سهم زنان شهر من از زندگی

سرمایه _پویه مددی:با استشمام بوی گاز می‌فهمی که به شهر مسجد سلیمان رسیده‌ای. ورودی شهر زیباست. مملو از آپارتمان‌های محصور در یک منطقهء کوهستانی. شهر ظاهری زیبا دارد ولی کافی است در کوچه پس کوچه‌های شهر قدم بزنی تا چهرهء خستهء زنانی را ببینی که بی‌هدف روزگار می‌گذرانند و این سکوت و تنهایی و خانه‌نشینی درد مشترک دختران و زنان مسجد سلیمان است.

مسجد سلیمان شهری است در شمال خوزستان که آب و هوایی کاملائ کوهستانی دارد. شهر کوچکی که به راحتی می‌توان نسبت به یکدیگر آشنایی پیدا کرد. نزدیک به یکصد سال پیش کشف نفت در این شهر باعث به وجود آمدن آن شد هرچند که قدمت شهر را تا زمان هخامنشیان رقم زده‌اند اما از ۳۰ سال پیش شهر از لحاظ موقعیت اقتصادی دوران پر باری را گذرانده است هرچند که بسیاری از امکانات آن دوران ویژهء افراد خاصی از جامعه بود که همین موضوع باعث به وجود آمدن فاصلهء طبقاتی میان مردم شهر شد. این موضوع امروزه بیش‌تر نمود پیدا کرده است و متاسفانه آن دوران رفاه اقتصادی به هیچ عنوان در رشد فرهنگی و اجتماعی شهر تاثیری نگذاشته است.

غروب خورشید در تابستان گرم شاید بهترین بهانه باشد برای خروج از خانه ولی با این همه، تعداد زنان در خیابان‌ها چندان چشم‌گیر نیست و برای این انزوا مهم نیست که تحصیل‌‌کرده باشی یا نه، در هر صورت باید تن به خانه‌نشینی داد زیرا برای خروج از خانه حتمائ باید بهانه‌ای داشت.

مریم ۲۶ ساله، چند وقتی است که لیسانس‌اش را گرفته او می‌گوید: «با هدف داشتن زندگی بهتر تن به درس خواندن دادم ولی تحصیل هیچ تغییری در زندگی‌‌ام ایجاد نکرد اگر قبلائ یک دیپلمهء بیکار بودم امروز یک تحصیل‌کردهء بیکارم که همین موضوع تحمل این اوضاع را مشکل کرده است.» در شهر خبری از سینما نیست سال‌هاست که پارک عمومی شهر تعطیل شده است و تنها فرهنگسرای شهر سال‌هاست که نیمه‌کاره باقی مانده است. شهر فرسوده است نشانی از حرکت در آن دیده نمی‌شود کافی است غروب سری به محله‌های قدیمی شهر بزنی زنانی را خواهی دید (پیر و جوان) که با گرد آمدن به دور هم درحال بحث و صحبت هستند و این تنها تفریح روزانهء آن‌هاست.

لیلا ۲۲ ساله چند سالی است که دیپلم گرفته اما قصد ادامه تحصیل ندارد. لیلا معتقد است: «تحصیل هیچ تغییری را در زندگی من ایجاد نخواهد کرد و تنها عمرم را تلف خواهد کرد.» هرچندبخشی جوانان شهر افسرده‌اند اما سهم زنان و دختران از این افسردگی بیش‌تر است و پیدا کردن شغلی مناسب برای زنان حکم کیمیا را دارد و آمار زنان تحصیل‌کردهء بیکار روزبه‌روز درحال افزوده شدن است و همین موضوع باعث شده تا امید به آینده‌ای بهتر را از دست بدهند.

فرزانه چند سالی است که تحصیلاتش را به پایان رسانده ولی هنوز نتوانسته کار مناسبی پیدا کند او نبود شرکت‌های خصوصی و مردانه بودن بیش‌تر ادارات دولتی را بزرگ‌ترین مشکل خود در راه پیدا کردن کار مناسب می‌داند.

با این همه اینترنت توانسته جایگاه مناسبی میان جوانان شهر پیدا کند، کافی‌نت شهر مملو از مشتاقان است، جوانانی که با هیجان چشم به صفحهء مانیتور دوخته‌اند ولی با اندکی توجه به این نتیجه خواهیم رسید که در کافی‌نت هم تعداد دختران در برابر پسران چندان چشم‌گیر نیست و گروه سنی این تعداد محدود را نیز دختران زیر ۱۸ سال تشکیل می‌دهند که پنهانی و پس از پایان مدرسه برای اندکی تفریح به آن محیط پناه برده‌اند.

زنان در شهر من سه دسته‌اند; گروهی که به این محیط و این روش زندگی عادت کرده‌اند گروهی دیگر منتظرند تا ازدواج کنند و گروهی که تنها راه فرار از این‌گونه زندگی را ازدواج نمی‌دانند و گروهی دیگر که سعی می‌کنند خود را با فعالیت‌های کاذب مشغول کنند ولی کافی است که پای درد و دل تک‌تک این زنان بنشینی آن وقت می‌فهمی که مهم‌ترین خواسته و آرزویشان فرار از این بن‌بست جغرافیایی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.