جنبش حقوق زنان

کانون زنان ایرانی-“جنبش حقوق زنان” در ایران نوشته الیزسانا ساریان دکترای علوم سیاسی، متخصص در حوزه های سیاست قومی- تطبیقی، زنان در توسعه بین‌المللی و… است. نویسنده، کتابش را در بحبوحه دوره انقلاب ۱۳۵۷به نگارش درآورده و در سال ۱۳۶۱به چاپ رسانده. مترجم کتاب، نوشین احمدی خراسانی از فعالان با سابقه عرصه دفاع از حقوق زنان است که به نظر می رسد خود نیز مجذوب کتاب ساناریان است. به اعتقاد مترجم، نگاه جامعه شناسانه کتاب که جنبش زنان از زمان مشروطیت تا اوایل انقلاب پرداخته آن را از کتاب های مشابه متمایز می سازد، زیرا وقایع تاریخی رادستمایه کار خود قرار داده تا تحلیلی جنسیتی از رویدادهای تاریخی معاصر ارائه دهد. کتاب با سئوال هایی نظیر” سازمان های زنان تا چه حد در ایجاد و ارتقای جنبش زنان موفق بوده اند؟ دولت، مذهب و فرهنگ هر یک چه نقشی در پشتیبانی زنان ازحقوقشان بازی‌کرده‌اند؟” آغاز می‌شود و با استفاده از مدل نظری جوفریمن (jofreeman) به دنبال یافتن پاسخ هایش است.

طبق نظر فریمن خواستگاه هر جنبش بر مبنای سه گذاره استوار است.” ۱- رشد و گسترش شبکه های ارتباطی از قبل موجود، در ورای مرزهای محلی۲- امکان هم گرایی این شبکه ارتباطی با وجود اندیشه های موجود در آن جنبش۳- وجود یک بحران یا حضور سازمان دهندگان” (ص۱۸)

سپس بعد از ذکر مشکلات و موانع تحقیق در فصل دوم به وضعیت زنان در ایران قبل از اسلام و بعد از اسلام و مشارکت آنها در انقلاب مشروطیت و نهضت ملی می پردازد. تصویر حال و هوای مشروطه و جدال مشورطه خواهان و روحانیون خواننده را به دوران مشروطه می برد.

انقلاب مشروطه(۱۲۸۵)فرصت ایده آل برای زنان فراهم کرد تا محیط تنگ خانگی شان را ترک کنند و به خیابان ها بیایند. برای نخستین بار زنان یاد گرفتند که در امور خارج ار خانه ومسایل غیر سنتی و غیر مرسوم شرکت کنند. اما در این بین ” تنها عده معدودی از زنان مشروطه خواه، طرفدار حقوق زنان بودند، نه همه کسانی که از مشروطه و استقلال ملی حمایت می کردند(ص۴۳) توده های انبوه زنان بی سواد که صرفاً به عنوان هوادار به نهضت ملی پیوسته بودند با فروکش کردن انقلاب به اندرونی های سابق خود بازگشتند. همچنین راهپیمایی زنان بی حجاب از نظر هر دو گروه (روحانیت و ملی گرایان) بی معناتر و ناموجه تر از آن بود که به رسمیت شناخته شود.

یکی از زوایای جالب جنبش حقوق زنان حمایتی است که از سوی روشنفکران و مشروطه خواهان مرد کسب کرده بود. روشنفکرانی چون میرزاده عشقی، بهار، ایرج میرزا که از حامیان ثابت قدم حقوق زنان به ویژه در عرصه آموزش بودند. وکیل الرعیا نماینده همدان نخستین کسی در تاریخ ایران بود که مسئله برابری زن و مرد را در مجلس شورا طرح کرد. همچنین ساناساریان به نشریه دانش اشاره می کند، نشریه‌ای که به طور مرتب در آن زمان به چاپ می رسید.

وی پس از ذکر نام نشریات و انجمن های زنانه بر این نکته تاکید می کند همه انجمن های زنان هدف اصلی شان کسب برابری نبود. بلکه در برخی از آنها مانند انجمن “مخدرات وطن” هدف اصلی شان استقلال ایرانیان از تسلط خارجیان بود. وی متذکر می شود که اکثر نشریات و سازمان های زنان پس از جنگ جهانی اول فعال شدند. یعنی همزمان با موفقیت جنبش حق رای زنان در انگلیس و امریکا. جنبش زنان در ایران، از زنان طبقه متوسط روبه بالای تهران و یا دست کم در دیگر شهرهای مهم و بزرگ ایران تشکیل شده بود. فصل چهار کتاب به بررسی علت هایی می پردازدکه مانع از گسترش جنبش زنان و دلایل زوال این جنبش شد. که ساناساریان با استفاده از مدل فریمن سه دلیل را برای آن ذکر می کند. و در ادامه به کودتای ۱۲۹۹رضاخان اشاره می کند و اقداماتی که در این دوره انجام شد را یادآور می شود: تغییر در قوانین طلاق و ازدواج گسترش فرصت های آموزشی برای زنان و ممنوعیت حجاب . نویسنده اذعان می کند که هدف کشف حجاب از سوی رضاخان عنوان می شد. اما صرفاً حرکتی نمایشی بود. وی به دنبال ساختن تصویری مدرن از ایران بود. نویسنده در فصل پنجم به تحلیل فعالیت های زنان و موقعیت آنها طی حاکمیت محمدرضا شاه بر سه محور رسمیت بخشی و هم گرایی فعالیت های زنان، عملکرد سازمان زنان ایران، و نحوه اجرا و تصویب برخی از قوانین مثبت به نفع زنان پرداخته است.

در دهه ۱۳۳۰فعالیت های زنان تدریجاً متمرکز شد. این همگرایی توسط گروههای زنان به اجرا در نیامد بلکه قدرت سیاسی حاکم این کار را به منظور کنترل فعالیت های مستقل زنان انجام داد.(ص۱۲۳)

همچنین فصل پنجم به توضیح نحوه اعطای حق رای زنان و ایجاد سازمان ایران پرداخته است. نویسنده تاکید می کند. ریاست انحصاری سازمان ایران به دست اشرف پهلوی و خواهر دوقلوی شاه بود. که تمامی بدنه تصمیم گیری این سازمان نفوذ و تسلط کامل داشت. شرط بقای این سازمان این بود که سازمان زنان هیچ موضع ضد حاکمیت اتخاذ نکند. که البته این نمونه ای از جنبه های منفی این سازمان محسوب می شود. و از مثبت ترین جنبه های این سازمان رسیدگی به مسائل و مشکلات حقوقی در رابطه با حقوق زنان بود.

فصل ششم کتاب در پی پاسخ به سئوال هایی است نظیر چرا زنان در انقلاب ۵۷نقش فعالی داشتد؟ چرا همدوش مردان علیه شاه شعار می دادند؟ این زنان که بودند؟ و دلایلی را ذکر می کند که مهم ترین آنها مذهبی بودن رهبری انقلاب، ساختارهای سنتی خانواده ایرانی، تغییر اندک زنان و ارزش های سنتی در آموزش رضاخانی همچنین برداشت نادرست زنان ایرانی از جنبش زنان در غرب و شکست اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران در آن دوره است.

دورنمای آینده فصل هفتم کتاب و آخرین فصل ان است. که نزدیک به انقلاب ۵۷است.

و در جمع بندی کتاب معتقد است زنان همواره برای کمک و یاری رسانی بسیج شده اند. چه از طریق درگیری مستقیم در منازعات و چه به عنوان نیروهای امدادی و حاشیه ای در جنگ ها، جنبش های استقلال ملی، درگیری های مدنی و انقلاب های مردمی در ایران نیز از زنان به عنوان ابزار سیاسی استفاده شده. همچنین به تصویر نادرست هر دو گروهی سنتی و مدرن از حقوق زنان اشاره می کند. و تاکید می کند که این واقعت مضحک و تلخ عصر ماست که رسانه های ارتباط جمعی مسائل فمینیستی بین کشورهای در حال توسعه با کشورهای غربی را به غلط تفسیر و ارائه کرده اند. آن ها در عین حال که کشورهای در حال توسعه را به این باور سوق می دهند که جنبش آزادی زنان یعنی، شبیه مرد بودن یا شبیه غرب بودن به زنان غربی هم تصویر غلط از همتایان جهان سومی شان ارائه می دهند.(ص۱۹۵)

چاپ اول کتاب “جنبش حقوق زنان در ایران” با تیراژ ۲۰۰نسخه و با قیمت ۱۸۰۰تومان توسط نشر اختران امسال روانه بازار شده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.