دیدگاه الوین تافلر نسبت به آیندهء خانواده
عشق به علاوه احساس مسوولیت
الوین تافلر صاحب نظری که از انقلاب الکترونیک سخن گفته و آن را سومین انقلاب پس از انقلاب صنعتی و انقلاب کشاورزی میداند معتقد است، با این انقلاب ساختارهای نظام صنعتی متلاشی میشود. او تنشها و تعارضات موجود دنیا را ناشی از این انتقال میداند و البته جامعهای انسانیتر و دموکراتیکتر را در پیش روی بشر میبیند. اما در این جامعهء جدید که بر مبنای دانش و اطلاعات بنا میشود تغییراتی در خانواده رخ خواهد داد. او درکتاب موج سوم دربارهء کلبهء الکترونیکی مینویسد: «نظام جدید تولید علاوه بر کوچک کردن واحد تولید و خصلت واقعی کار و نامتمرکز کردن آن میتواند انسانها را از کارخانهها و ادارات خلاص کند و به ماوای اصلیشان یعنی خانه بازگرداند. مؤسسات، نهادها و خانوادهها در این میان دگرگون میشوند و به عصری باز خواهیم گشت که خانه کانون و محور جامعه میشود.» تافلر انتقاداتی که به کار در خانه مطرح میشود را برمیشمرد: «عده ای مایل نیستند در خانه کار کنند، با وجود بچهها چطور میتوان کار کرد؟ معماری یک خانهء معمولی برای کار مناسب نیست و اینکه امکان دارد اتحادیهها این فکر را در نطفه خفه کنند و…»
انجام تکالیف در خانه: تافلر مطرح میکند، سیصد سال قبل نیز باورش سخت بود که مردم خانه و مزرعه را برای کار در خانه رها کنند. با ورود موج سوم کارگرانی که با کالای فیزیکی سر و کار دارند کاهش مییابند. او انتقال کارهایی را که کمی انتزاعی هستند و به تماس دو جانبهء مستقیم بسیار کمی نیاز دارند، مانند ماشین نویسی، آماده کردن صورت حسابها و … به کلبهء الکترونیک را آسانتر از بقیه میداند. برخی کارها از نظر تافلر چیزی جز ازدحام عدهء زیادی حول یک کامپیوتر نیست و زمانی که کامپیوتر به خانه برده شود دیگر ازدحامیوجود نخواهد داشت .
ایاب و ذهاب از راه دور: عوامل نیرومندی که کلبهء الکترونیکی راترویج میدهند از نظر تافلر عبارتند از سیستم حمل و نقل که به صورت بحران در آمده، مسدود بودن جادهها و شاهراهها، کم بودن فضا برای پارکینگ، آلودگی و هزینههای بالا .این مسایل به حدی مشکل ساز شده که برای حل آن گاهی پیشنهاد شده به جای آنکه مشاغل به خانههای کارکنان بروند، کارمندان به مراکز نزدیک خانهء خودشان انتقال یابند که به آن الگوی نیمه راه خانه میگویند. وقتی که هزینهء رفت و آمد کارکنان تاثیر زیادی بر هزینههای شرکتها دارد، به مرحله ای میرسیم که هزینههای حمل و نقل رو به افزایش رفته و هزینهء ارتباط از راه دور مرتبائ پایین میرود زمانی که این دومنحنی با هم تلاقی میکنند انتقال به کلبهء الکترونیک با صرفه خواهد بود. کمبود بنزین هزینههای هنگفت ساختمان و تاسیسات از عوامل دیگر در این زمینهاند.
عامل دیگر، تحول ارزشی جامعه است، رواج _خلوت گرایی و گرایش تازه به زندگی در شهرهای کوچک و روستاها و گرایش روز افزون به انسجام واحد خانواده که کار مشترک در طول تاریخ این پیوستگی را مستحکم کرده است. همچنین گمان میرود میزان طلاق در بین زوجهایی که با هم کار میکنند کمتر است .
جامعهءخانه کانونی: با کار در خانه ثبات بیشتری برای جامعهءمحلی به ارمغان آورده میشود چرا که کارمندان مجبور به تغییر شغل و هر بار به جایی رفتن نیستند. بنابراین فشار عصبی ناشی از تحرک اجباری و روابط گذرا کاهش مییابد و افراد مشارکت بیشتری در جامعهء محلی پیدا میکنند، در انجمنهای محلی عضو میشوند و این مساله به کلیسا، گروههای زنان، باشگاهها و سازمانهای ورزشی حیات تازه ای میدهد .این تغییر محلکار بر محیط زیست تاثیر گذاشته، نیاز به انرژی را پایین آورده و عدم تمرکز انرژی را منجر میشود.
تاثیرات روانی کلبهء الکترونیک نیز روابط چهره به چهره و عمیق عاطفی به جای فضای بیگانه و غیر شخصی است، در جهان آینده دو نوع رابطه انسانی به وجود میآید: ۱. رابطه واقعی۲. رابطه با واسطه (دستگاههای الکترونیکی.)
تافلر شیوهء زندگی پس از انقلاب الکترونیک را بیشتر شرح میدهد و مینویسد: «خانواده انواع مختلفی داشته است، اما شکل خاصی از آن شامل مرد نان آور، زن _خانه دار و چند فرزند کوچک، تنها نوعی بوده که تمدن موج دوم به آن صورتی آرمانی داد. زیرا ساختار آن جوابگوی نیازهای جامعه تولید انبوه و ارزشهای رایج و شیوههای زندگی آن از جمله نظام سلسله مراتبی و بوروکراتیک، قدرت و جدایی آشکار زندگی خانوادگی و شغلی است.»
شیوههای زندگی غیر هستهای : تافلر بر این نظر است که با موج سوم عمر خانوادهء هستهای تمام نمیشود، بلکه به صورت آرمان از بین میرود. اکنون در آمریکا این شیوه بسیار تقلیل یافته است. تعداد افراد مجرد افزایش یافته و افراد بین ازدواجهایشان تنها زندگی میکنند. افرادی که مایل به داشتن بچه نیستند بیشتر شدهاند. جیمز ریمیمیگوید: «شاهد نوعی انتقال دسته جمعی از کودک کانونی به بزرگسال کانونی هستیم. همچنین تعداد خانوادههای تک والدی نیز بیش از گذشته شده که علت آن پذیرفتن این نکته است که خانواده تک والدی تحت شرایط خاصی برای کودک بهتر از خانواده هسته ای است که به طور دایم درگیر کشمکش و دعواست.»
خانواده هم افزود یا چند والدی نیز از نظر تافلر خانوادهای است که زن و مردی که از همسرانشان جدا شدهاند و از ازدواجهای قبلی فرزند دارند با یکدیگر ازدواج میکنند، این افراد با ازدواج با هم و نگه داری این بچهها نزد خود شکلی از خانوادهء گسترده را به وجود میآورند. تخمین میزنند که ۲۵ درصد از بچههای آمریکایی در این خانوادهها بزرگ شده و یا بهزودی بزرگ میشوند .
جسی برنارد میگوید: «مشخصترین ویژگی ازدواج در آینده دقیقا این است که برای افرادی که از رابطه شان با یکدیگر انتظارات متفاوتی دارند، راههای مختلفی هست.»
روابط داغ: تافلر در این قسمت مینویسد، معلوم نیست که کدام نوع در موج سوم شیوهء رایج زندگی خواهد بود و این بیشتر به تکنولوژی و کار مربوط است.
حال با ورود کار به خانه چه تغییری در مفهوم عشق بهوجود میآید؟ تافلر معتقد است وقتی زن و شوهرهایی که به خاطر مشغله تنها چند ساعت در روز همدیگر را میبینند، حال در کنار هم روابط صمیمانهتری برقرار میکنند. گرچه شاید برخی این با هم بودن را طولانی و نفرت انگیز بیابند. در برخی از خانوادهها همچنان تقسیم سنتی کار وجود خواهد داشت و زن به مواظبت از بچهها مشغول است و مرد به کار با کامپیوتر میپردازد. گاهی زن و شوهر کاملائ شغل متفاوتی دارند و میتوانند با هم به تبادل نظر بپردازند. البته تافلر این با هم بودن اجباری را به معنای تامین سعادت و خوشبختی نمیداند. ولی معتقد است در خانوادهء گستردهء گذشته، گرچه تنشهایی بود اما روابط آنها به علت کار با یکدیگر محکم، پیچیده و داغ بود و این چیزی است که خانوادههای امروزی آرزوی آن را دارند. کار مشترک میتواند عشق را از نو تعریف کند و این چیزی است بیش از عشق یا عشق بهعلاوه…
عشق بهعلاوه …: با پیشرفت موج دوم و انتقال هر چه بیشتر وظایف خانواده به بیرون از آن عشق رمانتیک بهوجود آمد. خانواده دیگرترکیبی از مدرسه، واحد تولید، بیمارستان و آسایشگاه سالمندان نبود، در عوض وظایف روانیاش مهمتر شد. اما باز طبقه و پایگاه و در آمد در انتخاب همسر نقش مهمیداشت، گرچه فرض بر این بود که نسبت به عشق اهمیت درجه دوم دارند.
افراد در آینده طالب چیزی بیش از عشق هستند، به مغزی احتیاج دارند که به کمک آن بهتر کار کنند، یعنی عشق+ آگاهی + احساس مسوولیت و انضباط نفس، یا عشق+ دیگر فضیلتها درکار.
تبلیغ برای اشتغال کودک: کودکان موج اول از همان مرحله اولیه شعور، والدینشان را در حال کار میدیدند، اما در موج دوم کودکان در مدارس از پدر و مادرها جدا شدند و از کار والدینشان تصویر مبهمیدارند . در موج سوم کودکان نه تنها کار را مشاهده میکنند بلکه بعد از سن معینی خود نیز در آن مشارکت میجویند. به نظر تافلر میتوان کارهای مناسب برای سن کودکان _طرح ریزی و ضمیمه برنامه آموزشی شان کرد . از خود بیگانگی جوانان امروزی به علت پذیرش اجباری نقش غیر مولد در جامعه طی دورهء طولانی شباب است و این مساله در چارچوب موج دوم غیر قابل حل است.
خلافکاری والدین: تافلر تغییر شکل خانواده را بدون درد و رنج و اضطراب نمیداند، بلکه تغییر ساختار خانواده نقشها و انتظارات را تغییر میدهد و مشکلاتی را برای اعضا بهوجود میآورد.
نویسنده معتقد است: «از روزی که کتاب پر و سر و صدای بتی فریدان به نام رمز و راز زنانه انتشار یافت ما شاهد نوع انتظارات و تغییر آنها در حوزهها ی زندگی بودیم. دادگاهها پر از پروندههایی شده که مربوط به تعریف مجدد نقشهاست. خلاف کاری والدین درآینده میتواند به کودک این حق را بدهد که علیه آنها شکایت کند و خسارت دریافت کند.»
با فراغت بال به سوی آینده: تمدن موج سوم به هیچ وجه سعی نمیکند افراد را به اجبار در یک شکل واحد خانوادگی جای دهد، هر فرد برا ی یافتن موقعیت مناسب برای خود آزاد است. اما در این گذار میلیونها نفر چنین تنوعی را بیشتر سر درگم کننده خواهند یافت تا نجات بخش . برای اینکه این تنوع ساختار گره گشا باشد نه زیان بخش باید تحولاتی همزمان با آن در بسیاری از سطوح جامعه از اخلاق تا مالیاتها و اشتغال ایجاد شود . باید برای خانهداری دستمزد پرداخت و ارزش اقتصادی قایل شد. کاهش اهمیت سابقهء خدمت، گسترش زمان کار شناور، افزایش امکانات کار نیمه وقت نه تنها فراگرد تولید را انسانیتر میکند بلکه آن را با نیازهای اشکال چندگانهء نظام خانوادگی نیز هماهنگ میسازد.
