چرا باید فمینیست بود؟ مهدیه گلرو

تصور عموم درباره فمینیسم گرفتن حق مردان در زندگی روزمره است اما چنانچه در لغت نامه ها نیز آمده معنای ساده فمینیست وجود حقوق و فرصت های برابر برای زنان ومردان است.

من فکر میکنم زندگی کردن با یک زن فمینیست به مراتب راحت تر از حالتی عکس این است!زن فمینیست به واسطه باور خود و توانایی هایش و اعتقاد به برابری و پرهیز از تصویر زن سنتی وابسته که همیشه نیاز به تکیه گاه دارد خود در زمانهای لازم نقش تکیه گاه را بر عهده میگیرد و همسرش جدای از وظیفه تاریخی و سنتی تکیه گاه بودن، امکان تجربه تکیه کردن و رها بودن را دارد.زن فمینیست به دنبال برطرف کردن همه نیازهایش از طریق همسرش نیست و وی را موظف به مهیا کردن همه چیز نمیداند،چه خانه دار باشد چه شاغل با تقسیم صحیح و منطقی کار روزانه خود را در همه رنج ها و لذتهاشریک میکند،مادر فمینیست از کودکی نقش های سنتی خاله بازی و پلیس بازی را به فرزندانش دیکته نمیکند و فرزندان سالم وبدون عقده های جنسی تحویل جامعه میدهد،

نگاه مردسالارانه از کودکی مردان را از گریه،ابرازعشق وبیان احساسات منع میکند و این موجب بروز مشکلات عظیم روحی در دوره بزرگسالی میشود چنانچه امروز شاهد آن هستیم.تصور غلط جامعه امروز از فمیمیست بر این باور است که زنان برابری خواه تنها به دنبال منافع حاصل از عدالت جنسیتی هستند اما چنانچه دقیق شویم میبینیم درخواست شروط ضمن عقد همراه با چشم پوشی از مهریه خود نشانه محکمی است که زنان امروز به دنبال باز کردن زنجیرهای سنت از پای خود هستند و خوب میدانند اساس زنجیر در سکون است و نمیتواند چند حلقه آن را دوست داشت و نگه داشت. دنیای مردسالار نه تنها به زنان در طی سالیان سال آسیب زده بلکه مردان رانیز از هویت انسانی و علایق شخصیشان دور کرده است.

امروز همه ما نیاز به بازگشت به برابری داریم تا اعتماد از دست رفته زنان و مردان نسبت به هم را بازسازی کنیم.فمینیست هم همچون بسیاری از واژه ها به دلیل تعریف نادرست امروزه مهجور مانده است و ما زنان و مردان فمینیست باید باز تعریف آن را از بزرگترین وظایف خود بدانیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.