شعری از مهری جعفری در سالگرد درگذشتش
مهری جعفری، فعال حقوق زنان، وکیل پایه یک دادگستری، کوهنورد و شاعری بود که در روز سیزدهم مرداد سال ۱۴۰۰ در حالی که برای صعود به قلهی پوبدا در رشتهکوههای تین شان واقع در مرز بین قرقیزستان و چین، به این کوهستان رفته بود، از یک ارتفاع دو هزار متری به یخچال سقوط کرد و درگذشت.
شعر زیر از اوست که به مناسبت دومین سالگرد درگذشتش، به خوانندگان کانون زنان ایرانی تقدیم میشود:
تقدیم به زنان و به پاسداشت زبان
گم
صدای جیغ پرنده
اینجا
همینجا توی گلوی من
درست همینجا
ج ی غ پرنده ج یییییییییییییییییی غ
و آن حروف اینجاست
اینجا
همینجا زیر دندانهای من
مک میزنم
ترش شدهاند
و تکههای هر حرف
تکههای هر حرف را میگویم
هر حرف
در تکههای یک بغض ساده همیشگی غوطه میخورد
تا که تف میکنم آههای هزارهها را
یک بار دیگر
از پنجرههای بسته
این حروف را فراموش کن حرفهای تازهای در راه است
این چرخیدنهای مداوم زبان
گوش کن
بال بال زدنهای مداوم کلمات
زبان را هی ی ی
میچرخانم
گوش کن
گوشههای این حرفها را که شکستهام،
ریزههایش را هی ی ی ی چرخ میدهم
دنبال چیزی بودم
چیزی
مثل مرواریدهای درخشان
بین کهنه پارههای جملههای تاریخی
تا امروز
امروز
دانه دانه از کنارههای جملههای گوشدار
گوش دار
از درز باز شده در میان عبارتهای مرده و حرفهای فرسوده
فرسوده
فرسوده
صدایش را میشنوی؟
جیر جیر تخته پارههای این جملهها
که انبار شدهاند روی هم
دنبال چیزی بودی
بین حرف و یا جمله
کدام رساله
آنجا که همه سطرها از حال رفتهاند
بین همه سخنان گچی
در قالبهای فلزی
در گوشههای بوگرفته از جملههای تبدار و کلمات احساساتی نمناک
اینجاست که دیر میشود
اینجا در پیشگاه همه کسانی که گوش به این شعر سپردهاند
من از این همه تاخیر معذورم
و معذورم از حرفهای پشت این حنجره
ساده نیست
نفس میخواهد
نفس س س س
بین حرفهای عموزنجیرباف که میدوی
نفسسسسسس
از زیر زبان تا زیر ناف
نفسسسسسسس
تکانی به آنها میدهی
حادثهای باید وسط یک جمله افتاده باشد
میخ دیگری از تن یکی دیگر
این حروف را از تابلوهای مبتذل بیرون کشیدهام
حالا
همین الان
همینجاست
اما هنوز تمامش نکردهام
و تمام راههای عالم از همین جا شروع میشود
اینجا
همینجا
صدای جیغ پرنده میآید
جی ی ی ی ی غ پرنده

