط همین فضاها بود که ارتباط میان قشر بالای شهر و پایین شهر به وجود آمد.»

او فرهنگسرای بهمن را مثال می‌زند: «تا چند وقت پیش نگاه پایین شهری به بالا شهری نگاه خصمانه بود، اما وجود فرهنگسرا، در کنار هم قرار گرفتن این دو قشر و تعامل اجتماعی میان آن‌ها این نگاه را تلطیف کرد. به طوری که براساس تحقیق انجام شده دخترها عامل برقراری این ارتباط در فرهنگسرا و تلطیف آن نگاه خصمانه شناخته شدند.»

فلاح در انتهای سخنانش به بررسی وضعیت زنان در شبکه‌های حمل و نقل مـی‌پـردازد، شبکـه‌هایی که فضاهای خصوصی را به فضاهای عمومی مرتبط می‌کنند:«بر اساس نتایج یک تحقیق چهار میلیون سفر زنانه در طول روز در شهر تهران انجام می‌شود که ۱۰ درصد این سفرها مربوط به اشتغال‌های رسمی و بقیه مربوط به اشتغال‌های غیررسمی زنانی است که برای کار از مناطق حاشیه‌ای به تهران می‌آیند و به دستفروشی یا کار در خانه‌های مردم مشغول هستند.»

او به یافته‌های دیگر این تحقیق اشاره می‌کند: «۳۶ درصد این سفرها با اتوبوس انجام می‌شود و علت علاقهء این زنان به استفاده از اتوبوس قیمت کم، جدایی زنان و مردان یا ایمنی بیش‌تر و ارتباطی است که زنان با یکدیگر در اتوبوس برقرار می‌کنند به طوری که در همین ارتباط‌ها برای یکدیگر کاریابی هم می‌کنند.مترو هم با داشتن خصوصیات مشابه با اتوبوس از وسایط نقلیهء مورد علاقهء این زنان است. اما تاکسی به خاطر قیمت و این‌که در آن رفتارهای خشونت‌آمیز بیش‌تری اتفاق می‌افتد مورد استفادهء این زنان نیست.»

فــلاح مـعـتـقـد اسـت کـه زنـان مصرف‌کنندگان بزرگ‌تری از فضاهای زندگی جمعی نسبت به مردان هستند.«در پارک‌ها فقط مردان بازنشسته را می‌بینید، اما زنان در همین پارک‌ها مشغول راه رفتن، دویدن و استفاده از ابزارهای ورزشی هستند.»او ساخت اولیهء فضای پارک‌ها را نیز بر مبنای تفکری مردسالارانه می‌داند: «در شب این مکان‌ها بسیار ناامن است چرا که روشنایی به اندازهء کافی نیست. بهترین پارک‌ها دور از دسترس و بدون تجهیزات هستند. مانند پارک آبی آزادگان که در منطقهء محروم تهران واقع شده و مورد استفادهء مردان قرار گرفته است.»

به گفتهء این جامعه‌شناس«فضاهای سبز شهری به خاطر رفتارهای نابهنجار اجتماعی و بزه‌خیز بودن جایی برای استفادهء زنان باقی نگذاشته به طوری که زنان فقط می‌توانند از پارک‌هایی که در شمال و مرکز شهر هستند، استفاده کنند به طوری که در پارک‌های جنوبی شهر، زنان فقط از قسمت‌هایی از پارک که در جوار خیابان باشند، می‌توانند بهره‌مند شوند.»

منبع:روزنامه سرمایه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.