همبستگی یا وابستگی

مینو مرتاضی لنگرودی

ژیلاجان با توجه به شناختی که از روحیه اصلاح‌طلب تو و علاقه قلبی‌ات به وحدت و همبستگی زنان و پایبندی‌ات به ارزشهای اخلاقی دارم، بنا به درخواست خودت برای ارسال مطلب درباره ۲۲ خرداد به طور خلاصه چند نکته‌ای را یادآوری می‌کنم.

اول آن که ژیلای عزیز باور کن تقلیل دادن نتیجه داستان تجمع خرداد ۸۵ به دو دسته مخالف و موافق پرداخت هزینه یا دو دسته محافظه کار و رادیکال حاصلی جز تحقیر یک تجربه اجتماعی آن هم از نوع زنانه‌اش ندارد. و تحقیر تجربیات زنانه از فعالان جنبش زنان امری بعید است و کمکی هم به ایجاد همبستگی نمی‌کند.

دوم آنکه یادآوری می‌کنم، به دلیل اهمیتی که تجمع موفق ۲۲ خرداد ۸۴ در طرح مستقیم مطالبات زنان به افکار عمومی و ایجاد همبستگی و بسیج طیف‌های مختلف فعالان جنبش زنان داشت، به عنوان مبدأیی برای تکرار هر ساله همان خواسته‌ها در تاریخ معین ۲۲ خرداد انتخاب شد.

بحث موافق و مخالف روی شیوه برگزاری و نحوه بزرگداشت روز ۲۲ خرداد ۸۴ بود. که عده‌ای پیشنهاد تجمع خیابانی را مطرح کردند. و عده‌ای پیشنهاد تشکیل سمینار و نشست برای مراسم ۲۲ خرداد داشتند. هیچ کدام از این دو روش خالی از پرداخت هزینه برای فعالان نبودند. تفاوت عمده این دو روش تقلیل هزینه برای فعالان بالقوه جنبش زنان بود که به صورت تماشاچی‌های مشتاق در اطراف مطالبات زنان پرسه می‌زنند و به دلایل مختلف جرأت و شهامت ورود به این حوزه فعالیت را در خود نمی‌بینند.

از این زاویه اگر نگاه کنی می‌بینی که آنها که مخالف برگزاری تجمع خیابانی بودند، عمدتاً زنانی با تجربه و با سوابق روشن مبارزاتی در راه تحقق برابری و دموکراسی در ایران بودند و نه تنها ترسی از چند روز زندان رفتن نداشتند که اصولاً تعریف‌شان از جنبش اجتماعی با تعریف آنان که جنبش را با حزب و سندیکا و سازمان سیاسی و اپوزسیون یکی گرفته بودند متفاوت بود.

بحث هزینه و فایده، بحث رایج در احزاب و گروه‌های سیاسی در تقابل و آلترناتیو دولت است. و مسلماً جنبش زنان در ایران که خواستهای برابری حقوق و لغو قوانین تبعیض‌آمیز را از دولت و مجلس طلب می‌کند، در موضع چانه‌زنی روی مطالبات قرار ندارد که بحث هزینه و فایده را وارد معادلات خود کند.

مخالفان پیشنهاد تجمع خیابانی در ۲۲ خرداد ۸۵ با توجه به شکل‌گیری دولت نهم و ترکیب مجلس هفتم و گسترش سرکوب نهادهای مدنی و فعالان جنبش دانشجویی و قومی و فضای متفاوتی که با فضای اجتماعی سال قبل ایجاد شده بود. فکر می‌کردند جنبش زنان تا آنجا که می‌تواند باید از افتادن در تله و تور امنیتی پلیسی پرهیز کند و اجازه ندهد این تور بر جنبش زنان که از فقر نفرات و سرمایه اجتماعی رنج می‌برد گسترده شود.

من هم معتقد بودم و هستم که فعالان جنبش‌های اجتماعی تا زمانی که از حمایت‌های گسترده مردم برخوردار نیستند، نباید اجازه دهند که جنبش‌ به حوزه‌هایی کشیده شود که در آنها مدیریت و تفوق با سرکوبگران و فرصت‌طلبان است.

ژیلاجان من فکر نمی‌ کنم چنانکه تو می‌گویی اگرنخبگان جامعه یا روشنفکران هزینه بیشتر بپردازند، این هزینه‌ها در جامعه سرریز می‌شوند و مردم را تشویق به پرداخت هزینه در راه آرمانهایشان می‌کند.* من نمی‌دانم آیا تو تجربه‌های خاص در این زمینه داری یا آمار یا یافته‌‌ای که حکایت از درستی این تحلیل کند؟ اما تجربه من قبل و بعد از انقلاب در جنبش‌های آزادیبخش حاکی از این است که آنها که جانشان (هزینه‌ای بالاتر از این که نداریم) و هستی و خانواده و دارایی‌شان را هزینه کردند نتوانستند مردم را تشویق به هزینه دادن کنند.

و اتفاقاً آنهایی موفق شدند که توانستند مردم را قانع کنند که پیوستن به جنبش فایده‌اش خیلی بیشتر از هزینه‌هایی است که در وضعیت منفعلانه و سکون حاکم بر زندگی ستم‌آلود خویش می‌پردازند.

روشنفکران و نخبگانی که قادر به ایجاد وحدت بین صفوف مردم بر سر مطالبات معین می‌شوند قبلاً این حقیقت را دریافته‌اند که وحدت همواره روحیه مقاومت را افزایش می‌دهد. آن گاه هزینه‌های احتمالی را سرشکن می‌کند.
به همین دلیل هم آنها به راحتی کسی را حذف نمی‌کنند، زیرا یک نفر هم یک نفر است!

بنابراین تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ که قاعدتاً با هدف احترام به همبستگی و وحدت نظر و عمل در طرح مطالبات بین اقشار وسیعی از فعالان در ۲۲ خرداد ۸۴ می‌بایست برگزار می‌شد ، در عمل با مقدس کردن تجمع خیابانی و اصالت دادن به فرم به جای محتوا ناچار شد عده زیادی از فعالان صادق جنبش زنان را به خیال خود حذف کرده نادیده بگیرند.

در حالی که برگزارکنندگان تجمع نتوانستند حتی برای سال بعد همین روش را تکرار و دنبال کنند. و در این روش به صورت روشی یک بار مصرف در تاریخ جنبش زنان ایران ثبت شد.

در بیانیه‌ای که در آستانه فرا رسیدن ۲۲ خرداد ۸۶ صادر شد، تأکید شده است که در شرایط بغرنج کنونی و با وجود رنجی که از خشونت‌های اعمال شده در قلب دردمندمان داریم و به واسطه احضارهای تلفنی و کتبی و پرونده‌سازی برای کنشگران و حبس و ابلاغ حکم‌های سنگین و بی‌ثبات برای مدافعان حقوق برابر و کسانی که از مرز حرف و شعار عبور کرده و به وادی عمل (اعتراض خیابانی) ارتقا یافته بودند و خط قرمزها را شکسته و نادیده گرفتند. سومین سالگرد یادمان ۲۲ خرداد به صورت سمینار و در فضای سرپوشیده انجام می‌گیرد.

پس در اینجا در عمل آن دسته از فعالان که تحمل حکم‌های سنگین و احضارهای تلفنی و کتبی قلب‌شان را به درد آورده بود و بیش از این حاضر به پرداخت هزینه‌ها نبودند به روش برگزاری یادمان از طریق سمینار روی آوردند نه آنها که این کم تحملی و دردمندی را پیش‌بینی کرده بودند و با دلایل روشن خواهان جلوگیری از تحمیل این قبیل هزینه‌ها بر فعالان بی‌باک اما نازکدل جنبش بودند.

می‌بینی ژیلاجان، بالا رفتن هزینه‌ها برای نخبگان الزاماً منجر به سرریز شدن آن در جامعه و بالا بردن توان پرداخت هزینه بین مردم نمی‌شود!

البته در ادامه بیانیه آمده است که چون کمپین تداوم‌بخش همان سیاست‌های خیابانی است. پس دیگر نیازی به تجمع اعتراضی گسترده نمی‌بینیم.و مسئولیتی هم در قبال صدها فعال زن که در حوزه‌های مختلف و به روشهای متفاوت از کمپین (بدون اینکه هیچ مخالفت و تضادی با آن داشته باشند) در جنبش زنان به فعالیت مشغولند احساس نمی کنیم؟

آیا این است مفهوم برابری‌خواهی و همسان دیدن انسانها که اساس گفتمان جنبش زنان است؟

صادرکنندگان بیانیه خرداد ۸۴ که در واقع همان برگزارکنندگان تجمع خرداد ۸۵ بودند. هیچ نیازی هم به نقد و توضیح درباره عبور و بازگشت مجددشان به مرزهای حرف و شعار و خطوط قرمز به فعالان جنبش زنان و سایر جنبشها که روشهای اعتراضی دیگری برای طرح مطالباتشان انتخاب کرده بودند احساس کنند. و نهایتاً همان روشی را برای یادمان ۲۲ خرداد و طرح مطالبات زنان برگزیدند که آن را تحقیر می‌کردند و محافظه‌کارانه می‌خواندند.

و یادمان ۲۲ خرداد ۸۶ را در فضای محفلی خانه با شرکت دوستان و آشنایان و به طور خصوصی برگزار کردند! و به دلیل بغرنج و پیچیده بودن شرایط مجبور شدند یک گام از پیشنهاد برگزاری سمینار در سالن‌های عمومی هم عقب‌تر بروند. و جالب این است که این عقب‌نشینی از سر اجبار ناشی از آن حمله بی‌موقع را پیروزی هم قلمداد کردند.

ژیلاجان حسن بزرگ ۲۲ خرداد ۸۵ و ۸۶ این بود که نشان داد همبستگی با وابستگی تفاوت بسیار دارد و عمده کردن سلیقه‌ها و تفکرات فردی و جناحی و پافشاری غیرمسئولانه بر روشهای هژمونیک در جنبش‌های اجتماعی و به خصوص جنبش زنان و همچنین تحقیر و حذف و نادیده گرفتن نگرشها و نیروهای متفاوت فعال و موجود در جنبش‌ هرگز نخواهد توانست به وحدت در نظر و عمل بین فعالان کمکی کند.

وحدت و همبستگی به قول آیت‌الله طالقانی شکلی و فرم قرار دادن چون صیغه ازدواج و طلاق ندارد که کسی از تو بپرسد انکحتُ و پاسخ بشنوند قَبلْتُ.

ژیلای نازنین، بیا فارغ از فضاهای مجازی و فریبنده اینترنتی که فعالیت جنبش زنان ایران را محدود به چند وبلاگ شخصی و سایت گروهی کرده است با توجه به واقعیت‌های عینی جامعه ایران به میلیونها زن ایرانی نگاه و توجه کنیم که مستمر و پیگیر در یک تدریج مداوم، ذره ذره در کلیه عرصه‌های عمومی جامعه پیش می‌روند، بدون هیاهو و تبلیغات؟!

برای این میلیونها زن، پیشروی و عمل در عرصه عمومی، امری وجودی و حیاتی است چون به واقعیات محسوس زندگی زنان چون فقر، بیکاری، افسردگی و ناامنی بیشتر بستگی دارد تا نمایش قدرت زنانه و به اصطلاح showoff.
می‌بینی من هم با پراندن اصطلاحات خارجی می‌خواهم بگویم بله ما هم اهل بخیه‌ایم.(مزاح کردم تا از تلخی حقیقتی که در کامم حس می‌کنم کمی بکاهم.)

همراه شو ای عزیز تا فارغ از فضاهای مجازی تحمیلی بر جنبش زنان در عالم واقع به عنوان زنانی از نسل‌های متفاوت اما مشترک و مقاوم در طرح مطالبه برابری و همسانی انسانها برای رفع موانع ذهنی و عینی تحقق وحدت کوشش کنیم.
که اگر وحدت بر مبنای اصولی و براساس احترام و اعتماد متقابل به یکدیگر محقق شود. ناگفته و نانوشته چون پریرویان تاب ستوری نخواهد داشت و هر طوری که شده خود را نشان خواهد داد و جلوه‌ها خواهد فروخت. خواه روزی بر نامش ثبت شود یا نشود.

*اشاره به گفته های ژیلا بنی یعقوب در میزگرد مدرسه فمیننیستی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.