دو خواهر در شکنجه گاه پدر و نامادری
اعتماد: دستان طاهره طراوت دستان یک کودک را ندارد. بدن نحیف و خسته او مدت ها است که با زخم های عمیق و دردناک دست و پنجه نرم می کند. کابوس های شبانه، طاهره را رها نمی کند.کجاست آغوش گرم مادر که این کودک را از شکنجه های پدر برهاند. مادر بالاخره آمد، اما زمانی که طاهره حتی قدرت سخن گفتن هم ندارد.
طاهره یکی دیگر از قربانیان کودک آزاری است؛
به گزارش روزنامه اعتماد سوم آبان سال گذشته پرستاران بیمارستانی در استان گلستان درمان روی دختری به نام طاهره را آغاز کردند که دچار سوختگی شدیدی شده و بیهوش بود.
با توجه به وخامت حال این کودک وی به بخش مراقبت های ویژه منتقل شد، اما این تمام مشکلات طاهره نبود، چرا که پرستاران هنگام تعویض لباس این دختربچه و پوشاندن لباس مخصوص متوجه شدند آثار ضرب دیدگی، سوختگی های کهنه و کبودی روی بدن او مشهود است.
بنابراین آنها پدر و مادر طاهره را که او را به بیمارستان رسانده بودند، مورد پرسش قرار دادند، پدر طاهره که عباس نام دارد به پرستاران گفت دخترش دچار تشنج شده و در حالی که متوجه رفتارش نبوده خودش را به دیوار کوبیده و مقداری آب جوش روی بدنش ریخته است و آنها هیچ نقشی در آسیب دیدگی این کودک نداشتند.
گفته های عباس در حالی بود که آثار برجای مانده روی بدن طاهره حکایت از آن داشت که وی به شدت مورد آزار قرار گرفته و این آزارها طولانی مدت بوده است، چرا که زخم ها کهنه بودند.
بنابراین پرستاران حراست بیمارستان را در جریان این ماجرا قرار دادند، اما پدر طاهره و زنی که همراه او بود از بیمارستان فرار کرده بودند و مسوولان حراست پلیس را در جریان قرار دادند.
با توجه به آدرسی که توسط پدر طاهره در پرونده پزشکی این کودک نوشته شده بود ماموران به روستایی در آن حوالی رفتند، اما خبری از عباس و همسرش آذر نبود.
برادر عباس گفت؛ برادرم چندی قبل با آذر ازدواج کرد و به همین دلیل همسر اولش که دختردایی مان بود از او جدا شد. عباس دو دختر داشت که دخترانش را به همسرش نداد و پیش خودش نگه داشت. مدتی قبل هم سهم ارثیه پدری اش را گرفت، ماشینی خرید و از این روستا رفت. او به ما گفته بود به تهران می رود اما آدرسی از وی نداریم.
با توجه به مجهول المکان بودن عباس بازپرس پرونده دستور داد ماموران شماره خودروی وی را به دست آورند و از این طریق او را شناسایی کنند. با به دست آمدن شماره ماشین ماموران گشت انتظامی سراسر کشور موظف به ردیابی آن شدند و سرانجام توانستند عباس را در تهران شناسایی کنند.
وقتی عباس دستگیر شد اعتراف کرد به اتفاق همسر دومش طاهره دختر ۱۱ ساله اش و آمنه دختر هشت ساله اش را شکنجه می کرده است.
عباس گفت؛ بعد از اینکه با آذر ازدواج کردم همسر اولم که مادر دو دخترم بود، مرا ترک کرد و به خانه پدرش رفت. من هم نمی خواستم دخترانم را به او بسپارم به همین خاطر در خانه خودم نگه داشتم تا آذر از آنها مراقبت کند اما بچه ها خیلی بی تابی می کردند.
مدتی بعد من برای اینکه زندگی بهتری داشته باشیم خانواده ام را به تهران آوردم. من و آذر صاحب فرزند پسری شدیم و گرفتاری هایمان بیشتر شد.
بچه ها خیلی بی تابی می کردند و به حرف مان گوش نمی کردند. من و آذر طاقت مان تمام شده بود، به همین خاطر آنها را تنبیه می کردیم تا شاید سر به راه شوند.
وی ادامه داد؛ من بچه ها را کتک می زدم و آذر هم با قاشق و اتوی داغ آنها را می سوزاند. روز حادثه طاهره بهانه مادرش را گرفت. من با سیم و گوشتکوب او را زدم و اتوی داغ به بدنش چسباندم.
از طاهره خواستم بلند شود و راه برود. او چند قدم برداشت، سرش گیج رفت و به دیوار برخورد کرد و بیهوش شد. به پیشنهاد آذر او را به شهر خودمان بردیم و به کمک خانواده همسرم او را در بیمارستان بستری کردیم و متواری شدیم.
بعد از دستگیری عباس و آذر با توجه به اینکه جرم در تهران اتفاق افتاده بود پرونده متهمان به شعبه ۷ دادسرای شمیرانات فرستاده شد، این در حالی بود که عباس و همسرش با قرار وثیقه ۳۰ میلیون تومانی آزاد بودند.
بازپرس پرونده این بار پس از بازجویی از عباس و همسرش آذر و همچنین خواهر کوچک طاهره و اعتراف متهمان به آزار دو دختربچه قرار وثیقه آنها را به ۵۰ میلیون تومان تبدیل کرد و حضانت دو دختر را به مادرشان سپرد.
این در حالی است که طاهره ۲۰ روز در بخش مراقبت های ویژه و ۲۰ روز در بخش عمومی بستری بوده و در حال حاضر قدرت تکلم خود را از دست داده است.
