کاهش نرخ مشارکت زنان به ۱۳.۴ درصد در سال گذشته
سعیده شفیعی

بر اساس جدیدترین گزارش مرکز آمار ایران، طی سال گذشته نرخ بیکاری جمعیت پانزده ساله و بیشتر ۷.۵ درصد بوده که هر چند در وهلهی اول مثبت به نظر میرسد اما بررسی دقیقتر این گزارش نشان میدهد وضعیت زنان در بازار کار ایران در سال گذشته رو به افول بوده و به نوعی انزوا و محرومیت بیشتر نیمی از جمعیت دامن زده است. البته باید توحه داشت این آمار بر اساس چهار نمونهگیری کشوری اواسط اردیبهشت، مرداد، آبان و بهمن استخراج شده و کاهش اشتغال ناشی از جنگ اخیر را دربرنمیگیرد و برای تحلیل دقیقتر وضعیت بازار کار باید منتظر ارقام سال جدید ماند.
شواهد آماری
بر اساس جدیدترین گزارش مرکز آمار ایران، نرخ مشارکت زنان در سال گذشته تنها ۱۳.۴ درصد در مقابل ۶۷.۹ درصد نرخ مشارکت مردان بوده است. به عبارت بهتر، از کل جمعیت فعال کشور تنها چهار میلیون و چهارصد هزار نفر را زنان تشکیل میدهند. از این تعداد حدود دو و نیم میلیون نفر در بخش خدمات، ۹۸۰ هزار نفر در بخش صنعت و بیش از ۴۶۰ هزار نفر در بخش کشاورزی مشغول به کار بودهاند. البته باید توجه داشت بخش زیادی از زنان در مشاغل غیررسمی و مشاغل خانوادگی مشغول به کار هستند که در آمار رسمی لحاظ نمیشود.
با همین نرخ مشارکت پایین، نرخ بیکاری زنان با ۱۵ درصد بیش از دو برابر نرخ بیکاری مردان با شش درصد است. دادهها نشان میدهد در سال ۱۴۰۴، اشتغال مردان حدود ۲۲۸ هزار نفر افزایش اما اشتغال زنان حدود ۱۹۴ هزار نفر کاهش داشته است. به بیان دیگر، تقریبا تمام افزایش اشتغال مردان با کاهش اشتغال زنان خنثی شده و درنهایت اشتغال خالص تنها ۳۴ هزار نفر بوده است. برخی کارشناسان معتقدند بخشی از این کاهش میتواند به دلیل قطع اینترنت در سال گذشته باشد که به اشتغال زنانی که از اینستاگرام برای امرارمعاش استفاده میکردند، ضربهی شدیدی زد.
مشارکت تکرقمی و انزوای اقتصادی در شهرها
نرخ مشارکت اقتصادی زنان در کل کشور ۱۳.۴ درصد ثبت شده که نسبت به ۱۴.۱ درصد در سال ۱۴۰۳ کاهش ۰.۷ واحد درصدی نشان میدهد. این یعنی از هر صد زنِ در سن کار، ۸۶ نفر اصلا وارد بازار کار نشدهاند و جزو جمعیت غیرفعال محسوب میشوند. بر اساس تعاریف آماری، جمعیت غیرفعال به گروهی از افراد جامعه گفته میشود که شغل ندارند و در جستجوی شغل هم نیستند. بر اساس این گزارش، در سال گذشته ۷۳ درصد از ۳۹ میلیون نفر جمعیت غیرفعال را زنان تشکیل دادهاند. ۲۸ میلیون و ۷۰۹ هزار زن در ردهبندی جمعیت غیرفعال قرار گرفتهاند که نسبت به سال گذشته بیش از ۷۰۰ هزار نفر رشد داشته است.
نرخ بیکاری دو برابری و تضاد فارغالتحصیلان دانشگاهی
در حالی که نرخ بیکاری مردان در کشور شش درصد است، نرخ بیکاری زنان با رقم پانزده درصد، بیش از دو و نیم برابر مردان است. این نرخ در بین دختران جوان ۱۵ تا ۲۴ ساله در کل کشور ۳۳.۲ درصد بوده و در نقاط شهری به ۳۵.۰ درصد میرسد. یعنی بیش از یکسوم دختران جوانی که فعالانه به دنبال کار هستند، شغلی پیدا نمیکنند. از دیگر سو، نرخ بیکاری زنان فارغالتحصیل دانشگاهی ۱۸.۱ درصد در مقایسه با نرخ هفت درصدی مردان تحصیلکرده است. نگرانکنندهترین آمار این بخش، سهم زنان تحصیلکرده از کل بیکاران زن است؛ ۶۳.۵ درصد از کل زنان بیکار ایران، فارغالتحصیل آموزش عالی هستند که این عدد در نقاط شهری به ۶۷.۹ درصد میرسد. در حالی که طی سه دههی گذشته جامعه و خانوادهها سرمایهگذاریهای زیادی بر آموزش دختران انجام دادهاند و همچنان بیش از نیمی از صندلیهای دانشگاهی در اختیار زنان است، اما بازار کار ایران ساختاری کاملا مردانه دارد. نتیجهی این وضعیت، حبس شدن تخصص زنان در خانهها یا مهاجرت نخبگان زن است.
شاخص NEET و پناه بردن دختران به انفعال اجباری
یکی از کلیدیترین شاخصها برای ارزیابی آیندهی یک جامعه، شاخص نیت (جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله غیرشاغل و غیرمحصل) است. بر اساس گزارش مرکز آمار ایران در حالی که این شاخص برای پسران جوان در سال گذشته ۱۵.۲ درصد بوده، برای دختران جوان به ۳۶.۲ درصد رسیده است. این یعنی بیش از یکسوم دختران جوان ایرانی در حساسترین سن مهارتآموزی، نه در چرخهی آموزش حضور دارند و نه در چرخهی اشتغال که این وضعیت میتواند زمینهساز بحرانهای شدید روحی، ناامیدی اجتماعی و وابستگی کامل اقتصادی برای آنان باشد.
نابرابری در کیفیت اشتغال و ساعات کار
دادههای مربوط به متوسط ساعت کار نشان میدهد در سال گذشته، زنان شاغل به طور متوسط ۳۵.۴ ساعت در هفته کار کردهاند در حالی که این رقم برای مردان ۴۷.۱ ساعت بوده است. از سوی دیگر، نرخ اشتغال ناقص در زنان (۴.۵ درصد) کمتر از مردان (۷.۶ درصد) است. کمتر بودن ساعات کار زنان را نباید به حساب تمایل آنان به کار پارهوقت گذاشت. در غیاب زیرساختهای حمایتی دولتی (مانند مهدکودکهای ارزانقیمت، مرخصیهای زایمان تضمینشده و امنیت شغلی)، زنان شاغل ناچارند بخش عمدهای از توان خود را صرف بازتولید نیروی کار در خانه کنند. این امر پتانسیل رشد شغلی آنها را محدود کرده و آنها را به سمت مشاغل کمدرآمدتر و با ثبات کمتر سوق میدهد.
جمعبندی
زنان در بازار کار ایران طی سال گذشته همچنان در یک محرومیت چندلایه به سر میبرند. ساختار اقتصادی کشور نه تنها در ایجاد شغل برای زنان ناتوان است، بلکه در جذب گزینشی نیز اولویت را به مردان میدهد. بالا بودن سهم ۶۳.۵ درصدی فارغالتحصیلان دانشگاهی از کل زنان بیکار، زنگ خطری جدی است که نشان میدهد سیستم اقتصادی در مسیر اتلاف سیستماتیک سرمایهی انسانی زنان گام برمیدارد. بدیهی است توسعهی پایدار در هیچ کشوری با بیتوجهی به پتانسیل نیمی از جمعیت ممکن نخواهد بود.

