زنان دیگر چه میخواهند
مجموعه مقالات الیزابت دیبولد
ترجمه فریبا فقیهی
انتشارات دنیای اقتصاد، ۱۱۱ صفحه، اسفند ۹۶،
۱۰ هزار تومان
با وجود آن همه راهِ پیمودهٔ غربیها از دههٔ ۶۰ قرن بیستم تاکنون، چالشهایی که زن غربی هنوز و هم اکنون با آن درگیر است بیانگر پرحاشیه بودن لفظ برابری زنان و مردان است، اگرچه قوانین و سیاستها و تبلیغاتشان مدعی آنند. این چالشها میگویند که شنیدن لفظ برابری همهٔ انسانها حتی از زبان حضرت مسیح و پس از شکوفایی مسیحیت نتوانست به بنیان عظیم مردسالاری و باورهای آن تکان چندانی بدهد- هرچند زنان برای ترویج پیام مسیح کمتر از مردان جان فشانی نکردهاند. و دو هزار سال بعد، حتی نهضت فمینیسم و همهٔ انقلابیگریهای زنان نیز نتوانسته بافت ظریف و بنیادین باورهای مردسالاری را از ذهن زنان بشکافد و یا بزداید.
ذهنیت مردسالاری چنان در تار و پود تفکر، سنت و کهن الگوی جامعهٔ مردسالار تنیده که حتی زنان مدعی برابری را فریفته است و گذار از این شرایط، بازنگریای به درون- از سوی خود زنان- را میطلبد. هشدار دیگر نگارنده خودبرتربینی زنان است که زنگ خطری به مراتب بزرگ برای جنبش فمینیسم است و آن را به بیراهه بردهاست.
واقعگراییِ پیشنهاد شده در این این مقالات به خواننده یادآوری میکند که به گذشته، حال و آینده با دیدهای بیطرف و پیشرو بنگرد. نخستین مقاله ذات مؤنث، بدون حجاب است که قداست و الوهیت جنس زن را ارزیابی میکند، دومین مقاله عطش آزادی است که به نقش زنان در تحولات تاریخی از سه هزار سال پیش تا کنون میپردازد، سه مقالهٔ بعدی با عنوان زنان کجایند با پرسشی بنیادی به موقعیت زن امروزی غربی در اجتماع میپردازد که پس تحولات ۱۹۶۰ اکنون مشغول چه هستند و پس از آن هم مقالهای داریم دربارهٔ فمینیسم همگرا که شیوهای است برای آشنا شدن زنان با درون خود و دست آخر نیز مقالهٔ زنان دیگر چه میخواهند که میپردازد به این پرسش که با اینهمه دستاورد از دهه ۶۰ قرن بیستم به این سو، آخر چرا زنان هنوز شاد نیستند.

