اینترنت، به مثابه ابزاری برای مادران/فرناز سیفی

زنستان_ فرناز سیفی: بنا بر آمار منتشره یونسکو امروزه حدود 11 درصد مردم دنیا به اینترنت دسترسی دارند. هرچند که نابرابری جنسیتی در دسترسی و استفاده از اینترنت در همه کشورهای دنیا و به ویژه کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه وجود دارد، اما بنا بر همین آمار در همه کشورها دسترسی و استفاده نسل جوان از اینترنت روز به روز افزایش می یابد. یک آمار داخلی نتیجه تحقیقات یونسکو را در جامعه ایران تایید می کند و بیشترین گروه کاربران اینترنت در ایران را جوانان زیر سی سال معرفی و تاکید می کند که در این میان حضور زنان در این عرصه و استفاده آنها از این ابزار مدرن به سرعت در حال افزایش و گسترش است.

شاید در این میان ظهور پدیده وبلاگ نویسی و رواج آن میان زنان جوان را بتوان نقطه عطف حضور زنان در عرصه سایبر دانست؛ وبلاگ نویسی ابزاری است که به زنان کمک کرد تا از پشت پرده های سنت و تصاویر از پیش ساخته شده خارج شوند و چهره ای حقیقی تر از زنان را که از فیلترهای کمتری عبور کرده است به ثبت برسانند. وبلاگ ها معمولا نمایانگر یک یا چند وجهه از وجوه اجتماعی افراد است که در معرض دید قرار می گیرد؛ هرچند غالبا یکی از این وجوه برجسته شده و بیشتر در معرض دید قرار گرفته و هویت مرکزی فرد وبلاگ نویس را در این عرصه شکل می دهد. در این میان نام وبلاگ اولین عنصری است که به خواننده اطلاعات می دهد که در این وبلاگ کدام یک از وجوه شخصیتی و نقش های ایفایی نویسنده وبلاگ در معرض دید قرار گرفته است؛ این نام معمولا نشات گرفته از برجسته ترین وجهی است که در معرض دید دیگران است.معمولا در دسته بندی وبلاگ های زنان پررنگ ترین تقسیم بندی وبلاگ های روزمره و وبلاگ های فمینیستی است.در اکثر نوشته ها و تحقیقاتی که درباره وبلاگ های زنان صورت گرفته است این تقسیم بندی کمابیش به چشم می خورد.اما به نظر می رسد تعدادی از وبلاگ های زنان نیز هستند که آنها را متمایز از سایر وبلاگ ها می کند و وجهه پررنگ و غالب آن تصویر زنی است که نقش مادری خود را در معرض عموم قرار داده است و کاراکترهای اصلی وبلاگ زنی در نقش مادر و فرزند او هستند. نگاهی به وبلاگ های مادرانی که وبلاگ خود را برای فرزندشان یا درباره زندگی روزمره فرزندشان می نویسند حاکی از این است که در انتخاب نام اکثر این وبلاگ ها واژه کلیدی “مامان” به کار رفته است و یا نام کودک به عنوان اسم وبلاگ انتخاب شده است، گاه نیز شاهد همنشینی نام کودک و واژه مادر هستیم که نشان از غلبه وجهه مادری و فرزندی در این دسته از وبلاگ ها است.

نگاهی به میانگین سنی مادران وبلاگ نویس و فرزندان آنها حاکی از آن است که سن اکثر این مادران کمتر از سی و پنج سال و فرزندان آنها نیز زیر هفت سال سن دارند. این مادران، نسل جوانی هستند که دسترسی به اینترنت ابزاری را در اختیار آنها قرار داده است که نسل های قبلی از آن بی بهره بودند. هنوز فرهنگ شفاهی، فرهنگ غالب جامعه ایران است و برای زنان نسل قبل تر نامه نگاری رایج ترین شیوه ارتباطی مکتوب بود. اما حیطه های تعریف شده محدود برای نامه نگاری، مانع از این بود که نامه نگاری و یا حتا خاطره نویسی تبدیل به شیوه ای فراگیر میان آنها شود. بنابراین کمبود مکتوبات درباره رابطه مادر و فرزندی، یکی از کاستی هایی است که در رابطه مادران و فرزندان نسل قبل به چشم می خورد.

مادران نسل قبل که انقلاب یکی از مهم ترین تجربه های زندگی آنان بود، نسلی هستند که اکثرا معلق در میان سنت و مدرنیته هستند. مرجع مشورتی اکثر این مادران زنهای نسل قبل تر خود بودندکه در مقایسه با آنان زنانی به مراتب سنتی تر هستند. نباید از این نکته غافل بود که نه رهنمودهای زنان سنتی تر نسل قبل راهگشای آنها بود و نه ابزار و امکانی مطابق با شرایط زمانه وجود داشت تا بتوانند خود را با ان منطبق سازند. حتا استفاده از ابزار ارتباطی فراگیر دیگر از قبیل تلفن نیز سراسری نشده بود. این کمبود ابزار، تعاملات آنها در رابطه با مسائل شان با فرزندانشان را محدود، بسته و عقب تر از شرایط زمانه نگاه می داشت. اما مادران جوان نسل اینترنت و ماهواره در معرض اطلاعات به روز و تعامل گسترده با مادران دیگر در نقاط مختلف جهان هستند.این تعامل گسترده آنها را به طور مداوم در معرض تجربیات، آموخته ها و شیوه های تربیتی دیگر مادران یا آن دسته از خوانندگان مطالب خود که در موضوعات مرتبط با کودک تخصصی دارند قرار می دهد. نگاهی به تولیدات مادران انلاین در عرصه سایبر موید این نکته است که آنها در بسیاری موارد طیف وسیعی از پیش آمدها و مشکلات خود در نقش مادری و در تعامل با کودک را در نوشته های خود منعکس می کنند و تعامل از طریق کامنت به انها فرصت می دهد که در جریان تجربه ها و دانسته های دیگران نیز قرار بگیرند. یکی از این مادران انلاین در گفت و گویی تلفنی به من می گفت که هربار در وبلاگش از بیماری هایی که کودکش به ان مبتلا می شود یا لحظه هایی از روند تربیتی کودک که در ان به مشکل برخورده و راه حل مناسبی به نظرش نمی رسد نوشته است، کامنت هایی از از مادران دیگر با تجربیاتی بسیار مشابه دریافت کرده است. این موج سهیم شدن در تجربه ها و مشکلات یکدیگر خود به تنهایی احساس نگرانی او را بسیار کاهش داده و گاه نیز تجربه ها و راهکارهای دیگران در حل مشکلات به او کمک کرده است.این مادر وبلاگ نویس معتقد بود که این عدم رودررویی دنیای مجازی به او احساس آرامش بیشتری می دهد تا با ذهنی آسوده از ترس ها و دلهره های خود در نقش مادر بنویسد؛ چرا که بیان این احساسات و نگرانی ها در دنیای حقیقی و به ویژه با بستگان او را در معرض قضاوت و ارزشگذاری قرار می دهد و در بسیاری موارد شایستگی های او را زیر سوال می برد. او معتقد است در دنیای حقیقی شاهد نوعی مسابقه «مادر بهتر، کودک بهتر» هستیم که مانع از تعاملات بی دغدغه و بی قضاوت مادران با یکدیگر می شود و می گوید چنین برخورد قضاوتی را در دنیای مجازی که عاملیت رودررویی حذف شده است مشاهده نکرده است.

دسترسی و استفاده مادران نسل امروزی از اینترنت، بر زندگی فرزندان انها نیز تاثیر می گذارد. کمتر کسی است که علاقه مند نباشد در جریان خصوصیات و رفتارهای دوران کودکی خود باشد، مجرای دسترسی افراد به دوران کودکی خود خاطره های پدر ومادر و اطرافیان است که در اکثر موارد شفاهی است و همواره در معرض پس و پیش شدن قرار دارد. به ویژه که این بازگویی خاطرات معمولا محدود به شیرین کاری ها یا یا چند اتفاق و حرکت خاص فرد در دوران کودکی می شود.به نظر می رسد این ثبت مداوم حرکات، گفته ها و آموخته های تازه کودک در بزرگسالی می تواند به فرد کمک کند تا شناخت دقیق تری از خود را به دست اورد و در قوام بخشیدن به هویت و تعریف دقیق تر از «خود» نقشی موثر داشته باشد. یادگارهای کودکی کودکان امروز مادران انلاین که جوانان آینده ای نزدیک خواهند بود، چیزی فراتر از چند آلبوم عکس و لباس نوزادی خواهد بود؛ نوشته هایی مداوم از لحظه لحظه های سال های آغازین زندگی که در گذر زمان زنگار فراموشی بر آن نقش بسته و حضوری محو در ذهن دارند. اینترنت و وبلاگ نویسی به مادران این جوانان آینده نزدیک کمک می کند که مانع نشستن غبار فراموشی بر این برهه زندگی گردند.

فناوری اطلاعات و ارتباطات شیوه هایی نوین از تعامل را به وجود اورد که به زنان اجازه داد که خود را از موقعیت اجتماعی از پیش تعیین شده بسته ای که در ان محصورند رها سازند. عنصر جداناشدنی هر تعاملی انتقال تجربیات، افکار و دیدگاه ها است. در دنیایی که انتقال دانسته ها رکن مهم جوامع بشری است، چرا نباید از احساسات و تجربیاتی نوشت که کمتر مجال حضور در عرصه عمومی و علنی را داشته اند؟ آن هم احساسات و تجربیاتی از جنس مادری که یا گرفتار قالب های از پیش ساخته بوده است و یا اسیردر هاله تقدیس و غلو.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.