داستان لیلا؛ نمونهاى از خشونت غیرفیزیکى
لیلا، زن ۳۵ ساله، ظاهراً از رفاه نسبی برخوردار است؛ خانهای منظم، پوشش آراسته و وسایل شخصی مرغوب دارد. با اینحال، در پس این ظاهر آراسته، او هر روز با محدودیتهایی نامرئی اما مؤثر مواجه میشود.
سمیرا فرهادی

لیلا، زن ۳۵ سالهای که در شهری متوسط زندگی میکند، ظاهراً از رفاه نسبی برخوردار است؛ خانهای منظم، پوشش آراسته و وسایل شخصی مرغوب دارد. با اینحال، در پس این ظاهر آراسته، او هر روز با محدودیتهایی نامرئی اما مؤثر مواجه میشود. همسر او در بسیاری از امور شخصیاش دخالت میکند تعیین میکند چه بپوشد، چه عطری استفاده کند یا حتی چه زمانی از وسایل شخصی خود بهره ببرد. لیلا مالک تمام این اشیاست؛ نام او روی فاکتورها ثبت شده و بسیاری از آنها بهعنوان هدیه به او داده شدهاند. با این وجود، اختیار واقعی استفاده از آنها از او سلب شده است. این وضعیت آرام اما پیوسته، احساس ناظربودن را بهجای کنشگری در زندگی به او تحمیل میکند. در سالهای نخست، این رفتارها برای لیلا آزاردهنده نبود؛ اما با رشد فکری و بازتعریف مفاهیم خشونت، بار احساسی و روانی این محدودیتها برای او سنگین شد.
تجربه لیلا نمونهای از خشونت غیرفیزیکی است؛ نوعی خشونت که آثار ظاهری ندارد اما در لایههای پنهان زندگی روزمره جریان دارد و حق انتخاب و اراده فرد را هدف قرار میدهد. بر اساس ماده ۱ اعلامیه رفع خشونت علیه زنان مصوب ۱۹۹۳ ، خشونت علیه زنان هر فعل مبتنی بر جنسیت است که موجب آسیب جسمی، روانی یا جنسی میشود یا احتمال چنین آسیبی را در بردارد.
خشونت اقتصادی، روانی و رفتاری
از منظر حقوقی، خشونت اقتصادی، روانی و رفتاری -هرگاه با قصد کنترل همراه باشد- در زمره اعمال خشونتآمیز قرار میگیرد. در خانواده، این خشونت اغلب به شکل محدودیت مالی، سلب آزادی تصمیمگیری در پوشش و استفاده از اموال شخصی، یا تعیین مداوم حدود مجاز برای رفتار زن نمود پیدا میکند. در محیط کار نیز اشکال متفاوتی از خشونت روانی همچون تحقیر، تبعیض، فشار در تصمیمات حرفهای و نابرابری مزدی مشاهده شده است. در سطح کلانتر، خشونت ساختاری بهصورت نظاممند، زنان را در موقعیتی نابرابر قرار میدهد.
بنابراین، تجربه لیلا صرفاً یک رخداد فردی نیست؛ بلکه بازتاب یک ساختار نابرابر گستردهتر است. این خشونت در چارچوب روابط خصوصی رخ میدهد اما ریشه در نظم اجتماعی دارد که نابرابری را بازتولید میکند.
در فقه امامیه، یکی از اصول مهم در باب مالکیت، روایت منسوب به امام جعفر صادق (ع) است که میفرماید: «مَنِ استَولَى على شَیءٍ مِنهُ فَهُوَ لَهُ» این روایت هنگامی معنا پیدا میکند که با تجربه لیلا سنجیده شود. استیلا» در اینجا تنها مالکیت ظاهری نیست، بلکه ناظر به قدرت واقعی در بهرهبرداری و تصمیمگیری است. اگر شخصی مالک امری باشد اما امکان تصرف آزادانه در آن را نداشته باشد، سلطه حقیقی او نقض شده است. فقها از این روایت برداشت میکنند که مالکیت واقعی زمانی تحقق مییابد که سلطه کامل ممکن باشد؛ بهویژه درخصوص اموال زنان، این اصل اقتضا میکند که زن علاوه بر مالکیت صوری، از اختیار کامل در استفاده و تصرف نیز برخوردار باشد. سایر روایات نیز استقلال مالی زنان را تأیید کردهاند و هرگونه محدودیت بیوجه -با نیت خیر- را مغایر عدالت و قانون دانستهاند.
سرگذشت لیلا و پرسش اساسی
سرگذشت لیلا بر یک پرسش اساسی تأکید میکند: چگونه ممکن است زن در اسناد رسمی مالک باشد اما در واقعیت، از اراده و اختیار محروم بماند؟ چنین وضعیتی بار روانی سنگینی ایجاد میکند و نوعی خشونت پنهان است که در روابط خانوادگی نهادینه میشود. تحقق عدالت در ساختار خانواده و جامعه نیازمند شناسایی این گونه از خشونت و تقویت آگاهی عمومی، اصلاح قوانین و ارتقای تربیت اجتماعی است؛ مسیری که استقلال واقعی زنان را به رسمیت میشناسد و از تسلط نامشروع جلوگیری میکند.
منابع:
۱. قواعد فقه، بخش مدنی، سید مصطفی محقق داماد.
۲. اعلامیه رفع خشونت علیه زنان، ۱۹۹۳.
۳. سمیرا نجفی کشکولی، پرتایل جامع علوم انسانی.

